کافه تلخ

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

نیت و فکر گناه ، خشم



قواعد اخلاقی که یک انسان آگاه اونها رو رعایت می کنه کمی با هم حرف بزنیم.اینها قواعد مهمی هستند که ما همه اونها رو می دونیم اما در عمل کردن به اونها ضعیفیم و لازمه مدام به ما یادآوری بشه تا بدونیم داریم چه کار می کنیم و باید چه کار بکنیم.فرق یک انسان ناآگاه با کسی که داره آگاهی برتر و درسهای راه حقیقت را می آموزد در همین است که انسان آگاه مدام یادآوری این مطالب را جدی دنبال می کنه تا در عمل موفقیت بیشتری به دست بیاره.


 به اختصار درباره ی چندی از این قواعد که مهمترین ها هستند 


1 _ خشمگین نشویم!
انسان ها یا همان نیاکان ما در زمان خودشون در رویارویی با مشکلات و بحرانهایی که خاص خودشون بود بدینگونه عمل می کردند که واکنشهای طبیعی یا عاطفی اونها خود به خود ناجی حیاتشون می شد! تکانی عصبی لازم بود تا آدرنالین به جریان خونشون وارد بشه و عضلاتشون رو قدرتمند کنه تا بتونند در مقابل مشکلاتی مثل رویارویی با یک ببر نسلشون رو حفظ کنند. نیاکان ما به عنوان انسانهای اولین به این خشم که آدرنالین اونها رو بیشتر می کرد برای ادامه ی حیاتشون نیاز داشتند. آدرنالین بیشتر باعث می شد عضلات اونها محکم و قوی بشه تا یا از ببر فرار کنند یا با اون بجنگند!امروزه انسان امروزی که در عصر تکنولوژی زندگی می کنه، باز دچار خشم و ترس زیاده و مدام باعث ایجاد تولید آدرنالین بیشتر در بدنش میشه.در حالی که دیگه ببری وجود نداره که واقعا" توجیهی برای اون همه آدرنالین اضافه در خون باشه!

روابط اجتماعی ما و آگاهی و قدرت عقل ما از کاه کوهی می سازه و تحریف مدام انرژی بصیرت و توانایی عاشقانه زیستن ما رو نابود می کنه. وقتی ما دچار خشم، استرس، غضب ، و ... می شیم ، از غدد فوق کلیوی مون آدرنالین ترشح میشه و وارد خون ما میشه و این از عمر ما کم می کنه. برای همینه که می گن : " عصبانی نشو، پیر می شی! "  وقتی عصبانی می شیم باید به یاد بیاریم دقیقا" دچار حالتی شده ایم که شبیه رویارویی با ببر است!



2 _ نیت و فکر گناه نداشته باشیم!
وقتی ما مسایل کوچک زندگی را بزرگ می کنیم،و مدام در فکرمون به اونها فکر می کنیم انرژی خودمون رو پایین و پایین تر می آریم!مثلا" یک بار اشتباهی رو مرتکب شده ایم بعد هزار بار در فکرمون مرورش می کنیم و براش غصه می خوریم! در واقع با این کار هزار بار انرژیمون رو پایین و پایین تر آورده ایم!بدون اینکه اون فعل گناه رو دوباره مرتکب شده باشیم! به همین دلیله که نیت و فکر به گناه به نظر من از خود گناه بدتر و مخرب تره! زمانی که ما چیزهایی رو در ذهنمون مرور می کنیم، ترس، خشم، نفرت و ...در وجود ما دوباره تولید میشه و دوباره ایجاد آدرنالین می کنه که براتون گفتم زیاد اون چه اثری روی عمر ما داره!



3 _ به یاد داشته باشیم، زندگی انسان آگاه ، بهترین دوست و آموزگار انسان خواهد بود.
در طریقت عاشقانه زیستن ، سعادت هدفی دور از دسترس نیست بلکه بخشی از زندگی فعلی ماست که رو به رشد و کماله. زندگی انسان آگاه و ناآگاه با هم تفاوتهایی داره. در واقع این آگاهی زندگی انسان آگاهه که نقاط ضعف زندگی فرد آگاه را کم کرده و این آگاهی بهترین معلم ماست.سعادتمند کسی است که از لحظه ی کنونی و فعلی خودش در هر شکلی که هست، درست استفاده کنه یعنی از این معلم خوب، درس بگیره .چه لحظه ی الانش خوب باشه و چه بد. سعادت نه در گذشته است و نه در آینده. سعادت در لحظه ی فعلی ماست و برخورد ما با این لحظه.

اکثر مردم با صحبت درباره ی کارهای گذشته و کارهایی که می خواهند در آینده انجام بدهند، سطح آگاهیشان را پایین می آورند.راه حل مشکل شما زمانی روشن می شه که خود را از قید عادتهای کنونی ، رها و خلاص کنید و با مردم و مسائل اطرافتان، سازگار شوید. فقط در صورتی می تونید در زمان حال زندگی کنید که تمام وقایع و اتفاقات زندگیتان را به طور عاطفی کاملا" پذیرفته باشید و احساسی منفی به اونها نداشته باشید. پس در واقع قبول فعلی وضعیت کنونی شما تمام و کمال کمک می کنه به رضایتمندی شما.

اگر می خواهید چیزی را تغییر دهید ، بسیار خوب! این کار را از همین حالا شروع کنید! اما نیازی نیست انرژیتون رو صرف بدوبیراه گفتن به زندگی و شرایط و غصه خوردن بکنید! فرض کنید ماشینتون پنچر شده! یا مثلا" کسی به ماشینتون زده و با شما تصادف کرده. شاید خشمگین بشید و به کسانی که به شما زده اند بد و بیراه بگید! یا به زندگیتون بد و بیراه بگید که چرا ماشینتون پنچر شده! اما در هر حال فقط انرژی خودتون رو حروم می کنید و بس! یعنی بعد از یک ضرر دارید ضرر بزرگتری به خودتون می زنید!

در هرحال لاستیک پنچر شده و جزئی از واقعیت کنونی زندگی شماست. اگر الکی خودتون رو عصبانی کنید یعنی خودتون رو زیادی درگیر کرده اید.حالا با دانستن این موضوع، به لحظه ی کنونی زندگیتون فکر کنید تا دریابید که همیشه وقت کافی برای لذت بردن از زنده بودن و زندگی را دارید.

4 _ یک درس کافیست!نگذاریم درسهای زندگی مدام تکرار بشوند!
یک نفر آدم ناآگاه به خاطر بی توجهی یا نا آگاهیش در ماشینش رو باز میگذاره یا اون رو قفل و زنجیر نمی کنه و دزد اون رو می زنه! دو ماه بعد دوباره دزد خونه اش رو می زنه چون نکات ایمنی رو درباره ی خونه اش هم رعایت نکرده! این یعنی درست استفاده نکردن از درسهای زندگی. یک درس کافیست! نباید بگذاریم به خاطر استفاده نکردن از تجربیات خودمون یا دیگران درسهای زندگیمون مدام تکرار بشن. نباید از یک درس فقط در همون مورد استفاده کنیم.نه! کافیه! وقتی ماشینمون رو دزد زد باید یاد بگیریم نکات ایمنی رو در همه ی موارد رعایت کنیم. درباره ی خونه مون، کیف پولمون، و ... این یعنی زندگی آگاهانه. تازه اگر آگاه تر باشیم ، قبل از اینکه دزد ماشینمون رو بزنه از تجربیات و آگاهی دیگران استفاده می کنیم تا احتمال اینکه دزد ماشینمون رو بزنه را کمتر کنیم.این یعنی زندگی آگاهانه.

5 _ مهمترین گام وقتی به دنبال آگاهی برتر هستیم اینست که بهتر است خودمان فردی درست باشیم به جای اینکه به دنبال فردی درست یا مناسب بگردیم یا در فکر درست کردن دیگران و انتقاد از اونها باشیم.
وقتی ما فردی درست باشیم، افراد درست ناخود آگاه در کنار ما جمع می شن. این خصلت طبیعته که هر چی باشیم مشابه اون رو به خودمون جذب می کنیم.

6 _ هر کس هر چیزی هست لیاقتش همان است!
شاید این جمله براتون عجیب باشه اما واقعا" اگر لیاقتتون بیشتر از اینیه که الان هستید پس بجنبید! نشون بدید که لایق بهترینها هستید! نه اینکه سرجاتون بنشینید و فکر کنید حقتون توسط لایق ترها خورده شده!

