کافه تلخ

۱۳۹۲ تیر ۲۱, جمعه

صوت کامل شاهنامه فردوسی ،‌ کتابخانه گویا






سپاس بیکران از دوست و همکار کتابخانۀ گویا، آقای رضا نجفی که گنجینۀ پرباری از کتب ادبی، تاریخی و اجتماعی - تهیه شده در مؤسسات فرهنگی و ادبی ویژۀ نابینایان - را در اختیار کتابخانۀ گویا قرار دادند.
اجرای کامل شاهنامۀ فردوسی به صورت صوتی در مؤسسۀ فرهنگی و ادبی گلایول توسط آقای قادرپناه انجام شده است. سپاس از آقای رفیعی ودیگر بنیانگذاران مؤسسۀ فرهنگی و ادبی گلایول و هم چنین امتنان بسیار ازآقای قادرپناه برای کیفیت و شیوۀ بسیار عالی اجرا.
اجرای کامل شاهنامۀ فردوسی را می توانید در فایلهای زیر بشنوید.




* راهنمای دانلود :برای دانلود فایلها و ذخیرۀ آن می توانید بر روی فایل رایت کلیک کنید و گزینۀ save target as را انتخاب کنید.
7- پادشاهی نوذر قسمت اول، دوم، سوم
10- پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران قسمت اول، دوم، سوم، چهارم
11- رزم کاووس با شاه هاماوران قسمت اول، دوم، سوم
15- گفتار اندر داستان فرود سیاوش قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم
16- داستان کاموس کشانی قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم
17- داستان خاقان چین قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم
19- داستان بیژن و منیژه قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم
20- داستان دوازده رخ قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم
22- پادشاهی لهراسپ قسمت اول، دوم، سوم، چهارم
23- پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم
24- داستان هفتخوان اسفندیار قسمت اول، دوم، سوم، چهارم
25-داستان رستم و اسفندیار قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم
26- داستان رستم و شغاد قسمت اول، دوم
30- پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود قسمت اول، دوم
31- پادشاهی اسکندر قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم
32- پادشاهی اشکانیان قسمت اول، دوم، سوم، چهارم
33- پادشاهی اردشیر قسمت اول، دوم، سوم
38- پادشاهی یزدگرد بزه‌گر قسمت اول، دوم، سوم
39- پادشاهی بهرام گور قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم، یازدهم
40- پادشاهی یزدگرد هجده سال بود. قسمت اول، دوم
41- پادشاهی قباد چهل و سه سال بود. قسمت اول، دوم
42- پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود. قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم، سیزدهم، چهاردهم، پانزدهم، شانزدهم، هفدهم، هجدهم، نوزدهم
43- پادشاهی هرمزد دوازده سال بود. قسمت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم

دوستی عزیز می‌نویسد که در سایتی دیده است که فایل‌های صوتی مربوط به شاهنامه که در کتابخانۀ گویا آمده‌اند، برای فروش آگهی شده‌اند. من در اینجا ناگزیر از این یادآوری هستم که این فایل‌ها به هزینۀ مؤسسۀ رودکی و همکاری مؤسسۀ گلایل برای استفادۀ نابینایان گرامی تهیه شده و نابینایان سخاوتمندانه آنرا در اختیار کتابخانۀ گویا قرار داده اند تا همگان از آن استفاده کنند. همسرم و من نیز با صرف وقتی زیاد این فایل‌ها را به داستانهای مجزا برای کتابخانۀ گویا تفکیک کرده‌ایم. بنابراین هرگونه استفادۀ مالی از این فایل‌ها نه تنها کاری غیر انسانیست بلکه تعرض به حقوق انجمن نابینایان نیز هست.




