کافه تلخ

۱۳۸۹ دی ۷, سه‌شنبه

«انجیل شیطانی»


http://media-2.web.britannica.com/eb-media/00/65400-004-BC520855.jpg
کتاب «انجیل شیطانی» (The Satanic Bible) توسط آنتوان لاوی در سال ۱۹۶۹.م نـوشته شد. این کتاب شامل بخشهـای متعـددی می باشد که از مهمترین آنها می توان به کتاب های چهارگانه اشاره کرد. که نامهای آنها عبارتند از:



  1. کتاب شیطان (Satan) آتش
  2. کتاب لوسیفر (Lucifer) باد
  3. کتاب بلیال (Belial) زمین
  4. کتاب لویتن (Leviathan) آب
۴ کتاب (فصل) به نامهای ۴ شیطان (چهار ارباب دوزخ) نامیده شده اند.
کتاب شیطان (Satan)

معرفی شاعرانه‌ای از مشخصات و تجاوزات شیطان پرستی، که برگرفته از عبارات رَگنر ربیرد (Ragnar Rebeard) است.

کتاب لوسیفر (Lucifer)

- روشنگری، مبانی فلسفی و تصوری شیطان پرستی.
- خواسته: خدا، مرده یا زنده.
- برخی شواهد عصر شیطانی جدید
- دوزخ، اهریمن و چگونه روح خود را واگذار کنید
- عشق و نفرت
- روابط جنسی شیطانی
- همه خونخواران، خون نمی‌مکند
- لطف، نه اجبار
- انتخاب یک انسان برای قربانی
- زندگی پس از مرگ در طول تکمیل ضمیر نفس
- تعطیلات مذهبی
- مراسم عشاء تاریک

کتاب بلیال (Belial)

- شامل اصول نظری و تمرینات آئین پرستش شیطانی، جادوگری و روانشناسانه.
- نظریه و تمرین سحر شیطانی (تعریف و هدف)
- انواع سه گانه آئین پرستش شیطان
- آئین پرستش شیطان، یا «اتاقک تشریح عقلانی»
- اجزای کاربردی در سحر شیطانی
- آئین پرستش شیطانی

کتاب لِویتن (Leviathan)

- شامل متن‌هایی برای استفاده در آئین پرستش شیطان و دعاها.
آخرین بخش این کتاب، فصل مربوط به کلیدهای رهایی است. در این فصل، کلید های نوزده گانه شیطان پرستی از کتاب آنوسیان طرح گردیده است. و شیطان پرستان برای رهایی باید این نوزده کلید را در اختیار داشته باشند.
اینک با توجه به مطالب ارائه شده از کتاب مقدس شیطان پرستی خوب است نگاهی به برخی از صفحات داخلی این کتاب سراسر کفر انداخته و جملاتی دیگر از آن را از نظر بگذرانیم. با ملاحظه جملات ایـن کتاب ضاله می توان به انگیزه شیطان پی برد، که چگونه عده ای غافل را فریب داده تا از جانب او سخن گفته و اعتقادات مردمان را به بازی بگیرند.



قواعد یازده گانه شیطان پرستی
 
1- نباید اعتقادات خود را به دیگران بگویی، مگر آنکه از تو بپرسند.
همانطور که آشکار و هویداست برخی از این اعتقادات درست، برخـی پـوچ و یـاوه و بعضی نیـز خنثی می باشند. اما هـر چه که هست، بسیاری از مردم فریب همین ساده گویی را خورده و نسبت به گرایش به آن افتخار کرده و خود را افرادی آگاه می پندارند، که اعتقادات راسخی دارند.
نمونه دیگری که می توان در این راستا ارائه کرد، گناهان نه گانه شیطان پرستی است. این گناهان تا حدودی با گناهان مذموم در سایر ادیان مشابهت دارد. اما آنچه که جلب توجه می کند، این است که چرا شیطان پرستان چنین حدودی را برای خود قرار داده و به آن معتقد هستند؟
مگر نه اینکه اعتقاد دارند انسان نباید هیچ نیرویی را به عنوان نیروی مافوق قبول کند. و آزادی مطلق، با قبول محدودیت سازگاری ندارد!. تأمل در این مسئله می تواند بسیاری از حقایق را روشن سازد.
موارد مذکور، آنچنان برخی را فریب داده است که همانطـور که اشاره شد، عده ای شیطان پرستی را یکی از مذاهب آئینی دانسته که می توان در کنار سایر مذاهب به آن اعتقاد داشت. و در واقع بعدی از مانیفیسم یا یونیورسالیسم را ترویج می کنند. که همه راهها، چه راههای الهی و چه راههای مادی و حتی راههای کفر آمیزی همچون شیطان پرستی، همگی به سعادت بشر منجر می شوند.

  2- نباید زحمتهایی را که متحمل شده ای به دیگران بگویی، مگر اینکه بخواهند بشنوند.
3- هنگامی که دروغ دیگران را می بینی، یا به آنها احترام بگذار و چیزی مگو، یا دیگر آنجا نرو.
4- اگر میهمان با دروغ تو را اذیت کرد، بی رحمانه به او حمله کن و به او اذیت برسان. (حق او را کف دستش بگذار)
5- در انجام عمل جنسی پیش قدم نشو، مگر اینکه کس مشخصی را برای همبستری پیدا کنی.
6- چیـزی را که مال تـو نیست برندار، مگـر اینکه هـزینه آن را بـه دیگران بپردازی یا فریاد بزنی و صاحبش را بیابی و خود را خلاص کنی.
7- قبول کن قدرت از آن جادوگری است. اگر آن را درست استفاده کنی، به هر چه بخواهی دست خواهی یافت. و اگر با وجود کامیابی در استفاده از قدرت جادو، آن را انکار کنی تمام چیزهایی را که بدست آورده ای از دست خواهی داد.
8- نباید به هر چیزی اعتراض کنی. این شما هستی که باید مورد اعتراض قرار بگیری (یعنی فقط حق داری به خودت اعتراض کنی).
9- به کودکان نباید هیچ آسیب کوچکی بزنی.
11- هنگامی که خواستی در مناطق آزاد به گردش بروی، به کسی زحمت نده. اگر بعضی افراد همراه تو زحمت می کشند، به او بگو دست نگه دار. اگر دست نگه نداشت آن را خراب کن.
  10- نباید هیچ انسان یا حیوانی را بکشی، مگر آنکه به تو حمله کرده یا اینکه مجبور باشی آن را بخوری.




