کافه تلخ

۱۳۸۵ بهمن ۱۹, پنجشنبه

فرزندان ابلیس


ابلیس دارای ذریه و فرزندانی است! 
متن اصلی کتاب (برای بالای 18 سال!):البته بعضی احتمال داده‌اند که «ذریه» همان اتباع شیطان باشند که نام عده‌ای از آنها در روایات مختلف چنین آمده است
قفندر: که هر کس در خانه‌اش چهل روز تنبور نوازد قفندر بر تمام اعضای او نشیند و غیرت از او زایل می‌کند
اعور یا زوال: که کارش شرکت در نکاح و آمیزش جنسی است
وهار: که در خواب مومنین می‌آید و آنها را آزار می‌دهد و خواب‌های پریشان می‌نماید و باعث اندوه آنان می‌شود
تمریح: که کمک کننده‌ی ابلیس است.حضرت صادق(ع) فرمودند: برای ابلیس کمک کننده‌ای به نام تمریح است که شبها مغرب و مشرق را برای وسوسه کردن مردم پر می‌کند
متکون: که به هر صورتی در می‌آید، چه به صورت کوچک و چه به صورت بزرگ و مردم را به این وسیله گول می‌زند
مذهب: که به هر صورتی در می‌آید، مگر به صورت پیغمبر(ع) یا وصی او
رها: که مانع بیدار شدن بندگان برای نماز شب است
مبسوط یا مشوط: که صاحی دروغ است
مطرش یا مشوط-وشوط: که مامور بر اخبار و گزارشهای واصله است. او این اخبار را که دروغ و نادرست است بر سر زبان مردم می‌افکند، اخباری که فاقد اصل و حقیقت می‌باشد
هفاف: که موکل است در صحراها و بیابانها مه مردم را در آنجا اذیت مس کند و آنها را وسوسه می‌کند و نیز می‌گویند او بر شراب مسکر گمارده شده است
رکتبور یا زلنبور: که ماموری گمارده بر بازارها است، و یاوه و سوگند دروغ و تعریف و تمجید کالاها در نظر بازاریان کاری شایسته جلوه می‌دهد
ثبر یا ثبور: که بر مصائب و آسیبها مامور است، خراشیدن چهره‌ها و طپانچه زدن گونه‌ها و دریدن گریبانها را برای مصیبت زدگان مطلوب وانمود می‌سازد و نیز مردم را به جنگ و نابودی فرا می‌خواند
داسم: که هر وقت مردی داخل خانه‌ی خود شد و سلام نکرد و نام خدای تعالی را به زبان جاری نکرد با او داخل شود و بین او و اهلش فتنه و نزاع اسجاد کند و اگر غذا بخورد و نام خدا را نبرد با او غذا می‌خورد
لاقیس‌وولها-یا ولهان: که طهارت و تمیز را زیر نظر دارد. اما در بعضی احادیث آمده که امام صادق(ع) در مقام تقبیح «مساحقه» فرمودند:خدا «لاقیس» دختر ابلیس را بکشد....
لبینی: که نام دختر ابلیس است و ابلیس از رهگذر این دختر بد و بالی بر تن دارد و پیراهن در برکرده است که مانند مجوس کمربندی در بر دارد و کوزه‌هایی کوچک از آن آویزان می‌باشد. جرس و زنگی در دست و خودی بر سر دارد که بر فراز آن آهنی مستطیل و خمیده کج قرار گرفته است
خنزب: که حایل می‌شود بین شخص نمازگزار و بین نماز او یعنی توجه قلب را بر طرف می کند
ابیض: که مردم را به خشم در می‌آورد

