کافه تلخ

۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه

آخرالزمان در جوامع غربی





*موعود گرایی :
الف- ادیان ابراهیمی (یهود –مسیحیت – اسلام )
ب- ادیان غیر ابراهیمی (زرتشت – بودا –هندو )
1- علامات آخر الزمان :

- فتنه های واوضاع نا بسامان اجتماعی
- مردم آخرالزمان
- دولت یهود
- ظهور حضرت مهدی علیه السلام
*آخرالزمان :
* قرآن :پایان زندگی دنیوی ونزدیك شدن به روز قیامت
روایات :ظهور حضرت یكی از نشانه های آخرالزمان است نه خود آخرالزمان

پیامبر اعظم فرمودند :
لولم یبق من الدنیا الا یوم ،لطول الله ذلك الیوم حتی یلی المهدی [1]

*آخرالزمان :
مقطعی از تاریخ انسان كه در آن بشر به عالی ترین برنامه زندگی در سایه معنویت به همزیستی متعالی توام با صلح وآرامش وعدالت ورفاه جهانی دست می یابد .

- در فرهنگهای مختلف از آخرالزمان به مدینه فاضله ،آرمان شهر ،اتوپیا ،اورشلیم یاد شده است ماكس وبر اتوپیای كمونیستی وهگل 1806را پایان تاریخ اعلام كرد

جوامع دینی منتظر منجی ومكاتب اومانیستی آنرا ثمره تكامل جوامع انسانی وپایان تاریخ می دانند.آخرالزمان پایان تاریخ نیست بلكه ترمیم جهان است در پرتو نهضت شیعی وبا تكیه بر اصل ولایت ودرك صحیح از غیبت ولی خدا مسیحیان آینده جهان را تاریك وبدون سعادت می دانند .رنه گنون د ركتاب آخرالزمان یا عصر سیطره كمیت : دوران دجال نهایت ظلم وشر است ولی موقت .

بررسی وضعیت غرب:
پس از گذشت غرب ازقرون باستان و قرون وسطی جامعه غربی وارد مرحله جدیدی به نام عصر رنسانس شد.
حركت امانیسم (انسان گرایی)ونهضت اصلاح دینی( پروتستانیسم پیوند مسیحیت وسخت كوشی مرتاضانه) تلقی بشر از خدا هم تغییركرد و دین امری كاملا زمینی و دنیوی شد. موعود گرایی هم به تبع دنیوی شد . وانسان غربی خواست این واقعه را در اختیار خود بگیرد وخود سازنده تاریخ باشد برای همین غربیها زود تر دست بكار شدند وباز گشت مسیح را بعد از تلاش مسیحیان برای استقرارهزاره سلطنت الهی موكول كردند وپیروزی نهایی را معجزه آسا

نمی دانند بلكه حاصل تدریجی ترقی بشر است .پیشرفت علوم وفنون وهنر نشانه قریب الوقوع دانستن عصر طلایی روح القدس (عصر عقلانیت )است

*مكاشفه یوحنا :
پیشینه موعود گرایی در كتاب مقدس به مكاشفه یوحنا باز می گردد.
در یكی از روزهای یكشنبه یوحنا در خلسه پایان جهان می بیند.(ص /78، مسیح یهودی )
مسیح مهر هفتم را می گشاید .. ...ملایكه در شیپور خود می دمند وبلایا ومصایب بر دنیا باریدن می گیرد.و ارتش عظیمی كه از طرف فرات میآید هجوم خود را آغاز می كند .
شهرمقدس اورشلیم به مشركان داده می شود .تا 42 ماه .....
نشانه های عجیبی در آسمان ظاهر می گردد.......میكاییل در راس ارتشی وارد جنگ بااژدهاكه ابلیس می شود یوحنا صدایی می شنود كه خبر سقوط ابلیس ورهایی و آغاز حكومت مسیح است .

اما مشركان در آرمگدون تمام نیروهای شر را علیه نیروهای خیر بسیج می كند .مسیح ظاهر می شود .واز دهانش شمشیری خارج می شود كه باآن ملل را از دم تیغ می گذراند .....مسیح پیروز می شود .

پس از هزار سال شیطان از جهنم خارج می شود .تا مردم چهار گوشه را گمراه سازد .یاجوج وماجوج اورشلیم را محاصره می كند اما آتشی از آسمان آنهارا نابود می كند . اورشلیم جدید از آسمان نازل می شود كه دارای دوازده دروازه بانام های پسران اسراییل است و فقط كسانی كه به مسیح وفادارند وارد آن شهر می شوند .

رویای دانیال وحزقیل هم همان فرجام جهان یهودی است .

یهودی شدن مسیح:
یسوع یهودی زاده شد ودر راس ایین مسیحیت تا بیانگر انقلابی علیه یهود باشد . «یسوع مسیح » از تباری یهودی در شهر ناصره به دنیا آمد در انجیل متی نسل اورا چهارده نسل شمرده كه از ابراهیم تاداوود وچهارده نسل از تا تبعید در بابل وچهارده نسل از تبعید در بابل تا مسیح اما در لوقا سلاله مسیح تا آدم شمرده شده است .

یسوع به معبدهیكل رفت وتعالیم پیامبران یهود را حفظ كرد ودر آموزه های خود استفاده كرد .كه در آن زمان بین دوازده تا سی سال(سالهای سكوت در ناصره ) داشت غسل تعمید او توسط یوحنای تعمید گر انجام شدتا مرحله سكوت شكسته شود .

یسوع در بیابانهای ماورای رود اردن عزلت گزید ومورد امتحان شیطان قار گرفت . ودر مقابل هوی وهوس وتكبر وعیش ونوش وجاه طلبی تسلیم نشداو خود می گوید تكمیل كننده تعالیم موسی است .تعالیم اوبر اساس الوهیت مسیح وتعمیم مسیحیت برای همه بود.

*موعودگرایی در یهود :
موعود :ماشیح گری (روغن مالی شده ) در زمان سموییل نبی واژه ماشیح به معنای حاكم كه سر او را روغن مالی می كردند اسارت اول در سال 597 قبل از میلادبود كه ده هزار نفر تبعید شدند به ایران وكوروش چون آنها از اسارت بخت النصر نجات داده لقب ماشیح دادند . اسارت دوم در سال 588 قبل از میلاد كه در نهایت بدبختی بودند.اشعیا ی نبی وعده ماشیح را در صورت از دست ندادن امید داد . اعتقاد به موعود گرایی باعث می شد كه دین یهود از تصلب وجمودبیرون بیاید واین دین را زنده می دارد وخلا فقدان منجی را پركنند .

