کافه تلخ

۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه

تناسخ و قرآن

متن عربی آیه : كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ



تفسیر نمونه

نعمت اسرار آميز حيات قرآن در دو آيه فوق با ذكر يك سلسله از نعمتهاى الهى و پديده هاى شگفت انگيز آفرينش انسانها را متوجه پروردگار و عظمت او مى سازد، و دلائلى را كه در گذشته (آيه 21 و 22 همين سوره ) در زمينه شناخت خدا ذكر كرده بود تكميل مى كند. قرآن در اينجا براى اثبات وجود خدا از نقطهاى شروع كرده كه براى احدى جاى انكار باقى نمى گذارد و آن مساءله پيچيده حيات و زندگى است .
نخست مى گويد:
چگونه شما خدا را انكار مى كنيد در حالى كه اجسام بى روحى بوديد و او شما را زنده كرد و لباس حيات بر تنتان پوشانيد (كيف تكفرون بالله و كنتم امواتا فاحياكم ). قرآن به همه ما يادآورى مى كند كه قبل از اين شما مانند سنگها و چوبها و موجودات بيجان مرده بوديد، و نسيم حيات اصلا در كوى شما نوزيده بود.
ولى اكنون داراى نعمت حيات و هستى مى باشيد، اعضاء و دستگاه هاى مختلف ، حواس و ادراك به شما داده شده ، اين هستى و حيات را چه كسى به شما عطا كرده آيا خود به خويشتن داديد؟ بديهى است هر انسان منصفى بدون هيچ ترديد اعتراف مى كند كه اين نعمت از خود او نيست ، بلكه از ناحيه يك مبدء عالم و قادر به او رسيده است ، كسى كه تمام رموز حيات و قوانين پيچيده آن را مى دانسته ، و بر تنظيم آن قدرت داشته ، آنگاه جاى اين سؤ ال است كه پس چرا به خدائى كه بخشنده حيات و هستى است كفر مى ورزيد؟
. امروز براى همه دانشمندان مسلم شده كه ما در اين جهان چيزى پيچيده تر از مساءله حيات و زندگى نداريم ، چرا كه با تمام پيشرفتهاى شگرفى كه در زمينه علوم و دانشهاى طبيعى نصيب بشر گرديده ، هنوز معماى حيات گشوده نشده است اين مساءله آنقدر اسرار آميز است كه افكار مليونها دانشمند و كوششهايشان تاكنون از درك آن عاجز مانده ، ممكن است در آينده در پرتو تلاشهاى پيگير، انسان از رموز حيات ، تدريجا آگاه گردد، ولى مساءله اين است كه آيا هيچكس مى تواند چنين امر فوق العاده دقيق و ظريف و پر از اسرار را كه نيازمند به يك علم و قدرت فوق العاده است به طبيعت بيشعور كه خود فاقد حيات بوده است نسبت دهد. اينجا است كه مى گوئيم پديده حيات در جهان طبيعت بزرگترين سند اثبات وجود خدا است كه پيرامون آن كتابها نگاشته اند، و قرآن در آيه فوق مخصوصا روى همين مساءله تكيه كرده است ، كه ما فعلا با همين اشاره كوتاه از آن مى گذريم . پس از يادآورى اين نعمت ، دليل آشكار ديگرى را يادآور مى شود و آن مساءله مرگ است مى گويد: ((سپس خداوند شما را مى ميراند)) (ثم يميتكم ). انسان مى بيند اقوام و خويشان و بستگان و آشنايان يكى پس از ديگران مى ميرند و جسد بيجان آنها زير خاكها مدفون مى شود، اينجا نيز جاى تفكر و انديشه است ، چه كسى هستى را از آنها گرفت اگر هستى آنها از خودشان بود، بايد جاودانى باشد، اينكه از آنها گرفته مى شود دليل بر اين است كه ديگرى به آنها بخشيده . آرى آفريننده حيات همان آفريننده مرگ است ، چنانكه در آيه 2 سوره مالك مى خوانيم : الذى خلق الموت و الحياة ليبلوكم ايكم احسن عملا:((او خدائى است كه حيات و مرگ را آفريده كه شما را در ميدان حسن عمل بيازمايد)). قرآن پس از ذكر اين دو دليل روشن بر وجود خدا و آماده ساختن روح انسان براى مسائل ديگر در دنباله اين بحث به ذكر مساءله معاد و زنده شدن پس از مرگ پرداخته ، مى گويد: سپس بار ديگر شما را زنده مى كند (ثم يحييكم ). البته اين زندگى پس از مرگ به هيچوجه جاى تعجب نيست چرا كه قبلا نيز انسان چنين بوده است و با توجه به دليل اول يعنى اعطاى حيات به موجود بيجان ، پذيرفتن اعطاى حيات پس از متلاشى شدن بدن ، نه تنها كار مشكلى نيست بلكه از نخستين بار آسانتر است هر چند آسان و مشكل براى وجودى كه قدرتش بى انتها است مفهومى ندارد!).
عجب اينكه گروهى بودند كه در حيات دوباره انسانها ترديد داشته و دارند در حالى كه حيات نخستين را كه از موجودات بيجان صورت گرفته مى دانند. جالب اينكه قرآن در آيه فوق ، پرونده حيات را از آغاز تا انتها در برابر ديدگان انسان گشوده ، و در يك بيان كوتاه آغاز و پايان حيات ، و سپس مساءله معاد را در برابر او مجسم ساخته است . و در پايان اين آيه مى گويد:((سپس به سوى او بازگشت مى كنيد)) (ثم اليه ترجعون ).
مقصود از رجوع به سوى پروردگار همان بازگشت به سوى نعمتهاى خداوند مى باشد، يعنى در قيامت و روز رستاخيز به نعمتهاى خداوند بازگشت مى كنيد شاهد اين گفته آيه 36 سوره انعام است كه مى فرمايد:
و الموتى يبعثهم الله ثم اليه يرجعون :((خداوند مردگان را بر مى انگيزد سپس به سوى او بازگشت مى كنند.)) ممكن است منظور از رجوع به سوى پروردگار حقيقتى از اين دقيقتر و باريكتر باشد و آن اينكه همه موجودات در مسير تكامل از نقطه عدم كه نقطه صفر است شروع كرده و به سوى بى نهايت كه ذات پاك پروردگار است پيش مى روند، بنابر اين با مردن ، تكامل تعطيل نمى شود و بار ديگر انسان در رستاخيز به زندگى و حيات در سطحى ، عاليتر باز مى گردد و سير تكاملى او ادامه مى يابد. پس از ذكر نعمت حيات و اشاره به مساءله مبدء و معاد، به يكى ديگر از نعمتهاى گسترده خداوند اشاره كرده مى گويد: او خدائى است كه آنچه روى زمين است براى شما آفريده (هو الذى خلق لكم ما فى الارض جميعا). و به اين ترتيب ارزش وجودى انسانها و سرورى آنان را نسبت به همه موجودات زمينى مشخص مى كند، و درست از اينجا در مى يابيم كه اين انسان را خدا براى امر بسيار پر ارزش ‍ و عظيمى آفريده است ، همه چيز را براى او آفريده او را براى چه چيز؟ آرى او عاليترين موجود در اين صحنه پهناور است و از تمامى آنها ارزشمندتر. تنها اين آيه نيست كه مقام والاى انسان را يادآور مى شود، بلكه در قرآن آيات فراوانى مى يابيم كه انسان را هدف نهائى آفرينش كل موجودات جهان معرفى مى كند، چنانكه در آيه 13 سوره جاثيه آمده است : و سخر لكم ما فى السماوات و الارض : ((آنچه در آسمانها و هر چه در زمين است مسخر شما قرار داد.)) و در جاى ديگر به طور مشروحتر مى خوانيم : و سخر لكم الفلك …. <49> و سخر لكم الانهار …. <50> و سخر لكم الليل و النهار … <51> و سخر لكم البحر …. <52> و سخر لكم الشمس و القمر …: <53> ((كشتى ها را مسخر شما ساخت ... نهرها را مورد تسخير شما قرار داد ... شب و روز را مسخر فرمانتان كرد ... شما را بر درياها و اقيانوسها مسلط ساخت ... خورشيد و ماه را نيز فرمانبردار و در خدمت شما قرار داد ... (بحث بيشتر در اين زمينه را در جلد دهم ، صفحه 120، ذيل آيه 2 سوره رعد و نيز در همان جلد ذيل آيات 32 و 33 سوره ابراهيم ، صفحه 349 مطالعه مى فرمائيد). بار ديگر به دلائل توحيد باز گشته مى گويد:((سپس خداوند به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود، و او به هر چيز آگاه است )) (ثم استوى الى السماء فسواهن سبع سماوات و هو بكل شى ء عليم ). جمله ((استوى )) از ماده ((استواء)) گرفته شده كه در لغت به معنى تسلط و احاطه كامل و قدرت بر خلقت و تدبير است ، ضمنا كلمه ((ثم )) در جمله ((ثم استوى الى السماء)) الزاما به معنى تاءخير زمانى نيست بلكه مى تواند به معنى تاءخير در بيان و ذكر حقايقى پشت سر هم بوده باشد. 1- تناسخ و عود ارواح آيه فوق ، از جمله آيات متعددى است كه عقيده به تناسخ را صريحا نفى ، مى كند، زيرا عقيده مندان به تناسخ چنين مى پندارند كه انسان بعد از مرگ بار ديگر به همين زندگى باز مى گردد منتها روح او در جسم ديگر ( و نطفه ديگر) حلول كرده و زندگى مجددى را در همين دنيا آغاز مى كند و اين مساءله ممكن است بارها تكرار شود، اين زندگى تكرارى در اين جهان را تناسخ يا عود ارواح مى نامند.
آيه فوق صريحا مى گويد: بعد از مرگ ، يك حيات بيش نيست و طبعا اين حيات همان زندگى در رستاخيز و قيامت است ، و به تعبير ديگر آيه مى گويد:
شما مجموعا دو حيات و مرگ داشته و داريد، نخست مرده بوديد (در عالم موجودات بى جان قرار داشتيد) خداوند شما را زنده كرد، سپس مى ميراند و بار ديگر زنده مى كند، اگر تناسخ صحيح بود، تعداد حيات و مرگ انسان بيش از دو حيات و مرگ بود. همين مضمون در آيات متعدد ديگر قرآن نيز به چشم مى خورد كه در جاى خود به آن اشاره خواهد شد. <54> بنابر اين عقيده به تناسخ كه گاهى نام آن را تغيير داده ، عود ارواح مى نامند از نظر قرآن باطل و بى اساس است .
بعلاوه ما دلائل عقلى روشنى داريم كه اين عقيده را نفى مى كند و آن را به عنوان يكنوع ارتجاع و عقب گرد در قانون تكامل اثبات مى نمايد كه در جاى خود از آن سخن گفته ايم .
<55> ذكر اين نكته نيز لازم است كه بعضى شايد آيه فوق را اشاره به حيات برزخى بدانند، در حالى كه آيه هيچ دلالتى بر آن ندارد، تنها مى گويد:
شما قبلا جسم بيجانى بوديد، خداوند شما را زنده كرد، بار ديگر مى ميراند (اشاره به مرگ در پايان زندگى اين دنيا است ) سپس زنده مى كند (اشاره به حيات آخرت ) سپس سير تكاملى خود را به سوى او ادامه مى دهيد.
2- آسمانهاى هفتگانه كلمه ((سماء)) در لغت به معنى طرف بالا است ، و اين مفهوم جامعى است كه مصداقهاى مختلفى دارد، لذا مى بينيم در قرآن در موارد گوناگونى به كار رفته است :
1 گاهى به ((جهت بالا)) در قسمت مجاور زمين اطلاق شده ، چنانكه مى فرمايد:
الم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها فى السماء ((آيا نديدى خداوند چگونه مثل زده است گفتار پاك را به درخت پاكيزهاى كه ريشه اش ثابت و شاخهاش در آسمان است )) (ابراهيم 24). 2 گاه به منطقه اى دورتر از سطح زمين (محل ابرها) اطلاق شده ، چنان كه مى خوانيم : و نزلنا من السماء ماء مباركا:((ما از آسمان آب پر بركتى نازل كرديم )) (سوره ق آيه 9).