گناهان نه گانه در آئین شیطان پرستی

1- جهل و نادانی: این گناه بزرگترین گناه آئین شیطان پرستی است. نادانی بد است، ولی زیاد دردناک نیست. جهل یک چیز است. ولی جامعه ما به سمت نادانی پیش می رود. رسانه ها باید جلوی نادانی را بگیرند. شیطان پرست باید بفهماند که می توان جلوی نادانی را گرفت.
2- خودنمایی: انسان نباید خودنمایی کند، زیرا همه چیز ساخته ذهن آدمی است.
3- مَنیت: یکی از خطرناکترین چیزها برای شیطان پرست منیت اوست. بعضی ها منتظرند مردم به آنها تعظیم کرده و احترام بگذارند. شیطان پرست باید تلاش کند تحکیم کند تقدم دیگران را بر خود. ما باید ثابت کنیم و هوشیار باشیم. مبادا در عین آسودگی خیال لغزش کنید. مسلماً مدینه فاضله جهان، تصویری در میان ملت ماست. اما متأسفانه ما از
آن نقطه اوج دور هستیم.
4- خود فریبی: این گناه یکی از گناهان نه گانه است، ولی باید مکرر تکرار گردد. تا مبادا کسی گرفتار آن گردد و خود را بفریبد.
5- همرنگ جماعت شدن: شاید همرنگی با جماعت برای شما سود آور باشد، ولی فقط یک انسان احمق از جماعت پیروی می کند. زیرا در این صورت انسان فاقد شخصیت وجودی است.
6- نداشتن بصیرت و آگاهی: چقدر درد آور است برای یک شیطان پرست که بصیـرت نداشته باشد. شما هرگز نباید بصیرت خود را گم کنید، و اینکه چـه کسی هستید یا اینکه چـه چیـزی شمـا را تهدید می کند. این برای بقای شما بسیار ضروری است. ما در حال ساختن تاریخ درست هستیم. و باید تصویر و خوراک تاریخی و اجتماعی صحیحی در اذهان، از خود به جای بگذاریم.
7- فراموش کردن گذشته مکتب ارتدکس: باید آگاه بود که این مورد از کلیدهایی است که مردم را در قبول کردن چیزهای جدید و متفـاوت نگاه می دارد. در مقابلِ چیزهایی که یکباره مورد قبـول واقـع می شوند، اکنـون یک بسته تازه داده شده است.
ما باید منتظر یاوه گویی ها درباره نبوغ خالق خود باشیم و اصل را فراموش نکنیم، که این سازه ای برای استفاده شدن در جامعه است.
8- غرور بیجا: غرور اولین کلمه مهم است. قانون شیطان پرستی این است: اگر شما کارخانه دار بزرگی هستید، هنگامی که کار به خاطر شما متوقف می شود، در آن هنگام شما خود را در گوشه ای به تصویر می کشید که تنها راه شما گفتن این جمله است:
من متأسفم. من اشتباه کردم، و می خواهم که ما به طریقی مصالحه کنیم.
9- نداشتن زیبا بینی: این خواست طبیعی، عامل توازن است. زیبا بینی در جادوگری کمتر اهمیت دارد. ولی ما باید بیشتر به آن اهمیت دهیم. این واضح است که هیچ کس نمی تواند همه پولهای دنیا را یک جا جمع کند. در این زمان بیشتر زیبایی ها دلسرد کننده است. شیطان پرستی برای این است که سحر و جادو را بکار ببریم برای اثر بخشی به زیبایی ذاتی.
زیبا بینی چیزی است که مشخصاً بازتاب طبیعی دارد، اما عموماً به دروغ می گوییم: می خواهیم آنرا کنار بگذاریم.
ملاحظه می فرمایید که چگونه اعتقادات شیطان پرستی، طعنه به اعتقادات سایر ادیان می زند و از این رهگذر خود را با آنان همسان می پندارد. و همین مقدار برای فریب ساده لوحان کفایت می کند. زیرا عده ای فقط به دنبال تبعیت از چیزی هستند که در مواقعی به کار آنان بیاید. و هیچگاه به محتوا کاری ندارند.




یلوستون، عذابی قریب الوقوع؟؟ آخرزمانی




دانشمندان همچنین پیش بینی کرده اند که فوران یلوستون از سه تا ده روز به طول می انجامد و در طول این مدت بیش از 29 میلیون نفر بطور مستقیم و با خاکسترها آتشفشانی و گاز و مواد مذاب کشته خواهند شد. اما از همه مهمتر اینکه این آتشفشان ممکن است بطور ناگهانی شروع به فعالیت کرده و در این صورت راه گریزی وجود نخواهد داشت...

"این مقاله بر اساس تحقیقات دانشمندان زمین شناس آمریکایی و اطلاعات سایتهای معتبر مربوط به زمین شناسی و زلزله شناسی  و سایت مخصوص بررسی آتشفشان یلوستون تهیه شده است." و سعی ما تنها بر بیان واقعیتهای موجود و تطبیق آن تا حد ممکن با روایاتی است که در باره آخر الزمان بیان شده است.

(سال گذشته فیلمی با عنوان 2012 با موضوع فوران این آتشفشان ساخته شد که به یکی از جذابترین و پر فروش ترین فیلمهای سال ایالات متحده تبدیل شد .)

در قرآن داستان بسیاری از اقوامی که بر روی کره زمین زندگی کرده اند و گناهانی که مرتکب شده و عذابهایی که متحمل شده اند ، آمده است. اگر فرض کنیم هر یک از این اقوام گذشته در عبادت غیر خدا شریک و به گناهی معروف و مشهور بوده اند و عذابی خاص بر آنان نازل شده ، حال ببینیم عاقبت ما و برخی از مردم آخر الزمان چگونه خواهد بود هنگامی که می بینیم همه معاصی اقوام گذشته در  آن واحد در جوامع امروزی به چشم می خورد؟

 یلوستون ، نام پارکی طبیعی در آمریکاست که به مناظر بی نظیر ، دریاچه آب گرم و فواره های جوشان معروف است. این آتشفشان  تقریبا در وسط آمریکا قرار دارد و آتشفشان مشابه دیگری نیز در شرق کالیفرنیا به چشم می خورد . هر دو این آتشفشانها جزو سوپر ولکانوها یا آتشفشانهای عظیم پنجگانه روی زمین هستند.

یکی از مناظری که در پارک طبیعی یلوستون وجوددارد
آتشفشان یلوستون به لحاظ حجم مشابه آتشفشان توبا است و مخزن ماگما ( مواد مذاب) آن در زیر زمین به 50 تا 100 برابر آتشفشان تامبورا می رسد. این آتشفشان و حجم آن زمانی کشف شد و مورد توجه قرار گرفت که دانشمندان آمریکایی عکسهای هوایی به کمک ماهواره را از این منطقه گرفتند .

 در ابتدا برای دانشمندان باور نکردنی بود که طول دهانه ( کالدرا) این آتشفشان 70 تا 80 کیلومتر و عرض آن بین 30 تا  65 کیلومتر باشد،  ولی مدتی بعد با نقشه برداری و بررسی زمین و آثار سنگها و تصاویر هوایی با ماهواره های مخصوص و نیز بررسی زلزله های این منطقه متوجه شدند که منطقه ای که روزانه دهها هزار نفر از روی آن عبور و مرور می کنند دهانه یک آتشفشان عظیم ماقبل تاریخ است.

 یافته های علمی در باره یلوستون نشان می دهد که این آتشفشان در دوره های مختلف فعالیتهایی با درجه 8 VEI  یعنی بالاترین درجه به لحاظ شدت آتشفشانی داشته است و بطور متوسط هر ششصد هزار سال یکبار فعالیت می کند و  از آخرین فعالیت این آتشفشان 640 هزار سال می گذرد. با بررسی فسیلهای دایناسورها در بخشهای مختلف آمریکا، دانشمندان دریافتند یکی از عوامل از بین رفتن دایناسورها در میلیونها سال قبل فوران یکی از دو آتشفشان "توبا" و یا "یلوستون" بوده است.

خاکسترهای آتشفشانی در اطراف فسیلهای این جانوران غول پیکر گویای آن است که این حیوانات در زیر هزاران تن خاکستر سوزان دفن شده اند . این خاکسترها دارای ذرات بسیار ریزی می باشند که مثل الماس می درخشد.

از سویی دیگر بررسی فسیل استخوانهای دایناسورها نشان می دهد که بسیاری از آنان در اثر تنفس خاکسترهای آتشفشانی به تدریج ریه هایشان پر شده و دچار بیماریهای تنفسی شده اند و طی دوره زمانی محدودی بعد از آتشفشان عظیم از بین رفته اند. همچنین خاکسترهای آتشفشانی در ژنتیک حیوانات و انسانهای نسلهای بعد تغییرات قابل توجهی را ایجاد کرده است.