یهودیان ملتی خوار ومتفرق بودند وشدیدا تحت فشار ودر معرض استثسمار وبردگی اقوام دیگر وهمواره منتظر منجی بودند ( 39 كتاب مثل زبور یا كتاب اشعیای نبی واسفار پنج گانه)

بازگشت یهود به سرزمین موعود خدای یهود از بی سامانی باعث ظهور ایده قوم برگزیده شد یهود پیامبری وپادشاهی ومنجی گری را با هم ادغام كردند . جهانی شدن پیشگویی های تورات پیرامون ظهور دوم مسیح وبرپایی

آرمگدون را محقق می سازد. آرمگدون با حمل روسها واعراب به اسراییل داروینیسم اجتماعی ( امپریالیسم نوین ) وسرزمین موعود اعراب شر برزگ ودشمن اسراییل وبرپایی اسراییل بحث پیشگوییهای تورات تمدن مسیحی یهود را به خاطرنسل كشی مسموم كردن بیماران واستفاده از خون كود كان مسیحی در نان فطیح به جای شراب منفور می دانستند .در قرن سیزدهم تلمود سوزانده شد .در اسپانیا وپرتغال تلاشهایی انجام شد تا به یهود رسمیت ببخشد كه كمی موفق شدند .

انحراف مسیحیت :
مسیحیت پولسی در قرن سوم وچهارم كلیسا خود را اسراییل جدید به شمار آورد وجای ملت بر گزیده یهود نشست. .پولس كه مامور تعقیب فریسیان وصدوقیان بود در نزدیك دمشق یكباره نوری از آسمان گرد اورا فرا گرفت وگفت: من یسوع خدای تو هستم بلند شو وارد شهر شو تا به تو بگویند چه كنی او به دست حنانیان غسل تعمید می كند ویهودیان دمشق می گویند اوگویی همان مسیح است قدرتش زیاد می شود دو موج در مسیحیت ایجاد شد

موج اول : انفجا رعقلانی ومفاهیم روشنفكری به تمام دنیا وداروینیسم اجتماعی

موج دوم : انفجار مذهبی ومهیا كردن جهان برای ظهور مسیح

*بازگشت مسیح :

مسیحیان معتقدند شدند كه مسیح پس از سه روز از به صلیب كشیدن شدن از قبر به آسمان عروج كرد ودر آخرالزمان بربه زمین می آید تا زمین رابه طوركامل تطهیركند و ملكوت خدا را در جهان اجرا كند .[2] مسیحیت از قرن دوم میلادی به هزاره گرایی معتقد شدند .در این هزاره گرایی هم علایم ظهور وجود داردخلاصی شیطان از زندان ،جنگ ،آتش آسمانی ،زلزله ،و.... ( مكاشفه یوحنا)

مسیحیت صهیونیسم ( یهودی شدن مسیحیت آمریكایی ):
مارتین لوتر در سال 1523 .م.دركتاب مسیح یهودی زاده شد نوشت وتاكید كرد كه كاتولیكها به یهودیان ظلم كردند(حتی قدیس آگوستین قدس را میراث مسیحیان دانست )وگفت مسیحیان ویهودیان از یك تبارند .لوتر باعث رشد مسیحیت یهودی شد .

اصلاحات مذهبی شمال اورپا ،پیروزیهای پروتستانها در جنگهای سی ساله ...باعث اعتبار یهودیان شد چون اعتقادبراین بود كه یهودیان در برنامه خداوند برای فرجام تاریخ نقش مهمی دارد . و سرنوشت یهودیان با مسیحیان گره خورده است و اورپاییها پیروزی خود را جزیی از برنامه الهی (دومین ظهور مسیح هزاره خوشبختی ) دانستند .(همان مسیحیان یهودی این فكر را ترو یج كردند) بنابراین انگلستان خود را موظف به برگردادن یهودیان به موطن اصلی می دانست.

انتشار پیشگوییهای ظهور مسیح با استفاده از محاسبات قبالای یهودی (متصوفه یهودی ) صورت گرفت . در قرن هفدهم منسی بن اسراییل خاخام بزرگ یهودی در كتاب آرزوی اسراییل با زیركی پورتانیسم انگلستان را با مسیحیت یهود در هم آمیخت وبه ترویج باز گشت یهود به فلسطین پرداخت .

وظیفه مسیح نجات یهودیان ورساندن انها به اورشلیم( تشكیل دولت غاصب) است كه هزار سال منتظرند . در قرن شانزدهم كاردینال زیمنس زبان عبری را در دانشگاه آلا كالا كه جدید تاسیس شده بود پرداخت .در همین راستا

كتاب مقدس دوباره تنظیم ونوشته شد وطرح جست وجو قبایل گم شده اسراییلی در دنیای جدید (آمریكا )مطرح شد .
یهودیان پس از سلطه برمسیحیت ویهودی سازی دین عیسی ، با پیشنهاد ستاره شناس یهودی زاكاتو به دنبال قاره جدید با هزینه یهودیان به قاره آمریكا راه یافته وپس از كشتار 95 میلیون بومی وسرخپوست واسارت 35 میلیون تلاش كردند تا در قاره جدید استقرار پیدا كنند .

جان كلون یهودی ودریا نورد اهل بارسلونا بعدها نام مسیحی كریستف كلمب را برگزیدودر سال 1942 م. وارد آمریكا شد وی در كتابش می نویسد هدف من یافتن سر زمین خوبی برای یهود ومنابع جدید(طلایآمریكا) برای باز سازی معبد سلیمان وبه دست آوردن قدرت است.

اولین ساكنان آمریكا یهودیان مارانو (مسیحیان اسپانیا ) همان كسانی بودند كه طرح كلمب را پذیرفته وحمایت مالی كردند. حتی كشف قاره آمریكا در راستای بخشی از سناریوی هزاره – مسیحایی است كه در پایان منجر به آزاد سازی قدس از دست كفار (مسلمان ) می گردد . یهودیان مسیحی به غرب مهاجرت كردند.استعمار گران پروتستان بر اساس تصورات اسراییلی های قدیمی وقتی به آمریكا مهاجرت كردند آن راسرزمین موعود یا صهیون یا اسراییل جدید یا سرزمین كنعان یااورشلیم جدید كه در اشعار عهد قدیم بود نام نهادند .و خود را به عبرانیهای قدیم تشبیه كردند كه از ظلم وستم فرعون (انگلستان )فراركرده اند . پروتستانها (پرهیزكاران )به آمریكا مهاجرت كنند وآنها كشتار سرخپوستان را مثل كشتار كنعانیان درمی دانستند .پروتستانیسم آمریكا صبغه ای یهودی دارد.

آمریكاییان مهاجر( پروتستانها ) خودرا ملت بر گزیده وكشورشان را هدیه خدا فرض كردند واز سال 1845م. شروع به غارت وكشور گشایی كردند مثل ایالتهای وهاوایی وآلاسكا و فلیپین و ...

در جنگهای صلیبی هزاران تن از یهودیان خائنی كه حاضر به غسل تعمید نشدند به قتل رساندند .كم كم مسیحیت یهودی رشد كرد . وآنها به خاطر نیاز به ترجمه متون عبری به دانش وهنر روی آوردند . مسیحیان یهودی به نزدیك شدن هزاره اعتقاد داشتند .ویهودیان در حوادث بزرگ آینده كه قبل ظهور میسح به وقوع می پیوندند شریك خود می دیدند .