3 گاه به ((قشر متراكم هواى اطراف زمين )) گفته شده :

و جعلنا السماء سقفا محفوظا: ((ما آسمان را سقف محكم و محفوظى قرار داديم )) (انبياء 32 ) زيرا مى دانيم جو زمين كه همچون سقفى بر بالاى سر ما قرار دارد داراى آنچنان استحكامى است كه كره زمين را در برابر سقوط سنگهاى آسمانى حفظ مى كند، اين سنگ ها كه شبانه روز، مرتبا در حوزه جاذبه زمين قرار گرفته و به سوى آن جذب مى شوند، اگر اين قشر هواى متراكم نبود ما مرتبا در معرض سقوط اين سنگهاى خطرناك بوديم ، اما وجود اين قشر، سبب مى شود كه سنگها پس از برخورد با جو زمين مشتعل و سپس خاكستر شود.

4 و گاهى به معنى ((كرات بالا)) آمده است ثم استوى الى السماء و هى دخان :

((به آسمانها پرداخت در حالى كه دود و بخار بودند)) (و از گاز نخستين ، كرات را آفريد) (فصلت 11).
اكنون به اصل سخن باز گرديم ، در اينكه مقصود از آسمانهاى هفتگانه چيست ؟ مفسران و دانشمندان اسلامى بيانات گوناگونى دارند و تفسيرهاى مختلفى كرده اند: 1 بعضى آسمانهاى هفتگانه را، همان ((سيارات سبع )) مى دانند (عطارد زهره ، مريخ ، مشترى ، زحل ، و ماه و خورشيد) كه به عقيده دانشمندان فلكى قديم جزء سيارات بودند. <56> 2 بعضى ديگر معتقدند كه منظور طبقات متراكم هواى اطراف زمين است و قشرهاى مختلفى كه روى هم قرار گرفته است . 3 بعضى ديگر مى گويند:
عدد هفت در اينجا به معنى عدد تعدادى (عدد مخصوص ) نيست ، بلكه عدد تكثيرى است كه به معنى تعداد زياد و فراوان مى باشد، و اين در كلام عرب و حتى قرآن نظائر قابل ملاحظهاى دارد مثلا در آيه 27 سوره لقمان مى خوانيم : و لو ان ما فى الارض من شجرة اقلام و البحر يمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت كلمات الله : ((اگر درختان زمين قلم گردند، و دريا مركب ، و هفت دريا بر آن افزوده شود كلمات خدا را نمى توان با آن نوشت .)) به خوبى روشن است كه منظور از لفظ ((سبعه )) در اين آيه عدد مخصوص هفت نيست بلكه اگر هزاران هزار دريا نيز مركب گردد، نمى توان علم بيپايان خداوند را با آن نگاشت . بنابر اين سماوات سبع اشاره به آسمانهاى متعدد و كرات فراوان عالم بالا است بى آنكه عدد خاصى از آن منظور باشد. 4 آنچه صحيحتر به نظر مى رسد، اين است كه مقصود از سماوات سبع همان معنى واقعى آسمانهاى هفتگانه است ، تكرار اين عبارت در آيات مختلف قرآن نشان مى دهد كه عدد سبع در اينجا به معنى تكثير نيست ، بلكه اشاره به همان عدد مخصوص است .
منتها از آيات قرآن چنين استفاده مى شود كه تمام كرات و ثوابت و سياراتى را كه ما مى بينيم همه جزء آسمان اول است ، و شش عالم ديگر وجود دارد كه از دسترس ديد ما و ابزارهاى علمى امروز ما بيرون است و مجموعا هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشكيل مى دهند. شاهد اين سخن اينكه : قرآن مى گويد: و زينا السماء الدنيا بمصابيح : ((ما آسمان پائين را با چراغهاى ستارگان زينت داديم )) (فصلت 12). در جاى ديگر مى خوانيم : انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب :
((ما آسمان پائين را با كواكب و ستارگان زينت بخشيديم )) (صافات 6).
از اين آيات بخوبى استفاده مى شود كه همه آنچه را ما مى بينيم و جهان ستارگان را تشكيل مى دهد همه جزء آسمان اول است ، و در ماوراى آن شش آسمان ديگر وجود دارد كه ما در حال حاضر اطلاع دقيقى از جزئيات آن نداريم . و اما اينكه گفتيم شش آسمان ديگر براى ما مجهول است و ممكن است علوم از روى آن در آينده پرده بردارد، به اين دليل است كه علوم ناقص بشر بهر نسبت كه پيش مى رود از عجائب آفرينش تازه هائى را بدست مى آورد، مثلا علم هيئت هم اكنون بجائى رسيده است كه بعد از آن ، تلسكوپها قدرت ديد را از دست مى دهند، آنچه رصدخانه هاى بزرگ كشف كرده اند، فاصلهاى به اندازه هزار ميليون يك ميليارد) سال نورى مى باشد، و خود معترفند كه تازه اين آغاز جهان است نه پايان آن ، پس چه مانع دارد كه در آينده با پيشرفت علم هيئت آسمانها و كهكشانها و عوالم ديگرى كشف گردد. بهتر اين است كه اين سخن را از زبان ، يكى از رصدخانه هاى بزرگ جهان بشنويم .
3- عظمت كائنات رصدخانه ((پالومار)) عظمت جهان بالا را چنين توصيف مى كند .
((… تا وقتى كه دوربين رصدخانه پالومار را نساخته بودند، وسعت دنيائى كه بنظر ما ميرسد بيش از پانصد سال نورى نبود، ولى ، اين دوربين وسعت دنياى ما را به هزار ميليون سال نورى رساند، و در نتيجه ميليونها كهكشان جديد كشف شد كه بعضى از آنها هزار ميليون سال نورى با ما فاصله دارند، ولى ، بعد از فاصله هزار ميليون سال نورى فضاى عظيم مهيب و تاريكى به چشم مى خورد كه هيچ چيز در آن ديده نمى شود يعنى روشنائى از آنجا عبور نمى كند تا صفحه عكاسى دوربين رصدخانه را متاءثر كند.
ولى بدون ترديد در آن فضاى مهيب و تاريك صدها ميليون كهكشان وجود دارد كه دنيائى كه در سمت ما است با جاذبه به آن كهكشانها نگهدارى مى شود.
تمام اين دنياى عظيمى كه به نظر مى رسد و داراى صدها هزار ميليون كهكشان است جز درهاى كوچك و بى مقدار از يك دنياى عظيمتر نيست و هنوز اطمينان نداريم كه در فراسوى آن دنياى دوم دنياى ديگرى نباشد.)) <57> از اين گفته به خوبى بر مى آيد كه علم هنوز با آن پيشرفت شگفت انگيز خود در قسمت آسمانها كشفيات خويش را سر آغاز جهان مى داند نه پايان آن ، بلكه آن را ذره كوچكى در برابر جهان بس با عظمت ، مى شمارد.
پاورقی :
49-سوره ابراهيم آيه 32 و 33.
50-سوره ابراهيم آيه 32 و 33.
51-سوره ابراهيم آيه 32 و 33.
52-سوره جاثيه آيه 12.
53-سوره ابراهيم آيه 32.
54-موضوع رجعت نمي تواند در اين مساله اشکالي ايجاد کند زيرا رجعت تنها براي عده خاصي است و جنبه عمومي و همگاني ندارد در حالي که آيه بالا يک حکم کلي را بيان مي کند.
55-به کتاب «عود ارواح و ارتباط با ارواح» مراجعه فرمائيد.
56-بعضي نيز ، کرات منظومه شمسي را که ده کره است (9 سياره معروف به اضافه سياره اي که در ميان مريخ و مشتري بوده و سپس متلاشي شده و بقاياي آن همچنان در همان مدار در گردش است) به دو گروه تقسيم کرده اند ، گروهي که در زير مدار زمين قرار دارند (عطارد و زهره) و گروهي که در بيرون مدار زمين و فوق آن هستند که هفت سياره ديگر مي باشد و به اين ترتيب شايد مي خواهند آسمانهاي هفتگانه را به کرات هفتگانه بيروني تفسير کنند (دقت کنيد).
57-نقل از مجله «فضا» شماره 56 فروردين 1351.