جهان‌های موازی


نظریه جهان های موازی
اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می‌رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می‌آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می‌کنند
بنابر این پیش بینی ساده‌ترین و پر طرافدارترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود () متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می‌کنند. این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسیهای نجومی است، اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی‌کند
این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیال پردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است
فضای بیکران
اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزیست که مشاهدات هم آن را تأیید می‌کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل‌ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی، اتفاق خواهند افتاد. در این فضا، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم
به ساکنانی که تمامی حالتهای ممکن از گزینه‌های موجود در زندگی ما را تجربه می‌کنند. من و شما احتمالا هرگز خودهای دیگرمان را نخواهیم دید
وسعت عالم
دورترین فاصله‌ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می‌کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 1026*4 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله، عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می‌کند. بطور مشابه، عالمهای خودهای دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده‌ترین و سر راست‌ترین نمونه از جهانهای موازی است
هر جهان تنها بخشی کوچک از " جهان چند گانه " بزرگتر است
جدال فیزیک و متا فیزیک
با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می‌کند، نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه‌های غریب و ماهیتهای غیر قابل مشاهده است
مرزهای فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی، کند شدن گذر زمان در سرعتهای بالا، برهمنهی کوانتومی، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است. پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده‌اند
نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می‌کنند و می‌توانند آن را دستکاری نمایند
انواع جهانهای موازی
دانشمندان تا کنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده‌اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می‌تواند داشته باشد
یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهانهای موازی دیگر مفهومی خیال پردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می‌رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر اینگونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت
اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است
فراسوی محدوده دید تلسکوپهای ما، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند، آن نواحی یکی از انواع جهانهای موازی هستند
دانشمندان حتی می‌توانند محاسبه کنند که این جهانها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهمتر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است
زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می‌شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می‌گیرند که جهانهای دیگر می‌توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهانها بسیاری از جنبه‌های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.