از ابتدای قرن شانزدهم مسیحیان جدید تاثیر بزرگی بر جنبش انقلابی اوروپا و اندیشمندان لیبرال گذاشت وزمزمه بازگشت میسح در حوادث قرن هفدهم باعث به قدرت رسیدن جناح مسیحیت یهودی شد و در نهایت بر انگیختگی اسراییل در میان فلاسفه وادبای قرن هفدهم وهیجدهم ( جان لاك ،اسحاق نیوتن ،ژوزف پرستلی كاشف اكسیژن ،ژان ژاك روسو ،پاسكال ،امانویل كانت ،جان میلتون و...)شد .

ایده هزاره سوم:

مسیحی گری به فعال (مبارزه جو وتهاجمی )ومنفعل( منتظر مسیح ) تقسیم می شود:

(ژوزف مید) وایده قوم برگزیده كه بیان می كند كه همه اقوام بربر (وحشی ) هستند وملت بر گزیده خدا بایدجهان رابه سمت مقدرش هدایت كند راه را برای سلطنت هزاره مسیح هموار كرد رایش سوم اولین بار در سال 1923 م. نظم نوین را برای هزاره سوم جهانی را عنوان كرد وهم محرك وانگیزه ای برای آلمانها بود كه با شعار قوم برگزیده وپاك سازی نژادی دو جنگ دهشتناك را راه بیاندارند ( شیلینگ ،فیخته ،هگل )وسپس صهیونیسم مسیحی آمریكا كه خود را صاحب رسالت برای توسعه بهشت زمینی می دانست وادعای تاریخی هم دارد.

مسیحیان معتقدند كه در آخرالزمان نبرد نهایی بین مسیحیان مومن ودجال (یهودیان كه نزول می خورندوسنتهای اهریمنی مثل خوردن خون كودكان وسم دادن به بیماران دارند ) پیاده نظام سپاه دجالند رخ خواهد داد رسالت صلیبی این است كه جهان را مسیحی پروتستانیسم كند حتی كاتولولیك ها را، پروتستان این قوم برگزیده بر علیه قوانین موجود قیام می كند وبا تخریب سمبل های سنتی ، پایان عصر كهن را اعلام كنند .

اصول گرایان آمریكایی با خشونت عمل كرده است مبارزات لاهوتی (جنگهای صلیبی ) اما موج خشونت اخیر در آمریكا نشان می دهد كه آمریكا تسلیم توطئه های شیطانی ،منطقه ای وجهانی است واصول گرایی مسیحی (راست مسیحی)جریان های خشونت وترور را حمایت می كند.

اصول گرایی مسیحی باتكیه بر تفاسیر كتاب مقدس از دولت اسراییل حمایت می كنند وبا اعتقادبه هزاره ضمن مخالفت با جریان روشنفكری اعتقاد دارند باید جامعه امریكا وادار كرد كه كتاب مقدس را به عنوان پایه نظام حقوقی واجتماعی وقانونی قرار داد .این جریان به لابی مسیحی تیدیل شد .لابی مسیحی به قدری در كنگره قدرتمند است كه هرساله 5/5 میلیارد به اسراییل كمك می كنند ووارد معادلات جهانی وسیاسی شد كه مهمترین آنها سیاست آمریكا در قبال اسراییل ،توقف تسلیحات ،توحه به دفاع ،وام صندوق جهانی ،توجه به سازمان ملل و.... در 1950 .م.

هزاره گرایی كه در آمریكا از قرن 18 م. به عنوان دكترین پروتستانها در كلیسا مطرح بود به جامعه نفوذ كرد. مسیحیان جدید تعالیم وافكار یهود رانیز تبلیغ می كردند . جنبش میسحی صهیونیستی واصول گرای آمریكا در نیمه قرن 20 م. در پروتستان های آمریكا یی نفوذ كرد كه معتقد به احیای مذهب وپاكی كتاب مقدس انجیل عهد قدیم وتورات بودند .

به دلیل نشر همین عقاید آمریكایی ها از جمله كارتر دوباره غسل تعمید كردند وبا تاسیس تلویزیون ورسانه تبلیغ گسترده ای مثل ترویج نمازهای نزول رحمت ونعمت مسیح را آغاز كردند . و با ائتلاف راست مسیحی با راست نوین واستیلای بر كنكره توسط لابی قدرتمند یهود قوانین را به نفع صهیونیسم به تصویب می رسانند .مایكل هورو نماینده یهودی الاصل آمریكایی سنا طرح ممنوعیت آزار دینی واذیت مذهبی را برای آسایش یهودی ها به تصویب رساند .

در سال دوهزار بحث رجعت مسیح د رمیان برخی فرق مسیحی (مسیحیان انجیلی وصهیونیست ویهودیان )با طرح معركه آرماگدون (هرمجدون )وتخریب مسجدالاقصی اوج گرفت .

تشكیل دولت یهود مقدمه بازگشت مسیح :

ناپلئون صدوهجده سال قبل از اعلامیه بالفور پیشنهاد تاسیس دولت یهودی است .در سال 1839 .م. لرد شافتس بری در مقاله «دولت وافقهای آینده مقابل یهود » گفت یهودیان در هر كشوری بیگانه می مانند ودر ظهور مسیح نقش دارند .ومتون مقدس را طوری تفسیر كرد كه دومین میسح وقتی ظهور می كند كه اسراییل باز پس گرفته شود وفلسطین سر زمین بدون امت است .برای همین باید به پایان تاریخ كمك كرد .

پالمرستون شریك سیاسی ایده شافتسبری (پسر برادر ش) بود وزیر امور خارجه انگلیس شد .وبا اصرار او اولین كنسولگری بریتانیا در قدس در سال 1838 م.افتتاح كرد ویلیام بلاكستون 1935 - 1841م. جهانگرد وثروتمند ومبشر اونجیلی جنبش صهیونیسم یهودی ( اصرار به فلسطین )را ایجاد كرد این گروه با صهیونیسم هرتزلی(قبرس ،اوگاندا ،) تفاوت دیدگاه دارند ولی هر دو دشمن محمدی ها (شیعه) هستند .

مشاركت عمومی استعمار:

سیاستمداران دیگری چون چرچیل ،جان گولر ،بالفور ،چمبرلن ،كمك كردند تا اسراییل به وجود بیاید تا پایان تاریخ به نفع صهیونیسم مسیحی كه بوجود آورده بودند باشد . بدین ترتیب اونجیلیسم پروتستانیسم ( راست مسیحی ریگان را به قدرت رساند وآرمگدون ریگان )به قدرت تاثیر گذار در سیاست گذاری های آمریكا تبدیل شد 25% رای دهندگان تبلیغ مذهب در سی ان بی از 40 زبان واعتقاد به تدبیر هزاره وظهور مسیح بوش پس از جنگ خلیج فارس ایده نظام نوین را اعلام كرد .پروژه ای كه جنبه نظامی وسیاسی وحتی اقتصادی است كه ناشی از از سیاستهای آمریكا است كه همان آمریكایی سازی است كه از ابزار بسیار مهم صهیونیسم مسیحی برای رسیدن سریع تر از مسلمانان به پایان تاریخ است . وعنوان كرد پایان تاریخ حاكمیت ارزشهای آمریكایی است . حمله به افغانستان وعراق وكشتار هزاران نفر همه در راستای اهداف هزاره گرایی مسیحی یهودی است .