آتشفشانهای استاندارد دارای دهانه ای کوچک و یا حفره ای می باشند که گاز و مواد مذاب از آن خارج می شود و پس از سرد شدن مواد مذاب این آتشفشانها شکل مخروطی و کوه مانند به خود می گیرند. اما دهانه آتشفشانهای بزرگ عبارت از منطقه ای وسیع است که یکباره و بطور ناگهانی فرو ریخته و میلیونها تن گاز و مواد مذاب به ارتفاع دهها کیلومتر از دهانه این آتشفشانها خارج می شود. این فرو ریختن دهانه ( کالدرا) با صدایی مهیب و زلزله همراه است که از مسافتهای چندین هزار کیلومتری نیز قابل شنیدن است و چنانچه آتشفشان در نزدیکی دریا باشد و یا در جزیره  ای در اقیانوس واقع شده باشد مثل اندونزی ، فرو ریختن دهانه آن تولید امواج قدرتمندی در اقیانوس نیز خواهد کرد ( تسونامی). به همین علت شناخت این نوع آتشفشانها بسیار مشکل است زیرا شکل مخروطی ندارد و به سادگی آتشفشانهای استاندارد قابل تشخیص نیست.

حجم دهانه آتشفشان یلوستون
در این تصویر حجم دهانه یلوستون نشان داده شده است.

موقعیت پارک ملی یلوستون و مساحت دهانه آتشفشان یلوستون و دریاچه آتشفشانی یلوستون


این تصویر موقعیت پارک ملی یلوستون و مساحت دهانه آتشفشان که با رنگ قرمز نشان داده شده و نیز موقعیت دریاچه آتشفشانی یلوستون را نشان می دهد.

وسعت دهانه آتشفشان یلوستون اولین بار در سال 1960 از طریق تصویر برداری با ماهواره ، از فضا و با کمک اشعه ما دون قرمز  شناسایی شد و تحقیقات بر روی آن از همان زمان آغاز گشت. پیش از این تصور می شد یلوستون مجموعه ای از چند آتشفشان کوچک دارای دهانه های متوسط و کوچک است که در مکانهای مختلف پارک قرار دارد .

اما هرگز تصور نمی شد کل منطقه ای به این وسعت دهانه آتشفشانی باشد که منبع مواد مذاب آن در زیر زمین به بیش از 1500 کیلومتر مکعب می رسد. تصویر زیر حجم مخزن مواد مذاب در زیر زمین در منطقه یلوستون را نشان می دهد . برای درک بهتر مقایسه کنید با حجم مواد مذاب آتشفشان تامبورا که در سال 1815 فوران کرد و  تنها 160 کیلومتر مکعب لاوا و خاکستر و مواد دیگر را به بالا پرتاب کرد. نکته دیگر اینکه این حجم مواد مذاب در زیر زمین جابجا می شود و در دوره های مختلف ضمن حرکت در زیر زمین در نقاط مختلفی از شرق کالیفورنیا در نزدیکی جنوب غربی منطقه یلوستون نیز فوران داشته است.

 دهانه های یلوستون متشکل از یک رشته زنجیره ای است که در هنگام فوران با هم فعال و شروع به فعالیت می کنند و همین موضوع سبب می شود که بخش عظیمی از کالدرا بطور ناگهانی سقوط کرده و فرو بریزد.

 کالدرا
در تصویر زیر مناطقی را که بطور مستقیم تحت تاثیر این آتشفشان می باشد نشان می دهد . و چنانچه این آتشفشان با درجه متوسط و کمتر از 8 هم فوران داشته باشد در حدود 85 درصد کشور آمریکا زیر خاکستر های این آتشفشان پنهان خواهد شد . 
 آتشفشان یلوستون آمریکا

در عکس زیر مقایسه ای بین دوره های مختلف فوران یلوستون و حجم مواد خارج شده از دهانه آتشفشان و منطقه ای را که خاکستر آتشفشان پوشش داده نشان می دهد.
 

تصویر نشان می دهد آتشفشان "سنت هلن" در شمال غرب آمریکا که در سال 1980 فوران کرد با حجم مواد پرتابی بالغ بر 2 کیلومتر مکعب ، مسافتی به میزان سی کیلومتری اطراف خود را زیر خاکستر آتشفشانی فرو برد . در حالیکه فوران یلوستون در دوره های مختلف با حجمهای 1000 و 2500 کیلومتر مکعب بیش از هشتاد درصد از کشور فعلی آمریکا را با خاکستر پوشانده است.

طبق تحقیقات دانشمندان و بررسی خاکسترهای به جا مانده در اطراف این آتشفشان ، فورانهای عظیم یلوستون با درجه 8  تا کنون سه بار اتفاق افتاده است . یک بار در 2 میلیون سال قبل و سپس در 1.3 میلیون سال قبل و پس از آن در 630 تا 640 هزار سال قبل بوده است. همچنین تعدادی فوران کوچک هم داشته است که شدید ترین آنها در حدود  70 هزار سال قبل بوده است.

 این عکس مقایسه حجم مواد خروجی از دهانه اتشفشان را در دوره های مختلف فعالیت یلوستون و سایر اتشفشانها مشخص می کند
حجم مواد خروجی از دهانه آتشفشان یلوستون
فوران آتشفشانهای استاندارد را می توان از میزان گازهای خارج شده از دهانه آن و نیز زلزله های ثبت شده در منطقه آتشفشان را که بطور منظم درجه آن بالا می رود و همچنین بالا آمدن سطح زمین و یا سطح آب دریاچه آتشفشانی پیش بینی نمود و هشدار هایی برای تخلیه مکان اطراف آن داد .

اما فوران آتشفشانهای عظیم همواره قابل پیش بینی نیست و مثلا ممکن است در اثر زلزله های متعدد حتی با درجه پایین تر از 5  قسمتی از دهانه ( کالدرا) به داخل فرو ریخته و یکباره موجب انفجاری عظیم و بدون علائم هشدار دهنده قبلی گردد.



هنگامی که یلوستون فوران کند چه اتفاقی می افتد؟
هنگامی که یک انفجار شدید آتشفشانی با درجه 8 رخ بدهد ، در حدود 1000 تا 1500 کیلومتر مکعب مواد آتشفشانی از دهانه یلوستون خارج خواهد شد و منطقه وسیعی را خواهد پوشاند . هواپیما و هلیکوپتر قادر به پرواز نخواهند بود زیرا مواد معلق در هوا موجب تخریب موتور و سقوط هواپیما می گردد. بارانهای اسیدی تا مدتها مانع رشد گیاهان و درختان می شوند و محصولات زراعی ن ابود خواهند شد. بارانهای اسیدی به آبهای زیر زمینی نفوذ و موجب آلودگی آنها و مرگ حیوانات می گردند. این بارانها می تواند تاسیسات زیر بنایی و هر چیز فلزی را نیز تخریب نماید نظیر خودروها ، دستگاههای فرستنده و گیرنده دکلهای برق ، پلها، منازل و ... خاکستر و مواد معلق در هوا مانع رسیدن نور خورشید به زمین و سرد شدن آن و شروع عصر یخبندان می گردد. دانشمندان همچنین پیش بینی کرده اند که فوران یلوستون از سه تا ده روز به طول می انجامد و در طول این مدت بیش از 29 میلیون نفر بطور مستقیم و با خاکسترها آتشفشانی و گاز و مواد مذاب کشته خواهند شد. اما از همه مهمتر اینکه این آتشفشان ممکن است بطور ناگهانی شروع به فعالیت کرده و در این صورت راه گریزی وجود نخواهد داشت.