۱۳۹۱ تیر ۱۶, جمعه

پیامبر معنوی اینکاها، ویلارو هوآیتا



(توضیح درباره ی اینکاها: اقوام مایا ( اینکا ها ) تمدن بسیار پیشرفته ای بودند که هزاران سال پیش در آمریکای جنوبی می زیستند و به اعتقاد آنها، جهان در بیست و یکم دسامبر 2012 به پایان می رسد.)



ویلارو هوآیتا پیامبر معنوی اینکان هاست که در پرو زندگی می کند. وی در شهر کوانچاهند به دنیا آمد و  در زمان اقامت و جستجوی معنوی خود در جنگل های آمازون چگونگی درک حقیقت باطن را آموخت.

پس از چندین سال، از او خواسته شد به شهر بزرگ کاسکو (محل اقامت فعلی وی در پرو) برود .

“پس از دو هزار سال امروز خورشید طلوع می کند. تشعشعاتش برای بهبود تمامی انسان ها سلامتی، خلوص، و آگاهی به همراه دارد. قوم آندیاها، که به عنوان اینکاها شناخته می شوند، از قوانین مادر طبیعت (پاچاما) و آفریدگار روح عظیم (پاچاکاماگ) پیروی می کنند. آنان بر این باور بودند که خورشید، مرکز انرژی پرقدرت مغناطیسی است که زندگی تمامی موجودات زنده به آن بستگی دارد. تشعشعات خورشید که از جانب روح عظیم هستند که به تمامی طبیعت زندگی و لذت را هدیه می دهند.

پاچاماما الهی و مقدس است و از پنج عنصر ماه، خورشید، زمین، آب و هوا تشکیل شده است. و همه ی آموزه ها تحت پاچاماما آغاز می گردند: معرفت، درک، احترام به دیگری. هر چیزی که ما در اطراف خود می بینیم از پاچاماما، زمین (مادر)، و خالق (پدر) ناپیدا به وجود آمده است – نفس و روح. بنابراین ما باید زندگی خود را وقف زمین (مادر) و خالق (پدر) نماییم، آنها را ستایش کنیم و بر اساس قوانین آنان زندگی کنیم. ما بدن (فیزیکی) خود را از زمین (مادر) و روح خود را از خالقمان (پدر) دریافت کرده ایم.

ما هر روز از خالق و زمین برای غذایمان و در جریان بودن روح طبیعت تشکر می کنیم. پاچاماما، بهشت ما، قدر و منزله ی ما و آخرین مکان ما برای آرام گرفتن است.

همه ی انسان ها در هر کجا فرزندان خداوند هستند – یک مادر و یک پدر – و بنابراین ما همگی برادر و خواهر هستیم. پدر و مادر ما چقدر خوشحال خواهند بود اگر آنها بتوانند ببینند که فرزندانشان در صلح و هماهنگی و مطابقت با قوانین طبیعت زندگی می کنند. زمانی که ما مادر و پدر خود را شناخته و ستایش کنیم، آنها از ما راضی خواهند شد و آنگاه حمایت آنان را در برابر شیطان خواهیم داشت.

بازگشت اینتی کورینکونا پیام آور صلح، عشق و آزادی معنوی از سوی خالقمان (پدر)، پاچاکاماگ، و مرکز خورشید می باشد.

خورشید، تگسی ویریکوچا، زندگی ما را روشن می کند و به واسطه ی قدرت این نور، ما به خالق (پدر) دست خواهیم یافت. بسیاری از اینکاها از قلب خورشید به شکل انسان مجسم شدند و بر اساس قوانین ویکانینا، آتش مقدس، فعالیت می کنند.

ما باید به روش های برآمده از طبیعت بازگردیم و بدانیم که ما قسمتی از خورشید، ماه، زمین، آب و هوا می باشیم. مادر طبیعت در وجود ماست و ما در وجود او هستیم (ما یکی هستیم). زندگی هر کدام از ما انسان ها، پرستشگاه معنوی مادر طبیعت و خالق (پدر) است. برای هدایت خودمان، ما باید به قواعد معنوی رجوع کنیم.

 ما باید به روش های برآمده از طبیعت بازگردیم، زمین را به عنوان مادر مقدس جاودانی خود بشناسیم. او می دانید که ما بیماریم – قربانی خودپرستی خود شده ایم- و آرزو می کند تا بتواند با داروهای طبیعی خود که شامل هوای پاک، آب تمیز، خاک حاصلخیز و اشعه ی خورشید است، ما را شفا دهد.

ما باید در زندگی روزمره خود به روش های برآمده از طبیعت رجوع کنیم، غذاهای تازه و طبیعی و نوشیدنی های غیرشیمیایی و غیرالکلی بنوشیم و از مصرف مخدرها که ذهن و بدن را پوچ و فاسد می کند، خودداری کنیم. مادر طبیعت برای ما غذاها، نوشیدنی ها و داروهای طبیعی به وجود می آورد که برای سلامتی و طول عمر ما مفید است. فرهنگ استفاده از پلاستیک یک مد از بین رفته است که به زودی با فرهنگ طبیعی خورشید جایگزین خواهد شد.