اعجاز در صوت و آهنگ قرآن




دومین وجه از وجوه مربوط به متن قرآن، آهنگ و صوت دلرباى آن است. قرآن مجید با وجود گستردگى مطالب و تنوّع آن، چنان آواى دلنشینى دارد كه شنیدن آن، هر چند مكرّر، غوغایى در جان و روح آدمى ایجاد مى‏كند كه بى همتا است. از منظر زبان‏شناسان، آوا و طنین واژه‏هاى قرآنى، چنان از تركیب حروف و هجاها و گزینش آن‏ها، فراهم شده كه در شنونده جاذبه بى‏مانند و تأثیر شگفت‏آور دارد. این آهنگ در هیچ نثرى دیده نشده و تاكنون هیچ لحن روحانى و معنوى نتوانسته با قرآن از نظر زیبایى و جاذبه و تحمّل آهنگ‏ها برابرى كند. رافعى در این خصوص مى‏گوید:
گوش دادن به قرائت قرآن، در دل انسان، نشاط و معنویت خاصّى را ایجاد مى‏كند و هنگامى كه بر معانى آن نیز آگاهى حاصل شود، تأثیرى فوق‏العاده در درون انسان مى‏آفرید (رافعى، 1393: 188).
سكّاكى، اعجاز صوتى و جاذبه آهنگ آن را از مهم‏ترین شگفتى‏هاى قرآن مى‏داند و آن را نه قابل وصف، بلكه فقط قابل درك مى‏شمرد. (سكاكى، بى‏تا: 221) از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله هم روایت شده كه قرآن را با صوت بخوانید؛ زیرا صوت، زینت قرآن است. (كلینى، 1388: 2/614)
عبداللّه‏ دراز نیز از عالمان معاصر در كتاب النباءالعظیم، نظرات جدیده فى‏القرآن، در این وجه، دقّت بیشترى كرده و معتقد است: وقتى به قرائت قرآن كه با ترتیب و تجوید خوانده مى‏شود، گوش جان مى‏دهى، در خود لذّتى عجیب را مى‏یابى كه از هیچ كلام دیگرى، چنین حالتى براى تو ایجاد نمى‏شود؛ زیبایى و موسیقى كه در شعر و نثر نیست و در آن ملالتى یافت نمى‏شود و این همان زیبایى نهاده شده در كلمات قرآن است كه حتّى براى غیر اعراب نیز محسوس است. (عبداللّه‏ دراز، 1390: 102)
سیّد قطب نیز در كتاب التصویر الفنى فى‏القرآن، به زوایاى اعجاز صوتى پرداخته و آن را بى‏مانند و از ویژگى‏هاى نظم و اسلوب آن دانسته و معتقد است: موسیقى داخلى قرآن كه قابل درك است، نه قابل شرح، از بافت الفاظ و تركیب جمله‏هاى قرآن به دست آمده و قرآن گرچه شعر نیست، وزنى دارد كه داراى جاذبه است، و گرچه اسلوب موسیقى قرآن در سوره‏ها تفاوت دارد مطمئنیم كه از نظامى خاصّ بهره‏مند است.
مهم‏ترین وجه اعجاز قرآن كه سبب رمز جاودانگى آن شده، محتوا و معارف متعالى آن است
ج. اعجاز در معارف بلند قرآن
سومین وجه از وجوه اعجاز قرآن، معارف بلند و بى‏بدیل آن است كه از پیامبر امّى رسید. شاید بتوان گفت: مهم‏ترین وجه اعجاز قرآن كه سبب رمز جاودانگى آن شده، محتوا و معارف متعالى آن است؛ معارفى كه در هیچ كتابى، حتى كتاب مقدّس(خویى، 1401: 50 ـ 55) به این وسعت و این‏چنین متقن دیده نشده است؛ معارفى كه ویژگى اتقان و خردپذیرى دارد و مطابق با سرشت و فطرت انسانى و در گستره وسیع، نظامند و منطقى و نه مكانمند و زمانمند، بلكه بر مدار هدایت انسان و جهل‏ستیزى شكل گرفته است و هر كس در آن مى‏نگرد، بى‏تردید بر آسمانى بودن آن مُهر تأیید مى‏گذارد؛ زیرا هر بشرى گر چه تیزهوش و نابغه باشد، در صورتى كه اثرى مكتوب از خود بر جاى گذارد، عمر اثر به درازاى عمر خودش نخواهد بود و پس از حداكثر، یك قرن، مورد خرده‏گیرى و نقد واقع مى‏شود و این فقط قرآن است كه پس از حدود پانزده قرن، همچنان با صلابت و استوارى مى‏درخشد و بین همه كتاب‏هاى تدوین شده، درخشان و منوّر، استوار و ماندگار، براى رشد و تعالى بشر معجزه بى‏همتا شده است. براى تبیین اعجاز معارف قرآن، یادآورى دو نكته مفید است:
1. وسعت معارف قرآن:
قرآن و کرامت
قرآن از نظر تنوّع و وسعت معارف، دشتى پهن و گسترده دارد كه موضوعات فراوان را در خود جاى داده، و گر چه، كتاب هدایت است چنان كه در آغاز قرآن آمده: «ذلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ»؛ این است كتابى كه در حقّانیت آن هیچ تردیدى نیست و مایه هدایت تقواپیشگان است (بقره (2): 2)، در قلمرو تربیت به موضوعات فراوانى پرداخته و معارف بى‏مثالى را در خداشناسى، پیامبرشناسى، عدل، امامت، انسان‏شناسى، روح، جن، ملك و ابلیس، فلكیات و زمین و مباحث علمى آن‏ها، تاریخ گذشتگان و سرنوشت آن‏ها، مباحث حكومت و سیاست، قضا و قدر، عبادات، معاملات، حدود و قضا، برزخ و قیامت، معاد و ... بیان كرده است. (راوندى، 1409: 1006) نظام ارزشى قرآن كه صدها اصل اخلاقى و نظام حقوقى مربوط به حیات فردى، اجتماعى، و اقتصادى را فرا مى‏گیرد كه هر یك نیز شامل ده‏ها باب از ابواب فقهى است، در قرآن، هر یك از آن‏ها با توجّه به تدریجى بودن نزول آن در بیست‏و سه سال، چشمگیر و بى‏مانند است.
2. خردمندانه بودن مطالب قرآن:از دیگر ویژگى‏هاى قرآن كه آن را بى‏همتا و معجزه همه عصرها كرده، آن است كه اگر در همه حوزه‏ها و موضوعات مذكور، با آن تنوّع و گستره وارد شده، در هر یك خردمندانه، مطالبى را در خور مخاطب خود بیان داشته كه هیچ یك از آن‏ها مورد خرده‏گیرى اهل نظر و تحقیق واقع نشده و هر صاحب علم و تخصّصى، وقتى از منظر علم و آگاهى خود بر قرآن مى‏نگرد، آن را كامل و جدید مى‏یابد و به ستایش آن مبادرت مى‏كند؛ زیرا آن را براى خود، معلّم و هدایت‏بخش مى‏داند.
مطالب قرآن، نه تنها در چرخه زمان، كهنه نمى‏شود (مجلسى، 1403: 89/182)، بلكه هر روز نكاتى جدیدتر و ارزشمندتر از آن كشف شده است؛ زیرا قرآن مطالب، خود را بر اساس فطرت سلیم و منطبق بر اندیشه‏هاى عقلى و خردورزى بیان كرده؛ آن جا كه مى‏گوید:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفا فِطْرَتَ اللّه‏ِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّه‏ِ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ، روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار كن. این فطرتى است كه خداوند انسان‏ها را بر آن آفریده، دگرگونى در آفرینش خدا نیست. (روم (30): 30)
این كه قـرآن شریف، به فـصـاحت معروف، و این اعجاز بین دیگر معجزه‏ها مشهور آفاق شد، براى این بود كه در صدر اوّل، اعراب را این تخصّص بود و فقط این جهت از اعجاز را ادراك كردند
