کافه تلخ

۱۳۸۶ آذر ۱۴, چهارشنبه

فلسفه مهلت دادن به شیطان از دیدگاه قرآن؛

نکته مهمی که در اینجا مسئله است، اینکه چرا خدا به شیطان مهلت داد تا روز قیامت در دنیا بماند؟با وجود اینکه خدا می دانست که شیطان برای گمراهی انسان مهلت می خواهد، بجای اینکه او را از بین ببرد چرا به او تا قیامت مهلت داد تا بسیاری از انسانها را گمراه و اغوا کند؟

در جواب باید گفت: اولاً ، همانطوریکه قبلاً بیان شد و قرآن نیز موید است؛ انسان موجودی است صاحب اختیار و اراده و هر عملی که انجام می دهد با اراده اش بوده نیز اعمالی که با اراده اش انجام می دهد مستحق پاداش و جزا است و را ه کمال و سقوط را بهمراه دارد.

اماّ، شیطان هرکز نمی تواند انسان را به اعمال زشت و گمراهی مجبور کند، بلکه او با وسوسه های خود انسان گمراه و غیر مومن را به اعمال زشت و گمراه دعوت می کند اما هرگز نمی تواند انسان مومن و با ایمان را به اعمال زشت وسوسه و دعوت نماید و اگر دعوت نماید دعوت او را ردّ می کند.

انّ عبادی لیس لک علیهم سلطان الّا من اتّبعکَ من الغاوینَ(33)
همانا بر بندگان من تسلط پیدا نخواهی کرد مگر گمراهانی که از تو پیروی می کنند.

ثانیاً: خداوند شیطانی را موجود شرّ ومتمرّد نیافریده بلکه براساس خیر آفریده ، زیرا او موجودی بوده که سالیان به عبادت خدا مشغول بوده و سرانجام با اراده خودش از خدا دور شد. از طرفی نیز، انسان موقفی می تواند مراتب کمال را طی کند که موانع بیشمار سر راهش، از جمله و سهوهای شیطانی را دور کند.


1- سوره قدر
2- سوره اسراء
3- نحل –2
4- نحل 1.2
5- بقره – 87
6- نحل - 2
7- سجده – 9 ،
8- نساء – 171 ،
9- بقره – 285
10-آل عمران- 18 ،
11- انبیاء- 27 ،
12- نازعات – 5- 1 ،
13- صافات – 3 – 1
14- انبیا – 20 ،
15- فاطر-1 ،
16- رحمان- 15 ،
17- 2- نمل – 39- 38 ،
18- جن – 6
ـ19- ذاریات – 56 ،
20- جن – 1 ،
21- جن – 6 ،
22 – جن – 14
23- نخل -28 ،
24- یونس – 21 ،
25– مدَثر – 31
26- کهف 50 ،
27- حجر 31-30 ،
28- اسراء 61 ،
29- اسراء 61 ،
30- حجر 34 ،
31- حجر 37- 36
32- یوسف 5 ،
33- حجر 42