ما باید به روش های برآمده از طبیعت و پاک کردن انرژی های منفی از زندگیمان، بازگردیم. خودپرستی ای که چشمان ما را به روی زیبایی طبیعت بسته است. وجدان خوابیده ی ما باید بیدار شود.

پاچاماما، زمین (مادر)، بسیار برای ما متاسف است و اشک می ریزد. او جهل ما، این که چگونه در تاریکی گم شده ایم، خرابی های ما، ناموزون بودن ما و کشتارهای ما را می بیند. ما تنها زمانی راه حلی برای مشکلاتمان خواهیم یافت که به روش های طبیعی بازگردیم. این پیامی است که از سال ها پیش به ما داده شده و به ما فرصت نجات زندگیمان را داده است.

عصر فعلی ما که ریشه در آیرا آاُکا دارد، عصر آهن و جنگ، و سردی آهن است. در این عصر عشقی وجود ندارد. غرب به خالق اتم و علم اتم هم با ترس نگاه می کند و هم به عنوان وسیله ای برای نجاتش. آنهایی که متمدن نامیده می شوند از جهنم اتمی رنج می برند. اینتیک کریکونا عشق عرض می کند.

ما باید به روش های طبیعت بازگردیم تا تذهیب شویم، قوانین گیتی را بشناسیم و بدنمان را به عنوان یک پرستشگاه ببینیم. زمانی که به قوانین طبیعی بازگشتیم، راه خورشید، آنگاه به گنج معنوی بزرگی دست خواهیم یافت.

درهای خورشید بر روی همگی ما باز است، بر همگی ما می تابد. تمامی خون ها یکرنگ است، رنگ آتش سوزان. ما گل هایی با رنگ ها و بوهای متفاوت هستیم. ما همگی برادران و خواهران هفت پرتو هستیم.



 تمامی ملل جهان، از آغاز، پرچم کوچکی به معنی رنگین کمان را به عنوان پرچم یکسان داشته اند. هفت رنگ آن تمامی قومیت ها، گذشته، حال و آینده را با هم پیوند می دهد.

از زمان های قدیم، انرژی های منفی و مخرب (ساگراس) وجود داشته اند، اما تحت تسلط خالق و تحت کنترل فرزندان خورشید زندگی کرده اند برای همین قدرت محدودی دارند. از زمان قبل از اینکاها، ساگراس به خوبی کنترل شده زیرا که انسان ها در هماهنگی و تحت قوانین آمو لیولا، آمو کیولا، و آمو سوا زندگی کرده اند.

با تاراج اسپانیایی ها، ساگراس آزاد و همپیمان فاتحان شد. این هم پیمانی نیروهای سیاه سبب سرکوبی فرزندان خورشید و کاهش خردمندان شد. در این زمان، پوما، از آنجا که حقیقت را دیده بود و تاریکی اشغالگران را به رسمیت شناخته شده بود، در معبد خورشید مرد. با این حال، بسیاری دیگر توانستند خود را از گرفتار شدن توسط سایه تاریکی که همه جا را فراگرفته بود، نجات داده و سپس به کمک (فرشتگان) آپو هوآیرا خودشان و انرژی مقدس را به جنگل برسانند. در حال حاضر، آنها هنوز هم در میان دریاچه و کوه زندگی می کنند.

تفکر اینکایی معتقد است که با ظهور اروپایی ها، 500 سال بی بصیرتی ای در یک قالب معنوی ظهور خواهد کرد. جهان در تفکر ماده گرایی غوطه ور خواهد شد. ناهماهنگی در زمین گسترده خواهد شد. اما بعد از این دوره ی 500 ساله، نشانه بازگشت نور به زمین و طلوع دوره طلایی با ملاقات کرکس جنوبی و عقاب شمالی پدیدار خواهد شد. و ما آنگاه در دوره ای که رسالت به کمال خود رسیده، زندگی خواهیم کرد.

فرزندان خورشید از زمان های باستانی، دوره ی طلا، وجود داشتند. بعد از دوره ی طلا، عصر نقره و گنی کیلاس آغاز گردید. پس از آن، دوره ی برنز، و آنگاه آهن (آیرا آاُکا). پس از این دوران ها، دوره ی کنونی آغاز شد که هزار سال را شامل می شود. این آخرین عصر فلزی کیفیت ماده گرایی قوی ای دارد. و از آنجایی که انسانها در این عصر به خودپرستی گرفتار آمده اند و از انرژی مادر طبیعت به صورت منفی استفاده می کنند، این دوره، دوره ی تاریکی است.

اجداد باستانی ما راه مشخص تر، واضح تر و عملی تری برای زندگی داشته اند. در عصر طلا، پرتو عالم گیرِ خورشید مقدس، انسان ها را به وسیله ی قوانین طبیعی به سمت هماهنگی، احترام، صلح و عشق راهنمایی می نماید.

اکنون، در آخرین سال های عصر آهن، همه چیز نامتعادل، هرج و مرج، بی نظم، و از هم پاشیده است. جهت گیری ها و تفکرات سیاسی برآمده از فرهنگ غرب و اروپا تحت عنوان چپ و راست، نمی توانند راه حلی برای این نابسامانی ها باشند زیرا که همگی پوچ و خالی می باشند. همانطور که عصر آهن، عصر پوچی و تهی می باشد.

همچون چهار فصل سال که از پی یکدیگر می آیند، چهار عصر نیز یکی پس از دیگری می آید. عصر آهن، همچون یک زمستان طولانی است که هم اکنون به سرآمده است. عصر جدید طلا همچون بهار، ظهور خودش را به جهان خبر می دهد.

اینجا در آند، ما اینکاها، آموزه های مقدس را که به سبب آنها، دهکده های باستانی و دور از دسترس در کوه ها و آمازون هنوز وجود دارند، به یاد می سپاریم. این وجدان مقدس بیدار شده، همچون موجی از نور، از فرای کوه ها به جهان می تابد و ظهور دوره ی جدید، عصر طلایی هماهنگی با طبیعت، عصر صلح، برادری، آزادی معنوی و عشق را نوید می دهد.”

منبع:    http://www.2012spiritual.info/incas-the-awakening.html
  www.ufolove.wordpress.com 

اشراه، همسر خداوند در انجیل

؟
همسر خداوند، اشراه (Asherah)، یک خدای باوروری قدرتمند بوده است.


بنا بر گفته های یک محقق از آکسفورد، خدا همسری به نام اشراه داشته که طبق کتاب پادشاهان (Book of Kings) در کنار یهوه در معبدش در اسرائیل پرستش می شده است .
در 1967، رافائل پاتای (Raphael Patai) اولین تاریخشناسی بود که عنوان کرد اسرائیلیان در گذشته یهوه و اشراه را با هم می پرستیدند. این نظریه به دلیل تحقیقات فرانسیسکا استاوراکوپولو (Francesca Stavrakopoulou) توجهات جدیدی را به خود جلب کرده ، کسی که کار خود را از آکسفورد شروع کرد و در حال حاضر در دپارتمان خداشناسی و مذهب در دانشگاه اکستر (Exeter) یک سخنران ارشد است.

اطلاعاتی که در کتاب ها، مقالات و نامه های ژورنالیستی استاوراکوپولو ارائه شده اند اساس یک سری مستندات سه وجهی قلمداد می شوند که در حال حاضر در اروپا به بحث گذاشته شده اند، جایی که او به تحلیل ارتباط یهوه و اشراه می پردازد.
استاوراکوپولو در یکی از رسانه های انگلستان عنوان کرد، » شما ممکن است او را به نام های یهوه، …یا گاد بشناسید، اما یهودیان،…. و مسیحیان، مردم ادیان بزرگ ابراهیمی، همگی در این مورد اتفاق نظر دارند: او تنها یک نفر است. او یک شمایل بی همتاست، یکتا، آفرینندۀ جهان، نه یک خدا در میان خدایانی دیگر… یا موارد دیگری که ما دوست داریم به آن اعتقاد داشته باشیم.»
 