آیا یلوستون دوباره فوران خواهد کرد؟
این سئوال مهمی است که دانشمندان سعی دارند به آن پاسخ بدهند .  تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که بر خلاف سایر آتشفشانها که سطح مواد مذاب در آن گاهی بالا آمده و زمانی دیگر فروکش می کند، یلوستون در سالهای اخیر همواره با بالا امدن سطح دهانه آتشفشان همراه بوده . میزان این بالا آمدگی در سه سال اخیر ، سالیانه 8 سانتی متر بوده که سه برابر بیش از سالهای قبل از آن است و نشان می دهد فشار فوق العادی از قسمتهای زیرین به آن وارد می شود و ضمنا فروکش هم نداشته است. بالا امدن ارتفاع یلوستون در قبل از 2003 سالیانه 2 تا 2.5 سانتی متر بوده است . زلزله های شدید با درجه بالاتر از 3.5  که به شکل منظم در عمق نزدیک به زمین علامت دیگری برای آغاز فعالیت های یلوستون است. از سویی دیگر فوران آبهای جوشان و خشک شدن درختان و گیاهان سبز و بالا رفتن حرارت زمین در برخی نقاط کالدرا تا 200 درجه سانتی گراد نشان از نزدیک بودن فعالیت این آتشفشان است. همچنین تصاویر هوایی نشان می دهد که سطح مواد مذاب در دهانه یلوستون به سه کیلومتری زیر پوسته رسیده است .

مرکز ژئوفیزیک آمریکا آمار زلزله های این منطقه را مرتب در سایتی ثبت می کند ، این سایت نشان می دهد که از اواخر سال 2008 و تا پایان فوریه شدت زلزله ها و تعداد آنها و نیز عمق زلزله های منطقه یلوستون تغییرات زیادی را نسبت به قبل نشان می دهد.
نحوه فوران آتشفشان یلوستون
عکس : نحوه فوران آتشفشان یلوستون

ابر آتشفشان یلوستون


گزارشی از آخرین فعالیتهای یلوستون:
نیمه اول فوریه 2010 یلوستون شاهد زمین لرزههای زیادی در منطقه مدیسون در نزدیکی حاشیه شمال غربی دهانه کالدار بوده است. میزان این لرزشها از 15 تا 17 ژانویه افزایش داشته است . تا 25 فوریه تعداد 1809 زلزله در کل منطقه کالدرا ثبت شده است که شامل 14 زلزله با قدرت بیش از 3 درجه و 136 زلزله با قدرت بین 2 تا 3 درجه و 1119 زلزله با قدرن 1 تا 2 درجه و 540 زلزله با قدرت کمتر از 1 بوده است .لازم به ذکر است اگر شدت زلزله به 4 برسد علامتی هشدار دهنده برای تخلیه محیط اطراف یلوستون خواهد بود. لرزشهای یلوستون از اواخر سال 2008 و اوایل سال 2009 شدت بیشتری پیدا کرده بطوریکه در فاصله یک هفته از تاریخ 28/12/2008 تا 2/1/2009 بیش از 252 زلزله در یلوستون ثبت شده است . دانشمندان معتقدند افزایش زلزله ها دلیل بر بیدار شدن این آتشفشان است و شروع یک فوران عظیم است.

هر چند جهات منابع رسمی در آمریکا از بیان واقعیت این آتشفشان خودداری می کنند اما سیل عظیم اطلاعات زمین شناسان و متخصصین در اینتر نت نشان می دهد که گریزی از این موضوع وجود ندارد و دیر یا زود فوران یلوستون اغاز خواهد شد و چنانچه فوران آن آغاز گردد ، کره زمین شاهد زمستانی سرد و طولانی خواهد بود.


خلاصه:
اگر یک بار دیگر روایات عصر ظهور را مرور کنیم می بینیم که در رمضان سال ظهور و یا قبل از آن سه خسف ( آتش عظیم) اتفاق می افتد، خسف در مشرق ، خسف در مغرب و خسف در شبه جزیره که سپاه سفیانی در منطقه بیداء را به درون می کشد .... در این روایات از خسفی در مغرب یاد شده که می تواند مربوط به آتشفشان یلوستون و یا آتشفشان شمال شرق کالیفورنیا باشد. این منطقه نیز اخیرا شاهد زلزله های زیادی بوده است. ارتباط خسف با زلزله و آتشفشان مشخص است . یعنی در هنگام آتشفشان، با خروج مواد مذاب از زیر زمین فضایی خالی ایجاد می شود که باعث می شود منطقه فوقانی آن بخش را به زیر بکشد و این خسف با زلزله و صدایی مهیب همراه است.

غیر از روایات اسلامی ، غربیها به روایاتی در کتاب مقدس و نیز پیشگوییهای معروف اشاره می کنند که نشان از فعال شدن این آتشفشان در آخرالزمان است. البته غربیها معتقدند که فوران یلوستون  مصادف با پایان حیات بر روی زمین است.

در روایات اسلامی و قرآن نیز پایان جهان همراه با دودی غلیظ است که کرده زمین را فرا می گیرد و در قرآن کریم در سوره دخان نیز به آن اشاره شده است.

آیا این آتشفشان می تواند یکی از صیحه های پنجگانه آخر الزمان باشد؟

آیا فوران یلوستون همان تعبیر  خسف در مغرب است که همراه با صیحه و زلزله در سال قبل از ظهور اتفاق می افتد؟

آیا یلوستون عذابی برای فساد اخلاق جامعه آمریکا و افزایش همجنس بازی و سایر گناهان آن است؟ و یا پاسخی الهی به ظلم و گردنگشی و طغیان چند صد ساله این امپراتوری عظیم قرن است؟ همانطور که قرآن وعده داده خداوند اقوام گردنکش و طغیانگر را با صیحه ای خاموش و نابود می سازد ؟

آیا یلوستون لشگر الهی برای شکست طاغوت و زمینه سازی قیام مهدی موعود (عج) خواهد بود؟

الله اعلم و اعلی. همه اینها فرضیاتی علمی است که بر اساس تاریخ و آنچه پیش از این اتفاق افتاده بررسی شده . آینده را کسی جز خدا و اولیائش نمی دانند و تلاش ما برای آگاهی دادن در باره اتفاقاتی است که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندد . حوادث آخر الزمان بسیار حیرت انگیز و ترسناک و سریع خواهند بود . اما اگر از آن آگاهی داشته باشیم می توانیم با آرامش بیشتری با آنها مواجه گردیم



برای آگاهی بیشتر در باره یلوستون می توانید فیلمهای زیر را از یوتیوب مشاهده کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=FOn3wkehluk
http://www.youtube.com/watch?v=WmqhTxKdOBA
http://www.youtube.com/watch?v=3iuu8t5az2I
http://www.youtube.com/watch?v=yD_ODGoOPRM
http://www.youtube.com/watch?v=jVQt_G4RxXQ

http://www.youtube.com/watch?v=WF-RKzqNtz0&feature=PlayList&p=83F6492FA7EACDEA&index=0&playnext=1