سید احمد رمضانی

مراتب و اقسام ملائکه و دیدگاه قرآن

ملائکه نیز مانند سایر موجودات مجرد ذو مراتب هستند و هرکدام با توجه به درجات وجودیشان دارای مقامی خاص هستند.
وَ ما منّا الّا لَه مقامٌ معلوم. (17)
و هیچیک از ما (ملائکه ) نیست مگر آنکه برایش مقام و مرتبه خاصی هست.
همچنین از نگاه قرآنی، ملائکه مانند پرندگان صاحب بالهایی هستند که برخی صاحب دو بال و برخی صاحب 3 بال و .... هستند و لذا تعداد بالها بیانگر درجات آنها است .
جاعل الملائکه رسلا ً اولی اجنحه مئنی رثلاث و رباع (18)
ملائکه را بصورت رسولانی آفرید دارای بالهایی دوتایی، سه تایی و چهار تایی .
· برخی دیدگاههای کلی و اجمالی فلاسفه و متفکران درباره ملائکه :
1- گروهی اعتقاد دارند که ملائکه در واقع همین ستارگان آسمانی اند.
2- گروهی اعتقاد دارند که ملائکه اجسامی لطیف و از نوع هواست که می تواند به شکلهای گوناگون در هوا در آیند.
3- گروهی اعتقاد دارند که ملائکه جواهری هستند که ذاتاً قائم بوده و از حیث ماهیت در نفوس بشری، مانند جریان خورشید نسبت به تابش انوار احدی هستند .
4- گروهی اعتقاد دارند که ملائکه ذاتاً ناطق بوده و ازکالبدهای خویش مفارغ هستند یعنی جسمانی نیستند با آنکه زنده اند.
1- جن و اوصاف وجودیش در دیدگاه قرآن؛
یکی دیگر از موجودات مجرد جهان هستی از دیدگاه قرآن جن است که به معنی پنهانی و پوشیدگی است و نیز با لفظ جن و جان هر دو بکار رفته است اما قرآن در آیات مختلف از حقیقت و خصوصیات این موجود اشاراتی دارد که برخی از اعم آنها به قرار زیر است.
1- حقیقت جن، از آتش است، طبق آیات حقیقت وجودی جن از نوعی آتش خاص است، نه آتش معمولی ، و خلقَ الجانَّ مِن مارجٍ من نارٍ (19)
و جان را آمیخته ای از آتش آفرید.
2- جنیان برای انسانهای معمولی قابل روئیت نیستند اما آنها انسانها را می بینند . اما برای انسانهای خاص، از جمله اولیاء و انبیاء ... قابل رویت هستند.
انّه بویکم هو قبیلهٌ من حیثٌ لا نزونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للّذین لایومنون (20)
همانا او (جن) شما را می بینند از جایی که شما آنر نمی بینید . همانا شیاطین را دوستان افراد نا ایمان قرار دادیم.
3- جنیان می توانند برخی از انسانها را مطیع و گمراه نمایند .
و انه کان رجال من الانس یعودون برجال من جنّ فزادوهم رهقا (21)
مردانی از انسانها به مردانی از جن پناه می برند. انها نیز باعث افزایش گمراهی و طغیان آنها می شدند.
4- نکته مهم اینکه، از نگاه قرآن جنیان خصوصیات انسان را دارند و از نوع او می باشند . از جمله مانند انسان کار می کنند ،مانند انسان دارای پیامبر است. حتی برخی از جنیان به پیامبر (ص) ایمان آورده بودند.مانند انسان هم قادر به سخن گفتن و گوش کردن است، مانند انسان شعور داشته و به عبادت مشغول است و .... و ماخلقت الجن ّ و الانسن الّا لَیعبدون (22)

و جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت .
قل اوحی الیّ انّه استمع نفرو من الجن فتالو ا انا سمعنا قراناً عجباً (23)
ای پیامبر بگو که به من وحی شده است که گروهی از جن (آیات)را شنیدند و گفتنند همانا ما قرآنی بس شگفت شنیدیم.
مراتب و اقسام جن در دیدگاه قرآن
جنیان مانند انسان هستند و به دو گروه زن و مرد و نیز برخی کافر و برخی مومن هستند یعنی برخی به رسالت پیامبر (ص) ایمان آوردند و برخی خیر و برخی پاداش و برخی عذاب الهی دچار می شوند و...
و انّه کان رجال من الانس و یعوذون برجال من الجنّ (24)
همانا مردانی از انسانها به مردانی از جن پناه می برند
و انا مناّ المسلمون و منّا القاسطون (25)
و ما از (جنیان) گروهی مسلمان گروهی منحرف هستند.
4- شیطان و حقایق وجودیش از دیدگاه قرآن ؛
از جمله موجودات مجرد جهان هستی که در قرآن بوجود آن اشاره شده است، شیطان است . در زمینه این موجود مجرد قرآن کریم، اوصاف و حقایقی را در مورد آن اشاره کرده است که به اعمّ برخی از آنها اشاره ای مختصر می شود.
1- جنس و نوع شیطان : در این زمینه اختلاف نظر بین راویان و علمای اسلامی وجود دارد زیرا در جایی قرآن اشاره می کند که شیطان از جنس جن است.
فسجد و الا ابلیس کان من الجّن فنسق عن امرربّه (26)
همه سجده کردند، مگر ابلیس که از (جنس) جن بود.
و در جایی قرآن اشاره می کند که شیطان از جنس ملائکه است
فسجد و الملائکه کلّهم اجمعون الا ابلیس(27)
همه ملائکه سجده کردند مگر ابلیس (که ابلیس از جنّیان است)
اما غالباً نظر دوم را می پذیرند و جنس شیطان را که ابلیس از جنیان است می دانند.
2- شیطان موجودی متمرد: از دیدگاه قرآن، از جمله موجوداتی است که بفرمان خدا تن نداد زیرا طبق آیات وفتی خدا دستور سجده بر آدم را می هد او از این کار سر باز می زند و در جواب اینکه چرا به آدم سجده نکرد می گوید : چون جنس من از آتش است و لذا برترم و جنس آدم از
خاک و لذا پست تر است . و بنابراین از او اطاعت نکر ومتمرد شد. و این بیانگر این است که حس ناسیونالیسمی داشت و دارد.
و ا ذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الّا ابلیس . (28)
و بیاد آور هنگامیکه به فرشتگان گفتیم که بر آدم سجده کنید همه سجده کردند جزء ابلیس
قال ءأسجد لمن خلقت طیناً (29)
(شیطان) گفت . آیا برای کسیکه او را از خاک آفریدی سجده کنیم .
لذا، پس از تمرد مورد غضب خداوند قرار گرفت و ازمقام و بارگاه خداوند رانده شد.
فاخرج منها فاذّک رجیم. (30)
پس از آن (مقام ) خارج شو زیرا تو از درگاه ما رانده شدی .
3- و پس از آنکه ا ز درگاه خداوند رانده شد از خدا مهلت خواست تا روز قیامت به او حیات دهد و خداوند نیز پذیرفت . و لذا تا روز قیامت در کنار انسان بوده و وی را اغوا کرد. و دشمن دیرینه اوست.
ربّ فانظرنی الی یوم یٌنبقئون قالَ فاذّکَ مِنَ المٌنظَرینَ الی یومِ الوَقتِ المَعلومِ (31)
(شیطان) گفت: پرودگار ا به من تا روز رستاخیز مهلت ده.(خدا) گفت: به تو تا روز معین مهلت داده شد.
انَّ الشیطان للانسان عدٌّومبین(32)

موجودات مجرد جهان هستی در دیدگاه قرآن

قرآن کریم، از وجود موجوداتی ماورای مادی در جهان خلقت سخن به میان می آورد، و در آیات متعددی از وجود این موجودات مجرد و ماورای مادی و نیز از حقیقت وخصوصیات خاصّ هرکدام نظرات و دیدگاههای تقریباً کاملی دارد، ودر زیر به نقل آنها از نگاه قرآنی می پردازیم. ضمناً بیان قرآن در مورد هر کدام دلیل قاطعی ، نقلی در اثبات حقیقت و در اصالت وجودی آنهاست و هر مسلمانی باید براساس آن بدان ها معتقد و ایمان داشته باشد زیرا اعتقاد بدانها لوازم و شرایط مسلمانی است. اما این موجودات مجرد هستی از نگاه قرآنی به قرار زیر است.
××××××