7 _ افکار و عواطف منفی ما الگوی آسیبها و جراحتهای درونی ما هستند.
 یعنی انسانی که ذهن ( یعنی افکار ) و احساسات ( یعنی عواطف ) خود را تحت کنترل داشته باشه انسانیست که می تونه در حیطه ی آگاهی برتر گام برداره. ما در درسهایی که مربوط به مهندسی ذهن با هم خوندیم ، یاد گرفتیم ذهنمون رو درست کنیم و در درسهای مربوط به آگاهی برتر علاوه بر اونها تمرین می کنیم تا احساساتمون رو هم درست کنیم. ما مدام می گیم اگه رئیس فلان شرکت بشم دیگه خوشبخت میشم! اگه تا مقطع دکترا برم خوشبخت می شم! اگرفلان طور می شد من خوشبخت می شدم ! اصلا" چه تضمینی وجود داره؟ کی گفته که همه ی دکترها و رئیس ها خوشبختن؟ !  اما چیزی هست که همین الان میشه احساسش کنید. اگر از بودنتون در همین لحظه خوشحال باشید و رضایت داشته باشید خوشبختی رو احساس می کنید!

8 _ انسانی که دنبال آگاهی برتر است ، احساس امنیت می کند.

آدمهایی که مدام نگرانند یا احساس خطر می کنند که نکند اتفاق بدی پیش بیاد و یا چیزی مطابق با میل اونها جلو نره هیچ وقت آرامش واقعی را تجربه نمی کنند. انسانی که به آگاهی برتر دست می یابد، چون معتقد است هیچ چیز بد نیست و بد مکمل خوبیهاست و برای اینست که او را به نقطه ی خاصی برساند ، آرامشش را در مواقع سخت از دست نمی دهد و احساس امنیت می کند. به تهدید کننده ترین وضعیتی که در چند روز یا چند ماه اخیر داشتید خوب فکر کنید. حالا که از اون زمانی گذشته حتما" می دونید که اون مشکل یا راه حلی داشته یا نداشته! یا در حال حاضر برای رفع اون می تونید کاری بکنید یا نمی تونید! اگر می تونید کاری بکنید پس بجنبید! چرا نشستین و غصه می خورین و لحظه های اکنونتون رو از دست می دین. اگر می تونید کاری بکنید شروع کنید حتی اگه فقط یک گام کوچک باشه . حتی اگر فعلا" فرمول کاملی برای حل همه ی مسئله نداشته باشید. اگر هم هیچ راه حلی نداره پس چرا هی بهش گیر می دید که خودتون رو آزار بدید؟! در هر حال، یا نمی دونید راه حل چیه یا می دونید راه حل چیه و نمی دونید چه طوری انجامش بدید یا اینکه زمانش نرسیده که انجامش بدید! در هر سه صورت، ترس و نگرانی، تمامی انرژی شما رو می مکه و باعث اتلاف انرژی بیشتری از شما میشه.اضطراب، فقط باعث میشه آگاهی ما مختل بشه و حتی چاکراهای ما رو می بنده.

9 _ هرگز خودتون رو برای رسیدن به نتایج ، عادت ندید!

یعنی به خودتون نگید حتما" باید به نتیجه برسم تا خوشبخت بشم و اگه نرسیدم پس کاملا" بدبخت و شکست خورده ام! این فکر نگرانیهاتون رو بیشتر می کنه و شما بیشتر انرژیتون صرف نگرانی میشه نه رسیدن به هدفتون. در مورد راه حل همیشه دو تا نظریه وجود داره. بعضی ها می گن باید راه حل وجود داشته بشه، بعضی ها می گن باید زمان الهی راه حل برسه. خوب ! اگه الان راه حلی ندارید لااقل زندگیتون رو در آرامش بگذرونید تا زمان الهی فرا برسه.

10 _ به همه بگویید من تو را دوست دارم فقط برای اینکه هستی!

این یعنی همون عشق بی قید و شرط که در وبلاگ زیاد در باره اش حرف زده ایم. عشق واقعی یعنی پذیرش دیگران به همون شکلی که هستند نه به شکلی که ما دلمون می خواد. در اطرافمون خیلی چیزها رو می بینیم. به هر کدوم به اندازه ی خودش عشق بدید! یعنی مثل رودخونه باشین! به همه آب بدین! به پرنده به اندازه ی خودش! به مزرعه به اندازه ی خودش! به کشاورز به اندازه ی خودش! به همه! نه فقط به کسانی که اون جوری میشن که ما می خوایم! البته این بستگی به این که شما و اطرافیانتون چقدر در این مورد ظرفیت دادن عشق و گرفتن عشق را دارید. عشقی که نسبت به خودتون احساس می کنید و عشقی که نسبت به دیگران احساس می کنید، اگر بی قید و شرط باشه، خشتهای اولیه ی قصر آگاهی شما می شوند!


تمرین _ خوب! قواعدی که میشه به عنوان یک راهروی راه آگاهی بهش پرداخت خیلی زیاده. یک دفتر بردارید. می تونید از دفتر مراقبه تون هم استفاده کنید. هر روز مسایل زیادی پیش می آد که می تونه یک عدد به عددهای بالا اضافه کنه! این کار رو برای خودتون انجام بدید. قواعد ساده ای رو که باعث لذت بردنتون از زندگی میشه کشف کنید و یادداشت کنید!


دست نوشته‌های یک جادوگر

شانس چیست ؟ و ، شش قاعده در آگاهی برتر



 شش قاعده در  آگاهی برتر

1 _ خود را شناختن و در عمق اعتقاد رفتن.

یعنی چی؟ یعنی بدون شناخت خودمون و اعتقاداتمون نمی تونیم به آگاهی واقعی برسیم.یعنی بیشتر ما در مورد اعتقاداتمون خصوصا" اعتقادات دینیمون عالم بی عملیم! چه جوری؟ این جوری که مسلمونیم اما مثلا" اسلام رو قبول داریم بدون نماز خوندن! مسیحی هستیم اما یک بار انجیل رو نخوندیم چه برسه به عمل کردن! یهودی هستیم اما اصلا" نمی دونیم تورات چیه! من اینجا نمی خوام وارد این بحث بشم که کدوم دین خوبه کدوم بده بلکه می خوام به این اصل مهم اشاره کنم که هر چی هستیم، واقعا" همون باشیم! اگر می خواهیم به آگاهی برتری نسبت به دیگران دست پیدا کنیم لازمه که اگر مسلمونیم واقعا" مسلمون باشیم! اگر مسیحی هستیم، واقعا" مسیحی باشیم! هر دینی که داریم واقعا" به اون پایبند باشیم! می دونید اگر این اصل در دنیا رعایت می شد و تابعین ادیان مختلف هر کدوم به دین خودشون پایبند بودند چه آرامشی در دنیا حکمفرما می شد؟!



خوب ! این پایبندی به اعتقادات فقط راجع به دین نیست بلکه درباره ی هر اصولیست که توی زندگی قبولش داریم.یا چیزی رو قبول نکنیم یا اگه ادعا  داریم قبولش کردیم پاش واستیم! این خصوصیت یک راهروی راه حقیقته!

2 _ خالی کردن فکر ، پاک کردن ذهن و خلاص شدن از فکر.

ما از صبح تا شب به هزار مادیات فکر می کنیم و کم کم ذهن ما در این همه شلوغی، نیروی خودش رو از دست می ده.حتی وقتی بیکار می شیم برای تفریح باز به مرور شلوغیهای دور و برمون می پردازیم . باز شروع به تجزیه تحلیل دعواها و بگو مگو هامون می کنیم. انگار می ترسیم یه لحظه ذهنمون در سکوت بمونه!تنها راه نجات ذهن ما از این همه هیاهو مدیتیشن کردن و به سکوت رسیدنه.سکوت ذهنی نیروی ذهن ما رو بالا می بره.تا می تونید به سکوت، به انرژی ، به معنویات و آگاهی ها فکر کنید تا قدرتهای ذهنیتون افزایش پیدا کنه.