به نمونه‏هایى كوتاه از مطالب قرآن اشاره مى‏شود:در منطق قرآن، خدا ذاتى واحد و بى‏نیاز: «قُلْ هُوَ اللّه‏ُ أَحَدٌ * اللّه‏ُ الصَّمَدُ» (توحید (112): 1 و 2)، داراى همه كمالات و پیراسته از همه نقایص: «لِلّهِ الاْءَسْماءُ الْحُسْنَى» (اعراف (7): 180) خالق هستى: «أَفِی اللّه‏ِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَالاْءَرْضِ» (ابراهیم (14): 10)، آرام‏بخش دل‏ها: «أَلاَ بِذِكْرِ اللّه‏ِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد (13): 28)، مورد ستایش همه موجودات: «وَ إِن مِن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»(اسراء (17): 44) و ... انسان از منظر قرآن، از خدا نشأت گرفته، به سوى او بازمى‏گردد: «إِنَّا لِلّهِ و إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ»(بقره (2): 156)، خدا نزدیك و همه‏جا محضر او است: «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» (ق (50): 16)، گرامى‏ترین انسان، با تقواترین است: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللّه‏ِ أَتْقَاكُمْ.»(حجرات (49): 13) خلقت انسان و كرانه‏هاى وجود، ساحت‏هاى جهنّم و روح او، اختیار و سرنوشت او، زندگى هدفمند، شرافت و توانمندى خلافت الاهى او، از دیگر موضوعاتى است كه در قرآن بدان پرداخته شده و تفصیل هر یك را مى‏باید از تفاسیر، به ویژه تفاسیر موضوعى قرآن دریافت. (مكارم، 1375: 1)
در كنار معارف بى‏مانند و بلند قرآن، متن آن چنان ساختارى دارد كه وجوه و معانى چندگانه را مطابق پیشرفت زمانه بر مى‏تابد كه در هر روزگارى هر مفسّرى بتواند با تأمّلى جدید، نكاتى نو از آن را دریابد؛ زیرا پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است:
القرآن ذلول ذو وجوه فاحملوه على احسن الوجوه، قرآن رام و داراى وجوه است؛ آن را بر بهترین وجه حمل كنید (طبرسى، 1365: 1/40)؛
قرآن
یعنى قرآن در برابر حاملش مطیع است؛ حاملى كه از نگاه خود، قرآن را تفسیر مى‏كند. در این خصوص، امام خمینى مى‏فرماید: این كه قرآن شریف، به فصاحت معروف، و این اعجاز بین دیگر معجزه‏ها مشهور آفاق شد، براى این بود كه در صدر اوّل، اعراب را این تخصّص بود و فقط این جهت از اعجاز را ادراك كردند (خمینى، 1372: 263) ... ، و قرآن شریف، به‏ قدرى جامع لطایف و حقایق و سرایر و دقایق توحید است كه عقول اهل معرفت در آن حیران مى‏ماند و این اعجاز بزرگ این صحیفه نورانى آسمانى است. (همان)
روشن است كه اعجاز در محتواى قرآن، براى اهل خرد و انصاف، با تدبّر در آن روشن مى‏شود؛ امّا آنان كه در عناد كفر و لجاجت به ‏سر برده‏اند و مى‏برند، همچنان در برابر عظمت قرآن، به انكار آن پرداخته و به فكر مبارزه با آن بوده‏اند و هستند. قرآن از این برخورد نادرست آن‏ها یاد مى‏كند و مى‏فرماید:
وَ إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هذَاإِنْ هذَا إِلاَّ أَسَاطِیرُ الاْءَوَّلِینَ، و هنگامى كه آیات ما بر آن‏ها خوانده مى‏شود، مى‏گویند: شنیدیم [چیز مهمى نیست]. ما هم اگر بخواهیم، مثل آن را مى‏گوییم و این‏ها افسانه‏هاى پیشینیان است. (انفال (8): 31)
آیه پیش‏گفته، عملكرد مشركان را باز مى‏گوید كه نه داراى سلامت فكر بودند و نه سلامت عمل؛ بلكه به دنبال بهانه‏جویى بودند و این سخن را درباره قرآن كه افسانه است، در حالى مى‏گفتند كه بارها به فكر مبارزه با آن افتادند؛ ولى در عمل ناتوان شدند. آن‏ها به خوبى دریافته بودند كه بر معارضه توانایى ندارند؛ ولى از روى تعصّب مى‏گفتند: «این آیات از نظر محتوا، مهم نیستند. ما هم مى‏توانیم به مانند آن را بیاوریم؛ ولى هیچ گاه نیاوردند. (طباطبایى، 1393: 9/66)