ابلیس در قرآن




ممکن است که در قرآن مسائل مختلف، چندین بار و بصورت تکراری آمده اند و خواننده از این بی ترتیبی گیج می شود و مخصوصاً در مورد ابلیس و شیطان، ولی من گیج نمی شوم. حالا چرا؟!
ابلیس نه دفعه در نه سوره مختلف با این نام ذکر می شود. ولی در هفت سوره زیر که درباره زمان بعد از آفرینش آدم است، قضایا کم یا بیش مانند یکدیگر گزارش شده اند. این هفت سوره به این قرار هستند: 2:34 – 7:11 – 15:31 – 17:61 – 18:50 – 20:116 – و 38:74.
سوره 30-34 :2 (یعنی سوره البقره، آیه 30 تا 34) به این قرار است:
30) بیاد آر وقتی که پروردگار فرشتگان را فرمود: من در زمین خلیفه خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی خواهی گماشت که فساد کنند و خونها بریزند و ما خود تسبیح و تقدیس می کنیم. خداوند (یعنی الله) فرمود: من چیزی از اسرار خلقت بشر می دانم که شما نمی دانید. 31) و یاد داد به آدم همه اسماء را و آنگاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اسماء اینان را بیان کن اگر شما در دعوی خود صادقید. 32) گفتند منزهی تو، ما نمی دانیم جز آنچه تو خود به ما تعلیم فرمودی، توئی دانا و حکیم. 33) فرمود ای آدم آنها را آگاه ساز به حقایق این اسماء، چون آگاه ساخت، خدا فرمود: اکنون دانستید که من بر غیب آسمانها و زمین دانا و بر آنچه آشکار و پنهان دارید آگاهم. 34) و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید همه سجده کردند مگر شیطان (در متن اصلی عربی، ابلیس خوانده شده است و شیطان ترجمه غلط فارسی است!) که اِبا کرد و تکبر ورزید و از فرقه کافران گردید. متن عربیِ 2:34 "و اذقلنا للملآئکة اسجد و الادم فسجدوآ الآ ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین."
((در ادامه همین سوره، یعنی 2:35، 2:36، 2:37 و 2:38 شخصیت اصلی شیطان که در متن فارسی با همان ترجمه درستِ واژه « شیطان» آمده است فاش می شود. 35) و گفتیم: ای آدم تو با جفت خود در بهشت جای گزین و در آنجا از هر نعمت که بخواهید برخوردار شوید ولی نزدیک به این درخت نشوید (یعنی درخت حیات و معرفت نیک و بد در وسط باغ بهشت) که از ستمگران خواهید بود. 36) پس به لغزش افکند آنها را شیطان ("... فازلهما الشیطان...")، از آن درخت خوردند و بیرون آورد عصیان آنان را از آن مقام و گفتیم: فرود آیید که برخی از شما برخی را دشمنید و شما را در زمین قرارگاه است تا روز مرگ. 37) پس آموخت آدم از خدای خود کلماتی که موجب پذیرفتن توبه او گردید، زیرا خدا توبه پذیر و مهربان است. 38) گفتیم همه از بهشت فرود آیید تا آنگاه که از جانب من راهنمائی برای شما آید و هر کس پیروی او کند هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهد گشت.
پس در این سه-چهار سوره دیدیم که شیطان آن است که موجب لغزش آدم و حوا گردید.))
خوب، دیدیم که فرشتگان از این که خدا آدم را آفرید که از خون است و موجب به فساد می شود تعجب کردند ولی به هر حال، به جز ابلیس، به پیش حضرت آدم سجده کردند. ابلیس، فرمان خدا را اطاعت نمی کند و به عنوان »استکبر« و »الکافرین« (2:34 و 38:71) و به قول معروف »اِبا ورزید« یعنی نافرمانی کرد، در می آید (2:34، 15:31 و 20:116). بعد از این مباحث نام ابلیس حذف شده و بجای آن از واژه »الشیطان« (26:95 و 34:20) استفاده می شود که در اینجا هم واژه »ابلیس« دوباره به غلط »شیطان« ترجمه شده است. و حتی »من الجن« (18:50) معرفی می گردد.
معمولاً متخصصین و پژوهشگران علوم دینی اسلام به این سه سوره توجه خاصی دارند: 7:12، 17:61 و 17:61. در 7:12 آمده است: "خدا فرمود: چه چیز تو را مانع از سجده ی آدم شد که چون امر کردم نافرمانی کردی؟ گفت: من از او بهترم، که مرا از آتش آفریدی و او را از خاک." این، یکی از مهمترین قسمتها ایست که متخصصین درآن طبیعت ابلیس را مورد بحث قرار می دهند، و مسئله آن است که که ابلیس در اینجا نشان می دهد که خود، طبیعت خدا را بیشتر از او می داند، و این مسئله گناه اصلی ابلیس بشمار می آید.
طبیعتی را که در توضیحات سوره های 7:12 و 17:61 از ابلیس مشاهده می کنیم در سوره 18:50 به تکامل می رسد: " ای رسول یاد آور وقتی را که به فرشتگان فرمان دادیم که بر آدم همه سجده کنید و آنها تمام سر به سجده فرود آوردند جز شیطان (که در متن عربی باز هم ابلیس است) که از جنس جن بود (لا ابلیس کان من الجن) بدین جهت از طاعت خدای سر پیچید."
پس جمعاً در این مباحث اینجا خداوند بوده که تصمیم خود را از تعالی بودن عوض کرده و به آفرینش حضرت آدم (خلیفه ای جدید بر زمین) می پردازد. و این مسئله باعث تعجب فرشتگان می شود. اما رحمت به این خداوند، که زندگی آسمانی را مانند ابلیس به زندگی زمینی ترجیح نداد. – و گر نه انسان آفریده نمی شد.
ابليس با واژه یونانی diabolos (یعنی شکایت کننده) که گاهی با lucifer (یعنی نور آورنده) هم تشبيه می شود یکی است.
بالاخه مسئله اين است که اديان قبل از اسلام، از جمله دين مانوی، بودا و مسيحيت می خواستند خلقت فقط در آسمان و در برابر خداوند وجود داشته باشد و از گناه جسمی زمينی دور باشند و جهان را ترک کنند. اما با ادغام ادیان یونانی در مسیحیت و بعد ها اسلام خدايی که از بنده های خود خواسته بود که زندگی زمينی را ترک کنند حالا خواستار آفرینش خلیفه ی جدیدی در دنيا می شد. نخستین مسيحيان فکر می کردند رستاخيز و موعود نجات دهنده ی آنها تا چندی دیگر ظهور می کند ولی وقتی ظهور نکرد مسیحیت با ادغام خود با ادیان یونانی به این تفکر رسید که مسیح هر سال هبوط می کند و خود را فدای گناه های انسان می کند می میرد و در بهار دوباره به دنیا می آید. و به همین دلیل رستاخیز مسئله ای شد که هر سال با چرخش فصلها تعیین شد. دین اسلام شیعه هم قبل از ملی شدنش در ایران چنین دیدی را در نظر داشت که بعد از چندین امام، رستاخیز بوجود می آید. بخاطر همین موضوع است که ما از فرقه های چهار امامی داریم تا هفت-هشت امامی. ولی رستاخیز نشد (البته برای آنها شد) و مجبور شدیم این مسئله را با امام دوازدهم که غایب است ولی یک روزی می آید و ما را نجات می دهد حل کنیم. به صورت کلی دین اسلام و عبریان زندگی زمینی را قبول کردند و رستاخیز و عاقبت را پدیده ای دانستند که حالا حالا ها بوجود نمی آید.
امیدوارم این مسائل برای دوستان قابل فهم باشد. اگر بیشتر علاقه دارید می توانید با من تماس بگیرید و از طریق یکی از کتابهایم بعنوان »شناخت شاهنامه« که بخشی از این مسائل را در مقدمه خود توضیح می دهد آگاهی بدست بیاورید.