1- روح و اوصاف وجودیش در دیدگاه قرآن؛
در زمینه روح، اصالت وجودی ، اثبات ، اقسام و اوصاف آن قبلاً در بحث اقسام وجود، ماهیت و ابعاد وجودی انسان و در دیدگاههای مختلف ، اجمالاً سخن گفته شد. اما در این مقاله و جایگاه، دیدگاه قرآنی بنحو جامعتری بیان می شود. بطور کلی قرآن در آیاتش از وجود موجودی مجرد، بنام روح سخن می گوید، خصوصاً ، روح را بهمراه موجود مجرد دیگری بنام ملائکه می آورد.
تنزّل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر1
ملائکه و روح در آن (شب قدر) به اذن پروردگارشان ناز ل می شوند.
اما قرآن کریم، در مورد حقیقت و اوصاف یا ماهیت روح اشاراتی دارد که برخی از آنها بقرار زیر است:
1- اولاً درباره حقیقت این موجود – روح – قرآن می گوید، که آن از نسخ عالم امر است .
قل الروح من اقر ربّی(2)
بگو روح از امر پروردگار من است
2- روح در معیّت ملائکه بوده حتی در بسیاری از امور ملازم با آنست .
ینزّلٌ الملائکه بالروح من امره(3)
ملائکه و روح را بامر خود فرو می فرستد.
3- روح واسطه در وحی است. و در حقیقت آیات الهی از جانب خدا بسوی روح نازل می شود و از آنجا به روح خاصی بنام جبرئیل فرود مفرستاد و آن نیز آیات را به قلب پیامبر (ص) نازل می کند .
قل نًزًّلً روح القدس من ربّک
4- روح وسیله است برای تأیید ، دعوت ، انذار و تبیشیر انبیاء،
اًتًینا عیسی بن مریم البیّنات و اًیًّدناٌ بروح القدس4
به عیسی بن مریم معجزاتی دادیم او را به کمک روح القدس تأیید کردیم.
ینزّل الملائکه بالروح من امره علی من یشاء من عیاده انذرو 5
5- همانطوریکه غالب فلاسفه و متفکران گفتند روح در کل هستی دیده شده است. و مبناء حیات هستی است. قرآن نیز ، روح حقیقی می داند که در وجود آدمی تجلی کرده است.
ثمّ سوّاه و نفخ فیه من روحه (6)
سپس آنرا بیاراست و از روح خود را در آدم دمید .
6- همانطوریکه مسیحیان می گویند روح در وجود مریم و عیسی بن مریم دمیده شد. و به تثلیت اعتقاد دارند.
قرآن ، نیز، روح را حقیقتی می داند که عیسی بن مریم، دمیده شد. و به تسلیت اعتقاد دارند. قرآن نیز روح را حقیقتی می داند که عیسی بن مریم، در وجود با آن متحد است.
انّما المَسیح عیسی بن مریم رسوله ا... و کلمه القیما الی مریم و روح منه (7)
همانا مسیح – فرزند مریم – فرستاده خداست و کلمه و روحی است از خود که به من القا نمود .

ملائکه و اوصاف وجودیش در دیدگاه قرآن

مراتب و اقسام روح

همانطور که قبلا بیان شد ، روح ذو مراتب بود و هر کدام نیز وظایف خاصی را دارند. از جمله روحی که وظیفه اش القاء آیات بر قلب پیامبر (ص) بوده و روح القدس یا جبرئیل نام داشت، روح اعظم، روح بدنی، مادی ، روح شهوت و ... و نیز همانطوریکه قبلا بیان شد جایگاه اصلی روح در عالم ملکوتی و عالم امر و بعبارتی عالم روح و نفس است و در موجودات تجلی می یابد.