برخی منابع:

http://www.earthmountainview.com/yellowstone/yellowstone.htm

http://volcanoes.usgs.gov/yvo/activity/

+ نوشته شده در جمعه سی ام مهر 1389ساعت 13:30 توسط سیدعلی اسلامی

شيطان‌پرستي








مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته‌است. 
شايد بتوان تاريخچه شيطان پرستی را به قرون اوليه پيدايش آدمی نسبت داد. موضوعی که امروزه درباره شيطان پرستی قديمی وجود دارد و در برخی کتابها ديده می‌شود به اين مطلب برمی‌گردد که اصولا شيطان را کليسا به وجود آورد تا تمام بديها و پليديها را به آن  نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشريت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نيز که در قرون وسطا از قدرت زيادی برخوردار  بودند با عنوان جادوگران سياه به عنوان پيروان شيطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند.
شیطان در ۹ جمله شیطانی منتسب به لاوی خلاصه می‌شود:
1- شیطان می‌گوید: دست و دلبازی کردن بجای خساست.
2- شیطان می‌گوید: زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
3- شیطان می‌گوید: دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
4-  شیطان می‌گوید: محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.
5- شیطان می‌گوید: انتقام وخونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت. (اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند)
6-  شیطان می‌گوید: مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی
7 - شیطان می‌گوید: انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته‌است.
8- شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.
9- شیطان بهترین دوست کلیساست چراکه درمیان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساهاست. در طی 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی‌ معنویات وبه منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای 2 فرقه! شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی واخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمایی‌های موجودی ما فوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند. یكی از این فرقه ها كه خود دارای اشكال مختلفی است شیطان پرستی می باشد كه نزدیكی بسیار زیادی با جادوگری- witchcraft - دارد كه جوانان بسیاری را به دنبال خود كشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی كرده است.گذشته از اعتقادات شیطان پرستی، این گروه دارای سمبل ها و نشانه هایی هستند:



 شيطان‌پرستي ديني اگرچه ضروري است كه متذكر شويم اينكه اساساً آيا مي‌توان شيطان‌پرستي را ديني خواند ، محل سوال‌هاي جدي است، لكن با توجه به اينكه دراغلب كشورها چنين دسته‌بندي ارائه شده است ازعنوان «شيطان پرستي  ديني » عيناً استفاده مي‌شود .
مبناي بنيادين اين نوع از گرايش به شيطانيسم، پرستش يك نيروي ماوراء الطبيعه اساطيري ويا چند خدايي مي‌باشد. عمده پيروان آن به «خدايان» رم باستان ، ‌الهه‌هاي شرقي و ... گرايش دارند . (3)
اما ركن اصلي اين نوع نيز مانند ساير انواع تاكيد بر پرورش استعدادهاي شخصي انسان و در حقيقت خودپرستي است. 




اين نوع گرايش عبارت است از اينكه محور و مركز عالم انسان است‌» اين شاخه از شيطان‌پرستي به پايه‌ گذاري اين فرقه به نام « آنتوان لاوي  »(4) نسبت داده مي‌شود.
اين نوع شيطان‌گرايي نيز مانند دو نوع ديگر يعني ديني وگوتيك از مبناي اعتقادي يهوديت نشات گرفته است. آشنايي گذرا با «آنتوان لاوي» نام كامل وي  آنتوان شزاندر لاوي (Anton Szandor Lavey) مي‌باشد. وي در يازدهم آوريل سال 1930 ميلادي در شيكاگو آمريكا متولد وبه همراه خانواده‌اش به سانفرانسيكو عزيمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساكن مي‌شود.
وي شخصيتي ناهنجار و ناسازگار بوده كه در سن 17 سالگي ضمن فراراز تحصيل و حضور در خانه به عنوان خدمه ودلقك به يك سيرك مي‌پيوندد. لاوي در سال 1950 ميلادي در دايره جنايي پليس آمريكا به عنوان عكاس جنايي مشغول به كار مي‌شود (5) كه تاثيرات عمده‌اي را نيز مي‌پذيرد .
آنتوان در سال 1952 با « كارول لنسيگ » ازدواج مي‌كند اما بنابر دلايلي اعم از عدم  التزام به اصول اوليه
اخلاقي و پايبندي به روابط خانوادگي و شيفتگي به زن ديگري به نام « داين هگارتي » از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعي را با وي آغاز مي‌كند. لاوي يك فرزند نامشروع از هگارتي كه هرگز با وي ازدواج نكرد را به دست مي‌آورد. وي همچنين علاقه وافري به نوازندگي پيانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همين سال‌ها روابط جدي و پردامنه را با برخي عناصر سازمان (CIA) همچون « مايكل آكينو » (6) برقرار مي‌كند. اين فرد مرتبط با سازمان جاسوسي آمريكا در تاريخ 30 آوريل 1966 در حال كه
براي جمعي از اعضاي حلقه‌هاي سري « دايره اسرار‌آميز » با سري تراشيده سخن مي‌گفت ، مدعي بنيان‌گذاري « ‌كليساي شيطان » شد . نامبرده كتابي را تحت عنوان « انجيل شيطان » وكتاب ديگري نيز با نام « آئين ‌پرستش شيطاني » به چاپ رساند. روز مرگ لاوي با نام « هالووين » در آمريكا شناخته مي‌شود .


شيطان‌پرستي گوتيك 
اين نوع شيطان‌گرايي نيز مانند دو نوعي كه در گذشته اشاره شده نوعي از شر‌پرستي با اشاره به تاريكي و از كثيف‌ترين فرقه انحرافي به حساب مي‌آيد. در موسيقي متاليكا نيز سبكي به نام گوتيك وجود دارد. كثيف ‌ترين اعمال مانند خوردن نوزادان، ‌تجاوزات جنسي و ... به اين گروه نسبت داده مي‌شود. (گرچه گفتني است براي تمام گروه‌هاي شيطاني اين اعمال از واجبات به حساب مي‌آيد.) ميل و درخواست به‌ «برگشت تاريكي » دراين شاخه بارز است. همانند اعضاي گروه «آكنكار» كه با لباس‌هاي تيره به غارها و تاريكي‌ها براي فرياد كشيدن پناه مي‌برد. يكي از مواردي كه اغلب، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطان‌گرايي از آن بهره‌برداري مي‌نمايند، ديدگاه اديان نسبت به مساله «شيطان» ومعرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است.


  بسترهاي شيطان ‌پرستي در غرب
1- فلسفه يوناني
يكي از مواردي كه اغلب، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطان‌گرايي از آن بهره‌ برداري مي‌نمايند، ديدگاه اديان نسبت به مساله «شيطان» ومعرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است. درهمين رابطه نيز ادعاي لاوي دراستناد به ذهنيات موهن خود مبني بر تغيير واژه يوناني (Devil) يا شيطان به devil و انتساب آن به زبان سانسكريت كه آن‌گاه معناي الهه مي‌يابد. قابل توجه است. در واقع نظريه‌ پردازان طريقت گمراهي مذكور دست به مغالطه‌اي مي‌زنند وسپس در بستر آن به تبيين نظرياتشان مي‌پردازند .
بخش دوم ارتباط شيطانيسم يا فلسفه يوناني نيز در نگاه به اسطوره‌‌ها، ‌افسانه‌ها و خدايان يونان باستان است. همانطور كه در بخش قبلي نيز اشاره شد از يكسو ميل به پرستش كه امر فطري و طبيعي است و از سوي ديگر بناي فكري گروه قابل توجهي از ايشان منجر به آن مي‌شود تا از «‌درد بي‌خدايي به خدايان دروغين»  پناه ببرند .
2- پروتستانيزم
كليساي كاتوليك و نهاد مستهلك آن طي 10 قرن فجايع اخلاقي ، ‌عقيدتي ، سياسي ، ‌اجتماعي و اقتصادي را
عليه غرب به راه انداخت. پس از اقدام مارتين لورتر وكالوين در اعلام«خريداري شدن جهنم» (8) جامعه مسيحيان به صورت افسار گسيخته و با جهتي كاملا غير‌‌ديني رويكردهايي را نسبت به مولفه‌هاي فوق اتخاذ كردند.  بايد توجه داشت كه عده‌اي از شيطان‌گرايان نيز قصد دارند كه با ارجاع مستقيم تاريخ تشكيل‌شان به سال 1565 در حقيقت دست به نوعي تاريخ‌سازي بزنند كه فاقد عنصر استناد است. اما ضروري است يادآور شويم كه ريشه‌اي اوليه اين حركت انحرافي به دوران رنسانس يا همان تاريخ ادعايي مي‌رسد اما در آن دوره گزارش تاريخي مستندي از شيطان‌گرايي وجود ندارد،بلكه برخي افراد با ادعايي از دل سپردن به شيطان ‌سعي  در راه‌اندازي يك حركت انتقادي عليه كليسا را داشتند و بس.