تفسیر کشف الاسرار خواجه عبدا… انصاری « کتاب گویا »




اندوه غريبان به سر آيد روزی

در کار غريبان نظر آيد روزی


تفسیر کشف الاسرار عظیم ترین و قدیمی ترین تفسیر عرفانی فارسی است. 

هم از نظر تفسیری هم از نظر عرفانی هم از نظر نثر فارسی مقام شایان و شامخی دارد. این تفسیر به تفسیر خواجه عبدا… انصاری معروف است ولی تفسیر خواجه عبدا… اثری موجز و کوتاه و کوچک بوده و ابوالفضل رشید الدین میبدی بابسط و گسترش بسیاری بر مبنای آن اثر و الهام و اقتباس آن، این تفسیر گران سنگ ده جلدی را فراهم آورده است. تفسیر را به 3 نوبت یا مجلس تقسیم کرده است. مجلس با نوبت اول، ترجمه فارسی و معنای صریح و بدون پیرایه ی آیات. نوبت دوم تفسیر به معنای متعارف شامل بحث در وجوه معانی، قرائت مشهوره، سبب نزول، بیان احکام، ذکر اخبار و آثار و نوادری که تعلق به آیات دارد. نوبت یا مجلس سوم رموز عارفان و اشارات صوفیان است. در این بخش از تفسیر به تأویل می پردازد و سراسر آن آکنده از اذواق و مواجید عرفانی و سخنان بزرگان طریقت و شعر و ترانه فارسی است. افتخار کشف و تصحیح و طبع کشف الاسرار از آن شادروان دکتر علی اصغر حکمت است. 
از محققان معاصر، دکتر محمد مهدی رکنی تحقیق ارزشمندی درباره ی کشف الاسرار را که زبده ای از تفسیر را نیز در بر دارد، تحت عنوان الطایفی از قرآن کریم تالیف و منتشر کرده است. ایشان سالها بیش نیز مقاله ی مبسوطی تحت عنوان " جلوه های تشیع در تفسیر کشف الاسرار" در یاد نامه ی علامه امینی انتشار داد. این مقاله، اعتقاد و احترام میبدی را به مناقب ائمه اطهار علیهم السلام و نقل روایاتی از ایشان نشان می دهد.



ترس از خدا غير از ترس از مردم است.


اندوه غريبان به سر آيد روزی

در کار غريبان نظر آيد روزی

«و لمن خاف مقام ربه جنتان ...»


نعمت باقی، ملک جاودانی، قرب الهی، کسی را سزد که از عذاب خدا بترسد؛ و هول رستاخيز پيوسته پيش چشم خويش دارد. ترس و بيم چراغ دل است؛ و زمام نفس و رياضت روح و تازيانه حق؛ و حصار دين است.

عارفی گويد: ترس از خدا غير از ترس از مردم است.
کسی که از مردم ترسد بگريزد؛ و آنکه از خدا ترسد به سوی او گريزد. ترس از خدا با شهوت دنيا نسازد. آنکه اسير شهوت گشت ترس از دل او رخت بر بست و در دست ديو افتاد تا او را گمراه سازد.
آورده اند که «يحيی بن زکريا» به ابليس رسيد و ديد در دست او بندها از هر جنس. پر سيد: ای شقی٬ اين بندها چه است؟
گفت: اين انواع شهوتهای فرزند آدم است که ایشان را با این دربند آورم و بر مراد خویش رسم.
پرسید: هیچ بند داری که مؤمنان را در حکم خود آری؟
گفت: نه، آنها را از ما نگه داشته اند و دست ما به آنها نرسد.
پرسيد: هيچ چيزی در آنها شناسی که در آنها طمع کنی؟

گفت: آری، هر وقت که خوراک سير و پر خورند، ساعتی از نماز و ذکر خدا غافل شوند. آنگاه جای طمع ماست. يحيی پيش خود با خدا عهد کرد که ديگر هرگز سير نخورد.

بزرگان دينی گفته اند هر کس اندک خورد و به جامه ای از دنيا قناعت کند تفکر در دل او پديد آيد؛ و از تفکر حکمت زايد؛ و حکمت چون در دل او روان گردد؛ و آن کس که غذا زياد خورد از تفکر باز ماند و دل او سخت گردد؛ و سخت دل از خدا دور و به آتش نزديک است.
آری، ترسی از خدا بايد که روزگار آدمی همه اندوه شود و چون اندوه پديد آيد، خورشيد محبت بر دل او بتابد. چه که خداوند دلهای اندوهگين را دوست مي دارد، ولی مردم دنيا قدر اندوه نداشتند و به راه نفس اماره رفتند و شادی و طرب اختيار کردند؛ در حالي که اگر همگی روی به جهان تفکر و اندوه نهادی، به هر جا که رفتی چشم فرشتگان قدمگاه آنان بودی.
چهره ترس و صورت اندوه فردا پديد آيد که قيامت بازار خويش را بر سازد، آنگاه هر نفسی که به ترسی بر کشيده باشد نوری گردد؛ و هر قدمی که به اندوهی برداشته باشد مرکبی شود که مسافت سرای رضوان را با آن بپيمايد. او در آنجا با حق در مناجات باشد و بهشت را ياد نيارند. آنگاه بشارت آيد که نترسيد و برای هميشه خوش باشيد.