این عقاید در فیلمهای ساخت كمپانی یهودی هالیوود به خوبی مشخص است مثل فیلم« قدس دی سی »( دی سی مخفف پایتخت داوود اورشلیم است كه مسیح یهودی به آن باز می گردد ) ودرفیلم قدس دی سی حمله نهایی با یواس آ مخفف ایالات متحده آمریكا است وبعد در فیلم «عقیده مردمی »استیلای اسراییل به قدس در زمان كنونی ازنشانه های فرا رسیدن آخرالزمان نشان داده می شود .

انفجار نور :

واز آنجا كه خداوند بهترین حامی دین خود است ووعده او راست می باشددرست در زمانی كه بیم آن می رفت كه تمام نقشه های یهود برای نابودی اسلام وشیعه به پیروزی برسد معجزه قرن یعنی امام را مامور كرد تا انقلابی را به پا ك اند كه تمام نقشه های هزار ساله را نقش بر آب كند .
انقلاب اسلامی وحكومت شیعی كه مدعی زمینه سازی برای آخرین منجی است . تمام معادلات صهیونسیم مسیحی را د دهه 1970 بر هم زد .
قال رسول الله :
یخرج ناسٌ من المشرق فیوطؤن للمهدی سلطانه
مردمی از شرق قیام می كنندوزمینه را برای انقلاب جهانی مهدی (ع)فراهم می سازند .[3]
1. صافی گلپایگانی ،امامت ومهدویت ،ج3، ص36 ،وسنن ترمذی ٌ89 ،ب2 ،ح3
[2] . (انجیل مرقس/ ص 78 /باب / 13 – انجیل متی/ص41/باب 24 - یوحنا ص152/باب 5 )
[3] . كنز العمال و محمد دشتی ، آینده و آینده سازان ، ص
نوشته شده توسط سركارخانم زلفی زاده



دولت جهانی بيلدربرگ



«بيلدربرگ» يك سازمان جهاني مرموز است كه محافل مختلف سياسي به ديده مشكوك به آن نگريسته و بسياري آن را «دولت پنهان جهان» مي دانند.

اشاره
بررسي موشكافانه روند مناسبات بين المللي، پرده از ماهيت «به ظاهر متفاوت » دولت هاي غربي برداشته و همه آنها را در يك «مسير واحد» قرار مي دهد. مسيري كه در آن، سياست و اقتصاد و اصول ارزش هاي يك دولت و كشور خاص مطرح نيست و موجوديت نظام هاي سياسي، فقط در قالب اين «واحد» قابل تعريف است. اگر اروپا و آمريكا اختلافات جزيي با هم دارند، در سياست شعارهايي چون دموكراسي، آزادي، حقوق بشر؛ و در اقتصاد نئوليبراليسم، آنها را به هم پيوند زده است. اگرچه اين پيوند در خدمت توهين به دموكراسي، سلب آزادي، نقض حقوق بشر و استثمار جهان سوم قرار گرفته، اما دولت هاي غربي با بهره گيري از بلندگوهاي تبليغاتي خود و سانسور واقعيت ها، در مقابل آگاهي افكار عمومي نيز ايستاده اند. اين همسويي و وحدت رويه، حكايت از يك معمار پشت پرده دارد كه با «تعيين مسير» و «تعريف اصول» مي خواهد دنيا را بر محور خواسته هايش بچرخاند.
به راستي، اين معمار كيست؟ چه شخص يا گروهي دستور روز جهان را مشخص مي كنند؟ آيا امكان دارد كه گروهي كوچك بر كل دنيا حكومت كند و تعيين سران كشورها در دست آن باشد؟ تعيين كننده قيمت نفت و طلا باشد؟
با در نظر گرفتن گروهي متشكل از بزرگترين سرمايه داران جهان، سران رسانه هاي پرمخاطب و تاثيرگذار دنيا، رهبران كشورهاي صنعتي، افراد بانفوذ و تاثيرگذار در عرصه سياست بين الملل و... تصور اين «گروه معمار» چندان هم مشكل نيست.