دشمنان جن




همانطور که آنها دارای غم و شادی، غصه و حزن و امید و آرزو هستند، ترس و وحشت نیز دارند، چرا که بعضی عوامل و موجودات به آنها ضرر می زنند و یا جان آنان را به خطر و نیستی می کشاند. در نتیجه، طبیعی می باشد که یک موجود زنده از چیزهای که به او آسیب های سخت می رساند و منافع او را به خطر می اندازد بترسد و از آن هراس داشته باشد.
از جمله چیزهایی که جن از آن می ترسد و سعی می کند خود را از آن دور نگه دارد تا جانش حفظ شود و از بین نرود شهاب های آسمانی می باشد. خداوند متعال اجنه را به این دلیل با شهاب های آسمانی تهدید کرده تا آنها نتوانند اخبار و اسرار آسمانی را در آسمان ها گوش دهند و این اخبار را به کاهنان و ساحران برسانند.
آنها از بعضی حیوانات نیز بسیار هراس دارند، مانند کبوتر، خروس سفید و اسب اصیل.
(( ان الجن لا یدخلون دارا فیه فرس عقیق)).
((بدرستیکه جنها داخل خانه ای که در آن خانه اسب اصیل باشد نمی شوند)).
آنان از کبوتر نیز وحشت بسیار دارند مخصوصا اگر کبوتر دو رنگ و یا سفید باشد. در روایتی امام صادق(ع) فرمودند:(( هر خانه ای که در آن کبوتر باشد آفتی از جن به اهل آن خانه نمی رسد)).
امام موسی بن جعفر نیز می فرمایند:
((بال زدن کبوتر باعث گریختن و دور شدن شیاطین اجنه می شود)).
یکی دیگر از حیواناتی که اجنه از آنها هراس دارند و داخل آن خانه ای که این حیوان در آن باشد نمی شوند، خروس سفید است.
در حدیث معتبری از امام صادق(ع) وارد شده حضرت می فرمایند:
((خروس بال گشاده سفید اگر در خانه ای باشد آن خانه و هفت خانه اطراف آن را از بلاها نگه می دارد و یک بال زدن کبوتر دو رنگ بهتر است از هفت خروس سفید)).
در بین مردم شایع است که اجنه از آهن می ترسند، ولی این مطلب در بین مردم عوام رایج است و در هیچ کتاب روائی و یا منبع معتبری مشاهده نشده است و بعید است که واقعیت داشته باشد.

معرفی کتاب مقدس




مجموعه کتبی که تعالیم مسیحیت و یهودیت را در بر میگیرند را کتاب مقدس مینامند.پیروان این کتاب بر این اعتقادند که فقط این کتاب(یا بهتر است بگوییم مجموعه رساله ها) لیاقت داشتن نام کتاب را دارند . کتاب مقدس همانند قرآن کریم دارای تقسیم بندی های مخصوص خود است، که این تقسیم بندی از بزرگ به کوچک و به شرح زیر میباشد:
1- سفر(تلفظ : sefr): کتاب و یا رساله(هر سفر یک موضوع کلی را در بر میگیرد).
2- باب : هر سفر شامل تعدادی باب میباشد که دارای موضوعات جزئی متفاوتی میباشند.
3- فقره(آیه): تعریف این قسمت تقریباً شبیه به تعریف آیه در قرآن کریم میباشد.