«تفسير خواجه عبدالله انصاری»

«تفسیر خواجه عبدالله انصاری» یا «تفسیر الهروی» یا «تفسیر قرآن مجید به زبان درویشان» را ‏«ابوالفضل رشیدالدین میبدی» در سال 520 هجری یافت و آن را بسط و ‏گسترش داد. از خصوصیات این ‏تفسیر اینکه، در لا‏بلای معنا و تفسیر آیات و حکایات و آموزه های عارفان پیشین، اشعار و لطایفی آورده شده که در فهم ‏و درک بیشتر آیات کمک می کند؛ به طوری که این تفسیر را از دیگر تفاسیر ‏متمایز ساخته است.‏
روش تفسیری وی در سه نوبت است: نوبت نخست تفسير ظاهری آیه در حد ترجمه ‏آن است. نوبت دوم بیان وجوه معانی و قرائتها و اسباب نزول و بیان احکام و ذکر اخبار و آثاری ‏است که به مناسبت آمده است.
در نوبت سوم، در بیان رمزها و اشارات عرفانی ‏و نکات لطیف و ظریف و دقیقی است که از روح و درون عبارات برگرفته شده است و این ‏همان شاه بيت تفسیر وی به شمار می آید.
در سالهای 1344، استاد «حبیب الله آموزگار» به تلخیص این تفسیر بزرگ اقدام کرد و در واقع ‏خواسته است که با این تلخیص تفسیر اصلی را که خواجه آن را پدید آورده است از آن بيرون كشد و آن را «تفسیر ادبی و عرفانی خواجه عبدالله انصاری» نام نهاده است.
در جای جای این تفسیر، از سخنان بزرگان دین و ائمه هدی استفاده شده است. 