او اضافه کرد، » بعد از سال ها تحقیق در زمینه تاریخ و مذهب اسرائیل، من به تصویری رنگارنگ و متناقض، چیزی که می تواند به نظر عده ای ناراحت کننده بیاید دست یافته ام، این که خداوند یک همسر دارد».
 http://www.songsouponsea.com/Promenade/ASHERAH.GIF
استاوراکوپولو مبنای نظریه اش را بر متون قدیمی بنا نهاده است، شمایل ها و ضد طلسم هایی متعلق به گذشته که در شهر ساحلی اوگاریت متعلق به کنعانیان، که امروزه سوریه نامیده می شودکشف شده اند. تمامی این اشیا باستانی این نکته را فاش می کنند که اشراه یک خدای باروری قدرتمند بوده است.
طبق گفته های استاوراکوپولو ارتباط اشراه با یهوه علاوه بر انجیل در نوشته هایی بر روی کتیبه ای متعلق به قرن هشتم قبل از میلاد مسیح در صحرای سینا نیز ذکر شده است. » در اینجا شواهدی وجود دارد که یهوه و اشراه را به عنوان یک زوج الهی معرفی می کند. و اکنون متون مشابه بسیاری از آن زمان کشف شده اند، تمامی آنها به این نظریه که خدای انجیل زمانی همسر داشته قوت می بخشند.»

استاوراکوپولو همچنین اعتقاد دارد، » انجیل این طور بیان می کند که الهه اشراه در معبد یهوه در اورشلیم پرستش می شده. در کتاب پادشاهان، به ما گفته می شود که مجسمه ای از اشراه در معبد قرار داشت و کارکنان مؤنث معبد برای او منسوجاتی مربوط به تشریفات مذهبی می دوختند. »   

جی.ادوارد رایت (J. Edward Wright) نمایندۀ مرکز مطالعات یهودیان آریزونا و مؤسسۀ باستانشناسی آلبرایت، به شبکه خبری دیسکاوری نیوز گفت که او با متون مختلف عبری که از اشراه در کنار یهوه یاد کرده اند موافق است.
 او اضافه کرد » اشراه به کلی توسط ویراستاران مذکر انجیل از آن حذف نشده است، آثار او باقی مانده اند، و بر اساس این آثار، شواهد باستانشناسی و اشاراتی در مورد او در متونی از مرزهای یهودا و اسرائیل، می توانیم نقش او را در مذاهب جنوب شرقی مدیترانه بازسازی کنیم.»
رایت ادامه می دهد،» اشراه- که در  خاور نزدیک باستان با اسم های متفاوت دیگری شناخته می شد، از قبیل آستارته (عشتر یا آرتمیس) و ایشتار- یک خدای مهم محسوب می شد، کسی که هم مقتدر بود و هم پرورش دهنده».
رایت می گوید «بسیاری از ترجمه های انگلیسی ترجیح می دهند’اشراه’ را به عنوان «درخت مقدس» ترجمه کنند، به نظر می رسد بخشی از آن از یک نیاز مدرن می آید، که به روشنی از روایات انجیل الهام گرفته تا دوباره اشراه را پشت پرده ای پنهان کند.»
آرون برادی (Aaron Brody)، گردانندۀ موزۀ Bade و دانشیار انجیل و باستانشناسی در مدرسۀ ادیان اقیانوس آرام گفت،» مطالبی که در ارتباط با الهه اشراه باشند در انجیل عبری (عهد عتیق) بسیار نادر هستند و توسط مؤلفان باستان که این متون را گردآوری کرده اند ویرایش شده اند».

او اضافه کرد،» حتی گفته شده که اشراه به عنوان یک درخت نمادین قطعه قطعه شده و در خارج از معبد سوزانده شده، آن هم به دستور فرمانروایانی که قصد داشتند دینشان را خالص کنند، و بر روی پرستش یک خدای واحد مذکر، یهوه، تمرکز کنند.»
http://www.teenwitch.com/divine/phoenicia/pict/f_baal.jpg
برادی به دیسکاوری نیوز گفت اسرائیلیان باستان مشرک (چند خدایی) بودند، «تنها با اقلیت کوچکی که قبل از وقایع تاریخی 586 قبل از میلاد مسیح، یهوه را به تنهایی می پرستیدند. در آن سال اجماعی از نخبگان در یهودیه به بابل تبعید شدند و معبد در اورشلیم تخریب شد»، برادی اضافه کرد،» این واقعه به شکل گیری یک دیدگاه جهانی یکتاپرستی سخت گیرانه وسیعتری منجر شد: یک خدا نه تنها برای یهودا، بلکه برای تمامی ملت ها». 




آلایا – اهل سیستم ستاره ای پلیدیان 3







دنیای اسرار آمیز


آلایا در اینترنت فقط و فقط از طریق کانال شخصی خودش در سایت "یوتوب" گفته هایش را به عموم می رساند و هیچ جای دیگری در اینترنت فعالیت نمی کند.

لینک کانال آلایا:

http://www.youtube.com/user/777ALAJE

در ادامه توجه شما را به متن سومین ویدیو "آلایا" جلب می کنم.

یادآور می شوم که این متن، زیرنویس یک ویدیو است و به همین خاطر ممکن است برخی از جملات کوتاه یا تکه تکه باشد. پس برای متوجه شدن موضوع باید دقت بیشتری به خرج داد.





آلایا - اهل پلیدیان - بخش سه

زمین در جریان یک دگرگونی قرار دارد و در حال جابجایی به فرکانس بالاتر است. همه ی سیاره ها چنین تغییری می کنند. این راه طبیعی تکامل است. همه چیز در کیهان توسعه می یابد. هیچ چیز بی تغییر نمی ماند. فرکانس زمین به آرامی در حال افزایش است، اکنون بالاتر از چند دهه پیش است. به همین دلیل برخی از شما احساس می کنید زمان سریعتر می گذرد. این به شما این امکان را می دهد که هشیاری خود را سریعتر گسترش دهید. زیرا چیزهای بیشتر در زمان کمتری رخ می دهد و افکار شما سریعتر آشکار می شود.

در این فرکانسهای بالاتر هیچ چیز بد نمی تواند وجود داشته باشد. به این دلیل است که کنترل کننده های خبیث زمین که شامل انسان زمینی و غیر زمینی هایی شرور می باشد، هر کاری می کنند تا فرکانس زمین را پایین نگه دارند. آنها بمب های اتمی روی زمین و در آسمان منفجر می کنند تا میدان مغناطیسی زمین را مغشوش کنند. آنها انرژی جنگ، نفرت، رقابت و حماقت را توسط رسانه ها گسترش می دهند و با دستکاری در اقتصاد، ترس به وجود می آورند. آنها قرنهاست رفتار انسانها را مطالعه کرده اند و با استفاده از تحریک کردن توده برای نیازهای ابتدایی، آنها را ناآگاه و بی اطلاع نگه می دارند. آنها می ترسند که جامعه، زیادی رشد و نمو کند. بنابراین آنها حتی به وسیله ی هواپیما مواد شیمیایی پخش می کنند تا جامعه را ناخوش و بیمار نگه دارند. آنها بیشتر و بیشتر این کارها را انجام می دهند. آنها می خواهند کنترل همه چیز را به دست بگیرند.

اما یک نیرو توانایی جلوگیری از آنان را دارد و این قدرت، انرژی معنوی ست. هرچه مردم بیشتر از قدرت معنوی عشق کل استفاده کنند، برطرف کردن خطر آسانتر خواهد بود. تا زمانی که شما زمین را به شکل کشورهایی تقسیم شده ببینید، از هم بیزار باشید و همچشمی کنید، کار را برای کنترل کنندگان شرور زمین بسیار آسان می کنید. اگر شما می خواهید یک انرژی ضعیف تر را دگرگون کنید، باید از یک انرژی قوی تر استفاده کنید. در بعضی موارد، این به صورت خودکار پیش می آید. زیرا هرچه انسانها بیشتر رنج ببرند، بیشتر شروع به جستجوی راهی برای پیروز شدن می کنند. آنها شروع به جستجو کردن حقیقت و انرژی معنوی هستی می کنند. بنابراین این را به صورت یک مبارزه و تمرین ببینید تا بر نیروی منفی درونی و بیرونی غلبه کنید. شروع کنید به شفادهی درونی و پیشرفت.

فرکانسهای بالاتر که از سرچشمه ی روشنایی می آیند، همه ی انسدادهای درونی و احساسات ناخوشی را بیرون می آورند. بنابراین شما می توانید روی آنها کار کنید و آنها را شفا دهید. شما نمی توانید با انرژی های مسدود به بعدهای بالاتر بروید، مسائل حل نشده یا نفرت و تکبر.