کتاب مقدس شامل دو بخش کلی است:
1 – کتب عهد عتیق(این کتب مشترکاً مورد قبول مسیحیان و یهودیان است).
2- کتب عهد جدید(این کتب منحصراً مورد قبول مسیحیان است که به شریعت عیسوی نیز مشهور است).
با توجه به دو کلمه فوق لازم است تعریفی از کلمه عهد داشته باشیم . عهد در لغت به معنی قرارداد بین دو شخص میباشد که در کتاب مقدس به معنی قراردادی است بین خداوند و انسان(در این کتب این عهد بین خدا و قوم بنی اسرائیل تعبیر شده است).
در ذیل به معرفی هر یک از این دو بخش میپردازیم:

1- کتب عهد عتیق :
عهد عتیق شامل 39 کتاب در 3 بخش میباشد . البته شامل یک ضمیمه(به نام اَپوکریفا( نیز
میباشد.

1-1- تورات(tourat):
این مجموعه شامل 5 کتاب میباشد که به آن اسفار خمسه نیز میگویند.مضمون تورات در مورد آفرینش جهان و خلقت انسان و سیره حضرت موسی(ع) از ولادت تا وفات و تاریخ بنی اسرائیل میباشد،مقدار زیادی از احکام و قوانین و عباراتی منسوب به وحی را نیز شامل میشود(به اعتقاد مسیحیان و یهودیان مولف تورات حضرت موسی(ع) میباشد).تورات شامل اسفار زیر میباشد:
1-1-1- سفر آفرینش : داستان آفرینش آدم و حوا و اخراج آنان از "باغ عدن " ، فرزندان آدم ، طوفان نوح (ع)،داستان حضرت یعقوب و یوسف(ع) و... در این کتاب آمده است.
1-1-2- سفر خروج : ماجرای تولد و بعثت حضرت موسی(ع) ، خروج بنی اسرائیل از مصر به صحرای سینا و مجموعه ای از احکام میباشد.
1-1-3- سفر لاویان : این سفر شامل احکام وضع شده توسط روحانیانی است که از نسل هارون و خاندان لاوی میباشد.
1-1-4- سفر اعداد : در باره آمار بنی اسرائیل در عصر حضرت موسی(ع) و شریعت و تاریخ ایشان میباشد.
1-1-5- سفر تثنیه : تجمیع احکام موجود در اسفار قبل و تاریخ نگاری تا رحلت حضرت موسی(ع) نیز در این سفر گرد آوری شده است.

1-2-کتبوئیم(ketbouim):
این مجموعه شامل 17 کتاب میباشد که به دو بخش عمده تقسیم میشوند. بخش اول شامل 12 کتاب میباشد که مطالب آنها در مورد تاریخ یهود و شرح عقاید، آداب ، رسوم و اخلاقیات قوم بنی اسرائیل بعد از وفات حضرت موسی(ع) است. بخش دوم شامل 5کتاب میباشد که در باره حکمت و مناجات و مجموعه اشعار میباشند.کتبوئیم شامل این کتب میباشد:
بخش اول:
1-2-1- کتاب یوشع : در باره تاریخ و سیره یوشع بن نون (جانشین حضرت موسی(ع)) است.
1-2-2- کتاب داوران : مربوط به تاریخ قاضیان بنی اسرائیل قبل از انتصاب پادشاهان میباشد.
1-2-3- کتاب روت : شرح حال زنی به نام " روت" که از اجداد حضرت داوود میباشد.
1-2-4- کتاب اول صموئیل : شرح حال و تاریخ صموئیل نبی و تعیین شائول(طالوت) به سلطنت.
1-2-5- کتاب دوم صموئیل : در باره دوران به پادشاهی رسیدن حضرت داوود(ع) میباشد.
1-2-6- کتاب اول پادشاهان : ادامه پادشاهی حضرت داوود(ع) و پادشاهی حضرت سلیمان(ع) و جانشینان او .
1-2-7- کتاب دوم پادشاهان : در باره ادامه تاریخ پادشاهان بنی اسرائیل تا حمله " بُختُنّصر دوم "
و "جلای بابل " است.
1-2-8- کتاب اول تواریخ ایام : نسب نامه بنی اسرائیل و تکرار تاریخ ایشان تا وفات داوود (ع).
1-2-9- کتاب دوم تواریخ ایام : تاریخ پادشاهی حضرت سلیمان(ع) و پادشاهان بعدی تا "جلای بابل "
1-2-10- کتاب عَزرا : جریان نوسازی اورشلیم(بیت المَقدس) و آزادی یهودیان به همراه عُزَیر(ع).
1-2-11- کتاب نَحَمیا : جریان نوسازی اورشلیم(بیت المَقدس) و آزادی یهودیان از زبان نَحَمیا(ساقی اردشیر اول)
1-2-12- کتاب استَر : داستان رفع خطر نابودی یهود با وساطت استَر( همسر یهودی خشایارشاه).
بخش دوم:
1-2-13- کتاب ایوب : در باره صبر حضرت ایّوب(ع)( و مباحثی تغلیطی در باره بی صبری و اعتراض ایشان به مقدرات الهی! )نوشته شده است.
1-2-14- کتاب مزامیر : این کتاب همان زبور داوود(ع) است که شامل 150 قطعه مناجات است(هر یک از این مناجات ها را مَزمور مینامند).
1-2-15- کتاب امثال سلیمان(ع) : این کتاب شامل سخنان و کلمات حکمت آمیز از زبان حضرت سلیمان(ع) است.
1-2-16- کتاب جامعه(جامعه نام مستعار حضرت سلیمان میباشد) : مشتمل بر نگرش بدبینانه ای به جهان است.
1-2-17- کتاب غزلِ غزلهایِ سلیمان(ع) : این کتاب مشتمل بر عباراتی عشقی است که آنها را به عشق الهی تاویل میکنند (اما در همین کتاب مقدس 1-پادشاهان باب11 آن حضرت را به عشق زنان متهم میکنند!).