اما  اصول شيطان‌پرستي پروتستاني كه به دروغ به آنتوان لاوي منصوب مي‌شود شامل موارد ذيل است :
1- شيطان مي‌گويد دست و دلبازي كردن به جاي خساست.
2- شيطان مي‌گويد زندگي دنيوي به جاي نقشه خيالي و موهومي روحاني.
3- شيطان مي‌گويد دانش معصوم به جاي فريب دادن رياكارانه خود.
4- شيطان مي‌گويد محبت كردن به كساني كه لياقت آن را دارند به جاي عشق ورزيدن به نمك ‌نشناسان.
5- شيطان مي‌گويد انتقام و خون‌ خواهي كردن به جاي برگرداندن صورت ( اشاره به تعاليم مسيحيت كه مي‌گويد هرگاه برادري به تو سيلي زد ،‌آن طرف صورتت را جلو بياور تا ضربه‌اي به طرف ديگر بزند).
6- شيطان مي‌گويد مسئوليت‌پذيري در مقابل مسئوليت‌‌پذيران به جاي نگران بودن خون آشام‌هاي غير مادي.
7- شيطان مي‌گويد انسان مانند ديگر حيوانات است، گاهي بهتر ولي عذاب بدتر از آنهايي كه روي چهار پا راه مي‌روند ، ‌به دليل آنكه انسان داراي خداي روحاني و پيشرفت‌هاي روشنفكرانه ، او را پست‌ترين حيوانات ساخته است.
8- شيطان تمام آن چيزهايي كه گناه شناخته مي‌شوند ارائه مي‌دهد چون كه تمام آنها به يك لذت و خوشنودي فيزيكي، رواني يا احساسي منجر مي‌شوند.
9- شيطان بهترين دوست كليساست چراكه در ميان تمام اين سال‌ها وجود شيطان دليل ماندگاري كليساها است.
قوانين فوق و 11 بندي كه در ادامه مي‌آيد تنها متني است كه در سال 1490 و در كتاب« ‌پتك جادوگران » ‌در باب شيطان‌پرستي نوشته شده وصرفا ترجمه‌اش آن هم به دروغ به شيطان‌پرستي لاوييان و يا معاصر نسبت
داده مي‌شود كه نگاه به 11 اصل بعدي علي‌رغم آنكه آشكارا نكات انحرافي نيز دارد،‌ نشان مي‌دهد كه اين نوع شيطان‌پرستي يك حركت انتقادي صرف بوده ونمي‌توان ميان آن و جريان معاصر رابطه‌اي برقرار كرد :



كسب قدرت تاریكی برای شیطان پرستی  به دست آوردن نیرو های نهفته در تاریكی، كسب قدرتی است درونی وبی پایان انرژی عظیمی كه این امكان را به شما میدهد روح خود را ارتقا بخشید وكمبودهایش را با قدرت جایگزین كنید. نكته ی مهم در برگزاری این مراسم این است كه هرگز نباید به نتیجه بدگمان باشید. خالصانه به نیروی روح خود و روح تاریكی ایمان داشته باشید. آنچه باقی میماند آرامش و دوری از افكاره بیهوده است كه باید در خود ایجاد كنید.












شیطان؟


امروزه كه تحولات حيرت انگيزى در اصول زندگى بشر روى داده است و از نيم قرن گذشته تا به حال دامنه علوم وسعت عجيبى پيدا كرده است و به وسيله آن علوم، بسيارى از امور مشكله حياتى حل گرديده و مخصوصاً اصول تعليم و تربيت در اين عصر صورت نوينى به خود گرفته است ، در چه مكتبى ممكن است شخصيت هايى را پرورش داد كه در راه اصلاح جامعه بشرى قدم هاى مؤثرى برداشته و تحول عظيم و اساسى در شئون زندگى ايجاد نمايد ؟آيا آموزشى كه امروز مورد تعظيم تمام ملل دنياست ، قدرت تربيت يك فرد دلسوز به جامعه را دارد ؟بايد اعتراف كنيم كه: 
دنيا با همه پيشرفت هايى كه در امور مادى نموده است هنوز به حقيقت تعليم و تربيت روحى و معنوى نرسيده و توجهى به اصول تربيت حقيقى ننموده است .هنوز از عالم ماده به سوى جهان معنويت نگرائيده و آن اصولى را هم كه فرهنگ امروز دنيا، در تعليم و تربيت پيش گرفته است ، فقط با همان ترقيات مادى كه مورد نظر فرهنگيان امروز است سازش دارد و آن اصول هيچ گونه تأثيرى در نفوس ندارد . 
از اين جهت است كه نتيجه علوم ، جز ايجاد جنگ وانسان كشى و پايمال كردن حقوق ديگران چيز ديگرى نيست .هر روز و در هر مكان با چشم خود مى بينيم و  با گوش خود مى شنويم و يا در جرائد كثيرالانتشار مطالعه مى كنيم كه هرج و مرج اخلاقى در سراسر جوامع بشرى شيوع پيدا كرده است، و تا حقيقت تعليم و تربيت معنوى مورد توجه مصلحين جهان قرارنگيرد ، دامنه فساد و شيوع اعمال ننگين، روز به روز در تمام بلاد و كشورها، وسعت پيدا خواهد كرد و همه افراد بشر را دير يا زود با تمام محصولات علمى خود ، به سوى فنا و زوال سوق خواهد داد . 
اين روش را در علم دين روش شيطانى مى خوانيم و كتاب خدا قرآن مجيد از اين روش شديداً نهى فرموده است :( إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلاِْنسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ ) . « بدون شك شيطان براى انسان دشمنى آشكار است » .( لاَ تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ ). « و از گام هاى شيطان پيروى نكنيد » .( أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِى آدَمَ أَن لاَّ تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌ مُّبِينٌ ). « اى فرزندان آدم ! آيا با شما عهد نكردم كه شيطان را مپرستيد كه او بى ترديد دشمن آشكارى براى شماست ؟ » .
براى دورى از شيطان بهترين پناهگاه آيين مقدس اسلام است كه روش تربيتى آن توأم با تربيت جسم و روح است و انسان را از نيستى و هلاكت نجات داده و به آخرين منزل خوشبختى كه بهشت اعلاست مى رساند . خداى متعال در سوره آل عمران فرموده :( إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللهِ الاِْسْلاَمُ ) . « مسلماً دينِ [ واقعى كه همه پيامبرانْ مُبلّغ آن بودند ] نزد خدا اسلام است » .
طلبكار ششم :

رقيب و عتيد
( مَا يَلْفِظُ مِن قَوْل إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ). « هيچ سخنى را به زبان نمى گويد جز اينكه نزد آن [ براى نوشتن و حفظش  ]نگهبانى آماده است » .جهان موجودات با عجايب حيرت انگيزى كه دارد ، در پرتو نظامات ثابت و لايتغيرى در حركت و تكاپو است، و تمام ابعاد مشابه و اجزاء مختلف آن ، با هم پيوسته اند، و هر حادثه اى كه در كيان هستى واقع مى شود ، واقع شدنش حتمى و خلاف ناپذير است .انواع بديع و گوناگون مخلوقات، كه محصولات اين كارگاه عظيم و فراورده هاى اين سازمان پهناورند ، هر يك مجهز به جهازات و نيروهايى هستند كه با مقاصد حياتى و هدف هاى كمالى آنها ، كمال مناسبت دارد و به هر يك آنچه لايق بوده داده شده است، و راه راستى در مسير كمالى آن قرار گرفته است .