2- ملائکه و اوصاف وجودیش در دیدگاه قرآن؛
یکی دیگر از موجوداتی که در قرآن از آن بارها، نام برده شده است. ملائکه می باشد که اعتقاد به آنها را از شرایط و لوازم ایمان هر مسلمانی می داند.
امن الرسول بها انرل الیه من ربّه و المؤمنون کلَّ امن با... و ملائکه و کتبه و رسوله8
پیامبر به آنچه که خدایش بر او نازل کرده بود ایمان داشت و نیز تمامی مومنین به خدا، ملائکه ، کتابها و فرستادگانش ایمان آوردند.
* در آیه فوق ایمان به ملائکه در کنار ایمان به خدا – قرآن و انبیاء بحساب آمده است .
* اما قرآن یک سلسله اوصاف و خصوصیاتی را برای ملائکه اشاره کرده است که برخی بقرار زیر است.
1- عبادت و بندگی خدا: بطور کلی از نظر قرآن ملائکه موجوداتی هستند که همواره به عبادت تسبیح و سجده او مشغولند و در برابر او خاشع و متواضع هستند.
ولله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض من دابه و الملائکه و هم لایستکبرون (9)
آنچه در آسمان و زمین است از جنبندگان و ملائکه برای خدا سجده می کنند و هیچگاه کبر نمی ورزند.
2- عدم سرپیچی از فرمان خدا: بطور کلی ملائکه موجوداتی هستند که مطیع اوامر الهی بوده هیچگاه از فرامین الهی دور نمی شوند .
لایسبقونه بالقول و هم بامره یعقلون (10)
ملائکه هرگز در سخن بر او – خدا – پیشی نمی گیرند و طبق فرمان او عمل می کنند
وظایف و اعمال ملائکه در دیدگاه قرآن ؛
قرآن کریم، وظایفی را برای ملائکه در نظر گرفته است ، که در زیر به برخی اشاره می شود.
1- تدبیر امور عالم: از دیدگاه قرآن، فرشتگان ، مدّبران امور عالم هستند و این تدبیر به فرمان خدا و از عالم عرش صورت می گیرد.
وً النازعاتِ غَرقاً و الناشطات نَشطاً و السابحاتِ سَبحاً فالسّابقات سَبقاً فالمدُبراتِ امراً. (11)
و سوگند به فرشتگانی که از موقف خود حرکت می کنند ، سوگند به آنها که از سوی هدف رهسپار شوند؛ سوگند به آنها که عازم ماموریت خود می شوند. سوگند به آنها که بریگدیگر سبقت می گیرند سوگند به آنها که به امور و تدبیر عالم می پردازند.
2- نزول وحی بر انبیاء : یکی دیگر از وظایف ملائکه از نگاه قرآن ، نزول وحی بر انبیاء است، یعنی ملائکه مأمورند که پیام الهی را – وحی – از خدا گرفته و بر قلب پیامبر القاء کند.
وَالصّافّا مالزَاجِراتِ زجراً فاّلئالیاتِ ذِکرَاً(12)
و سوگند به ملائکه که صف می کشند و سوگند به فرشتگانی که (شیاطین) را می دانند و سوگند به ملائکه ای که وحی را بر (پیامبر )، می خوانند.
3- حفاظت انسانها : یکی دیگر از وظایف ملائکه از نگاه قرآنی نگهبانی مردم است و این کار را به فرمان خدا انجام می دهد.
و هو القاهرُ فوقَ عبادهِ و یرسلُ علیکمُ حفظه.(13)
و اوست (خدایی) که مسلط است بر بندگانش و نگاهبانانی را بر شما می فرستد .
4- قبض روح انسانها : یکی دیگر از وظایف مهم ملائکه قبض ارواح انسانها است . و این کار بوسیله ملائکه خاصی بنام عزرائیل یا ملک الموت انجام می گیرد. و آنها این کار را نیز بفرمان خدا انجام می دهند. الّذینَ تَتَوَفّا هم الملائکهُ ظالمی اَنفُسهِم فَاَلقَوِ السّلَم.(14)
5 - ثبت اعمال و افعال انسانها: یکی دیگر از وظایف ملائکه ثبت و ضبط هر آنچه که توسط انسانها انجام می گیرد است هر آنچه ا زنیک و بد در خفا و ظاهر انجام می دهند در نامه اعمالشان می نویسند و در دادگاه عدل الهی براساس آن مجازات می بینند.
انّ رُسُلنا یکتُبونَ ما تَمکُرٌنَ .(15)
همانا فرستادگان ما، آنچه فریبکاری می کنند می نویسند
6- اعمال ملائکه در قیامت : ملائکه علاوه بر وظایف فوق که در عالم دنیا انجام می دهند، وظایفی را در عالم قیامت دارند از جمله اجرای سوال ، میراندن انسانها در نفخه صور و زنده کردن آنها، دادن نامه اعمال و رسیدگی به حساب مردم در قیامت ، ثواب و غذاب در عالم برزخ ... از جمله وظایف ملائکه است.
و ما جعلنا اصحاب النّار الاّ ملائکه (16)
و ماکسی را جزء ملائکه صاحبان دوزخ قرار ندادیم.

جهان شناسی، موجودات مجرد جهان هستی‌و دیدگاهی اجمالی

بطور خلاصه، مجردات، شامل نوعی از موجودات جهان هستی می باشند که مقدم جهان مادی بوده و این گروه از موجودات ویژگی خاص خود را دارند که توسط مکاتب فکری مختلف و خصوصاً در آیات و احادیث از آن نقل شده است. این موجودات ، مجرد و بسیار بوده ولی قابل درک ، شناخت و احساس برای افراد معمولی نبوده اما افراد خاص و ممتاز همچون اولیاء و انبیاء و متفکران مبدع اصالت وجودی آنها را درک نموده اند. ما نیز به تبعیت از آنها و خصوصاً آیات مبارکه قرآنی باید به وجود آنها معتقد بوده زیرا اعتقاد به آنها از شرایط و لوازم ایمان است.

