کافه تلخ

۱۳۹۴ مهر ۲۵, شنبه

ایزدبانو - امرداد (Ameretat)




در اسطوره‌های اوستایی و باورهای زرتشتی٬ اَمُرداد ششمین امشاسپند است. این امشاسپندبانو نماینده جاودانگی و پایندگی و بی‌مرگی اهورامزدا است. همچنین اَمُرداد نگاهبان و پاسدار گیاهان و رستنی­‌ها به شمار می‌رود. او گونه‌های گیاهان و جانوران را بر روی زمین گسترده است و سرسبزی و آبادانی سرزمین ها و افزونی رمه‌ها را برای انسان‌ها ارمغان می‌آورد.

ameretat-مرداد
«اَمُرداد» در اوستا اَمـِر ِتـاتْ (Amərətāt) و در پارسی امروز مرداد گفته می‌شود. بخش نخست واژه «اَ» در پارسی پیشوند نفی است، بخش دوم، مَر از ریشه‌ مصدری به معنی مرگ و بخش سوم، تات پسوند رسایی است، و روی‌هم صفتی است که معنی بی‌مرگی و جاودانگی می‌دهد.

دشمن امشاسپندمرداد و دیو هماورد او، زَریزدیو است که زمین و گیاهان را زهرآگین می‌کند تا پژمرده شوند و باعث پیری و مرگ می‌شود. همکاران او ایزدرَشن، ایزداَشتاد و ایزدزامیاد هستند و امشاسپندبانو خرداد همواره در کنار اوست.

در گاهﺷماری زرتشتی، برج پنجم هر سال خورشیدی و روز هفتم هر برج به نام این امشاسپند است. روز هفتم مردادماه (=اَمردادروز از اَمردادماه) جشن اَمردادگان برگزار می شود.
گل زنبق ویژه این امشاسپند زیباست.

در اسطوره‌های زرتشتی٬ دو امشاسپند هـَئوروَتات و اَمـِر ِتـاتْ (خرداد و مرداد) پیوسته در کنار یکدیگر یاد می‌شوند و در اوستای نو نیز این دو امشاسپند، پاسدارنده آب‌ها و گیاهان اند که به یاری مردمان می‌آیند و تشنگی و گرسنگی را شکست می‌دهند. به سبب ارتباطشان با آنچه که زندگی را حفظ می کند٬ پاسدار خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها برای انسان‌ها و موجودات دیگر هستند. جسم خاکی زرتشت یا «گوهر تن» نیز به آن دو سپرده شده‌است.
بنا بر نوشته‌‌های زرتشتی و پهلوی این دو امشاسپندبانو به همراه سپندارمذ در سمت چپ اهورامزدا می‌ایستند. هورمزد٬ «رسایی خرداد» و «جاودانگی امرداد» را به کسی خواهد بخشید که اندیشه و گفتار و کردارش برابر آیین راستی است.
همان‌طور كه این دو امشاسپند کنارهم و باهم ناميده‌ می‌شوند، دو دیو که هماورد این‌ دو هستند نیز همیشه در کنار هم هستند. زَريزدیو (زَئـيـری) ديو گرسنگی و دشمن امرداد است كه زهر می سازد و تَريزدیو (تــَئـيـری) نیز ديو تشنگی و دشمن امشاسپند خرداد است.
به رغم نقش بارز این دو امشاسپندبانو در اسطوره‌های زرتشتی٬ از آن‌ها كمتر از امشاسپندان دیگر یاد شده‌است. احتمالا نیایش های مربوط به این دو امشاسپند بلندپایه از میان رفته باشند. برخی پژوهشگران معتقدند نام دو فرشته هاروت و ماروت که که در قرآن آمده است احتمالا از نام اوستایی این دو امشاسپند یعنی هـَئوروَتات و اَمـِرتـاتْ برداشت شده‌‌ است.