اما سير و حركت انسان بر صراط مستقيم ،با سائق طبيعت انجام نمى گيرد ; بلكه چون اين نوع در تحصيل مقاصد حياتى خويش با اراده و علم و انتخاب سفر مى كند به ناچار صراط مستقيم او صراط عملى است و با قائد علم و انديشه پاك مى تواند در جاده مستقيم سعادت قدم گذارد .( إِنَّا خَلَقْنَا الاِْنسَانَ مِن نُطْفَة أَمْشَاج نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً ). 
« ما انسان را از نطفه آميخته و مختلطى [ از مواد و عناصر ] آفريديم و او را از حالتى به حالتى و شكلى به شكلى [ از نطفه به علقه ، از علقه به مضغه ، از مضغه به استخوان تا طفلى كامل ] درآورديم ، پس او را شنوا و بينا قرار داديم » .تمام مبانى حيات انسان ، بر اصول و قواعد عملى است .منطقه خواسته هاى عملى بشر بر دو قسم است :
يا خواسته هاى عملى مطابق با رضايت خالق است ، يا مطابق نيست در هر دو صورت خداى متعال دانا در قرآن مى فرمايد : هيچ عملى از شما سرنمى زند مگر اين كه من حافظ آن هستم ، اگر عمل در صراط مستقيم حق انجام گيرد انسان به سعادت اصلى رسيده و اگر در غير راه حق، انسان دچار هلاكت شده است .اين است كه خداى متعال مأمورانى به نام « رقيب » و « عتيد » بر انسان گماشته كه تمام اعمال انسان را در دفتر مخصوص و مربوط ثبت كنند به طورى كه چيزى از نظر آنان پنهان نخواهد ماند .  ( إِنَّ كِتَابَ الاَْبْرَارِ لَفِى عِلِّيِّينَ ) . « بلكه پرونده نيكان در عليّين است » .( إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِى سِجّين ) . « يقيناً پرونده بدكاران در سجّين است » .( فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة خَيْراً يَرَهُ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة شَرّاً يَرَهُ ) . « پس هركس هموزن ذره اى نيكى كند ، آن نيكى را ببيند . * و هركس هموزن ذره اى بدى كند ، آن بدى را ببيند » .
طلبكار هفتم : ملك الموت(4)
4 ـ غفلت يكى از مهمترين عوامل سقوط و انحطاط انسان است . هرگاه انسان از مقام ، جايگاه و موقعيت خويش غافل شد و حقيقت زندگى را از زير خاكروبه هاى رذايل نفسانى خود آگاه نكرد و براى عمر و زندگى قداستى قائل نشد ، ديوانه وار به سوى اشباع غرايز نفسانى و حيوانى خود سرعت گرفته و تمام ارزش و منزلت خويش را در كاسه اى از شراب شهوت سر مى كشد .از اساسى ترين عوامل بازدارنده انسان، از گرايش به امور مذموم اخلاقى ياد مرگ است .

اين كه انسان باور كند كه ملك الموت بسان طلبكارى جسور انتظار فرا رسيدن زمان سرآمدن فرصت و پايان عمر را مى كشد و براى قبض روح آدمى لحظه اى تحمل نمى كند ، زمينه خيال پردازى و فريب خوردن را تا حدّ زيادى بر انسان مسدود مى نمايد .ياد مرگ و اعتقاد به حوادث پس از آن، بادهاى غرور نخوت ، عجب و خودپسندى را از دماغ آدمى خارج مى كند و او را به زندگى شرافتمندانه اى دعوت مى نمايد .بيشتر انسان ها هنوز باور نكرده اند كه روزى خواهند مرد و ملك الموت طلب خود را از آنان باز خواهد ستاند و لحظه اى درنگ نخواهد كرد . وجود مبارك امير مؤمنان (عليه السلام) در روايتى مى فرمايد :
«انسان هر روز مردگان را به سوى گورستان تشييع مى كند و با اين حال باز به دنياى فريبنده روى مى آورد و از شهوت و گناهان دست نمى كشد . اگر اين بينوا فرزند آدم را نه گناهى بود كه مرتكب شود و نه حساب و كتابى ، جز همين مرگ كه اجتماع او را پراكنده و متفرّق و فرزندانش را يتيم مى كند ، بى گمان سزاوار بود كه از اين دنياى پر رنج حذر كند.» همچنين از آن حضرت نقل شده است كه فرمود :«شما فراريان و تعقيب شدگان مرگ هستيد . 
اگر برايش بايستيد شما را مى گيرد و اگر از آن بگريزيد به شما مى رسد. او از سايه شما به شما نزديكتر است، مرگ به گردن هاى شما گره خورده است».خداى متعال در سوره جمعه فرموده :( قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِى تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاَقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ) . « بگو : بى ترديد مرگى را كه از آن مى گريزيد با شما ديدار خواهد كرد ، سپس به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانده مى شويد ، پس شما را به اعمالى كه همواره انجام مى داديد ، آگاه خواهد كرد » .

بر گرفته از کتاب بر بال اندیشه



۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه

شانس نوعی انرژی !

ایا واقعیت دارد؟انرژی مثبت چیست؟
انرژی منفی چیست؟
این مقاله به این میپردازد که ایا این چیزها واقعیت دارد؟
یا خرافه ای بیش نیست.در این مقاله سعی شده است که با دیدگاه علمی و غیر متعصبانه با آن پرداخته شود. از انجا که این مسئله سوال بسیاری از مردم است لذا آنرا برای همه دوستان خوبم در گروه میفرستم . شما نیز میتوانید به انان که دوستشان دارید ارسال کنید

ابتدا باید در مورد انرژی و ماهیت آن صحبت کنیم . خیلی از آدمها حتی نمی دانند که این دنیایی که در آن زندگی می کنیم از چه چیزی ساخته شده است پس ابتدا باهم طبق نظریه های علمی راه خود را پیش می بریم و به این می پردازیم که دنیا از چه چیز ساخته شده است :
خواندن این مقدمه اگر چه خسته کننده است ولی برای روشن شدن مطلب لازم است و تا حد امکان خلاصه شده است.
دنیای اطراف از ماده و انرژی ساخته شده است : 
ماهیت انرژی هنوز به طور کامل کشف نشده است اما می دانیم که انرژی با فرکانس نیز سنجیده می شود . هرچه فرکانس یک انرژی بالاتر باشد قوی تر است .

