کافه تلخ

۱۳۸۶ آذر ۲۲, پنجشنبه

آبمار



آبمار یک مار ضخیم، سمی و تیره رنگ است که نقش و نگار زیادی ندارد و از بسیاری از مارهای هم نوع خود یعنی مارهای مرداب که از ماهی و قورباغه تغذیه میکنند، خطرناک تر است. این مار همانند سایر جانوران سمی با درمان گری و زندگی سم زدا مرتبط است.
آنها غالبا نشان گر این هستند که به زودی زندگیمان تغییر خواهد کرد. هنگامی که آبمار ظاهر میشود معمولا آشنایی با دنیای مردگان قریب الوقوع خواهد بود.
بیشتر آیین ها برای رسیدن به نوعی وضعیت وجودی دگرگون کننده ، عبور از دنیای مردگان را توصیه میکنند. عالم اموات با محل تولد، سرزمین، میراث، همه قدرت ها و جادو مرتبط است. این دنیا، بازگشت به جوهر واقعی مان است.

آشنا شدن ها، نقطه شروع و تولد دوباره هستند:

آشنا شدن با عالم اموات تعامل های خطرناکی را به دنبال دارد که البته تنها شخصیت های کاذب را تخریب میکنند، آن نقاب ترسناکی که مستبدانه بر فردیت ما حکم میراند.....

از طریق آشنایی با عالم اموات، میتوان از طریق جسم فیزیکی و محیط زندگی، درون و بیرون را به هم مرتبط ساخت. آبمار، نگهبان و راهنمای ما در عالم اموات است جایی که با ترس ها، نقاب ها و سایه های خود رودررو میشویم. این الهه های تاریکی مانند کاتالیزور عمل میکنند و ما را با تجربه ای که دگرگونمان خواهد کرد، آشنا میسازند.

اکثر مارها میتوانند خوب شنا کنند و در میان آنها آبمار یکی از قابل ترین شنا گران است. در واقع، تنها افعی است که معمولا با عنصر آب مرتبط میباشد و با این محیط، خوب سازگار شده است. چشم ها و سوراخ های بینی اش بالای سر قرار گرفته اند و به این ترتیب، به هنگام شنا میتواند در سطح آب نفس بکشد و ببیند اینمار فلس های ثابت و یکنواختی دارد که در شنا کردن کمکش میکنند. به همین علت هنگامی که در قلمروهای جدید به کند و کاو و پژوهش میپردازیم و از آب های عمیق بهره برداری میکنیم هم نگهبان و هم راهنما میشود.

زمانی که آبمار ظاهر میشود ، آشنایی و تعلیماتی در پیش است در بخشی از زندگیمان فرصتی برای عبور از مرز سرزمین های عجیب پیش خواهد آمد که از بسیاری جهات تقابل ترس و ایمان به شمار میاید.


مار زنگی

هنگام زمستان مرد جوانی در جنگل در حال گذر بود که به یک مار زندگی برخورد. مار از سرما خشک شده و میان راه افتاده بود. مرد جوان ناراحت شد و آن را در زیر بالاپوش خود قرار داد تا گرم شود. همچنان که به راه خود ادامه میداد مار گرم شد و شروع به تکان خوردن کرد. مرد جوان ایستاد، بالا پوش خود را گشود تا ماررا آزاد کند امامار چنبره زده و به سرعت گونه او را نیش زد.

مرد جوان مبهوت ماند. به محض اینکه مار روی زمین افتاد برگشت و به مرد جوان نگریست که روی زمین سرد نشسته و سم در بدنش در جریان بود. جوان پرسید: (چرا مرا نیش زدی؟ من تو را از روی زمین برداشتم و داخل بالاپوشم قرار دادم تا نمیری)

مار مکثی کرد و گفت : (زمانی که مرا برداشتی، میدانستی من کیستم! ) و هیس هیس کنان دور شد.

اساطیر بسیاری درباره مارزنگی وجود دارد. در میان سرخپوستان بومی آمریکا این مار، درمانگر، تغییر شکل دهنده و روح زندگی و مرگ است. همه مارها در برخی ویژگیها مشترک اند که باید آنها را مورد مطالعه قراردداد. جانوران سمی مطالبی در مورد زهرها در زندگی مان به مامیاموزند و به راه های درمان اشاره میکنند. این مطلب در مورد مار زنگی از همه صادق تر است.

مار زندگی در واقع یک مار مهاجم نیست. او پیش از نیش زدن هشدار میدهد و اگر میسر باشد دور میشود. مگر اینکه ترسیده باشد . زنگ انتهای دم آن فلس های باقی مانده از پوست اندازی های پیشین است که روی دم بر جای مانده اند. این مار به ما گوشزد میکند که نسبت به هشدارها، هوشیار باشیم و پیش از حمله کردن و تاختن به دیگران آنها را آگاه سازیم .

مارهای زنگی طی ساعات خنک شب در اطراف پرسه میزنند. گرمای زیاد برای آنها مهلک است و هنگامی که ظاهر میشوند، متوجه میشوید که شب ها فعال ترید یا رویا های شبانه تان واقعی تر و روشن بینانه تر میشوند. مار زنگی درهای میان زندگی و مرگ را میگشاید و رویابینی یکی از مراحل تردد ما در بین عوالم است.

از آنجا که اینمار یک نگهبان و راهنما بین زندگی و مرگ است، فعالیت روحی مان افزایش خواهد یافت. مکررا و با وضوح بیشتر از آنچه امکان پذیر میدانستیم، حضور را احساس خواهیم کرد. مار زنگی به صورت کج نیز حرکت میکند. گودی کوچکی در سرش دارد که یک اندام حسی خاص است و به گرمای ارسالی از سایر موجودات واکنش نشان میدهد. او از این طریق وجود طعمه را احساس میکند. مفهوم نمادین این ویژگی، تشدید حساسیت به هاله سایرین است. به تدریج آنها را بهتر خواهید دید و شدیدتر احساس خواهید کرد. به آنچه در مورد سایرین احساس میکنید، اعتماد نمایید، هر چند این احساسات عجیب باشند.

مار زنگی نماد درمان گری و تغییر شکل است و هنگامی که بعنوان توتم و یا پیام آور ظاهر میشود، میتوان انتظار داشت فرصتی برای درمان و بهبود زندگی و تغییر شکل دنیایمان فراهم شود.