یک مسئله ی خیلی مهم در این باره اینه که ذهنمون رو از شرطی شدن نجات بدیم.یعنی چی؟ مثلا" ما به خودمون صدبار گفتیم من فقط وقتی خوشحالم که شوهرم، نامزدم، مادرم و ...به من عشق بده! اصلا" کی همچین قانونی رو وضع کرده غیر خودمون؟ به خاطر همین قانونه که هیچ وقت کاملا" خوشحال نیستیم چون همیشه یکی از کسانی که طبق شروط ذهن شرطی شده ی ما موظفه به عشق دادن به ماست، ممکنه صد در صد موافق میل ما رفتار نکنه! اصلا" شاید دور از جونشون به رحمت خدا رفتن یا اصلا" ما رو ترک کردن! در این جا ذهن شرطی می گه : " دیگه خوشبختی تو تموم شد چون که تو فلانی رو از دست دادی! " می دونم کار خیلی سختیه اما یکی از راههای رسیدن به آگاهی برتر و داشتن ذهن آرام و قوی اینه که ذهنمون رو و فکرمون رو از شرطی شدن رها کنیم. ما خوبیم.ما خوشبختیم چون هستیم! همین!چه پولدار چه بی پول! چه با همسر چه بی همسر! چه در شغلی که می خوایم چه بدون اون! ما هستیم چون خداوند به ما فرصت زندگی داده ! و همین کافیه!

یک نکته ی دیگه درباره ی پاک کردن ذهن ، پالایش اون از نفرتها و پر کردن اون از عشقه. ذهن ما باید از عشق پر بشه تا قلب ما هم از عشق مالامال بشه.خداوند هستی را بر اساس قانون عشق آفریده. خداوند گفته :  اگر گناهکاران می دونستند که من چقدر اونها رو دوست دارم، از راه گناه به آغوش من بر می گشتند! این یعنی عشق!

عشقهای مادی که وقتی به هم می رسند یا ضعیف می شند یا فقط به رابطه ی جنسی ختم می شوند عشق ماندگار نیستند. اونها یک سری احساسات هستند که درسته که در جای خودشون و به اندازه مفیدند و لازم ،  اما  در هر حال ماندگار نیستند.( ما در مورد لزوم اونها حرف نمی زنیم بلکه درباره ی ماندگاریشون داریم صحبت می کنیم. ) ما باید ذهنمون رو از عشق واقعی پر کنیم این یعنی " دوست داشتن همه چیز و همه کس در همه جا که عشقی عرفانیست " این نوع عشق که همون عشق بی قید و شرطه آرامش بخشه و به انسان احساس خوشبختی می ده و ذهن را پاک می کنه چون عشقیست برای دادن نه برای گرفتن! وقتی ما کارهای منفی و ماند را کنار می گذاریم خودبه خود ذهن ما از عشق پر می شه .

3 _ هنر چگونه زندگی کردن ، با محیط و با طبیعت.

یعنی حتما" هفته ای لا اقل دو سه بار وقت بگذارید و از طبیعت لذت ببرید.ما با الگوهای غلط رفتاری طبیعت را از بین برده ایم .حالا باید سعی کنیم تا به آغوش طبیعت برگردیم. چاکراهای ما در طبیعت انرژی بهتری را دریافت می کنند.


4 _ در برخورد با معذبان، آرامش را حفظ کنید.

خیلی از دوستان برای من از کسانی نوشته اند که به اونها ماند می دهند. منفی بافها، عصبانیها، تندخوها و ....همیشه نمیشه این آدمها رو کامل کنار گذاشت. هر لحظه ممکنه کسی با این خصوصیات در کنارتون قرار بگیره.باید تمرین کنید در کنار اونها آرامشتون رو حفظ کنید.یعنی وقتی کنار اونها هستید ذهن و دلتون رو خراب نکنید.کافیه آروم بمونید و به خودتون بگید " از در بسته چیزی وارد نمیشه! " اگر شما خودتون رو دربسته ای مجسم کنید که اونها نمی تونند انرژی منفیشون رو به شما منتقل کنند قطعا" همین طور خواهد شد.

5 _ به کار بستن این برنامه ها در زندگی روزمره و استفاده ی درست از علم در راه برطرف کردن اشتباهات.

یعنی اینکه ما آدمها می ریم چیزهایی را یاد می گیریم و بعد برای سیاه کردن دیگران، از علم، فلسفه، فن بیان و غیره استفاده می کنیم در حالی که اینها برای رشد کردنه نه برای پیچوندن دیگران! روانشناس بزرگ ، " فروید " می گه : " اگر می خواهید اقوامی را بشناسید، کافیست که در ترانه ها و سرودهایشان دقت کنید."  ترانه هایی رو که موجوده گوش کنید و به اون دقت کنید! همه اش پر از شکوه از دروغ و تنهایی و ...یا پر از کلماتی مثل آدم فروش، بی وفا، سیاهم کن و ....است!

از علم خودمون، از هنر خودمون ، از نوشته های خودمون برای تولید عشق استفاده کنیم نه تولید غم و اندوه بیشتر، نه برای تولید ماند و انرژی منفی.



6 _ کسی جز خودتان نمی تواند به شما کمک کند که این راه را بروید.



یعنی شاید مربی و استاد یا مشاور اصلح شما راه رو نشونتون بده اما قبلا" هم گفته ام اون نمی تونه شما رو کول کنه و به مقصد برسونه ! این راه یعنی راه آرامش، راه حقیقت، راه خوشبختی، که همه در اثر خود شناسی به وجود می آد، راهیست که خودتون باید برید. برای این کار باید مدام به درون خودتون بنگرید. به خودتون راست بگید.. ببینید کی بودید و چی هستید؟ وقتی درستون رو تموم کردین چی شدین؟ وقتی ازدواج کردین چی شدین؟ وقتی دوست انتخاب کردین چی شدین؟اصلا" از امروز صبح که از خواب بیدار شدین چی کار کردین؟  حتی می تونید برای خودتون نمودار رسم کنید. دو تا خط عمود به هم بکشین .یک طرف سالهای عمرتون رو دونه دونه بنویسین. یک طرف هم نمرات رو از یک تا بیست. به هر سال زندگیتون نمره بدید. البته فراموش نکنید این نمودار برای اینه که ارزیابی دقیق تری از خودمون داشته باشیم تا بعد از این بهتر باشیم نه برای اینکه حالا بنشینید و مدام به خودتون نمره ی منفی بدید که چرا فلان جور بودم یا نبودم.

خوب! حالا می خوایم کمی درباره ی واژه ای حرف بزنیم که خیلی به کار می بریمش بدون اینکه معنی دقیقش رو بدونیم. واژه ی شانس!


*  شانس چیست  ؟

استادی می گفت در نود دقیقه ی فوتبال تعداد زیادی آدم دنبال توپ می دوند.آیا کسی که فوتبال بازی می کنه می تونه ادعا کنه که هرگز توپ به پای من نرسیده ! مسلما" نه! حتما" همه با توپ برخورد می کنند اما یک نفر از جلوی دروازه ی خالی شوت می کنه و شوتش به خطا می ره. اما یک نفر از اون طرف زمین شوت می کنه و گل میشه!

این طوری اگر به این موضوع نگاه کنیم شانس یک تعریف خاص پیدا می کنه.

 " شانس یعنی خوب استفاده کردن از موقعیتها  "


یعنی اگرگل زدیم می گیم شانس آوردم ! اما وقتی گل نمی زنیم ،می گیم من شانس نداشتم ! در حالی که باید این رو در نظر گرفت که شاید شوت زن خوبی باشیم یا نباشیم
 " شانس " سه تا مرحله داره :


اول : تشخیص آن.
دوم : به موقع از اون استفاده کنیم ( یعنی به موقع و به جا، شوت کنیم.  یعنی چی ؟ یعنی مثلا" به ما می گن برو فلان چیز رو بخر سود می کنی. ما نمی خریم. یک نفر دیگه گوش می ده و می ره می خره و سود میکنه! اون وقت ما می گیم  من که شانس نداشتم! در حالی که این نداشتن شانس نیست بلکه تشخیص ندادن درست موقعیته. یعنی اینقدر دست دست کرده ایم که موقعیت از دست رفته و نتونسته ایم به موقع شوت بزنیم و گل کنیم!   )
سوم : از نتیجه ی اون درست استفاده کنیم. خوب! حالا یک نفر شوت می زنه و گل میشه! بعد مراسمی میگذارن که بهش جایزه بدن  اما اون نمی ره جایزه اش رو بگیره! این یعنی از نتیجه استفاده نکردن!  بنابراین بعد از تشخیص شانس و استفاده ی به موقع از اون و نتیجه گرفتن باید پیگیر بود و منفعل نشد تا شانسمون رو از دست ندیم.