ماده از چه ساخته شده است ؟ از ملکول

ملکول از چه ساخته شده است ؟ از اتم

اتم از چه ؟ از پروتون و الکترون و نوترون . الکترون که جرم ندارد و در حقیقت فقط انرژی است . پروتون تمام جرم اتم را در بر دارد . و اما پروتون از چه ساخته شده است ؟ در کتاب استفان هاوکینگ آمده است : " تقریبا بیست سال پیش چنین فکر می شد که پروتونها و نوترونها ذراتی بنیادین هستند ولی آزمایشهای که در آنها پروتونها با سرعتهای زیادی به پروتونها یا الکترونهای دیگر برخورد می کردند نشان دادند که آنها در واقع از ذرات کوچکتری تشکیل یافته اند و آنها کوارک هستند . "

و اما آخرین سوال کوارک ها از چه ساخته شده اند ؟ جواب سوال را خود استفان هاوکینگ به ما داده است می دانیم که استفان هاوکینگ بزرگترین دانشمند زنده قرن است . او می گوید کوارک ها از انرژی ساخته شده اند . پس می توانیم بگوییم همه چیز در این دنیا از انرژی ساخته شده است . چون طبق نظریه نیوتون جهان از ماده + انرژی ساخته شده است که دیدیم که اخیرا کشف شده است که ماده نیز از انرژی ساخته شده است .
تنوع نوع ماده در دنیا به فرکانس و طول موج انرژی مربوط می شود اگر همه چیز در دنیا دارای یک فرکانس و ارتعاش بود همه چیز یکی می شد .

هرچه فرکانس بالاتر باشد پس جنس لطیف تر می شود . لطیف ترین جنسی که قابل دیدن و لمس کردن است آتش است . و سخت ترین سنگ و فلز هستند که ارتعاش پایینی دارند . و اما ما می خواهیم بپردازیم به جنسهای لطیف و در آنها کنکاش کنیم .

افکار ما و خاطرات و ذهن ما ماده ای هستند با انرژی و فرکانس بسیار بالا بخاطر همین غیر قابل دیدن هستند . اما می بینیم که قابل درک هستند . برای همین است که وقتی فکر می کنیم یا درس می خوانیم گرسنه می شویم چون از توان موجود در خود برای تولید انرژی فکر استفاده کرده ایم و حال باید انرژی از دست رفته را بر گردانیم .
طی آزمایش بسیار دقیقی که در یکی از دانشگاههای آمریکا در سال 1965 انجام گرفت دانشجویی را بر روی ترازویی با حساسیت بسیار بالا قرار دادند و از او خواستند که که یک ضرب 5 رقمی را در 5 رقمی انجام دهد و هنگام محاسبه مشخص شد که وزن دانشجو در حد بسیار کم افزایش یافته است . بنابر این انرژی نیز وزن هم دارد . 
پس افکار منفی و مثبت هر کدام دارای وزن و ارتعاش خاص خود هستند . و حتی می توانند بر روی محیط اطراف و انسانهای دیگر تاثیر بگذارند . به خاطر همین است که وقتی موسیقی ملایم گوش می دهیم آرام می شویم اما وقتی به موسیقی تند و خشن گوش می کنیم مشوش می شویم این تنها به خاطر تفاوت فرکانسهای دو موسیقی می باشد .

رمز و راز دنیایی که در آن زندگی می کنیم در انرژی و ماهیت آن نهفته است به خاطر همین است که انیشتین بزرگترین دانشمند مهمترین فرمول را E = MC^2 می داند و حاصل سالها تفکر و تحقیق در همین فرمول گنجانده شده است . فرمولی که به برسی وضعیت و رابطه میان ماده و انرژی می پردازد . البته توضیح این فرمول از حوصله این بحث خارج است .

وقتی با دید انرژی به هستی نگاه کنیم می توانیم خیلی از ناشناخته ها را کشف و برای تمام عجایب دلیل بیاوریم . البته این نکته بسیار ضروری است که بدانیم : ما هیچگاه نمی توانیم بگوییم طرز فکر خاصی عین واقعیت است و طبیعت دقیقا از همین قانون پیروی می کند زیرا انیشتین می گوید :
" جهان هستی مانند ساعتی است که بر روی دیوار نصب شده است ما هیچگاه نمی توانیم به درون ساعت نگاه کنیم ما از شواهد و قرائنی که وجود دارد ( مثل عقربه ها و اعداد روی صفحه ) و از رفتاری که جهان دارد مثل حرکت عقربه ها قانون درونی آنرا حدس میزنیم اما هیچ گاه نمی توانیم بگوییم که دقیقا داخل ساعت همانطور که ما حدس زده ایم کار می کند . ما فقط باید دستگاهی را بوجود آوریم که جهان هستی آن را تایید کند .
این دستگاه یکتا نیست ، بلکه می توان بیشمار دستگاه ایجاد کرد که طبیعت هم با همه آنها سازگار باشد و ما تنها می توانیم نسبت به دستگاه خاصی بگوییم که فلان چیز صحیح و فلان چیز غلط است . " و این همان نظریه نسبیت انیشتین است که در بسیار ساده شده است . بنابر این ما همیشه بدنبال آن هستیم که دستگاهی را بوجود آوریم که جواب خیلی از سوالهای ما را داشته باشد و تا به امروز انرژی اکثر آنچه که در سالهای پیش عجایب خوانده شده است را پاسخ داده است مثل کارهای عجیبی که مرتاض های هندی انجام می دهند . تنها کاری که مرتاض ها انجام می دهند بالا بردن ارتعاشات بدن و ذهن است .
به خاطر همین می توانند حتی از دیوار رد شوند اجسام مختلفی را بدون درد و خونریزی وارد بدن کنند زیرا ارتعاشات خود را بالا برده اند و بدن تبدیل به یک ماده با انرژی بسیار بالا شده است و بنابراین عکس العمل ها و رفتار متفاوتی را از خود نشان می دهد . اما چطور می شود ارتعاش را بالا برد . این مسئله بحث بسیاری دارد که در این جا در یک یا دو صفحه نمی توان گفت فقط می توان به این نکته اشاره کرد که یکی از راهها تمرکز کردن است .

حال می پردازیم به تیتر مطلب . خیلی وقتها وقتی به چیزی که معتقد هستیم به سرمان می آید مثلا معتقدیم که بعد از هر خنده گریه هست . این باعث می شود که ناخودآگاه ما انرژی هایی از خود ساتع کند که در جهان هستی تاثیر گذار باشد .
ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتی ببرد که ما معتقد به ان هستیم بنابر این ما را به سمت گریه کردن می کشاند و ما در تمام لحظات بدون اینکه خودمان بدانیم به سمت گریه کردن سوق پیدا می کنیم که در نهایت علت آنرا پیدا می کنیم (نا خودآگاه آنرا پیدا می کند ) و گریه می کنیم انرژی افکار ما در محیط پخش می شود و روی همه چیز تاثیر می گذارد .
احتمالا حتما برای شما پیش آمده که از محل و یا مکانی متنفر باشید و دوست نداشته باشید که به آنجا بروید این مسئله دقیقا به خاطر وجود انرژی های منفی موجود در آنجا است که روی شما تاثیر گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراری می شوید . و هزاران پدیده دیگر که علت همه آنها انرژی است . در مورد شانس هم همینطور است :

وقتی ما احساس کنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم . فکر ما احساس ما و باور های ما باعث می شود انرژی هایی در دنیا پخش شود که ما را به سمت خوش شانسی هدایت کند . و همین طور هم بدشانسی هر انسانی که معتقد است بسیار بد شانس است همیشه بدشانسی می آورد . بین افرادی که می شناسیم خیلی ها را می بینیم که به بدشانسی خود معتقد هستند و همچنان بد شانسی می آورند . بهتر است از این به بعد فکر کنیم خوش شانسیم .
بهر حال اگر هم هیچ تاثیری نداشته باشد این فایده را دارد که روحیه بهتری برای زندگی داریم و در خیلی از موقعیتها از اعتماد به نفس بهتری برخوردار خواهیم بود .