1-3- نبوئیم(نبوات و یا پیشگویی های انبیاء)(nebouim):
ریشه عبری کلمه نبی به معانی بشارت دهنده ، سخنگو ، کسی که از طرف خدا خوانده شده ، بازگو کننده و پیشگو(در بعضی موارد به جادوگر و ساحر نیز تعبیر شده است )میباشد. لازم به ذکر است که این کلمه بیش از 300 در عهد عتیق آمده است .در اینجا کلمه نبوئیم به معنی پیشگویی ها آمده است . این بخش مشتمل بر پیشگویی هشدارها و تهدیداتی در باره سرنوشت قوم بنی اسرائیل است ، نبوئیم شامل 17 کتاب و در دو بخش انبیاء کبیر(5 کتاب اول) و انبیاء صغیر(12 کتاب باقی مانده) میباشد :
انبیاء کبیر:
1-3-1- کتاب اِشَعیا : طولانی ترین و معروف ترین کتاب پیشگویی عهد عتیق.
1-3-2- کتاب اِرمیا : پیشگویی.
1-3-3- کتاب مراثی اِرمیا : نوحه سرایی آن حضرت بر خرابی اورشلیم میباشد.
1-3-4- کتاب حِزقِیال : پیشگویی .
1-3-5- کتاب دانیال : پیشگویی و شرح مجاهدات حضرت دانیال نبی مدفون در شوش .

انبیاء صغیر :
1-3-6- کتاب هوشع : پیشگویی .
1-3-7- کتاب یوئیل : پیشگویی .
1-3-8- کتاب عاموس : پیشگویی .
1-3-9- کتاب عوبَدیا : پیشگویی .
1-3-10- کتاب یونُس : پیشگویی و داستان رفتن وی در شکم ماهی .
1-3-11- کتاب میکاه : پیشگویی .
1-3-12- کتاب ناحوم : پیشگویی .
1-3-13- کتاب حَبقوق : پیشگویی حضرت حَبقوق نبی (ع) مدفون در تویسرکان .
1-3-14- کتاب صَفنیا : پیشگویی .
1-3-15- کتاب حجّی : پیشگویی .
1-3-16- کتاب زکریا : پیشگویی .
1-3-17- کتاب مَلاکی : پیشگویی .