*********

«بيلدربرگ» يك سازمان جهاني مرموز است كه محافل مختلف سياسي به ديده مشكوك به آن نگريسته و بسياري آن را «دولت پنهان جهان» مي دانند.
صهيونيست ها در راستاي اهداف خود براي تسخير جهان و تشكيل يك «دولت واحد» تحت كنترل خود، پس از برنامه ريزي براي در دست گرفتن اهرم هاي سياسي، اقتصادي و تبليغاتي جهان، حال به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد اين اهرم ها را در يك نقطه جمع كرده و از يك منبع فكري و ايدئولوژيك تغذيه كنند. «بيلدربرگ» اين منبع ايدئولوژيك است كه تقريبا هر سال يكبار رهبران سياسي جهان، رئيسان شركت هاي بزرگ و محافل مالي عظيم كه بازوهاي اقتصادي و بازرگاني دنيا را در انحصار دارند، و نيز صاحب نظران عرصه هاي سياسي، اجتماعي و تبليغاتي را در يك نقطه جمع كرده و پشت درهاي بسته دستور كار سال آينده جهان را تعيين مي كند.
اين نهاد تحت كنترل صهيونيست ها همه ابزارهاي لازم را براي تحقق اهداف خود در اختيار دارد. با بهره گيري از رسانه ها و منابع عظيم مالي، قدرت و حكومت در كشورها را به افراد موردنظر خود مي سپارد؛ با استفاده از اهرم هايي چون بانك جهاني، صندوق بين المللي پول، سازمان تجارت جهاني و مانند آنها، قيمت نفت و طلاي سال را تعيين مي كند. به واسطه بازوهاي اجتماعي و حقوقي خود قوانيني را براي كشورها وضع مي كند كه جلو هرگونه تحرك عليه اهداف صهيونيسم را بگيرد.
براساس مدارك موجود، پيوند اروپا و آمريكا به وسيله ناتو، ايجاد بازار مشترك اروپا، روي كارآمدن كساني چون كلينتون، بلر و بسياري كه هنوز نامشان در خفا مانده، استعفاي مارگارت تاچر، وقوع جنگ خليج فارس، تحول نهضت اروپا، تخريب وجهه ژان ماري لوپن ناسيوناليست در فرانسه، تحريم آرژانتين در جريان جنگ «فالك لند»، تقسيم آلمان به دو قسمت شرقي و غربي، همه و همه در جلسات بيلدربرگ تصميم گيري شده اند.
بيلدربرگ به دنبال ايجاد يك دولت جهاني است. دولتي كه اقتصاد و سياست و حتي مذهب آن فقط يك بعد داشته باشد: صهيونيسم.
جلسات بيلدربرگ هر سال در يكي از هتل هاي پنج ستاره دنيا و تحت شديدترين تدابير امنيتي تشكيل مي شود. از آنجايي كه صهيونيسم، رمز موفقيت خود را «پنهان كاري» مي داند، هيچ رسانه اي حق ورود به جلسات آن را ندارد. هتل مورد نظر 48ساعت قبل از شروع اجلاس قرق مي شود. ماموران سيا و كشور برگزاركننده، در جاي جاي هتل مستقر مي شوند. به آنها دستور داده مي شود كه هر جنبنده اي را در محدوده چند كيلومتري هتل تحت كنترل داشته و در صورت نياز، افراد مشكوك را به قتل برسانند.
كشور برگزاركننده اجلاس، از سوي منابع مالي بيلدربرگ براي رزرو هتل تغذيه مي شود. اسامي دعوت شدگان به اجلاس كاملا محرمانه مي ماند و كشور ميزبان براي دعوت شدگان ويزا هم صادر نمي كند تا نام آنها در جايي ثبت نشود. محتواي اجلاس كاملا محرمانه مي ماند و هيچ يك از اعضا حق انتشار مطالب مطروحه در جريان نشست ها را ندارد.
تمامي ورود و خروج ها در جريان اين نشست هاي چهار روزه تحت كنترل است. حتي ميوه ها و مواد غذايي كه براي شركت كنندگان تهيه مي شود، كاملا بازرسي مي شوند. سؤال منتقدان اين است كه «اگر هدف از برگزاري اين اجلاس توطئه چيني عليه ملت ها و كشورها، استثمار جهان سوم، استحمار افكار عمومي، و پيشبرد اهداف شوم صهيونيسم نيست، چرا اين اصل دموكراسي مبني بر «بحث و تبادل نظر علني در مورد مسائل» در بيلدربرگ رعايت نمي شود؟»
سال ها بود كه حتي مكان و زمان برگزاري اجلاس بيلدربرگ نيز فاش نمي شد اما خبرنگاران جسوري هستند كه سال ها به تعقيب «بيلدربرگي »ها پرداخته و به اسناد قابل توجهي در اين مورد دست يافته اند. (در ادامه اين نوشتار از اين خبرنگاران و اسنادي كه آنها به دست آورده اند نيز سخن خواهيم گفت).
از آنجايي كه سران رسانه هاي بزرگ دنيا خود در خدمت بيلدربرگ هستند، اين رسانه ها هيچ گاه اقدام به تشريح كاركرد اين سازمان مخوف نكرده اند. «گوردن تتر» ستون نويس روزنامه انگليسي «فايننشال تايمز» در سال 4791 طي مطلبي فقط چند سؤال در مورد جلسات بيلدربرگ مطرح كرد، اما بلافاصله توسط گردانندگان روزنامه مذكور، از كار بركنار شد.

تاريخچه
اولين اجلاس بيلدربرگ از 29 تا 31 مه 1954 در هتل «بيلدربرگ» متعلق به پرنس «برنهارد» وليعهد هلند برگزار شد. «جوزف ريتنگر» يهودي، مشاور سياسي پرنس برنهارد كه در سال 1948 «نهضت اروپا» را بنيان گذاري كرد، چند سال بعد از آن نيز، در راستاي اهداف صهيونيسم، پيشنهاد تشكيل اين گروه را داد. وي پس از جلب موافقت برنهارد، با سفر به اروپا و آمريكا، با نخست وزيران، روساي جمهور، رهبران كارگري، مديران صنايع و حكام غيركمونيست ديدار، و از آنها براي شركت در يك نشست غيررسمي در هلند دعوت كرد. اين نشست كه براي نخستين بار در هتل بيلدربرگ برگزار شد، بعدها به همين نام به فعاليت خود ادامه داد.
رتينگر توانسته بود با اين ابتكار خود اروپا و آمريكا را به هم پيوند زند. به طوري كه «جرج مك گي» مقام برجسته وزارت خارجه آمريكا مدعي شد كه «سوءتفاهم هاي موجود ميان اروپا و آمريكا در اولين اجلاس بيلدربرگ از بين رفت.»
موفقيت نخستين نشست باعث شد كه سازمان دهندگان آن در پي طرح ريزي براي برگزاري سالانه اجلاس «بيلدربرگ» باشند. يك كميته سازماندهي دائمي تشكيل و رتينگر يهودي دبيركل دائمي آن شد. اين كميته علاوه بر سازماندهي جلسات و ارسال دعوتنامه به اشخاص مورد نظر، اسامي شركت كنندگان و اطلاعات دقيق آنها را جمع آوري مي كرد. اينگونه بود كه يك شبكه غيررسمي نيز تشكيل شد تا اعضاي بيلدربرگ بتوانند به طور محرمانه با يكديگر در تماس باشند.
حال صهيونيسم توانسته بود پا را از تشكيل «نهضت اروپايي» فراتر گذاشته و آمريكا را نيز براي دستيابي به اهداف خود، در كنار اروپا، به خدمت گيرد. از سال 1954 به بعد، تقريبا هر سال يكبار، صهيونيسم سران قدرت و سرمايه را در يكي از هتل هاي اشرافي جهان جمع كرده تا به واسطه آنها- كه خود اغلب يهودي هستند- در مورد آينده جهان تصميم گيري كند.
همان طوري كه پيشتر نيز اشاره رفت، هر تصميمي كه در اجلاس بيلدربرگ گرفته مي شود، به دليل نفوذ و تأثيرگذاري بالاي شركت كنندگان، خود به خود ضمانت اجرايي پيدا مي كند. از اين رو آنگونه كه خبرگزاري بي بي سي اعتراف كرده است، «بيلدربرگ هدايت گر سياست هاي بين المللي از پشت درهاي بسته» بوده و تمامي جلسات رسمي و علني از جمله اجلاس گروه 8 و تصميماتي كه در آنها «اعلام مي شود»، فقط يك «نمايش» است (در سال 2003 مانند سال جاري، اجلاس گروه 8 دقيقا چند روز بعد از نشست بيلدربرگ برگزار شد.).
حال به راحتي مي توان به علل اتحاد اروپا و آمريكا عليه روسيه، و نيز تنها مسئله حل نشده اي كه باعث تبديل اجلاس گروه 8 سال جاري به صحنه مناقشه بوش و پوتين شد، يعني استقرار سامانه موشكي آمريكا در خاك اروپا، پي برد. روسيه در سازمان بيلدربرگ جايي ندارد و سياستي كه در قبال اسرائيل اتخاذ كرده، متفاوت با چيزي است كه آمريكا و اتحاديه اروپا در آن اتفاق نظر دارند. صندلي روسيه در اجلاس بيلدربرگ 2007 خالي بود و «مذاكره با مسكو» تنها گزينه باقي مانده براي بحث در اجلاس گروه 8 شد.