Haurvatat &  Ameretat-خرداد و مرداد- هاروت و ماروت

آناهیتا ایزد بانوی آب‌ها



آناهیتا، اَناهید یا ناهید یکی از ایزدان کهن آریایی-ایرانی است که قدمتش به پیش از آیین زرتشت باز می گردد. نام او در پارسی باستان و پارسی میانه به معنای «ناآلوده» و یا «پاک و بیگناه» است.
آناهیتا ایزدبانوی آب ها و باران و باروری در اساطیر آریایی و پیش‌آریایی است. آناهیتا با جنگاوری نیز مربوط بوده‌است و باور رزم آوران ایرانی بر این بود که اگر به پیشگاه او نذر کنند، آن ها را یاری می‌دهد. همین امر توضیح می دهد که چرا اردشیر اول پس از پیروزی سر بریده ی  دشمنان خود را در معبد آناهیتا در شهر استخر می آویزد.
علاوه بر پاسداری از آب های روان، ایزدبانو آناهيتا وظايف ديگری هم داشت. آناهيتا ایزدبانوی نگاهبان زنان بود و درمان و زايمان زنان را آسان می‌كرد٬ نطفه و رحم مردان و زنان را پاك نگه می‌داشت و زاد و ولد را در ميان آدميان و ساير موجودات فزوني می‌بخشيد و از كشور و پادشاه حمايت مي كرد.
بسیاری از ویژگی‌های این ایزدبانو با ایشتار، که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان و همچنین با ونوس ایزد عشق و باروری یونانیان، نزدیکی دارد. منابع یونانی نیز از ایزدبانویی با نام اناتیس ̉Αναϊτις یاد می کنند و او را با ایزدبانوهای آرتمیس و آفرودیت یکی می انگارند.

آناهیتا در اسطوره‌های زرتشتی

در اوستا، توصیف این ایزدبانو بسیار دقیق و شاعرانه آمده‌است:
آبان‌یشت ناهید را بصورت دختری برنا، سپیدروی، سپیدبازو، راست‌کردار، بلندبالا و خوش‌صورت و آزاده توصیف می کند که کمربند بر میان بسته و کفش‌های درخشان پوشیده و با بندهای زرین آنها را بسته‌است و زینت های فراوان دارد. گوشواره‌های چهارگوش زرین به گوش و گردن‌بندی بر گردن آویخته‌است و تاج زرین هشت‌پری که زینتی جقه‌مانند در جلو دارد، آراسته به گوهرهایی که همچون ستاره می‌درخشد بر سر دارد.
در جای دیگر او را به کردار دختری دلاور و گردونه‌ران می‌بینیم که بر گردونه‌ای سوار است و لگام چهار اسب بزرگ و سفید و یک‌رنگ و یک نژاد را که نمودار باد و باران و ابر و تگرگ هستند در دست دارد و به سوی دشمن می‌تازد.

Anahita - آناهیتا

در روایت‌های زرتشتی از آناهیتا آمده‌است که آناهید به هنگام زایش زرتشت، مادر زرتشت، «دغدو» را نوازش می‌کند و زرتشت پس از تولد در روی او و در روی پدر و مادرش می‌خندد.
به طور کلی چهره، اندام، زیبایی، اخلاق، کردار و رفتار او نمایانگر یک دختر آریایی و زن ایرانی می‌باشد. توصیف او با چهره یک بانوی گرامی و ارجمند نشانگر اهمیت و احترامی است که ایرانیان باستان برای زنان قائل بوده‌اند. و برخلاف آنچه که برخی زنان ایرانی پیش از اسلام را پوشیده و محجب می دانند، این ایزدبانو که نماد زن در فرهنگ ایران باستان است بارها و بارها برهنه و یا نیمه برهنه تصویر شده است.