نکته :  برای اینکه یاد بگیریم از نتیجه ی شانسمون درست استفاده کنیم باید به یک نکته ی خیلی مهم توجه کنیم و اون اینه که بیشتر چیزها در دنیا دو تا رو دارن. درست عین سکه. وقتی ما فقط یک روی اون رو می بینیم فکر می کنیم شانس نداریم! یعنی چی؟



مثلا"  " دوست پیدا کردن " دو تا رو داره. 1 _ انتخاب دوست خوب. 2 _ نگهداشتن دوست.
مثلا" "پول " دو تا رو داره. 1 _ به دست آوردن پول. 2 _ چطور خرج کردن پول.
مثلا" " بچه دار شدن " دو تا رو داره. 1 _ به دنیا آوردنش. 2 _ تربیت کردنش.
مثلا" "ازدواج " دو تا رو داره. 1_ انتخاب درست. 2 _ ادامه دادن درست.


ما وقتی مورد دوم رو خوب انجام نمی دیم می گیم شانس نداشتم در حالی که این طور نیست. قطعا" توپ شانس به پای ما هم رسیده و می رسه اما یادمون رفته که روی دوم سکه را هم ببینیم و به مورد دوم اون هم اهمیت بدیم.دوست خوب پیدا کرده ایم اما بلد نبوده ایم طوری رفتار کنیم که نگهش داریم. پول رو به دست آورده ایم اما بلد نیستیم چطور خرجش کنیم که از همه نظر برامون برکت و شادی بیاره و همین طور موارد دیگه.


خوب! فکر می کنم برای این جلسه کافیه. شاید مطالب بالا مسائل بسیار ساده ای باشند که همه ی ما می دونیم اما به کار بستن اون ها و فراموش نکردنشونه که زندگی ما رو تغییر می ده و توانگرانه می کنه. به امید خدا به زودی با درس جدیدی می آم تا تمرینات عملی تری را با هم دنبال کنیم.


خدایا! ما را در زمان و مکان درست قرار بده تا از بهترینهای تو بهره مند شویم! آمین!  




سنگ های شفابخش


استفاده از انرژی سنگ ها موجب تلقین انرژی مثبت، کاهش اضطراب، افزایش اعتماد به نفس و درمان دردهای روحی وبرخی دردهای جسمی می شود
چند سالی است که استفاده از سنگ های شفابخش چه به لحاظ تزئین و چه به لحاظ درمانی در کشورمان رونق خاصی گرفته و استقبال از آن همچنان در حال افزایش است. امروزه علم فیزیک ثابت کرده است سنگ ها می توانند ارتعاشاتی را به سوی بیمار گسیل کنند که اگر تشخیص بیماری درست باشد متناسب با آن می توان سنگ مورد نظر را به کار برد به عنوان مثال می توان از یشم برای درمان مشکلات قلبی و افزایش حافظه استفاده کرد.

کوارتز تسکین دهنده سیستم عصبی است. یا از کریستال زرد برای درمان افسردگی استفاده می شود. با پیشرفت علم فیزیک، این علم نیز مورد توجه قرار گرفت و از صنعت تا درمان از آن استفاده شد. منابع مکتوب زیادی در خصوص سنگ درمانی و استفاده از سنگ های شفابخش در دست نیست زیرا کاهنان مصری و دانشمندان چینی و هندی به دلیل آنکه نسخه های آنان به دست اغیار نیفتد، منابع را از بین برده اند و در حال حاضر اطلاعات کاملی از این رشته درمانی به جا نمانده است.

اما اعتقاد به نیروی درمانی سنگ ها باعث شده در مدیتیشن نیز از انرژی و خواص سنگ ها استفاده شود. امروزه چین به عنوان یکی از بزرگ ترین عرضه کننده های سنگ های شفا بخش در سراسر دنیا محسوب می شود. گستره قیمتی این سنگ ها نیز از 2000 تومان تا بیش از 200 هزار تومان است. سنگ درمانی حدود هشت سال در ایران رواج یافته است و کلینیک مخصوصی نیز جهت مداوای بیماران از طریق سنگ درمانی در کشور فعالیت می کند اگر چه در سال های دور ابوریحان بیرونی، ابن سینا و خواجه نصیر طوسی از این علم با خبر بودند و برای درمان از آن استفاده می کردند.

تاریخچه

سنگ درمانی به عنوان یکی از رشته های طب سنتی ریشه ای شش هزار ساله دارد و «علم گمشده» نامی است که سنگ درمانان بر این علم نهاده اند. مسعود سیگارودی یکی از کارشناسان و فعالان بازار انواع سنگ های شفابخش در مورد تاریخچه استفاده از اینگونه سنگ ها به خبرنگار ما گفت: «این علم با نام «gem therapy» به عنوان یکی از رشته های طب معرفی شده است.»

وی ادامه داد: «با توجه به وجود هفت نوع چاکرا و 360 نقطه در بدن که به انرژی سنگ پاسخ می دهد، امروزه از این علم برای درمان بیماری های اعصاب و روان نیز استفاده می شود.» سیگارودی خاطر نشان کرد: «استفاده از سنگ برای درمان بیماری ها به هزاره چهارم قبل از میلاد باز می گردد. در طب سنتی هند با استفاده از سنگ های شفابخش پودر، خمیر و نوعی معجون به نام «الگزیز» تهیه می شده است و در چین باستان نیز از خواص ارتعاشی سنگ ها استفاده می کردند.»

وی افزود: «در یونان باستان به مردم توصیه می شد سنگ ها را در کیسه چرمی کوچک با خود حمل کنند، به صورت گردنبند به گردن خود بیاویزند یا به صورت پودر یا معجون از راه خوراکی استفاده کنند تا به این وسیله از ارواح پلید، انواع بیماری ها، چشم زخم ها و بلایا و فجایع در امان بمانند. ارسطو فیلسوف مشهور یونانی نیز از قدرت ویژه و منحصربه فرد سنگ های شفابخش صحبت کرده است.» سیگارودی همچنین افزود: «3600 نوع سنگ در کانی شناسی شناسایی شده که 200 نوع از این سنگ ها خواص درمانی دارند.»

خواص درمانی سنگ ها

شاید بسیاری از مردم بدون آگاهی از خواص سنگ ها و صرفاً جهت زیبایی و تزئین از سنگ ها استفاده می کنند اما برخی نیز با قبول اینکه سنگ ها انرژی داشته و قابلیت دفع برخی از اثرات شوم وسحر و جادو را دارند و نیز شانس و اقبال می آورند، از آن استفاده می کنند. مهتاب مصطفایی کارشناس زمین شناسی در این مورد به خبرنگار ما گفت: «سنگ ها و جواهرات دارای خواص مغناطیسی و طبی بوده و امروزه با استفاده از تکنولوژی این خواص شناسایی شده و در علوم پزشکی و صنعت از آن بهره می گیرند.»

وی افزود: «به طور مثال از الماس در درمان بیماری صرع استفاده می شود و از پودرش برای سفید کردن دندان استفاده می کنند.» وی اظهار داشت: «سنگ زمرد به عنوان پادزهر و دفع کننده سموم، مروارید برای لطافت قلب و روح و نیز درمان دردهای کلیه و فیروزه برای درمان سردرد وتقویت چشم بسیار مفید است.» این کارشناس زمین شناسی در ادامه تاکید کرد: «برای استفاده از سنگ ها باید کاملاً نسبت به آنها شناخت داشته باشیم و از سنگ هایی که موافق طبع و مزاج ما است، استفاده کنیم.»

بازار داغ تقلب
«آمیخته شدن جادو و خرافه با علم سنگ درمانی موجب شده بازار تقلب در این بخش داغ شود و برخی به عنوان فال و جادو به آن نگاه کنند.» حمیدرضا نورزاد فعال بازار سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی با بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: «رونق بازار سنگ های شفابخش باعث شده از کشورهایی مانند چین سنگ های تقلبی وارد کشور شود و در واقع به بهانه سنگ درمانی، بازار کلاهبرداری نیز رونق بگیرد.»

وی در مورد خواص درمانی سنگ نیز افزود: «اینکه بدن انسان از سنگ انرژی می گیرد و برعکس، مطلب اثبات شده ای است اما استفاده از انرژی سنگ ها در درمان برخی بیماری ها از جمله سرطان یا نازایی هنوز ثابت نشده است.»