شركت كنندگان بيلدربرگ
رتينگر كه بيلدربرگ را بنيان نهاد و تا آخر عمرش (1960) دبيركل آن بود، اساسنامه اي براي بيلدربرگ تهيه كرد. او سيماي شركت كنندگان جلسات بيلدربرگ را اينگونه ترسيم مي كند: «شهروند هر كشوري كه به دفاع از اصول اخلاقي و ارزش هاي فرهنگي غرب اعتقاد داشته و در ترويج آن شخصا سهيم باشد، شايسته دعوت به اجلاس بيلدربرگ است. اما از آنجايي كه موفقيت نشست ها به سطح شركت كنندگان وابسته است، دعوت نامه ها براي افراد مهم و عمدتا سرشناسي ارسال مي شود كه از كانال تجارب، اطلاعات ويژه و نفوذشان در دواير ملي و فوق ملي، مي توانند اهداف مورد نظر بيلدربرگ را تحقق بخشند.»
شركت كنندگان عمدتا بانكداران بزرگ، متخصصان جنگي، سران رسانه هاي تأثيرگذار و پرمخاطب، وزيران كليدي، سرمايه گذاران بين المللي و رهبران سياسي اروپا و آمريكاي شمالي هستند. براساس اسناد موجود از اعضاي فعال بيلدربرگ مي توان به سران رسانه هايي چون «لوفيگارو»، «اكونوميست»، «تايمز»، «هرالدتريبيون» و...، افرادي چون دونالد رامسفلد وزير جنگ سابق آمريكا، «ديويد راكفلر» ميلياردر و غول نفتي جهان، «هنري كيسينجر» از وزيران اسبق خارجه آمريكا، «پل ولفو ويتز» رئيس مستعفي بانك جهاني، ديك چني معاون بوش، رئيسان شركت هاي بزرگ بين المللي مانند نوكيا، كوكاكولا، مايكروسافت، پپسي و... اشاره كرد.

خبرنگاران جسور
در 53 سال گذشته هيچ گونه ليستي از اسامي شركت كنندگان و يا محتواي جلسات، از سوي گردانندگان بيلدربرگ منتشر نشده است. اما «جيم تاكر» و «الكس جانز» از جمله خبرنگاراني هستند كه موفق شده اند پس از سال ها تعقيب و گريز از پژوهش، اطلاعات ارزنده اي را در مورد اهالي بيلدربرگ به دست آورند. تاكر بيش از 35 سال از عمر خود را در تعقيب بيلدربرگ بوده است. او يك روزنامه نگار ورزشي در نشريه كم تيراژ Spotlight بود، اما پس از اينكه در دهه 70 به وجود بيلدربرگ پي برد، بازي موش و گربه را با اهالي بيلدربرگ آغاز كرد. تاكر هدف خود را افشاي ماهيت شوم بيلدربرگ عنوان كرده و مي گويد: «آنها از من متنفرند، چرا كه من اجازه نخواهم داد بيلدربرگ با خيال راحت بر دنيا حكومت كند.»
اين خبرنگار جسور اولين كسي بود كه به جستجوي مكان برگزاري اجلاس بيلدربرگ پرداخت. شايد علت اينكه در سال هاي اخير «كميته سازماندهي» بيلدربرگ خود اقدام به اعلام شهر و تاريخ برگزاري اجلاس مي كند، افشاگري هاي مستند تاكر باشد.
او مي داند كه اجلاس بيلدربرگ هميشه در ماه مه يا ژوئن و در يكي از هتل هاي پنج ستاره برگزار مي شود. گاه، رسانه هاي تحت كنترل بيلدربرگ به منظور انحراف افكار عمومي، نام هتل هاي ديگري را محل برگزاري اجلاس معرفي مي كنند. اما تاكر به خوبي مي داند كه چگونه از عهده اين فريبكاري برآيد. او به تمام هتل هاي پنج ستاره شهر اعلام شده مراجعه كرده و در تاريخ مورد نظر بيلدربرگ، درخواست اتاق مي كند. وقتي مطمئن شد كه هتل خاصي در آن تاريخ معين سرويس نمي دهد، مرحله بعدي جستجوي خود را آغاز مي كند.
در سال 1999 كه اجلاس بيلدربرگ در پرتغال برگزار مي شد، تاكر به آنجا رفت و هتل مورد نظر بيلدربرگ يعني هتل قيصر شهر «سينترا» را شناسايي كرد. او سپس با دفتر هتل تماس گرفت:
- «ببخشيد، من به اجلاس بيلدربرگ دعوت شده ام، اما متأسفانه دعوت نامه ام گم شده است. درست تماس گرفته ام؟ مكان برگزاري نشست همانجاست؟
- بله، اينجا دقيقاً همان مكاني است كه شما بايد حضور داشته باشيد.»
در پرتغال، مأموران سيا به حضور تاكر پي برده و به تعقيبش پرداختند. او كه در اطراف هتل قيصر مشغول تهيه عكس بود، سريعاً خود را به اتومبيلش رساند و با «رانسون» همراه انگليسي خود اقدام به فرار كرد. در حالي كه اتومبيل سيا به دنبال تاكر افتاده بود، «رانسون» با سفارت بريتانيا در پرتغال تماس گرفت و درخواست كمك كرد. اما پاسخ سفارت به او اين بود: «بيلدربرگ بسيار بزرگتر از قد و اندازه ماست، ما خيلي كوچك هستيم، فقط يك سفارتخانه كوچك. تنها كمكي كه مي توانيم به شما بكنيم اين است كه بگوئيم، سريعاً به محل اقامت خود برگشته و از آنجا تكان نخوريد.» تاكر و همراهش به سختي توانستند از دست سيا جان سالم به در برند.
شيوه تاكر اين است كه در اطراف هتل استتار مي كند و با دوربين خود از خودروهايي كه وارد محل مي شوند، عكس مي گيرد. او تمامي افراد را شناسايي مي كند. اين خبرنگار جسور همه اين افراد را در حال ورود به هتل اجلاس بيلدربرگ ديده است: «ديويد راكفلر» رئيس بانك منهتن، «آمبرتو آگنلي» رئيس كارخانه فيات، «ورنون جردن» دوست صميمي بيل كلينتون، «هنري كسينجر» كه هم اكنون از سران بيلدربرگ به شمار مي رود، «ريچارد هولبروك» نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل، «روبرت زوليك» معاون وزير خارجه آمريكا و نامزد احراز پست رياست بانك جهاني، «كانراد بلك» مديرمسئول روزنامه «ديلي تلگراف» و صاحب بيش از 480 نشريه در سر تا سر جهان، و بسياري ديگر از اشخاص قدرتمند و صاحب نفوذ در عرصه هاي مختلف.
تاكر هم اكنون به عنوان «پيشگام جبهه ضد بيلدربرگي» از تمامي ابعاد پيدا و پنهان اين سازمان مرموز آگاه است. او مي گويد كه بيلدربرگي ها از سال 1954 بر دنيا حكومت مي كنند. به عقيده وي، بيلدربرگي ها تصميم مي گيرند كه جنگ ها چه زماني آغاز شوند، چقدر طول بكشند، و كي پايان يابند.
پيام تاكر به جهانيان اين است: «من از مردم مي خواهم بفهمند كه اين اجلاس، يك نشست عادي محرمانه نيست كه در آن نخبگان گردهم آيند و در مورد مسائل مختلف به تبادل نظر بپردازند. بيلدربرگي ها تقريباً تمامي امور جهان را در دست دارند... و اگر اين حرف مرا باور كنيد، لطف بزرگي در حق «خود» كرده ايد.»
در كنار تاكر، مي توان نام «الكس جانز»، از گردانندگان سايت prisonplanet را نيز به عنوان يكي از افشاگران ماهيت بيلدربرگ ذكر كرد. او موفق شد سال گذشته در سفري كه به «اوتاوا» در كانادا داشت، به ليست كامل اشخاص دعوت شده به اجلاس كانادا (11-8 ژوئن 2006) دست پيدا كند.