افراد آشوبگر، با نفرت، تکبر، طمع یا خودخواهیشان نمی توانند انرژی های بالاتر عشق را تحمل کنند. آنها از عشق متنفرند. آنها از کسانی که در مورد عشق حرف می زنند متنفرند و به آنها توهین می کنند. آنها از هرچیزی که عشق را بیان می کند متنفرند. مانند موسیقی های هماهنگی، رنگهای زیبا یا طبیعت. آنها از کسانی که حقیقت را بازگو می کنند بسیار متنفرند، زیرا چهره ی شان در حال آشکار شدن است. آنها این حق و فرصت را دارند که خودخواهی شان را کنار بگذارند و یا همینگونه منفی باقی بمانند و درسهای شان را در زندگی های بعدی یاد بگیرند.



این مهم است که همه ی عیب و نقص های شخصیت شفا داده شود. همه ی پیامدهای کردار و آسیب های پیش آمده از این یا زندگی های گذشته التیام داده شود و از شر برنامه های منفی جامعه خلاص شد. مانند افکار رقابتی، خودخواهی، حسادت، فرقه ها، باورهای دروغین و نفرت از مردمی که در قسمت دیگری از سیاره زندگی می کنند. این راه را آزاد می کند تا شما آگاهی معنوی تان را پرورش دهید. با هشیاری بالاتر، شما درک خواهید کرد که همه چیز انرژی است. افکار، احساسات، اشیاء، رنگها، موسیقی، اَشکال... همه چیز... و همه چیز به هم مرتبط است. انرژی معنوی یا خدا، هشیاری است. هستی، خلقت، سرچشمه... هشیاری می تواند در حالات بسیاری پدیدار شود، فیزیکی و غیر فیزیکی. بسته به رده ی فرکانس.

انرژی سرچشمه ی همه چیز است. شما می توانید از این انرژی استفاده کنید و حقیقتِ خودتان را خلق کنید. در واقع شما از قبل، بی اختیار در حال انجام این کار هستید و طرح های منفی ذهن را با آن آمیخته اید، مانند ترس یا نفرت. می توانید تصور کنید که چه اتفاقی می افتد اگر افراد کافی، انرژی کیهانی هشیار را ببینند، همراه با تمرکز بر عشق همگانی؟ این باعث می شود هشیاری شما پیشرفت کند و کیفیت زندگی تان سعود کند. و هنگامی که من می گویم عشق، منظور من عشق تحریف شده نیست که شما در ادیانتان، فرقه های تان یا روابط تان استفاده می کنید. منظور من عشق پاک واقعی عالمگیر است، قدرت روشنایی معنوی. این آغاز به پاک کردن انرژی های بدنتان می کند و زیرساخت اتمی تان را دگرگون می کند. شما میل خواهید داشت که بدنتان را پاک نگه دارید تا این انرژی متعالی را داشته باشید. شما مایل خواهید بود که هماهنگ باشید و از پرخاشگران و افراد منفی دوری کنید. پرخاشگری، نفرت، ترس و غمگینی، انرژی شما را پایین نگه می دارد. اینها ساختار ملکولی بدن را تغییر می دهند. بدن را ضعیف می کنند و باعث حملات قلبی، سرطان، آبسه، آپاندیس، رماتیسم و دیگر بیماری ها می شوند. بنابراین شما از افراد شر، استرس، مواد مخدر و غذای ناسالم دوری می کنید.



پیوند به سرچشمه را بیابید. برای پاک کردن انرژی های منفی از بدنتان، اغلب به طبیعت بروید. بیماری ها از انرژی های منفی می آیند یا احساسات سرکوب شده و شفا نیافته. برخی به دلایل کارمیک (نتایج کردار) و برخی به دلایل کردار دولت محرمانه ی جهانی. با فرکانس بالای عشق کیهانی، شما می توانید تمام انرژی های منفی را دگرگون کنید. با انرژی عشق، شما توانایی این را خواهید داشت که خرد و دانش بدست بیاورید. با دانایی و خرد، شما می توانید کارمای منفی را پاک کنید. و شما خالق هشیار زندگی خود هستید. زیرا شما قوانین معنوی را همیاری می کنید. خرد و حکمت، از درک کردن و خوب یاد گرفتن از تجربه های همه ی زندگیهایتان بدست می آید. این هشیاری معنوی شما را رشد می دهد.





پیش از اینکه شما روی زمین ظهور یابید، شما درسهای معینی انتخاب کرده اید که می خواستید تجربه کنید و در آن استاد شوید. برای رشد دادن معنویت و توسعه دادن نفستان (خود هشیار، روح). انسانهای خیر اندیش در دیگر سیاره ها، مزاحم آموزشهای شما نمی شوند. ما هرگز این فرصت برای تکامل یافتن را از شما نخواهیم گرفت. ما راه ها را به شما نشان می دهیم، که چگونه خودتان می توانید از پس آنها برآیید. ما فقط هنگامی اجازه ی دخالت داریم که خودمان همانند شما بر روی زمین مجسم باشیم. این کار توسط خیلی از افراد از صدها نژاد خیرخواه انجام شده. بیشترشان از طرف ما پلیدینها. زیرا ما از گذشته ارتباط قوی با زمین داریم! و زیرا ما در سیاره های مشابه هم این کارها را انجام داده ایم و همچنین بیشتر تجربه داریم. به این شکل ما می توانیم مستقیما با شما صحبت کنیم و به عنوان یک آهنربا برای انرژی های کیهانی بالاتر عمل کنیم.

ما کارگران روشنایی با استعدادهای بسیاری هستیم. ما هنر و هر چیز هماهنگ را دوست داریم. ما هیچ کاری با آیین یا سازمانهای زمینی شما نداریم. برخی از ما از بُعدهای بسیار بالا می آییم، جایی که همه چیز روشنایی و پاکی خالص است. هرچیزی که ما انجام می دهیم، با قوانین هستی هماهنگ است، "کارما" و زمان مناسب برای عمل. همچنین شما باید بدانید که گروه های متفاوتی از پلیدین ها وجود دارند. در سیستم ستاره ای پلیدین بیش از 2000 سیاره وجود دارد

و همگی به گونه ی متفاوت رشد یافته و در بُعدهای مختلف هستند. بعضی عضو اتحادیه ی کیهانی هستند و بعضی نه. برخی می توانند همزمان اینجا و در آینده حضور داشته باشند. با تقسیم کردن هشیاری و انتقال آن به دو بدن.



هنگامی که شما اطلاعات در مورد ما را مطالعه می کنید، باید از خود برترتان استفاده کنید تا تشخیص دهید که آیا آنها از طرف ما هستند یا از طرف غیر زمینیان بدخواه که به اسم ما، اطلاعات نادرست پخش می کنند و یا به سادگی از طرف افراد خودخواه که می خواهند توجه همگان را جلب خودشان کنند. ما با شما ارتباط هایی داریم اما بیشتر در سطح بالاتر، هنگامی که ذهن خودخواه تان خوابیده. با هشیاری بالاتر شما توانایی احساس این که آیا اطلاعاتی درست یا نادرست است، را خواهید داشت. شما از افکار عقلانی خطی محدود استفاده نخواهید کرد. شما از افکار کروی مانند استفاده خواهید کرد تا یک موضوع را از هر رده ببینید. شما نمی توانید با افکار عقلانی خطی به آگاهی معنوی دست یابید. فقط با عشق و آزادی از سیستمهای اعتقادی. فقط هنگامی که شما با هستی و خود برتر همیاری کردید.

با استفاده از انرژی قلبتان، شما کمک با ارزشی به سیاره برای جبران ضررها می کنید. هر عمل، فکر یا احساس، مسیر آینده را عوض می کند. زیرا آینده چیزی ثابت نیست. افکار و احساسات شما، هر ثانیه در آینده ی شما تغییر ایجاد می کنند. بنابراین احتمالات زیادی برای آینده وجود دارد. هیچ اتفاقی در زندگی وجود ندارد. هر پیشامدی به دلیل خاصی رخ می دهد، حتی اگر شما مستقیما دلیل آن را نبینید

آلایا - اهل پلیدیان 1


آلایا، اهل پلیدیان – قسمت اول

سلام، من آلایا هستم و از سیستم ستاره ای پلیدیان می آیم. من عضو فدراسیون کیهانی هستم که هزاران نژاد خیرخواه در آن  باهم کار می کنند. این یک داستان علمی تخیلی نیست. اگر شما باهوش باشید، پیش از انتقاد کردن در مورد این اطلاعات، تحقیق خواهید کرد. من سمینارهای بسیاری در مورد گسترش هوشیاری برگذار کرده ام. در آلمان، سوئیس و اتریش. بسیاری از ما داوطلبانه برای از بین بردن انرژی منفی در زمین زندگی می کنیم. هریک از ما توانایی و وظایف خاص خود را داریم. کیهان به طور طبیعی پر است از موجودات زنده در بُعد های مختلف. اما این در سیاره ی شما به عنوان یک راز نگه داشته شده است. دولتهای تاریک شما، مبحث های مربوط به غیر زمینیان و گسترش دادن هوشیاری را مورد تمسخر قرار می دهند تا اینکه شما به این موضوع علاقه نشان ندهید و به آن بخندید. کسانی که در قدرت هستند هزاران سال است در مورد غیر زمینیان و قوانین کیهانی به شما دروغ می گویند. آنها نمی خواهند که شما بدانید، زیرا از این می ترسند که در برابر شما قدرتشان را از دست بدهند. اگر باور نمی کنید، برای دانستن حقیقت تلاش کنید. مدارک موجود می باشند اما شما خودتان باید آنها را پیدا کنید و تنها در آن هنگام است که شما باور خواهید کرد و خواهید دانست.