وی تاکید کرد: «استفاده از انرژی سنگ ها موجب تلقین انرژی مثبت، کاهش اضطراب، افزایش اعتماد به نفس و درمان دردهای روحی وبرخی دردهای جسمی می شود اما اینکه انرژی سنگ در درمان دردهای حاد جسمی نیز مفید باشد بیشتر به میزان باور و تلقین بیمار بستگی دارد.»
این کارشناس تصریح کرد: «تلاقی خرافات با این علم موجب بدبینی مردم و نیز سوء استفاده برخی افراد سودجو شده است.»

نورزاد همچنین به خاستگاه برخی از انواع سنگ ها در ایران اشاره کرد وگفت: «برخی سنگ ها مانند فیروزه و کهربا مخصوص ایران است. فیروزه نیشابوری از نظر رنگ و قطر در دنیا بی نظیر است و با سطح صاف و بی رگه به نام «عجم» در دنیا مشهور است.»

قیمت سنگ های شفابخش

علی تسلیمی یکی از فروشندگان انواع سنگ های تزئینی و شفابخش در مورد قیمت برخی از انواع این سنگ ها به خبرنگار ما گفت: «انواع گردنبند، دستبند و انگشتری هایی که با استفاده از این سنگ ها ساخته شده اند و با قیمت هایی از 2000 تا 200 هزار تومان به فروش می رسد.»

وی به خواص برخی از این سنگ ها اشاره کرد وافزود: «به طور مثال، عقیق برای بیماری ها و ناتوانی های چشمی بسیار موثر است و قیمت یک تکه آن در ابعاد و اندازه کوچک 2000 تومان است.»

این فروشنده سنگ های شفابخش همچنین اظهارداشت: «سنگ کوارتز صورتی را برای تغییرات خلق و خو استفاده می کنند که اندازه کوچک آن 28 هزار تومان قیمت دارد. یا تکه کوچک سنگ زبرجد که همراه داشتن آن در خواب باعث حمایت در برابر بختک و کابوس می شود نیز 7500 تومان به فروش می رسد.» تسلیمی خاطر نشان کرد: «برخی از این سنگ ها در اندازه های کوچک تا 40 هزار تومان هم به فروش می رسد.» وی همچنین به وسایل تزئینی که از انواع سنگ ساخته می شود اشاره کرد وگفت: «از صدف که میل به زندگی و ضربان حیات را برایمان به ارمغان می آورد، گردنبند و وسایل تزئینی می سازند که از 15 هزار تومان تا بیش از 30 هزار تومان به فروش می رسد.»

وی خاطرنشان کرد: «استفاده از عقیق بسیار سفارش شده و برخی کارشناسان علم انرژی درمانی معتقدند این سنگ انرژی منفی را از انسان دور می کند. سنگ عقیق ریه ها، دستگاه گوارش، معده و کبد را تقویت می کند و تکه های آن از 5000 تومان تا بیش از 12 هزار تومان قیمت دارد.»

تسلیمی در مورد انواع مروارید نیز گفت: «مرواریدها تغییرات ناگهانی خلق و خوی، اضطراب و نگرانی ها را از بین می برند و ابتکار، حساسیت و الهام به انسان می دهند. انواع مروارید در تکه های ریز و متوسط قیمتی بین 5000 تا 200 هزار تومان دارد.»


منبع:روزنامه سرمايه 


جادو و توانايي هاي انساني

تمرین راز موفقیت
بحث از پدیده های جادوگری می تواند بی انتها باشد,زیرا اگر دامنه ی بحث ونتایج موردانتظار از ان محدود نباشد,تمام مسائل علمی وفلسفی وفرضیات وهر انچه به حیات مربوط می شود وارد بحث خواهد گردید.اهل مطالعه,محققان واهل فن از دشواریهای خاصی که در راه ابراز نظروموضع گیری در مورد جادوگری وپدیده های مشابه وجود دارد؛بخوبی اگاه هستند. بغرنج بودن بحث در پدیده های جادوگری یکی از عمده ترین علل اظهار نظرهای یک جانبه وافراطی از جانب اشخاصی است که بهر دلیلی بخود اجازه ی ابرازنظر داده اند. این ابراز نظرها عمدتاً معطوف به انکار و باطل شمردن هر واقعیت وتأ ثیر خارجی تحت عنوان جادوگری یا عناوین است.اینان به گمان اینکه پرچمداران علم ومبارزه با جها لت و خرافات هستند،همانقدر خود فریبی کردند که جادوگران یا مدعیان جادوگری سنتی و حرفه ای .
جادوگران و طالع بینان حرفه ای کسانی بودند که خود فریبی ودیگر فریبی به درجات متفاوت پایه های دانش را شکل می داد.
زیرا تأ مین معیشت برای ایشان در درجه ی اول اهمیت قرار داشت ودانش انها همیشه برایشان از درجه ی دوم یاچندم اهمیت برخوردار بود وخود اگاهانه یا نا خوداگاهانه برای کسب وبدست اوردن انچه که در درجه ی اول اهمیت قرار داشت،براحتی جنبه های را که از درجه ی چندم ازاهمیت برخوردار بودند(واز جمله صدق وکذب در کارشان)تحریف می کردندافرادی که در عصر حاضر به کتمان پدیده های جادوگرانه می پردازند،نیزعملکردی مشابه دارنی وبرای اینکه حق شان محفوظ وافکاری که خود را به ان چسبنده اند مقبول بنظر اید، به توجیه وانکار دست می زنند وبدین ترتیب سهمی مساوی با مدعیان حرفه ای جادوگری ،در گمگشتگی افراد کنجکاو بر عهده می گیرند برای اینکه مقدمه را کوتاه و خلاصه نمایم انچه را فکر می کنم لازم است مورد اشاره قرار گیرد در قالب چند عنوان مطرح نمایم:
ما می خواهیم به تشریح وتحلیلی است از پدیده های جادوگرانه با دستمایه ای از یا فته های علمی وتجربی(عمدتاً تجربی) دانش روانشناسی و فرا روانشناسی همت ورزیم.
انچه لازم به تذکر می دانم این است که در بررسی و مکاشفه در مورد علوم فراروانشناختی، فردباید از افتادن دردام تفسیرهای ذهنی،غالباًدرست،حقیقی و منطقی بنظر می اید ورضایت انسان را جلب می نمایند اما باید دانست که اینگونه تفسیرها،ضمن انکه پایان غایتی ندارند،صرفاً پایه ی ذهنی داشته و ممکن است با هیچ حقیقتی منطبق نباشدوبه تسلسلی از خود فریب تبدیل شوند.بنا براین هر انسان کنجکاو ومتفکرات خودش را بایدبا مصداق های واقعی سنجیده ودر حقیقت یافته های ذهنی اش شک نماید.

جادوگری و افکارجادوئی از دیدگاه بالینی

در روانشناسی بالینی وروانپزشکی،افکار جادوئی بعنوان یکی از اختلال،افرادی که فکرمی کنند مورد تهاجم جادوگرانه ی دیگران واقع شده اند ویاداری قدرتهای جادوئی هستند،بیمار تلقی می شوند.
باید به این نکته توجه نمائیم که طبقه بندی ارائه شده از اختلالات روانی،به عنوان تجارب با لینی ودر مانی، مواجه با بیماران روانی و((توهم)) داشتن نیروهای جادوئی است.وروانشناسی بالینی و روانپزشکی هم هرگز به این مسئله نپرداخته است که پدیده ها ونیروهای جادوئی وجود دارن یا نه.در حوزه بررسی انها هم نیست.برای همگان ارزوی سعادت دارم واز خداوند خواهانم که به همه ی ما قدرت بدهد که خویش را به درستی قضاوت نمائیم. (منبع: روانشناختی جادوگری محقق علی اکبرمحمد زاده)

حقيقت جويي
زنهار مبادا که برای اظهار زیرکی وفهم خود ونشان دادن مزیت دوری خود از عامیان چنان باشی که هر چه را برتو عرضه کنند انکار کنی وان را فضیلتی شناسی که ان انکار خود قسمتی از زبونی وسبکسری وسبکساری است. احمقی ونادانی ان کس که هر چه را بشنود بی تحقیق بدروغ انگارد ، کمتر از ان کس نیست که هر چیز را بشنود بی دلیل باور دارد و ان را راست پندارد.
بر تو باد که اندر رشته ی تحقیق و تأمل چنگ زنی و نیک بنگری و چندان درنگ کنی که احوال راست ودروغ هر چیز بر تو با دلیل و برهان اشکار شود-هر چه را بشنوی هر چیز بر تو روشن ومبرهن گردد.
پس در امثال این امور(عجایب غرائب طبیعت)صواب این است که انرا در بقعه ی امکان رها سازی و باز اندازی ، مادام که برهان و دلیل قطعی تر از ان باز نداشته است .یعنی با یدکه هر انچه بشنوی نخست در ان نیک بنگری تا راست ودروغ ان با دلیل بر تو پیدا گردد،انگاه ان را براست انگاری و باور داری، یا بدروغ شماری وانکار کنی- وبدان که اندر طبیعت عجایب هاست ومرقهای زبرین فعاله رابا قوتهای زیرین منفعله بر غرایب وشگفتی ها اجتماعهاست
<< بو علی سینا>>
اگرنامحسوسات از دسترس وادراک مستقیم انسان امروزی دور است بدیهی است که زمینه ادراک فراحسی(که جایگاه تـأثیروعملکرد علوم غریبه است)در انسان بطورنهفته وجود دارد.
علائم ونهاد هاودستورات علوم غریبه که امروزدر دسترس افراد نادری هستند جزو اسرار شمار می آیند،درست به مانند نهادهای تصویری انسان اولیه وعلوم محرمانه انسان باستان هستند.یکی در بعد محسوسات است ودیگری در بعد نا محسوسات...