منابع و مأخذ:

لندن 10/3/2001

3- www.newsconfidential.com
4- www.prisonplanet.com
5- www.infowars.net
6- www.jonesreport.com
7- www.americanfreepress. 1- روزنامه گاردين چاپ 2- www.bilderberg.org

دولت جهانی بيلدربرگ 1



بیلدربرگ به دنبال ایجاد یک دولت جهانی است. دولتی که اقتصاد و سیاست و حتی مذهب آن فقط یک بعد داشته باشد: صهیونیسم.
امروز که دو سال از انتشار آن گزارش ویژه می گذرد، از عمر بیلدربرگ نیز 58 سال سپری شده و این بار هتل «نفسیکا آستیر» در چند کیلومتری شمال آتن پایتخت یونان میزبان میهمانان ویژه خود است. نیم قرن اما برای تشکیل آن «دولت جهانی» فرصت کمی نیست و می بینیم که خبری هم از آن نیست. این روزها که پنجاه و هشتمین نشست بیلدربرگ در حال برگزاری است، بی وجه و بی مناسبت نیست که این سؤال اساسی را مطرح کنیم که چرا بیلدربرگی ها تاکنون موفق به تشکیل دولت واحد جهانی تحت رهبری صهیونیسم نشده اند؟ در این برهه زمانی، باید پرسید کسانی که انگیزه و داعیه شان از جهانگیری جدا نبود و شاید بهتر آن باشد که بگوئیم عین آن بود، هم اکنون به چه امری مشغولند؟
پایگاه اینترنتی یونانی GR Reporter چندی پیش گزارش داد که بیلدربرگی ها امسال نیز در همان محل برگزاری نشست سال 1993، یعنی هتل «نفسیکا آستیر»، گردهم خواهند آمد. به دنبال انتشار این خبر، کیهان به دقت مترصد اخبار مربوط به این سازمان سری بود تا اینکه روز پنجشنبه 24اردیبهشت ماه همزمان با آغاز نشست 2009بیلدربرگ، روزنامه انگلیسی تایمز در اقدام بی سابقه ای تصویر صفحه 9 شماره روز هجدهم آوریل 1977 خود را در وب سایت رسمی این روزنامه قرار داد. در این نسخه قدیمی از تایمز که برای اولین بار در اینترنت منتشر شد، سازمان سری بیلدربرگ معرفی، و خبر نشست آن سال بیلدربرگی ها نیز درج شده است. تایمز یادداشت جدیدی نیز به قلم «روبرت بویز» و «جان کار»، خبرنگاران مستقرش در آتن، به این نسخه قدیمی اضافه کرده و در آن، به نقل از «دنیس هیلی» قائم مقام سابق حزب کارگر انگلیس و از اعضای معروف بیلدربرگ می نویسد: «اینکه می گویند ما به دنبال تشکیل دولت جهانی هستیم، کمی مبالغه آمیز است، اما نادرست نیست. ما اعضای بیلدربرگ به این نتیجه رسیده بودیم که نمی توانیم برای همیشه با یکدیگر بجنگیم. بنابراین برای ما یک جامعه واحد جهانی می توانست چیز خوبی باشد.»
تایمز موضع صریح و قاطعی در مورد نشست آتن نمی گیرد، اما با تفتیش در مورد برنامه کاری اعضای معروف و شرکت کنندگان احتمالی بیلدربرگ به این نتیجه می رسد که،به گفته «الکس اوبرایان» سخنگوی بانک جهانی، «روبرت زولیک» رئیس این بانک دقیقاً در 24 اردیبهشت برای کار نامعلومی به یونان سفر کرده است. برنامه کاری «تیم گیتنر» وزیر خزانه داری آمریکا به طور عجیبی در دو روز آینده خالی است. «جو آکرمن» رئیس بانک هلند قرار است به «جایی در اروپا» سفر کند؛  و «جین کلاد تریچت» رئیس بانک مرکزی اروپا تا پایان هفته برنامه ای ندارد... و این یعنی حضور قطعی این افراد در هتل نفسیکا آستیر آتن.
جالب اینکه روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز در شماره روز پنجشنبه گذشته خود ضمن اشاره به گزارش روزنامه تایمز، خبر اجلاس آتن را تائید کرد و با کنایه نوشت «شاید نشست امسال توسط برخی رسانه های انگلیسی پوشش داده شود، اما از روزنامه های آمریکایی واشنگتن پست و وال استریت ژورنال انتظار اخبار بیلدربرگ را نداشته باشید، سران آنها خودشان در جلسات حضور دارند.»
برای آگاهی از دستور کار سال جاری بیلدربرگ، بهترین مرجع «جیم تاکر» خبرنگار جسور نشریه آمریکن فری پرس است که از سال 1975در تعقیب بیلدربرگ بوده است. او امسال نیز به یونان سفر کرده و توانسته به اطلاعات قابل توجهی از دستور کار نشست آتن به دست آورد. وی می نویسد: «یکی از مهم ترین مباحثی که در این نشست مطرح می شود چگونگی بهره برداری از بحران اقتصادی جهانی در جهت اهداف بیلدربرگ است. آنها کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی را تحت فشار قرار خواهند داد که سیاست «حمایت گرایی» را کنار بگذارند. چیزی که سرمایه گذاران بین المللی و سران دولت ها، که از اعضای ثابت بیلدربرگ به شمار می روند، بدان وفادارند، نه ملت و کشور خود، که حساب بانکی شان است.»
دانیل استالین دیگر خبرنگاری که به مفتش بیلدربرگ مشهور است، درباره نشست 24 تا 27 اردیبهشت در آتن می نویسد: «بیلدربرگی ها در حال نمایش یک تصویر غیرواقعی از بهبود وضعیت اقتصادی جهان هستند تا سرمایه گذاران را تحریک کرده وادارشان کنند که دوباره پول هایشان را وارد بازار کنند. هدفشان از این کار کلید زدن پروژه جدیدی است که در ماه های آینده رکود اقتصادی دیگری را رقم زده و بسیاری را متضرر خواهد کرد.»
براساس اخبار رسیده از منابعی که «استالین» به آنها دسترسی دارد، بیلدربرگ دوباره تلاش خواهد کرد پیمان لیسبون، که از آن به عنوان طرح جایگزین قانون اساسی اتحادیه اروپا یاد می شود قدم دیگری در راستای هماهنگی کشورهای اروپایی برداشته شود. ایرلندی ها سال گذشته به این پیمان رای منفی دادند و همین امر باعث شد که پروسه«وحدت» در اروپا بار دیگر متوقف شود. این بار اما بیلدربرگی ها تدارک ویژه ای برای مردم ایرلند دیده اند. آنها دریافته اند
تنها کاری که برای مقابله با مخالفت ایرلندی ها می توان کرد، این است که با «دکلان گانلی» در افتاده و وی را براندازند. گانلی رهبر مخالفان پذیرش پیمان لیسبون از سوی ایرلند است و بیلدربرگی ها می خواهند با انتشار شایعه ای مبنی بر وابستگی وی به دلالان اسلحه مرتبط با ارتش آمریکا، کارش را یکسره کنند.
در میان این همه اما واقعیتی که نمی توان چشم بر آن بست این است که اکنون تمام موجودیت غرب، و به خصوص سیاست واقتصاد آن، در یک دوره بحرانی وارد شده است. دوره ای که در آن روند امور از دست صحنه گردانان پنهان خارج شده و عقربه ساعت در جهت عکس منافع آنها در حال گردش است. بیلدربرگی ها اگرچه توانسته اند در جاهایی اعمال قدرت کنند وامور را بر وفق مراد خویش رقم زنند، اما هنوز پس از گذشت بیش از نیم قرن نتوانسته اند به هدف اصلی خود، یعنی تشکیل دولت واحد جهانی، دست یابند؛ و به گواه شبح سیاه گردبادهایی که در افق دیده می شود، در آینده نیز اگر بناست بیلدربرگی وجود داشته باشد، باید به نوعی از اعمال نفوذ حداقلی اکتفا کند.
«مارگارت تاچر» نخست وزیر سابق انگلیس که در دهه 1980 از سوی بیلدربرگ روی کار آورده شده و سپس به دلیل حمایت از تمامیت ارضی کشورش و اتخاذ مواضع ناسیونالیستی کنار گذارده شد، زمانی ضمن افتخار به اینکه سازمانی قدرتمند چون بیلدربرگ او را از اریکه قدرت به زیر کشیده، پیش بینی کرده بود که سال 2002 میلادی پایان بیلدربرگ و رویای تشکیل یک دولت واحد جهانی است. تاچر هم اکنون به بیماری آلزایمر گرفتار شده و توان یادآوری خاطراتش را ندارد، اما گویا پیش بینی او به حقیقت پیوسته است.
بررسی دقیق تحولات بین المللی پرده از این واقعیت به کنار می نهد که ناسیونالیسم، بزرگترین و جدی ترین دشمن بیلدربرگ، در فرآیندی رو به رشد قرار گرفته و به هر سو که می نگریم، از آمریکای لاتین گرفته تا آسیا، ملت ها حاضر به فدا کردن گرایشات ملی خود در برابر تمایلات فراملی نیستند.
لازمه حکومت یک دولت واحد بر جهان، هماهنگی بازوهای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک همه کشورها در راستای این هدف است. اما همان اتحادیه اروپایی که براساس اسناد منتشر شده ازسوی شبکه پرآوازه خبری بی بی سی، نطفه آن در بیلدربرگ بسته شد، به عنوان سمبلی از ادغام چندین کشور در یک سیستم واحد، به هیچ وجه نتوانسته به اهداف اولیه خود که واحد سازی مواضع کشورهای عضو در قبال مسائل مختلف است، دست یابد. از دو دستگی بر سر جنگ ادعایی آمریکا با تروریسم گرفته تا نحوه برخورد با پرونده هسته ای ایران، شکاف میان کشورهای اروپایی، عمیق تر از آن است که بتوان نادیده اش گرفت.

۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه

دانلود کتاب تحقیقی در تاریخ آیین یهود


دانلود کتاب تحقیقی در تاریخ آیین یهود


نام کتاب
تحقیق در آیین یهود
نویسنده
موضوع
دین + آیین + یهود
رمز ( پسورد )
www.tarikhema.ir
تهیه توسط
۰۰۰۰۰ حجم دانلود کتاب
- کیلوبایت (KB)
قالب کتاب
PDF – پی دی اف
منبع الکترونیکی

دانلود کتاب های مقدس عهد عتیق و جدید: تورات و انجیل




کتابهای عهد عتیق (تورات)
کتاب پیدایش
کتاب خروج
کتاب لاویان
کتاب اعداد
کتاب تثنیه
کتاب یوشع
کتاب داوران
کتاب روت
کتاب اول سموئیل
کتاب دوم سموئیل
کتاب اول پادشاهان
کتاب دوم پادشاهان
کتاب اول تواریخ
کتاب دوم تواریخ
کتاب عزرا
کتاب نحمیا
کتاب ایستر
کتاب ایوب
کتاب مزامیر
کتاب امثال
کتاب جامعه
کتاب غزل غزلهای سلیمان
کتاب اشعیا
کتاب اِرمیا
کتاب مراثی ارمیا
کتاب حزقیال نبی
کتاب دانیال
کتاب هوشع
کتاب یوئیل
کتاب عاموس
کتاب عوبدیا
کتاب یونس
کتاب میکاه
کتاب ناحوم
کتاب حبقوق
کتاب صفنیا
کتاب حجی
کتاب ملاکی
کتاب زکریا
کتاب های عهد جدید (انجیل)
نامه اول پولس به مسیحیان قرنتیس
نامه اول یوحنا
نامه اول پطرس
نامه اول پولس به مسیحیان تسالونیکی
نامه اول به مسیحیان تیموتائوس
نامه دوم پولس به مسیحیان قرنتیس
نامه دوم یوحنا
نامه دوم پطرس
نامه دوم پطرس به مسیحیان تسالونیکی
نامه دوم پولس به مسیحیان تیموتائوس
نامه سوم یوحنا
اعمال رسولان مسیح
نامه پولس به مسیحیان کولسی
نامه پولس به مسیحیان افسس
نامه پولس به مسیحیان غلاطیه
نامه ای به مسیحیان یهودی نژاد، عبرانی
نامه یعقوب
سرگذشت عیسی مسیح نوشته یوحنا
نامه یهودا
سرگذشت عیسی مسیح نوشته لوقا
سرگذشت عیسی مسیح نوشته مرقس
سرگذشت عیسی مسیح نوشته متی
نامه پولس به فلیمون
نامه پولس به مسیحیان فیلیپی
مکاشفه
نامه پولس به مسیحیان روم
نامه پولس به تیطوس
نویسنده
موسی و .. جمعی از انبیای یهودی، مسیحی
موضوع
دین + مذهب + خدا + عدالت + باستان
رمز ( پسورد )
www.tarikhema.ir
تهیه توسط
۰۰۰۰۰ حجم دانلود
۵۳٫۰۰۰ مگابایت (MB)
قالب
PDF – پی دی اف
منبع الکترونیکی