1-4- اپوکریفا (apocrypha):
اپوکریفا کلمه ای عبری و در لغت به معنای پوشیده و مستتر میباشد.این کتب، کتب مشکوکه نیز نامیده میشوند.مضامین اپوکریفا اغلب در مورد نامه هایی است که انبیاء یهود خطاب به اطرافیان خود نوشته اند . لازم به ذکر است که در نسخه هایی از کتاب مقدس که دارای اپوکریفا است ، هم از نظر تعداد وهم از نظر ترتیب با یکدیگر اختلاف دارند. مورد اعتبار ترین این مجموعه ها شامل241 صفحه و مشتمل بر 14 رساله است:
1-4-1- کتاب اول اِسدراس(عزرا) : در مورد تاریخ بنی اسرائیل .
1-4-2- کتاب دوم اِسدراس(عزرا) : ادامه کتاب قبل .
1-4-3- کتاب طوبیِت : تاریخ بنی اسرائیل .
1-4-4- کتاب یَهودِیِت.
1-4-5- بقیه کتاب استر .
1-4-6- کتاب حکمت : پند و اندرز .
1-4-7- کتاب یَشوَع بن سیراخ : پند و اندرز .
1-4-8- کتاب باروخ و نامه اِرمیا : وحی و پیشگویی .
1-4-9- کتاب سرود سه جوان : بخشی از کتاب دانیال نبی(ع).
1-4-10- داستان سوسَنه : بخشی از کتاب دانیال نبی(ع).
1-4-11- داستان نابودی بُت بِل و اژدها : بخشی از کتاب دانیال نبی(ع).
1-4-12- نیایش مَنَستِی : دعای پادشاه بنی اسرائیل .
1-4-13- کتاب اول مکابیان : تاریخ مبارزات یهود با استعمار گران (حدود 165 ق.م)
1-4-14- کتاب دوم مکابیان : ادامه کتاب قبل .
نکته قابل ذکر در مورد اپوکریفای عهد عتیق این است که این مجموعه مورد قبول مسیحیان کاتولیک و ارتودکس بوده ولی پروتستان ها آنرا قبول ندارند از طرفی از نظر خود یهودیان در قبول یا عدم قبول آن تشکیک وجود دارد.

2- کتب عهد جدید:
این مجموعه کتب بخش دوم کتاب مقدس را شامل میشوند(مسلماً یهودیان این بخش را قبول ندارند ) . مسیحیان کتب عهد جدید را شریعت عیسوی نیز می نامند و بر این اعتقادند که این مجموعه پیمان مجدد خداوند با قوم بنی اسرائیل است .


2-1- اناجیل (زندگی نامه و سخنان حضرت عیسی مسیح(ع)) :
کلمه انجیل در لغت به معنای نوید و مژده می باشد . پس از عروج حضرت عیسی (ع) یاران نزدیک و پیروان ایشان به نوشتن سیره و مجموعه سخنان ایشان اقدام کردند و نوشته هایی بوجود آمد که بعداً انجیل خوانده شد. به مرور زمان 4 انجیل از میان این اناجیل رسمیت یافت . (البته مسیحیان نیز به این امر معتقدند که اناجیل کنونی زندگی نامه و سخنان حضرت عیسی مسیح(ع) است که دیگران جمع آوری کرده اند که برخلاف تورات(در برخی قسمتها) هیچ اثری از کلام وحی در آن دیده نمیشود ،که به گفته قرآن کریم نیز هیچ سنخیتی بین این اناجیل و انجیل حقیقی که به عیسی (ع) از
طرف خداوند وحی شد وجود ندارد. از دیگر اعتقادات مسیحیان این است که برای حضرت عیسی(ع) از طرف خداوند نیازی به وحی نبوده و وحی هم نشده است ، ریشه این مشکل مسیحیان را باید در اعتقاد غلط و خرافی آنان به مساله تثلیث (پدر- پسر – روح القُدُس ) جست که در اینجا مجالی برای این بحث نیست).اناجیل 4گانه به شرح زیر میباشند:
2-1-1- انجیل متی : توسط متی که از حواریون بوده و در باره سیره و مواعظ حضرت عیسی(ع)با اشاره به پیشگویی های عهد عتیق جمع آوری شده است.
2-1-2- انجیل مَرقُس : توسط مَرقُس که از حواریونِ حواریون بوده جمع آوری شده است ، که کوتاه ترین کتاب سیره و مواعظ حضرت عیسی(ع) میباشد .
2-1-3- انجیل لوقا : او نیز از حواریونِ حواریون بوده است . لوقا این کتاب را با تکیه بر جزئیات جمع آوری کرده است.
2-1-4- انجیل یوحنّا : از حواریون بوده است . انجیل یوحنّا از متأخّر ترین اناجیل موجود بوده و با تکیه بر مافوق بشر بودن حضرت عیسی(ع) نوشته شده است(البته برخی مستندات موجود نشان میدهد که یوحنّا حدود 120 سال پس از حضرت عیسی(ع) میزیسته است پس چگونه ممکن است که از حواریون بدون واسطه حضرت عیسی (ع) باشد؟).
اناجیل دیگری نیز موجودند که به اندازه اناجیل 4 گانه معتبر نیستند از جمله : 1- انجیل فیلیپ 2- انجیل توما 3- انجیل نیقود لموس 4- انجیل بَرنابا و .....