قسمت هفتم را بشنوید

قسمت هشتم را بشنوید

قسمت نهم را بشنوید

قسمت دهم را بشنوید

قسمت یازدهم را بشنوید

قسمت دوازدهم را بشنوید



منبع رادیو تهران




ميدان انرژي انساني



يكي از پديده هاي مرموزي كه ظاهرا مربوط به توانايي ديدن جنبه هاي فركانسي واقعيت مي شود هاله يا ميدان انرژي انساني است.عقيده به اينكه دور و بر بدن انسان را ميدان نامحسوسي از انرژي فراگرفته، يك پرتوي هاله مانند نور كه خارج از درك معمولي انسان است، در بسياري از سنت هاي قديم متداول بوده است. در هندوستان مثلا نوشته هاي مقدسي كه به پنج هزار سال پيش تعلق دارند اين انرژي حياتي را نامگذاري كرده و به آن "پرانا" مي گويند. در چين هزاره ي سوم پيش از ميلاد نيز بدان "چي" مي گفتند و مردم چين بر اين باورند كه اين همان انرژيي است كه با طب سوزني مريدين(بخشي از دايره اي بزرگ روي شبكيه چشم) به جريان مي افتد. كابالا، فلسفه ي عرفاني يهودي كه در قرن ششم پيش از ميلاد پديد آمد، به اين اصل حياتي "نفيش]=نفس[" مي گويد. جان وايت نويسنده و استنلي كريپنر فراروانشناس، در كتابشان "علم آينده" از 97 نوع فرهنگ گوناگون نام مي برند كه به اين هاله 97 نام مختلف داده اند.
بسياري از فرهنگها بر اين باورند كه هاله ي يك فرد بسيار روحاني چنان نوراني است كه حتي به چشم انسان معمولي نيز ديده مي شود. به همين خاطر است كه بسياري از سنتها از جمله مسيحيت، سنت هاي چيني، ژاپني، تبتي و مصري، مقدسين خود را همواره با هاله اي به دور سر نقاشي مي كنند.ترستون در كتابي درباره ي معجزات، يك فصل كامل را وقف توصيف پديده هاي نوراني مربوط به مقدسين كاتوليكي مي كند و هم از نويمان مي گويد و هم ساي بابا كه گاه به گاه هاله اي رويت شدني به دور خود داشته اند. درباره ي صوفي و عارف بزرگ، حضرت عنايت خان كه در سال 1927 فوت كرده، مي گويند كه گاه از خود آن چنان نوري مي افشاند كه مي شد زير پرتوي آن مطالعه كرد.
با اين حال تحت شرايط عادي، ميدان انرژي انساني تنها به چشم افرادي رويت پذير است كه قابليت خاصي جهت رويت آن از خود بروز داده اند. گاه افراد از بدو تولد صاحب چنين كراماتي هستند.
بسياري از فيزيكدانان بر اين باورند كه هاله، هفت لايه ي اصلي دارد كه هر لايه نسبت به لايه ي قبلي لطيف تر و كمتر قابل رويت مي باشد. بنا به يك سيستم نامگذاري رايج، چهار لايه ي اول را به ترتيب كالبد اثيري، كالبد اختري يا عاطفي، كالبد ذهني و كالبد شهودي مي نامند. در مورد ساير كالبدها چندان اشتراك نظري وجود ندارد ولي همگان قبول دارند كه به هر حال مربوط به روح و كاركردهاي عالي معنوي و روحاني آن مي شود.
طبق متون يوگي هاي هندي، و نيز از ديد بسياري از فيزيكدانها، ما در بدن خود نيز داراي مراكز خاص انرژي به نام "چاكرا" هستيم كه مربوط به غدد درون ريز و مراكز اصلي اعصاب مي باشند.
ميدان انرژي انساني به رنگهاي گوناگون مي باشد كه نوع و شدت رنگها بستگي به حالات ذهني، سلامتي، عاطفي، فعاليتها و عوامل گوناگون ديگر دارد.
يكي از كساني كه توانايي هاي فرارواني دارد خانم باربارا برنان مي باشد كه از كودكي پي به توانايي هاي خاص خود برد، به طور مثال او مي توانست با چشم بسته و تنها با احساس ميدان انرژي درختان بوسيله ي دستان خود، به راحتي در جنگل راه برود. او ابتدا كار خود را به عنوان فيزيكدان در ناسا شروع كرد ولي بعد اين مركز را ترك گفت و راه درمانگري را در پيش گرفت. او به طرز حيرت انگيزي قادر است لايه هاي هاله و چاكراها و ساير ساختارهاي ظريف ميدان انرژي انساني را ببيند و تشخيص پزشكي درستي بدهد. او مي گويد سرطان در مراحل اوليه ي رشد، در هاله به صورت رنگ آبي خاكستري نمود پيدا مي كند و هر چه بيشتر رشد كند بيشتر به رنگ سياه متمايل مي شود. و عاقبت نقاط سفيدي در زمينه سياه پديدار مي شود كه اگر اين نقاط سفيد جرقه بزنند و شبيه فوران آتشفشان باشند، بدين معناست كه سرطان پيشرفته و پخش شده است. مواد مخدر مانند الكل، ماري جوانا و كوكايين نيز رنگهاي درخشان و سالم هاله ي انرژي را به هم مي ريزند و چيزي را بوجود مي آورند كه خانم برنان آن را "مخاط اثيري" مي نامد. او حتي مي تواند بگويد كه بيمار با كدام سوراخ بيني اش كوكايين را بالا مي كشد. داروهاي قوي نيز مانند داروهاي شيمي درماني تمام ناحيه ي ميدان انرژي روي كبد را تاريك مي كنند. بنا به نظر خانم برنان، وضع و حال روانشناختي اشخاص در ميدان انرژي آنها انعكاس مي يابد. شخصي كه تمايلات روانپريشانه دارد داراي هاله اي زمخت و سنگين است. هاله ي مازوخيست ها(خودآزار ها) زمخت و غليظ و بيشتر خاكستري است تا آبي. هاله ي افرادي نيز كه نسبت به زندگي سختگير و خشن هستند نيز زمخت و خاكستري است و انرژي آن بيشتر روي لبه ي هاله متمركز شده است. خانم برنان همچنين قادر است با استفاده از ميدان انرژي خود، هاله ي بيمار را دستكاري كرده و فرايند بهبود او را سرعت ببخشد. خانم برنان، گفته ي پريبرام مبني بر اينكه وراي ميدان عادي ادراك ما قلمرو فركانسي ديگري وجود دارد را بهترين الگوي علمي جهت فهم اين پديده مي داند و مي گويد: «از ديدگاه جهان هولوگرافيك، اين پديده ها(هاله و نيروهاي شفابخش لازم جهت ماهرانه به كاربردن آن) همگي از فركانس هايي ساطع مي شوند كه از زمان و مكان فراتر مي روند، يعني مجبور نيستند فرستاده و پخش شوند، چرا كه آنها به طور بالقوه همزمان در همه جا حضور دارند».
اينكه ميدان انرژي انساني در همه جا وجود دارد و تا زماني كه بوسيله ي ادراك انساني از قلمرو فركانسي جدا و جابجا نشده است، لامكان است، در اين كشف خانم برنان ثابت مي شود كه وي مي تواند هاله ي يك شخص را حتي وقتي كيلومترها با وي فاصله دارد بخواند. دورترين فاصله اي كه خانم برنان براي تشخيص هاله ي يك شخص اتخاذ كرد در يك مكالمه ي تلفني بين نيويورك و ايتاليا بود. وي اين ماجرا و ساير جنبه هاي قابليت هاي حيرت انگيز خود را در كتابي كه اخيرا منتشر شده و "دستهاي نور" نام دارد بازگو كرده است.