 انگیزش های گرایش به علوم غریبه:
ممکن است در روانشناسی نظریات بسیاری در مورد علل گرایش انسان به سحر وجادو وجود داشته باشد بعنوان مثال در نظریه روانکاوی سحروجادو در ردیف خرافه ها قرار می گیرد در نظر یونگ اعمال دینی به نوعی سحروجادوهستند یونگ از غسل تعمید در نزد مسیحیان مثال می آورند وآنرا نمونه ای از یک عمل ساحرانه می شمارد.(برای مطالعه بیشتر می توان به کتاب روانشناسی ودین «کارل گوستاویونگ» رجوع شود)
اماهریک از این نظریات خاص خودرا آبیاری نماید وجامعیتی به نظریۀ محوری خودش ببخشد.ما فارغ از هرگونه اختصاص به بررسی چند انگیزه مهم ونسبتاً ملموس می پردازد:
1-معرفت طلبی وگرایش باطنی به علم وآگاهی:
به این ترتیب که انسانهای جستجوگر یافته های ذهنی خودشان را هم به عنوان اسرار مکشوفه قلمداد می نمایند وجداسازیایندو(بافته های واسرار) یافته تأثیرمیگذارند وبیشترین این،تأثیرات متوجه خودشخص ووضعیت روانی اوست.گریز از مجهولات وآرامشی وآلودگی خاطر در اثر معلومات ازدلایل عمدۀوجه انسان به علوم غریبه است.
2-انسان قدرت طلب است:
انسان قدرت طلی است،از محدودیتها میگریزد.محدودیت ها دست وپای اورامی بندندواو راتحقق ایده الهایش بازمیدارد.بنا بر این می توان "یکی از گرایش وتوجه به سحر وجادورا گریز از محدودیت وگرایش به قدرت بی حدوحصردانست.علوم غریبه،ازانجائیکه وابسته به هیچ عامل وابزارمادی ومحسوس وواقعیت اجتماعی وشغلی نیست قریب به اتفاق انسانها را دردوره ای خاص از زندگی شان بسوی  خود کشیده ووسوسه شوق انگیزی در آنان بوجود می آورد.
3-برتری وتمایز :
آدمی گرایش خاصی به اسرار دارد وساده ترین مسائل را اگر تحت عنوان اسرار ارائه شوند به احساس آرامش خاصی می بخشد.شاید آنچه که سرّقلمداد شده است هرگز به کار گرفته نشودویادارای نتایج واثراتی نباشد امّاصرف آگاهی از آنچه که سّر وانمود می شود موجب احساس توانمندی و برتری می گردد.این احساس برتری واطمینان خطر دارای سه(3)فشاء است که بوسیله اسرار بوجود می آید.
 1-اول آنکه انسان تمایل به برتری وتمایزازدیگران دارد.وهر گاه موقعیتی متناسب با این تمایل یابدوقبول کند که ازدیگران متمایزو برتراست احساس رضایت وبرتری می کند او حالا«چیزی را می داند که دیگران نمی دانند»
2-دوم آنکه به چیزی که تحت عنوان اسرارارائه می شود ایمان واعتمادی خاص بر می انگیزد ومحرک نیروهای بالقوه ی روحی وروانی در فرد می گردد بنا بر این می توان گفت که نکات ودانسته های محرمانه ورمزآلود بخاطر تأثیراتی که دارند،جزو اسرار نیستند بلکه به آن دلیل بصورت اسرار ارائه می شوند که مؤثر واقع می شوند.
3-سوم آنکه اسرارآمیز بودن هاله ای از غریبی ونا آشناختگی در پیرامون فرد بوجود می آورد که دیگران براحتی توان نفوذ به این هاله را ندارد بنابر این او از دسترس دیگران بدوراست زیرا این هاله ضعف های اورا نیز پنهان داشته اند.ضعف هاو آگاهی دیگران از آنها ،انسان را درمعرض تهاجم واستفاده دیگران قرار می دهد.بنا براین گرایش به اسرارآمیز بودن می تواند فرد را ایمن نماید.  



انرژی سنگین یا منفی چیه ؟


 با کار کردن روی چاکراها یکی از مهمترین‌هاست و بدون کنترل آن خیلی از مسایل ذهنی و جسمی ما حل نخواهد شد.

در ابتدا  تمرینی  می‌گم که هر کسی باید  انجام دهد. ( خصوصا" اگر کسی قصد انرژی دادن به دیگران را داشته باشد حتما" باید اول روی چاکراهای خودش کار بکند.این تمرین چاکراها را از انرژی پر می کند. ( فقط محض اطلاع بدانید که نادی ها را هم قوی و باز می کند. )

تمرین نهرطلایی صورتی :

چاکرای یک تا هفت  ما دو تا جهت دارد. جهت جلوی بدن و جهت پشت بدن. ما اصلا" به سراغ درسهای تئوری مربوط به نامگذاریهای اونها نمی ریم چون خود شما در صورت تمایل می تونید جزئیات مربوط به چاکراها را در کتاب یا اینترنت بیابید.از نظر من دانستن تمرینهای عملی برای شما مفیدتره.


در حالت مدیتیشن قرار بگیرید. مجسم کنید که از چاکرای 1 از سمت جلوی بدن شما، یک نهر طلایی رنگ در حال حرکته.این نهر به طرف بالا می آد و از هر چاکرایی که عبور می کنه ،  این نهر طلایی می ایستد و در چاکرا نیرو ذخیره می کنه. وقتی این تمرین رو چندین بار انجام بدید کم کم احساس می کنید در چاکرا نبض ایجاد میشه یا احساس گود شدن در چاکرا می کنید یا به عبارتی یک احساس خاصی در چاکرا می کنید و اون رو حس می کنید.بنابراین بعد از نبض زدن چاکرا یا احساس کردن اون چاکرا، مجسم کنید این نهر طلایی باز بالا تر می ره. یعنی از چاکرای یک به دوی جلو و بعد به سه ی جلو ( یعنی چاکرای 3 در جلوی بدنتون) و بعد چهار از جلو ، پنج از جلو ، شش از جلو می رسه و بعد بالا می ره و به چاکرای هفت می رسه. در چاکرای هفت موافق با عقربه های ساعت می چرخه ( انگار خود شما ساعتید و انرژی در جهت عقربه های ساعت می چرخه.)  و بعد از چاکرای هفت ، از پشتتون حرکت می کنه و در حالی که تغییر رنگ داده و به رنگ صورتی در اومده، از پشت ستون فقرات به چاکرای شش پشت، بعد به پنج پشت ، بعد به چهار پشت، سه ی پشت، دوی پشت و در آخر به چاکرای یک از پشت بدنتون می رسه. این نهر از هر جایی که عبور می کنه اون چاکرا رو پر از انرژی می کنه تا جایی که در اون چاکرا همون حس نبض زدن یا گود شدن یا به عبارتی حس کردن چاکرا ایجاد میشه.وقتی این نهر به چاکرای یک از پشت رسید دوباره تغییر رنگ می ده و دوباره از جلوی بدن بالا می ره.یعنی مثل قبل.کلا" این بالا رفتن و پایین آمدن 3 بار تکرار میشه.