واژه شناسی

واژهٔ پارسی باستان «اَناهیتَه» [An-āhita] که در پارسی میانه «اَناهید» [Anāhid] و در فارسی امروزی ناهید شده، از پیشوند نفی اَنـ (-an، یعنی «نا-») و واژهٔ اوستایی «-āhita»، یعنی «آلوده» پدید آمده است و معنی آن «ناآلوده» (پاک و بی گناه) است. از آناهیتا در عبارت «اَرِدوی سورا اناهیتا» در یَشت پنجم از آبان‌یشت، تجلیل شده است. «سورا» و «اناهیتا» دو صفت مشترکند و بمعنای «توانا» و «پاک» می‌باشند. تنها واژۀ «اِرِدوی» در این اصطلاح جایگاه ویژه‌ای دارد و از دیدگاه واژه‌شناسی، از این واژه نیز یک صفت مونث تعبیر شده که بمعنای «مرطوب» (ایزدبانوی آب‌ها) است. این نام در عصر هندوایرانیان بصورت «سَرَسوَتی» بمعنای «ایزدبانویی که آب‌ها ازوست» آمده است.
اردوی سورا آناهیتا در پارسی میانه یا امروزی ناهید یا اردویسور آناهید است و در زبان ارمنی آناهیت نامیده می‌شود. تاریخ نویسان کلاسیک باستان یونانی و رومی از او با نام اَنَئیتیس Anaïtis یاد کرده و یا او را با یکی از ایزدان معابد خود شناسانده‌اند. سیارک نوع-اس سیلیسومی به نام آناهیتا ۲۷۰ به یاد او نامیده شده‌است.

آناهیتا در باور ایرانیان

آناهیتا یکی اصلی ترین ایزدبانوان در آیین مهرپرستی بود که پس از میترا (مهر) پرستیده می شد و اهمیتش کمتر از مهر بود. اما پس از گسترش آیین زرتشت، با وجود دیرینگی و نفوذ پرستش «میترا» در میان ایرانیان تا اندازه‌ای به فراموشی سپرده شد. اما در مقابل چنین جریان فکری و دینی، آناهیتا با نام تازه اش «ناهید» چنان مقامی در باورهای ایرانیان به دست آورد که بویژه در دوران ساسانیان، این الهه به یکی از الهه‌های مورد پرستش ایرانیان بدل گشت و همراه دو ایزد بانوی دیگر به طور مشترک به عنوان خدایان فرعی مورد تقدیس قرار می‌گرفتند. و نه تنها پرستشگاه‌های بسیار زیاد و مجلل و باشکوهی از او می‌بینیم، بلکه تندیس و نمادهای این ایزدبانو در اینجا و آنجای سرزمین ایران به جا مانده‌است. برای پرستش ناهيد پيكره هایی از اين ايزد ساخته شده بود. در شوش، تخت جمشيد، نقش رستم، هگمتانه، استخر پارس، كنگاور و برخي نقاط ديگر پيكره هاي آناهيتا وجود داشته كه هنوز هم آثار آن پابرجاست و مشاهده مي شود.
در اوستا درباره کاخ های آناهیتا آمده است که: در کنار هر یک از رودها و دریاها، کاخ باشکوهی که بر روی هزار پایه قرار گرفته‌است و هزار ستون زیبا و یک‌صد پنجره درخشان دارد، بر روی صفحه‌ای، بستری زیبا و خوشبوی، آراسته به پالش‌ها گسترده شده‌است. این کاخ بلند و با شکوه از آن دختری زیبا، جوان، برومند و خوش اندام است؛ که کمری زرین بر میان بسته‌است.
معابد آناهیتا معمولا در كنار رودها برپا می­شده و زیارتگاه­هایی كه امروزه با اسامی دختر و بی بی مشهور هستند و معمولا در كنار آن­ها آبی جاری است، می­توانند بقایای معابد آناهیتا باشند. برخی حتی سفره­های نذری با نام بی بی (همچون بی بی سه شنبه) را بازمانده­ی آیین­های مربوط به آناهیتا می­دانند. برخی پژوهشگران تصویرسازی ایرانیان از فاطمه دختر پیامبر اسلام را زاییده باور به این ایزدبانو می دانند.