هرکدام از این موجودات از جمله عقل روح ، مثل افلاطونی ، ملائکه و ... دارای دو مراتب بوده و نیز در عالم خاصی سکونت داشته و با اوصاف خاص خود به وظایف ویژه ای درهستی می ‌پردازند. و در مواقع موجوداتی پاک و صاف بود. که به خالق خود نزدیک بوده و در واقع مأموران الهی برای هستی می باشند.برخی از فلاسفه و مکاتب فکری در مورد این موجودات مجرد سخنها گفته اند که به برخی اشاره ای اجمالی می شود.

1- مثل افلاطونی ؛ از موجودات مجرد که افلاطون از آنها یاد می کند مثل یا ide می باشد . افلاطون درباره حقیقت این موجودات مجرد می گوید: اینها ، مجرد بسیط، کلی ، فنا نا پذیر ، لایتغیر و ثابت بوده و اصل و مبناء و حقیقت موجودات مادی می باشند که جایگاه آنها در عالم معنوی و مثال بوده و سرانجام پس از خلقت ها و موجودات به علم مادی و به همراه آنها هستند و سرانجام پس از نابودی و مرگ موجودات به عالم اصلی خود عالم مثال برگشت می کنند. او اشاره می کند هر کدام از موجودات عالم مادی دارای مثلی ریزه می باشند و عالتیرین مثل مثل اعلی و حسن مطلق است که مبناء سایر مثل و بازگشت هم به آنست ، بنابراین مثل انواع و اقسام داشته و ذو مراتب می باشند .

افلاطون در مورد شناخت و درک این موجودات مجرد - مثل – می گوید، ما بوسیله عقل و شهود می توانیم بوجود آنها پی ببریم زیرا عقل در عالم مثل و مثال بوده و حقیقت آنهارا می داند اما پس ا زآمیخته شدن بدو با روح و عقل ، در واقع بدن و جسم مانع عقل شد، و همین باعث عدم شناسایی ما بدان شده است اما آنها در عقل و روح ذهنی ما بوده و باشیوه شهود و عقلانی می توانیم به آنها پی ببریم. هر چند درک آنهابرای افراد معمولی سخت است. بطور کلی شارحان افلاطون، این موجودات مثلی را معقولات – کلیات نام نهادند و ...

2- ملائکه؛ از جمله موجودات مجرد جهان هستی می باشند که مکاتب فکری درباره آنها سخنها گفته اند.
از جمله در مکتب فکری زرتشت و در اوستا ؛ آمده است که در جهان هستی در کنار خدای خدایان(اهور مزدا) امشا سپندان – ملائکه – وجود دارند که شامل انواعی از قبیل – اردیبهشت – بهمن – شهریور – اسفند – خرداد و مرداد می باشند و هرکدام اوصاف ، وظایف خاصی دارند که خدای خدایان و بعبارتی اهورا مزدا، را در خلقت و ... یاری می دهند ، مثلاً اردیبهشت ، اهورا مزدا یا خدای بزرگ را در خلقت گیاهان یاری می دهد بعبارتی خلقت گیاهان در مکتب زرتشت به یاری اردیبهشت و بواسطه خدای بزرگ – اهورا مزدا – صورت می گیرد. و همین طور سایرین که در واقع صفت خدای بزرگ – اهورا مزدا – در این موجودات مجرد تجلی کرده است و آنها نیز تجلی خدای بزرگ را به موجودات مادی می دهندو ...

3- روح ؛ در باره این موجود مجرد ، بسیط ، متفکران فکری – فلاسفه سخنها بسیار گفتند که در مقاله های قبلی از وجود – حقیقت آنها بحث شده است.

در اینجا لازم است گفته شود که ، مثل افلاطونی خاص و مبدعش اوست و در قرآن و روایات نیامده اما مبحث از روح ، ملائکه، عقل و ... از جمله مجرداتی هستند که در قرآن از آنها گفتگوی بسیار شده است. و ما در ادامه دیدگاه قرآن کریم را درباره آن خواهیم گفت.