2-2- اعمال رسولان :
در واقع کتابی است که در باره زندگینامه و سخنان مبلغین صدر مسیحیت در قرن اول میلادی نوشته شد که عملاً فقط همین کتاب رسمیت یافت که توسط لوقا نوشته شده است(در این کتاب به شرح زندگانی رسولانی چون پطرس و اغلب پولس پرداخته شده است). این کتاب شامل 28 باب است که ابواب 1تا8 درمورد زمانی است که هنوز پولس به مسیحیت نگرویده است . ابواب 9 تا 28 نیز در شرح احوال و اعمال پولس ، نصایح او به عیسی(ع) و بیان اختلافات او با دیگر حواریون است(در منابع اسلامی پولس به عنوان گمراه کننده مسیحیت معرفی شده است . امام موسی کاظم (ع): پولس که نصاری را گمراه کرد همراه با فاسد ترین اشخاص در بدترین جای جهنم و به شدیدترین وجه مجازات میشود(بحارالانوار، ج8 ،ص311)) .

2-3- نامه های رسولان :
حواریون نامه هایی را به منظور ارشاد و بعضاً مباحثاتی به سایرین مکاتبه مینمودند که بعضی از آنها به مرور زمان اهمیت پیدا کرده و باقی مانده است که تعداد آنها 21 عدد است ، 14 نامه مربوط به پولس است ، یک مربوط به یعقوب (در انتقاد از پولس) ، 2 نامه مربوط به پطرس و 3 نامه مربوط به یوحنا و یکی را هم به یهودا نسبت میدهند که در ذیل به آنها اشاره شده است:
2-3-1-رساله پولس رسول خطاب به رومیان.
2-3-2-رساله اول پولس رسول به قُرنتیان.
2-3-3- رساله دوم پولس رسول به قُرنتیان
2-3-4- رساله پولس رسول به غلاطیان.
2-3-5- رساله پولس رسول به اَفَسُسیان
2-3-6- رساله پولس رسول به فیلِپّیان.
2-3-7- رساله پولس رسول به کولوسّیان.
2-3-8- رساله اول پولس رسول به تَسّالونیکیان.
2-3-9- رساله دوم پولس رسول به تَسّالونیکیان.
2-3-10- رساله اول پولس رسول به تیموتاوس.
2-3-11- رساله دوم پولس رسول به تیموتاوس.
2-3-12- رساله پولس رسول به تیطوس.
2-3-13- رساله پولس رسول به فَلیمون.
2-3-14- رساله به عبرانیان (نامه پولس و یا فردی دیگر)
2-3- 15- رساله یعقوب (برای عموم مسیحیان).
2-3-16- رساله اول پطرس(برای عموم مسیحیان).
2-3-17- رساله دوم پطرس(برای عموم مسیحیان).
2-3-18- رساله اول یوحنا (برای عموم مسیحیان).
2-3-19- رساله دوم یوحنا (برای عموم مسیحیان).
2-3-20- رساله سوم یوحنا (برای عموم مسیحیان).
2-3-21- رساله یهودا (برای عموم مسیحیان).
اغلب مسیحیان کاتولیک رسالت و حتی رساله های پولس را قبول ندارند (زیرا وی حق خلافت حضرت عیسی(ع) را از پطرس غصب کرد)، اما پروتستان ها او را قبول دارند.

2-4- مکاشفات:
پایان بخش عهد جدید مکاشفات یوحنا میباشد که راجع به پیشرفتهای پیش روی مسیحیت گفتگو میکند و در یک جلد جمع آوری شده است ، مطالب این کتاب با دیدی تماماً رویایی و دور از ذهن بیان شده است به همین جهت بسیار شبیه کتب انبیاء یهود میباشد.
2-5- اپوکریفای عهد جدید : کتب عهد جدید نیز برای خود شامل تعدادی اپوکریفا بوده است که برخلاف نظر یهودیان در حفظ و الصاق آن به کتب عهد عتیق دیگر بر روی آنها تاکید نشد و مسیحیان در قرون 2 و3 میلادی بر همان 27 کتاب عهد جدید به توافق رسیدند.