جشن آبانگان

آناهیتا در گاهشماری ایرانی-آریایی با ماه آبان مربوط است.
«جشن آبانگان» جشنی است در گرامیداشت ستاره­ی درخشان «ناهید» (در عربی زهره و در یونانی ونوس) و ایزدبانوی بزرگ «آب»­ها در ایران. در جشن آبانگان، ایرانیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه­ها، ایزدبانوی آب را نیایش می­کردند. ایرانیان کهن آب را پاک (مقدس) می­شمردند و هیچ­گاه آن­را آلوده نمی­کردند. امروزه زرتشتیان هنوز این روز را که دهم آبان ماه است جشن می گیرند.

۱۳۹۴ مهر ۲۱, سه‌شنبه

خلسه ی آفرینش و دو چاکرای مکاشفه ؛





از مجموع هفت چاکرای بدن، دوتایشان در آموختن فن مکاشفه مهمند. 
یکی چاکرای اصلی، یا مرکز تمایلات جنسی و دیگری چاکرای چشم سوم یا چاکرای ذهن که در میان دو ابرو قرار دارد. تصور کنید کانالی در بدن شما بین چاکرای اصلی و چشم سوم شما وجود دارد. شما میخواهید این دالان تخیلی ، بین این دو چاکرا را روشن کنید و احساس کنید که چشم سوم را باز کرده اید تا بتوانید به طور خیالی انرژی تجلی بخش خود را از روزنه ی جدید بیرون بفرستید. 
چاکرای چشم سوم میتواند داوطلبانه   ارتعاشات ابعاد ماورای پهنه ی فیزیکی را ثبت یا مشاهده نماید. ولی تنها وقتی این اتفاق میافتد که بتوانید خود را نسبت به وجود این حقیقت متقاعد سازید و قادر به گشودن این روزنه باشید. شما میکوشید از طریق زبان خود آگاهی " سیدهی " موفق به گشودن چشم سوم خود گردید، در حالیکه از ذهن عقلانی قسمت چپ مغزتان استفاده میکنید که مدعی است این کار عبث و نیز غیر ممکن است.
حالا ضمن یادآوری اینکه صوت" آه " صدای شادی و همینطور صدای خداست، دربارهء صدایی که فرآیند تولید نسل را همراهی میکند بیاندیشید. صوت" آه " عام ترین صدایی است که در عمل زاد و ولد شنیده میشود و خیلی وقتها هم نام خدا هنگامی که روح از دنیای نادیده به جهان مادی قدم میگذارد، برده میشود: " آه خدا"، " آه خدای من"، " آه "،!
در ابتدا این همه به نظر سرگرمی و تفریح میرسد، ولی به طور مسلم و بدون تردید، همه ی این سرنخ های کلی روند مکاشفه است. نیرویی که از طریق ریشه ی چاکرای اصلی آزاد میشود علت تولید نسل است. و در واقع چه اتفاقی افتاده است؟
آزاد شدن نیرو از چاکرای اصلی، از سوی چاکرای اصلی دیگر پذیرفته میشود و روحی از دنیای نادیده به شکل پیوند میابد و متجلی میشود، و این همه در معیت صدای" آه " صورت می پذیرد.
در این مورد تردید روا نیست. نیرویی که از طریق چشم سوم آزاد میگردد، خلق مجدد یا مکاشفه نامیده میشود. آموختن فن تجلی صدا در واقع چیزی جز گشودن کانالی که بین این دو چاکرای اصلی بدن شما وجود دارد، نیست. با تکرار صدای" آه " (اااه را بکشید) و احساس اینکه انرژی از مرکز تولید نسل وجود شما به چشم سوم حرکت میکند، و در نهایت ارتباط چشم سوم با انرژی اثیری خودتان از طریق استفاده از این صدا، شما یک نیروی پر محبت بدون قید و شرط را به جهان عرضه می دارید که سبب تحقق آرزوهای قلبی تان خواهد شد.
با مکاشفه، شما انرژی آزاد شده ای از چاکرای ذهن یا چشم سوم به خارج می فرستید و آن را به آنچه آرزویش را دارید، متصل میسازید. گشودن چشم سوم تمرینی درونی برای توجه به این چشم یا چاکرای ذهن است و پرتو افکنی از این روزن همراه با احساس شادمانی مرتبط با صداست. در آن حال احساس میکنید که محدوده ی جسم فیزیکی تان را ترک کرده و چیزی را که خواستار مکاشفه و برگرداندن آن به سوی خود هستید، در آغوش گرفته اید.
این به معنای هم آهنگی با ارتعاشات آفرینش از طریق ترک قیودات جسمی و ذهنی و گشایش کانال میان مرکز آفرینندگی و مرکز شهود شماست.