یعنی به طور خلاصه :

نهر طلایی از جلوی بدن ، چاکرا به چاکرا، بالا می ره بعد از پشت بدن، به رنگ صورتی ، چاکرا به چاکرا پایین می آد.  دوباره از جلوی بدن به رنگ طلایی، چاکرا به چاکرا، بالا می ره و باز از پشت بدن چاکرا به چاکرا به رنگ صورتی پایین می آد.   دوباره از جلوی بدن به رنگ طلایی چاکرا به چاکرا بالا می ره و از پشت بدن به رنگ صورتی چاکرا به چاکرا پایین می آد.
زمان این تمرین : هر بالا و پایین رفتن ده دقیقه است یعنی کل تمرین باید در سی دقیقه انجام بشود.

نکته : ممکنه در دفعات اول هیچ احساسی در چاکراهاتون نکنید اما با تکرار و تمرین حتما" نبض یا گود شدن رو در اون حس می کنید یا به هر حال وجود چاکرا را در بدنتون احساس می کنید.


تمرین برای فعال کردن چاکراهای کف دست :

( البته این تمرین برای کار روی هاله خیلی استفاده می شه و بعدها شاید دوباره به اون برسیم و کاملتر بررسیش کنیم. فعلا" در همین حد انجام بدید.این تمرین به فعال کردن چاکراهای کف دست شما خیلی کمک می کنه  و اگر می خواهید به خودتان یا دیگران انرژی بدهید حتما" باید روی فعال شدن چاکراهاتون کار کنید. )

کف دست را روی هم قرار بدهید و مدت زمانی طولانی با سرعت بالا اونها رو به هم بمالید. ( تند تند و طولانی و قوی) بعد دو تا دستتون رو از دور به هم نزدیک کنید.آرام آرام. در جایی احساس می کنید یک توپ مغناطیسی بین دو تا دستتان است. این توپ را لمس کنید و با آن بازی کنید و احساسش کنید.   این تمرین را با فاصله در دفعات زیاد می توانید انجام بدهید.


تمرین اسکن کردن :

خوب! حالا به مبحث مهمی رسیدیم.می خوام کمی راجع به " اسکن کردن " براتون حرف بزنم. اسکن کردن یعنی شما بتونید به کمک دستگاه ذهن و روشن بینی تون مثل یک دستگاه اسکن کننده بیماری یا درد یا گرفتگی چاکرا در دیگران و خودتان را تشخیص بدید! ممکنه به نظرتون عجیب بیاد که واقعا" یک آدم از نظر علمی می تونه این کار رو بکنه؟

جوابش بله است. البته این کار به تمرین نیاز داره و اینکه شما با تمرینات قبلی این وب گاست خودتون رو بالا برده باشید. هر چه تمرین و تمرکز شما بالاتر باشه ضریب اشتباهتون پایین تر می آد. البته نباید انتظار داشته باشید خیلی سریع با دو جلسه تمرین انرژی درمانی و مدیتیشن به جایی برسید که تا هر کسی رو دیدید تشخیص بدید دردش چیه! یا عبارت دیگه در ابتدا نباید صد در صد روی کشفیات خودتون حساب باز کنید. می فهمم که دلتون می خواد زودتر به تبحر برسید و به همه ی دوستان و کسانی که دوستشون دارید کمک کنید اما اگر اشتیاقتون برای این کار واقعی و ماندگاره پس تلاش و تمریناتتون رو بیشتر کنید. .به خودتون اجازه بدید مثل تمام کسانی که در این رابطه سالها زحمت کشیده اند شما هم برای تمریناتتون وقت بگذارید تا به نتیجه برسید.


هدف اسکن کردن چیست؟
هدف شناسایی و معاینه ی سوژه است .


روش اسکن کردن افراد :


درمانگر ( یعنی کسی که می خواد به فرد دیگری انرژی بده یا اون رو اسکن کنه ، فعلا" یعنی خود شما)  و سوژه ( یعنی کسی که می خواهید اون رو اسکن کنید تا ببینید کدوم چاکراها یا اعضای بدنش مشکل داره ) باید روی دو تا صندلی مقابل هم بنشینید. چشم شما و چشم سوژه باید باز باشه.حالا سه انگشت چپ دستتون رو روی رگ دست راست سوژه بگذارید. ( حتی المقدور اگر سوژه فاقد دست راست نیست ، روی دست راست اون بگذارید).بعد به چاکرای هفت خودتون توجه کنید و تمرکز کنید.حالا توجهتون رو به شصت دو پای خودتون بدید.تمرکز کنید و ببینید چه حسی در شصت دو پاتونه. حالا همزمان به طرف بالا به آرامی حرکت کنید.یعنی توجهتون رو به ساق پاهای خودتون و بعد ران و باسن و شکم و ....بدید تا بالا.دقت کنید به اعضای بدن خودتون و حسی که در اون احساس می کنید فکر کنید نه اعضای بدن سوژه. در هر نقطه از بدن خودتون که تغییری احساس کردید ( مثل نبض زدن، درد، بی حسی، سرما، گرما یا هر حس دیگه ...) یعنی سوژه در همان قسمت از بدنش دچار مشکل است.



نکته ی خیلی مهم :

زمان هر اسکن نباید هرگز از یک دقیقه و نیم بیشتر باشه.چون در این صورت مشکل سوژه می تونه به درمانگر منتقل بشه.


تمرین : ابتدا این اسکن را به تنهایی برای خودتون انجام بدید تا ببینید در کدوم قسمتهای بدنتون احساس خاصی دارید. یادتون باشه به کل بدنتون فکر می کنید نه فقط به چاکراهاتون.


تمرین : این تمرین رو برای افراد مختلف انجام بدید. اما باز هم تاکید می کنم فعلا" نظر خودتون رو به عنوان نظر یک درمانگر قطعی و مطلق ندونید.  فقط تمرین کنید تا ببینید به مرور چقدر به کشف درست نزدیک تر می شید.این کار فقط با تمرین و تمرکز زیاد امکان پذیر می شه. در ابتدا به سوژه بگید که شما فقط دارید این کار رو تمرین می کنید و نظر شما به این معنی نیست که حتما" در همون منطقه ای که شما تشخیص داده اید سوژه مشکل داره. بعد از تمرین و دادن تشخیصتون نظر اون رو هم بپرسید و ببینید چقدر درست احساس کرده اید.



نکته _ معمولا" درمانگر باید به حدی برسه که خودش چاکراهاش رو باز کرده باشه تا در موقع اسکن مسایل خودش رو به جای مسایل سوژه تلقی نکنه.البته به مرور خود درمانگر اگر خودش هنوز در قسمتی از بدن خودش مسئله ای داشته باشه می تونه بین اون درد با درد سوژه تفاوت قائل بشه.



چند تمرین فوق العاده درباره ی پاکسازی بدن از انرژیهای منفی یا سنگین.
همان چه که  خیلی وقتها احساس می کنیم گرفتارش شده ایم.
انرژی سنگین یا منفی چیه ؟



نوعی اختلال است در حوزه ی انرژی که از موارد زیر به وجود می آید :

 _ استرس و اضطراب .
_ فشار روحی و روانی.
_ خشم .
_ تمارین روحی غلط.
 _ ناراحتیهای عصبی.
 _ طلسم و جادو ( کسانی که به طلسم و جادوی سیاه اعتقاد دارند اونها را هم جزو این ها به حساب می آورند و این تمرین رو برای رهایی از اون موثر می دونن.البته قابل ذکره که از نظر قران مجید هم جادو وجود داره).
 _ رفتن به مکانهای بد انرژی ( مثل رفتن به جایی که کسی مدتها مرده اما وسایلش رو خارج نکرده اند! ) .
_ تماس با افراد بد انرژی ( یعنی کسانی که با کنارشان نشستن یا شنیدن صداشون احساس خیلی بدی به شما دست می ده.چون انرژی حتی با صوت تلفنی هم منتقل میشه. البته امیدوارم گفتن این حرفها باعث نشه از هر کسی که دلگیرید یا لجتون می گیره یا اختلافی دارید اون رو بد انرژی بخونید! یادتون باشه ما نیمه ی تاریک خودمون رو جذب می کنیم و اونچه خودمون هستیم به دیگران نسبت می دیم. در اینجا منظور کسانی هستند که هر کسی در جوارشون متوجه سنگینی انرژی اونها میشه نه کسی که ما باهاش مشکل داریم. اگرچه این هم واقعیه که وقتی ما با کسی اختلافی داریم حضور اون به خاطر فکرهای منفی خودمون حس بدی در ما به وجود می آره که در بیشتر موارد مسئله وجود همون فکرهای خودمونه نه بد انرژی بودن اون آدم.)