آنها از شما می خواهند که انرژی منفی خلق کنید و به عنوان برده برای آنها کار کنید. با تامین هزینه ی جنگ ها به وسیله ی مالیات ها و مسخره کردن هرچیزی که مربوط به معنویّت و غیر زمینیان می باشد. آنها عکسهای تقلبی از فضا به شما نشان می دهند، بنابراین شما فکر می کنید هیچ چیزی آنجا نیست. خودتان این حقیقت را پیدا کنید. هنگامی که بدانید آنها همیشه دروغ به شما می داده اند، بسیار عصبانی خواهید شد. مردمان بسیار تکامل یافته در دیگر سیاره ها، می خواهند که شما از این سیستم آزاد شوید. واقعیت این است که تمام کیهان مسکونی است. این طبیعت است و هیچ ربطی به داستان علمی تخیلی ندارد.
 


بسیاری از غیر زمینیان که در گذشته سیاره ی زمین را ملاقات کرده اند، توسط مردم بدوی و ساده، به عنوان فرشتگان یا خدایان مورد پرستش قرار گرفته اند. به این دلیل است که شما هنوز روی زمین دارای ادیان و باورهایی هستید. شما به غیر زمینیانی که هزاران سال پیش روی زمین زندگی می کرده اند دعا می کنید. غیر زمینیان مثبت و منفی. چه باور کنید یا نه، در حقیقت تفاوتی ایجاد نمی شود. این همیشه یک حقیقت بوده. برای یافتن آن تلاش کنید.

هزاران مردم زمینی از این حقیقت آگاه هستند. در سالهای نه چندان دور، شما پی خواهید برد که هیچوقت در کیهان تنها نبوده اید. هنگامی که هزاران سفینه در آسمان دیدید، شوکه نشوید. ببینید کدامیک عشق می فرستند. آنها معنوی ها هستند. برخی از غیر زمینیان منفی، وانمود می کنند که از ما هستند. از پلیدیان ها. و برخی از مردم با آنها ارتباط برقرار کرده اند و اطلاعات نادرست منتشر کرده اند. با عکسهای واقعی “یو اِف او” ها، کور نشوید. مهم تر این است که چه کسی درون آن سفینه است. پشت سر شما یک جنگی بین تاریکی و روشنایی روی دارد. برای آزاد کردن شما در برابر ذهن برده گانه، اینکه شما 12000 سال پیش آغاز به زندگی کرده اید.

شما روی زمین آزاد نیستید. شما فراموش کرده اید که آزادی چیست. تنها چیزهایی که شما می دانید، نفرت، خشونت، وحشت، مواد مخدر، مالیات، دولتهای تقلبی، ترس، سیستم باور و خرافه است. دولت پنهانی این چیزها را برای کنترل کردن شما خلق کرده است. آنها خودشان وحشت را خلق کرده اند. بنابراین آنها می توانند قانونا قدرت بیشتری به ارتشها بدهند و تکنولوژی روز را کنترل کنند. هدف آنها تقویت کردن انژی منفی است. آیا شما می خواهید در چنین دنیایی زندگی کنید؟ ما می دانیم که بسیاری از شما این حقیقت را باور نمی کنید، پس دوباره تاکید می کنیم خودتان آن را پیدا کنید. مدارک موجود می باشند اما شما باید برای یافتنشان کوشش کنید.

سعی کنید حالت منفی بودن را از ذهن خود پاک کنید. روی انرژی مثبت تمرکز کنید. این قدرت شما در برابر بدی هاست. آنها در مقابل این انرژی ضعیف هستند. به این دلیل آنها می خواهند شما را از این قدرت منحرف کنند. نگذارید حکومت تاریک، شما را ماهرانه اداره کند. آنها از تلوزیون، رادیو، روزنامه، مواد مخدر، ادیان، سیاستمداران تلوزیونی، ارتش، امواج الکترو مغناطیسی و جنگهای ساختگی استفاده می کنند تا شما را در حالت منفی نگه دارند. کسانی که به این اطلاعات دارند می خندند قبلا دستکاری شده اند و باید بیشتر از دیگران آموزش ببینند. یک انسان باهوش پیش از آنکه دیدگاه خود را بیان کند، در مورد موضوع تحقیق می کند.

کیهان توسط خیلی از موجودات مسکونی است، بعضی شبیه به انسان و بعضی مغایر با انسان. دولتهای شما قبلا با آنها ارتباط هایی داشته اند و این را به عنوان یک راز نگه داشته اند. به این دلیل تکنولوژی شما در پنجاه سال اخیر بسیار سریع توسعه یافته است. شما در این سیاره زندگی می کنید تا یاد بگیرید چگونه مثبت باقی بمانید، حتی در چنین دنیایی منفی. معنی زندگی یعنی هوشیاری را توسعه دادن. رشد دادن قلب، رشد دادن ذهن، رشد دادن شخصیت. در مرحله ای اصلی تر، معنوی بودن حتی در میان انرژی های منفی اطرافتان. این برای زندگی های زیادی و در سیاره های زیادی در حال روی دادن است. زیرا نفس (روح،خود هشیار) می خواهد همه چیز را یاد بگیرد. هر سیاره یک مدرسه است که در آن تو می توانی یک قدم بالاتر بروی. هر نفسی هدف دارد که تکامل یابد. برگردد به منبع، به انرژی هوشمند کیهانی. شما آن را “خدا” می نامید اما این یک شخص نیست، این انرژی ای است از همه ی چیزها که وجود دارند. شما دانشی در مورد کیهان ندارید زیرا شما توسط دولتها و راهنما ها اطلاعات غلط دریافت کرده اید. حتی کتابهای تاریخ شما، آنها در قرون وسطی بازنویسی یا پاک شده اند. اکتشافها در مورد مستعمرات غیر زمینی پاک شده و یا به عنوان راز نگه داشته شده اند. در عوض آنها اکتشافاتهایی از استخوان حیوانات را به شما نشان می دهند و به عنوان آگاهی به شما می فروشند. آنها می خواهند شما را ابله و نا آگاه نگه دارند تا بنابراین فقط خودشان دانش و قدرت را داشته باشند. آیا این برای شما عادلانه است؟

مدارک هنوز موجود است اما شما باید خودتان آنها را پیدا کنید. آنها از طریق تلوزیون های عمومی چیزی به شما نخواهند گفت! اگر واقعا می خواهید دانش داشته باشید، هستی، راه هایی برای پیدا کردن آن به شما نشان خواهد داد. بیشتر مردم زمین فراموش کرده اند که چگونه باید به نفس (روح، خود هشیار) خود گوش دهند. آنها در انرژی منفی جامعه ی اطرافشان پریشان شده اند.

دوستان، اکنون وقتش رسیده که این وضعیت را تغییر دهیم. شما در یک کابوس زندگی می کنید. هرنوع احساس منفی درون خود را پاک کنید. در مقایسه با دیگر تمدن ها در کیهان، شما جوانید و در کودکستان به سر می برید. روی احساسات مثبت تمرکز کنید، حد اقل امتحان کنید. آرزوی درونی برای به دست آوردن دانش در مورد کیهان را خلق کنید.نگذارید مردم منفی مزاحم شما بشوند. آنها انرژی شما را می دزدند و می خواهند شما مانند خودشان بدوی و اولیه باشید.