 این صدا شما را به چنان هوشیاری میرساند که از آنجا که کلمه نیست، ذهن نمیتواند آن را جذب و تحت تاثیر سلطه ی نفس و منیت به انحراف بکشاند. این صدایی است که از امور عقلانی ذهن بسی فراتر میرود.

۱۳۹۴ مهر ۱۱, شنبه

جهان های چندگانه ی تعاملی


 
نظریه “جهان های چندگانه ی تعاملی” ، درست مثل افسانه های علمی است!
 این نظریه برای اولین بار در سال ۲۰۱۰، منتشر شد و منجر به بحث های زیادی شد.
Poirier می گوید: در سال ۲۰۱۳ در سمپوزیومی در وین، من طرح خود را طی یک سخنرانی ارائه کردم.هیچ کس اعتراضی نکرد و این واقعاً مرا شگفت زده کرد، چرا که نشان می داد ریاضیات من اشتباه نبود”.
در این نظریه، Poirier فرض کرد ذرات کوچک جهان های چندگانه، از طریق برهمکنش با خودشان نفوذ می کنند و برهمکنش آنها، پدیده های جالب مکانیک کوانتومی را رقم می زند.
مثلاً ذراتی که در آن واحد در چند مکان هستند یا از فواصل دور باهم ارتباط برقرار می کنند. ابهامی در این نظریه وجود ندارد و در هر جهان، ذرات در موقعیت های معینی قرار دارند.
اما این موقعیت ها از جهانی به جهانی دیگر تغییر می کنند و به همین دلیل است که یک ذره را در آن واحد در چند موقعیت می ببینیم. بعلاوه ارتباط کوانتومی ذرات خیلی دور، چیزی که اینشتین آن را حرکت شبه گونه نام گذاری کرد، واقعاً ناشی از برهمکنش جهان های نزدیک است!

۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

فرمول بندی تازه و جنجالی نظریه ی کوانتوم با رعایت تقارن زمانی



تا به حال فکر کرده اید چرا ما می توانیم گذشته را به یاد بیاوریم ولی آینده را نه؟!
استیون هاوکینگ این پدیده را “پیکان روانی زمان” نامیده است. اگر چه این سوال، بسیار عجیب به نظر می رسد اما باید بگوییم که علت آن مفهوم بسیار ساده ای است: عدم تقارن. نظریه ی جدیدی توانسته ارتباط دقیق بین این سوال و عدم تقارن را پیدا کند. 
این پژوهش در واقع درک جدیدی از مفاهیم بنیادی و فلسفی مانند انتخاب، اختیار و علیت را ارائه می کند یا شاید بتوان گفت این مفاهیم را منقلب می کند. اصل علیت را که می شناسید؟ اصلی که طبق آن، در هر رویدادی می توان یک علت و یک معلول تعریف کرد. این ایده در نظریه ی کوانتوم به این صورت بیان می شود که انتخاب های ما در زمان حال می تواند وقایع آینده را تحت تاثیر قرار دهد اما بر روی رویدادهای گذشته، تاثیری ندارد. اما حالا این نظریه ی جدید می گوید نیازی نیست علیت را به عنوان یک اصل زیربنایی فیزیک در نظر بگیریم!
دانشمندان برای رسیدن به این نتیجه ی جنجالی، مفهوم و معنای واقعی انتخاب در نظریه ی کوانتوم را تجزیه تحلیل کردند. تصور ما این است که یک اندازه گیری کننده می تواند نوع اندازه گیری روی یک سیستم را انتخاب کند، اما نمی تواند نتیحه ی اندازه گیری را انتخاب کند.
از طرفی اصل علیت می گوید انتخاب نوع اندازه گیری فقط می تواند نتایج اندازه گیری های آینده را تغییر دهد نه نتایج اندازه گیری هایی که در گذشته انجام شده اند، اما این نظریه ی جدید که از نظر زمانی متقارن است می گوید نتیجه‌ی اندازه گیری می تواند هم روی نتایج اندازه گیری‌های آینده و هم روی اندازه گیری های گذشته موثر باشد.

(قبلاً نتیجه ای مشابهی با بررسی آزمایش ویلر بدست آمده بود) 



با توجه به نتیجه ی قسمت اول می توان اصل علیت را به صورت محدودیتی در نظر گرفت که در زمان های مختلف و روی اطلاعات متغیرهای مختلف اعمال می شود.
 این محدودیت از نظر زمانی متقارن نیست زیرا فقط بر انتخاب نوع اندازه گیری موثر است، در حالیکه هم انتخاب اندازه گیری و هم نتیجه ی آن در واقع مربوط به آینده هستند. نتیجه ی پژوهش حاضر نشان می دهد که این عدم تقارن ناشی از آن است که نظریه ی کوانتومی به صورت نامتقارن، فرمول بندی شده است.
بگذارید کمی دقیق تر شویم: نظریه کوانتوم براساس مفاهیم نامتقارنی بنا شده است. این مفاهیم اساسی بیان می کنند که ما از گذشته آگاهیم، اما آینده را فقط می توانیم پیش بینی کنیم. این بیان، درست نیست، چرا که مفهوم احتمال، مستقل از زمان بوده و بنابراین از لحاظ فیزیکی باید فرمول بندی متقارنی از لحاظ زمان داشته باشد. بنابراین دانشمندان در این پژوهش جدید، مفهوم جدیدی از اندازه گیری را تعریف می کنند که فقط بر اساس متغیر های گذشته تعریف نمی شود بلکه می تواند به متغیر های آینده هم وابسته باشد. در این روش، اندازه گیری به عنوان اختیار و انتخاب کاربر در نظر گرفته نمی شود، بلکه اطلاعاتی در مورد رویداد های ممکن در نواحی مختلف فضا زمان را ارائه می کند.
در فرمول بندی متقارن نظریه ی کوانتوم، هم اصل علیت و هم پیکان روانی زمان، از شرایط مرزی بدست می آیند، اما مقدار آن ها می تواند دلخواه و اختیاری باشد. بنابراین در این فرمول بندی جدید ممکن است علیت در برخی بخش های کائنات نقض شود. این پژوهش نشان می دهد که اگر تقارن زمانی را به عنوان یکی از ویژگی های قوانین اساسی فیزیک بپذیریم، باید احتمال پدیده هایی فراتر از نظریه ی کوانتومی استاندارد حاضر را هم در نظر بگیریم. اینکه کدام یک از این پدیده ها وجود دارند و کجا باید به دنیال آن ها بگردیم، هنوز یک پرسش بزرگ و بی پاسخ است.
نظر شما در مورد این فرمول بندی تازه و جنجالی چیست؟ آیا علیت واقعا نقض می شود؟