و دلایل دیگه ...

در هر حال هر انرژی منفی و سنگینی به هر دلیل که دریافت شده فرقی نمی کنه؛ مهم اینه که شما باید اون رو با تمرین خالی کنید.


نکته ی مهم _ اگر موقع اسکن کردن کسی از چاکرای 2 یا 3 به پایین ، تا پاها،احساس گزگز ، سرما یا گرما یا... کردید یا اینکه علایم غیر طبیعی در بدنش تشخیص دادید یا کسی که بعد از انرژی درمانی آرامش پیدا نمی کنه و دردش تسکین نمیشه، این علایم نشانه ی اینه که انرژیهایی از نوع انرژی سنگین و منفی به تدریج در اون انباشته شده و باید ابتدا این انرژیها پاکسازی بشن و بعد دوباره عمل اسکن کردن را بعد از هر دو روز پاکسازی، براشون انجام بدید.اگر کسی را با روشی که یادتون می دهم پاکسازی کردید و بعد اسکنش کردید و دیدید هنوز همون انرژیهای منفی در اونه ، دوباره پاکسازی و اسکن را براش می تونید انجام بدید.اما باید بعد از دو روز اسکن دوباره انجام بشه( چون تمرین پاکسازی خودش دو روز طول می کشه.)


روش تخلیه ی انرژی های منفی و سنگین ( پاکسازی ) را براتون توضیح می دم. شما ابتدا این روش رو برای خودتون انجام بدید چون همه ی ما، انرژیهای منفی جمع شده ی زیادی در وجودمون داریم. این پاکسازی همون طور که گفتم در دو روز متوالی انجام میشه.


روش پاکسازی انرژیهای سنگین و منفی برای خود و دیگران:

من اول کلیات مربوط به این تمرین رو می گم و بعد در همین قسمت در رابطه با نوع تنفسی که باید در طی این تمرین داشته باشید با شما صحبت می کنم.

_ سیستم تخلیه ی انرژی سنگین در روز اول :

این کار رو چه برای خودتون انجام بدید و چه برای سوژه ، در هر صورت باید در حالت نشسته باشید.یک دستتون رو ( دست چپ یا راست فرقی نمی کنه) از پشت روی چاکرای 5 و یک دستتون رو ، روی چاکرای 7 به مدت 5 دقیقه قرار بدید و به خودتون ( یا به سوژه )اانرژی بدید یعنی فکر کنید انرژی داره وارد اون چاکراها میشه. اینجا حالتی مثل مدیتیشن باید براتون به وجود بیاد.در این حین، ذکری را باید ذهنی تکرار کنید و روی این ذکر متمرکز بشید. ذهنا" تکرار کنید :

خدایا، انرژیهای سنگین ، بد و منفی ( یعنی ماند) سوژه ( اسمش را بگید)(  یا خودم) را پاک کن. ( یا  خارج کن.)

یعنی مثلا" اگر برای فردی به نام مریم دارید این کار رو انجام می دید بگید : خدایا انرژیهای سنگین، بد و منفی مریم را پاک کن. ( یا  خارج کن )  اگر جمله ی" پاک کن "حس بهتری به شما می ده اون رو بگید در غیر این صورت "خارج کن" را بگید. اگر سوژه دلش بخواد می تونه اون هم ذهنا" به این جملات فکر کنه. این جمله رو چندین بار در طی 5 دقیقه زمان این تمرین ، تکرار کنید. این جمله یک ورد جادویی نیست که اگر دو تا کلمه اش جا به جا بشه همه چیز به هم بریزه! بلکه راهیست برای تمرکز و البته به گفته ی اسکاول شین ، معلم بزرگ ، " از کلام ماست که بر ما حکم رانده می شود ! "



نکته _ خواهش می کنم برای من ننویسید که ما به جای منفی گفتیم ماند یا اول بد و منفی را گفتیم بعد کلمه ی سنگین را و ...به این خاطر پاکسازیمان خراب شد! این رو از این نظر گفتم که دوستان زیادی تا به حال این حرف را به من زده اند. دوستان من! اینها ورد جادویی نیستند که اگر اجی مجی لا ترجی یک کمی جابجا بشه کسی مشکل پیدا کنه. اینها همه برای تمرکز و ایجاد مدیتیشن و رسیدن به آرامش و سکوته.( و همون طور که در درس مدیتیشن بهتون گفتم در سکوت و اعماق دریا میشه مروارید را صید کرد نه روی آبهای شلوغ و کثیف و متلاطم. )



_ سیستم تخلیه ی انرژی سنگین در روز دوم :

 باز هم خودتون یا سوژه باید در حالت نشسته قرار بگیرید. ( یعنی نباید دراز کش باشید. ) اما این بار باید پاها را دراز کرده و شصت پاها را با دو دست گرفته و همان ذکر قبلی را به همان شکل، ذهنا" ، تکرار کنید. ( یعنی ذکر را به زبان نیاورید. ذهنا" تمرکز بیشتری ایجاد می شود.)این کار را هم به مدت 5 دقیقه انجام بدهید.یعنی 5 دقیقه در حالتی که گفته شد می نشینید و ذهنا" تکرار می کنید : خدایا، انرژیهای بد و منفی و سنگین من ( یا مثلا" مریم ) را خارج کن.

تذکر مهم _ در اینجا تجسم جایز نیست. یعنی نباید مجسم کنید انرژی سنگین داره بیرون می ره. چون انرژی هوشمنده و خودش هوشمندانه عمل می کنه.


تذکر مهم _ سر سوژه یعنی کسی که دارید این پاکسازی را برایش انجام می دهید ، در حالت نشسته باید هم در روز اول و هم در روز دوم به طرف شمال یا همان رو به قبله باشد.اگر این پاکسازی را به تنهایی دارید برای خودتان انجام می دهید خودتان باید رو به قبله بنشینید.


تذکر مهم _ در حین انجام عملیات پاکسازی ، چه در روز اول و چه در روز دوم، درمانگر ( یعنی شخص شما) شکل تنفسی خاصی را باید حتما" اعمال کند که به این صورت است :

30 ثانیه بعد از شروع عملیات پاکسازی، تنفس سایشی انجام می دهیم. بدین ترتیب که 3 تا دم تیز می کشیم که بازدم اول آن طولانی و بلند است ، دومین بازدم آن متوسط و سومین بازدم آن کوتاه است. این نحوه ی تنفس اجباریست چون باعث ایجاد امواجی در مغز ما می گردد که باعث سرعت بخشیدن به حرکت انرژی هوشمند می گردد.

پس به طور خلاصه نحوه ی تنفس این گونه می شود :

1 _ یک دم تیز و صدا دار ( حتما" صدادار باشد که عمیق بشود.) با بازدم طولانی.
2 _ یک دم تیز و صدا دار با بازدم متوسط و معمولی.
3 _ یک دم تیز و صدادار با بازدم کوتاه.


بعد دوباره تنفس را به همین منوال تکرار می شود. یعنی کل تنفس باید به این شکل باشد.در ضمن اگر برای سوژه این کار را انجام می دهید فقط شما باید اینگونه تنفس کنید و سوژه عادی نفس می کشد.

تذکر مهم _ در طی این تمرین ، اگر تمرین را برای سوژه انجام می دهید چشم او باید بسته باشد و تنفس فقط مربوط به شماست. اگر به تنهایی و برای خودتان انجام می دید چشم خودتان را ببندید و تنفس را خودتان انجام بدهید.


 تمرینات بسیار مهمی بود که نیاز داره شما برای هر کدوم زمان کافی بگذارید. بعد از انجام این تمرینات ، تجربیات شگفت انگیزی که در پیش خواهید داشت ، شاید حسی از غرور در بعضیها به وجود بیاورد و این فکر که با دیگران متفاوت شده اند. استاد خوبی داشتم که بعد از تدریس این درس جملات جالبی را از خواجه عبدالله انصاری برایم گفت که من هم برایتان می نویسم و امیدوارم در طی تمامی پیشرفتهای شگفت انگیزی که در پیش خواهید داشت هرگز اون رو فراموش نکنید.

" اگر به هوا پری، مگسی باشی!
واگر بر آب روی، خسی باشی!
دلی به دست آور تا کسی باشی! "



                                                                                        ( خواجه عبدالله انصاری)




خدایا! کمکمان کن تا یاد بگیریم در خدمت خلق تو باشیم! آمین!