جهان هولوگرافيك _ (ديدن هولوگرافيكي)

انسان از جنس آگاهي

 

قابليت هاي ما در اثرگذاري بر حواس ديگران تنها محدود به حالات حاصل از هيپنوتيزم نمي شود. در يك سري آزمايش هاي معروف، هرولد پوت هاف و راسلِ تارگ فيزيكدان به اين كشف نايل آمدند كه هر كه را مورد آزمايش قرار مي دادند ظرفيت آنچه را كه آنها دورنگري مي ناميدند دارا بود. يعني توانايي توصيف دقيق آنچه يك داوطلب ديگر، دور از او، مي ديد. پژوهشگران دريافتند كه همه ي افراد تحت آزمايش،‌يكي پس از ديگري قادرند دورنگري كنند؛ كافي است آرام گرفته و به توصيف هرگونه تصويري كه به ذهنشان مي آيد بپردازند. كشفيات پوت هاف و تارگ را يك دو جين آزمايشگاه در سراسر جهان كپي برداري كرده اند و اين خود نشانگر آن است كه دورنگري شايد قابليت خفته ي بسيار متداولي در همه ي ما باشد.
آزمايشگاه تحقيقات آنومالي پرينستن نيز كشفيات پوت هاف و تارگ را تاييد كرده است. در يكي از اين تحقيقات، خود يان به عنوان گيرنده[ي امواج] كوشيد دريابد كه همكارش در پاريس چه چيزي را مشاهده مي كند، شهري كه يان هرگز نديده بود. علاوه بر ديدن خياباني شلوغ، تصوير شواليه اي زره پوش به ذهن يان آمد. بعدها معلوم شد كه فرستنده ي امواج روبروي ساختماني دولتي مزين به مجسمه هايي از شخصيت هاي ارتشي تاريخي ايستاده بوده كه يكي از آنها شهسواري زره پوش بوده است.
بنابراين به نظر مي آيد كه ما به نحو ديگري هم عميقا از درون به هم پيوسته ايم، موقعيتي كه در جهان هولوگرافيك چندان هم غريب نيست. افزون بر آن، اين درون پيوندها حتي وقتي هم كه از آنها خبر نداريم متجلي مي شوند.
بررسي ها نشان داده اند كه هرگاه به شخصي در اتاقي شوك الكتريكي مي دهند، روي نوشته هاي پلي گراف شخص ديگر در اتاقي ديگر هم ضبط مي شود، و نوري كه به چشم داوطلب مورد آزمايش تابيده مي شود، در برگه هاي الكتروآنسفاگرافي داوطلب اتاق ديگر هم ضبط مي شود،‌ و حتي حجم خون انگشت يك داوطلب نيز _آن طور كه با دستگاه هاي حجم نگار اندازه گيري مي كنند_ بسته به اينكه از ميان ليست اسامي ناآشنا، نام كدام فرد آشنا براي فرد فرستنده در اتاق ديگر برده شود تغيير مي كند. (ادامه دارد...)

جهان هولوگرافيك _‌بخش دوم(جيبي پر از معجزه)