مراقب سیگاری ها و الکلی ها باشید. آنها توسط موجودات ستاره ای منفی قابل نفوذ هستند که در میدان انرژی آن اشخاص زندگی می کنند و از انرژی زندگی شما تغذیه می کنند. هرکسی با قدرت معنوی می تواند این را ببیند. اگر چیزی ارتعاش بالاتری نسبت به شما داشته باشد، برای شما نامرئیست. این چیزی ماورایی نیست. هیچ چیز ماورایی وجود ندارد. این به سادگی علم معنوی بالاتریست، که اکثر انسانها نمی دانند.
افراد منفی تلاش می کنند که با شما بحث کنند و شما را عصبانی و ضعیف کنند. افراد مثبت به شما عشق می ورزند و قدرت و دانش به شما می دهند. شما همیشه یک انتخاب دارید، که چه کسی طرف شما باشد. روشنایی یا تاریکی، عشق یا نفرت. نگذارید شما را فریب دهند هنگامی که می گویند معنوی هستند و در همان زمان سیگار می کشند یا دنباله رو دینی هستند. یک انسان معنوی مراقب سلامتی خودش هست. زیرا او عشق به خود را درک می کند و هیچ کسی را نمی پرستد چون او خود مسئولیت زندگی اش را به عهده گرفته است. فقط هنگامی که شما خودتان را دوست بدارید می توانید دیگران را هم دوست بدارید. یک فرد اهل دود که خود را نابود می کند، خودش را دوست ندارد و ابتدا باید این را یاد بگیرد. همگی باید اکنون این را انتخاب کنند، که آیا می خواهند برای منفی یا مثبت زندگی کنند.
زندگی خود را با برنامه های تلوزیونی احمقانه، غذاهای آشغال، داروهای مخدر و یا ادیان که میلیونها انسان را در گذشته کشته اند، تلف نکنید. هنگامی که شما به زمین آمدید، هدف شما این بود که تکامل یابید نه اینکه ضعیف و پست شوید. راجع به این فکر کنید. افکار منفی از میلیونها انسان در طول هزاران سال، خود، زمین را مجبور می کند که از شر آنها خلاص شود. به این دلیل شما آب و هوای بی نظم، زمین لرزه، سیل و فورانهای آتشفشانی دارید. زمین فقط از آلودگی های گازی رنج نمی برد، بلکه از آلودگی افکار نیز رنج می برد. افکار نیز انرژی هستند، و انرژی همیشه بر کیهان واکنش نشان می دهد. زیرا همه چیز در هستی با هم ارتباط دارند. این دانش بالاتریست. سعی کنید تا آنجا که می توانید افکار خود را با انرژی مثبت شارژ کنید. روی مهربان بودن تمرکز کنید، نه نفرت. آیا توانایی این را دارید؟
هزاران نفر مانند من روی زمین هستند که می توانند به شما کمک کنند تا به آن دست یابید. ما کارگران روشنایی هستیم که از روشنایی های بالاتر هستی، برای زدودن انرژی منفی استفاده می کنیم. در تاریختان، شما ما را  فرشته نام نهاده اید. هرکسی که برای روشنایی کار می کند، توسط جنب تاریکی به شدت مورد حمله قرار گرفته. به این دلیل مهم است که کارگران روشنایی، تواناتر و قوی تر شوند. اجازه ندهید افراد منفی و همچنین مشکلاتی که دارید، شما را دلسرد کنند. تمرکزتان به هدفتان باشد. برای کمک به اینکه این سیاره در نور معنوی غوطه ور شود، جایی که هیچ چیز منفی نتواند وجود داشته باشد.

آزمایش زمین به گونه ای که ما می خواستیم ببینیم، اگر بتوانیم روشنایی خود را در محیط منفی نگه داریم، به آرامی پایان خواهد یافت. ضلع تاریکی می خواهد از انجام این امر جلوگیری کند. نگذارید افراد شکاک، متکبر یا روانشناسان پولکی دروغی، شما را دلسرد کنند. آنها از عشق می ترسند و همچنین از کسانی که دانش بیشتری نسبت به آنها داشته باشند. آنها زندگی های بیشتری نیاز دارند تا اینکه برای دانش و خرد بالاتر آماده باشند. این آزادی انتخاب خودشان است. هر گلی برای شکفتن، زمان خودش را می خواهد. هرچه بیشتر از خودتان عشق بفرستید، ضلع تاریک ضعیفتر خواهد شد. هرچه ضلع تاریک بیشتر به شما حمله کند، شما برای بهتر انجام دادن آن بیشتر تشویق می شوید. جنگیدن با بدی بیشتر از درون انجام می شود تا از بیرون. در قلبتان، در افکارتان. انرژی ای که شما می فرستید مهم است. اگر شما از درون منفی فکر می کنید، شما آشفتگی و بی نظمی را در اطراف افزایش می دهید؛ زیرا شما دارید آن را تغذیه می کنید. اگر می خواهید آشفتگی را از سیاره بزدایید، افکار عشق به بیرون بفرستید. این افکار از تمام میدان مغناطیسی زمین مراقبت خواهد کرد. به این شیوه شما می توانید نقشه ی ضلع تاریکی را از بین ببرید.
آنها بی نظمی را نه تنها در این سیاره طراحی می کنند، بلکه در کل کهکشان این کار را انجام می دهند. آیا ما باید اجازه دهیم این اتفاق بیفتد؟ ضلع تاریک، از تلوزیون برای دروغ دادن به شما استفاده می کند. نود درصد از برنامه های تلوزیونی ماموریت دارند تا شما را احمق نگه دارند. آنها نمی خواهند که شما راجع به معنای زندگی فکر کنید. آنها می خواهند شما باور کنید که همه چیز رو به راه است. بزرگترین نمایش دروغین، آنهایی هستند که به سیاست ربط دارند. آنها سیاستمداران و انتخابات دروغین را از تلوزیون نشان می دهند و باعث می شوند تا شما فکر کنید که حق انتخاب دارید. افرادی که واقعا در قدرت هستند، هیچگاه در تلوزیون حظور ندارند و آنها توسط افراد خانواده شان برگزیده شده اند. تا زمانی که شما اجازه دهید چنین افرادی بر شما سلطه گری کنند، شما برده ی آنان خواهید ماند و با مالیات های خود، هزینه ی جنگهای آنان را پرداخت می کنید.
از درون تفکر کنید که در چه دنیایی می خواهید زندگی کنید. دنیایی تصور کنید بدون خشونت و سختی، بدون ارتش، بدون سیاستمدار، بدون روحانیان مقدس، بدون خرافات، بدون سیستمهای باوری و بدون دروغ. دنیایی تصور کنید که فقط عشق حکمرانی می کند. جایی که همگی صاحب هرچیز که به آن نیاز دارند هستند. جایی که دانش برای همه فراهم است و ارتباط با سیاره ای تکامل یافته تر، یک چیز طبیعی محسوب شود. شما باید برای زندگی در چنین دنیایی، یک آرزوی بسیار قوی درون خود بسازید. هرچه مردم بیشتر این افکار را تصور کنند و بفرستند، شما آسانتر تکامل در سیاره را به سمت مثبت راهنمایی خواهید کرد.
شروع کنید و به سخنان نفستان (خود هشیار، روح) گوش فرا دهید. نه به سخنانی که آنها از رادیو و تلوزیون به شما می فرستند. شما فقط هنگامی می توانید به کلمه های نفستان گوش فرا دهید که در سکوت به سر می برید، بدون استرس و سر و صدا. بیشتر مردم روزانه روی نفرت، حسادت، احتجاج و خودبینی تمرکز می کنند. آنها ناهشیار زندگی می کنند، نه هشیارانه، و زندگی خود را تلف می کنند. تصمیم خود را همین حالا بگیرید. در چه دنیایی می خواهید زندگی کنید؟ افکاری از عشق به تمام سیاره بفرستید. این بیش از هرچیزی ضلع تاریکی را آشفته می کند. تصور کنید تمام سیاره لبریز است از روشنایی عشق و این روشنایی همه ی بدی ها را می سوزاند و بیرون می کند. اکنون وقت آن است خودتان ثابت کنید که آیا به بلوغ فکری رسیده اید یا خیر. کسی که نفرت و خشونت را دوست دارد کمتر از یک حیوان یا گیاه تکامل یافته است. معنی زندگی یعنی تکامل هشیاری شما و عشق در قلبتان. این اتوموبیل شما، موبایل شما، حساب بانکی شما، دین شما، ورزشها، فیلمهای ترسناک یا خشونت با دیگری نیست. این به سادگی عشق درونی شماست. فقط هنگامی که با عشق فکر کنید، شما از گروه برندگان خواهید بود. این کلیدیست به وجود بالاتر. آیا شما از این کلید استفاده خواهید کرد یا آن را دور خواهید انداخت؟ انتخاب با شماست.
صفحه فیس بوک دانش کیهانی