کافه تلخ

۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

حروف عبری و نقش آنها در فرهنگ یهود



واژه "فرهنگ" به گونه های مختلفی تعریف شده، می گویند فرهنگ عبارت است از مجموعه ای از استعدادها، عادات، مشتمل بر علم و دانش، تفکر و اندیشه و قضاوت و سایر غرایض که بر طبق یک اصول منطقی و منظم باعث تکامل انسان میشود. همچنین باعث ایجاد وجه تمایز بین او و دیگر جانوران. ضمن آنکه بعنوان عضوی از جامعه، جهت تسلسل و بقاء خود در حفظ این میراث کوشا باشد. خط و زبان یکی از اجزای اصلی تشکیل دهنده فرهنگ در میان جوامع به شمار می رود.
در آیین یهود این ابزار از ابتدا جنبه روحانی داشته زیرا پیام آور قوانین الهی (تورات) بوده است. اولین بار به شکل طومارهای حامل نویدهای تسلی بخش جهت روز موعود رهایی و بازخرید یهودیان از بردگی در مصر، آمدن شبات و سپس گرفتن ده فرمان خداوند توسط حضرت موسی. علمای یهود بر این باورند خداوند حروف عبری را قبل از آفرینش زمین و آسمان خلق نموده است تا وسیله ای باشد برای ارتباط مابین خودش و مخلوقاتش و بشر پس از آگاهی بر این علم قادر باشد با آفریدگار خویش ارتباط برقرار کند تا از قوانین الهی که توسط انبیا به آنان ارائه شده در جهت تکامل خویش بهره جویند.

چگونگی پیدایش و شکوفایی فرهنگ یهود از طریق خط و زبان:

ناگفته نماند برای شناخت و کسب اطلاعات جامع تر زبان عبری با توجه به سابقه تاریخی و نقش حساس آن مسلما نیاز به مطالعات فراوانی است. در این نوشتار سعی شده اشاره ای داشته باشیم، مختصر به سوابق تاریخی، بررسی حروف و رابطه اعداد با حروف عبری.
حفاری ها و کشفیات مختلف از سنگ نوشته ها در مناطق خاورمیانه نشان از آن دارد. در ابتدا دو نوع سیستم مهم خطی وجود داشته است یکی متعلق به تمدن سومریان با نام سیستم پیکتو گرافیک یا خط تصویری و دیگری برای تمدن مصریان که دارای علایم مخصوص و بصورت شکل های هندسی بوده. نوع دیگر از سیستم های خطی که بعدها شکل گرفت زبان Hijborow (های برو) که ترکیبی از سیستم خطی هیروگلیف از مصر و سیستم کونیفر که مرکب از 600 حرف بوده و طبق اسناد موجود تا اواسط قرن هشتم قبل از میلاد از این سیستم خطی هم در بعضی از اقوام مستقر در کرانه های مدیترانه استفاده میشد. با توسعه تمدن های دیگر همانند فینیقی ها و عبرانی ها در کنعان و پی ریزی شدن فرم خطی و در اثر ایجاد روابط تجاری و فرهنگی و یا کشورگشایی بعضی از اقوام الزاما تغییرات عمده ای در یک راستا بین آنان در جهت شبیه سازی خط و زبان انجام گرفت. این شباهت را میتوان ازسندهای بدست آمده بین حروف عبرانی و فینیقی به وضوح رویت نمود. البته استفاده از این سیستم های خطی در ابتدا بسیار دشوار بود و فقط اقلیتی محدود امکان فراگیری آنرا داشتند. رفته رفته بخاطرنیازهای روزافزون و گسترش روابط، این احساس پدید آمد که باید خطی ساده تر ابداع شود که بتواند در زندگی روزمره جوابگوی آنان باشد.
در حفاری های مناطقی در بیت اللحم کتیبه های کشف شده مبین آن است که یهودیان پس از استقرار در سرزمین مقدس در طول قرن 13 قبل از میلاد اقدام به تغییراتی اساسی در این زمینه البته با کمک گرفتن از حروف فینیقی در جهت بهینه کردن خط و زبان انجام دادند. این عمل نه تنها باعث شد هر حرف هم معنی کلمه را بدهد و شکل آن هم با معنای کلمه یکی باشد بلکه باعث ابداع حروفی ساده تر گردد. ضمن آنکه اقوام دیگر در این راستا کم و بیش از این تغییرات در خط و زبان خویش استفاده نمودند و داوطلبین بیشتری را برای فراگیری آن فرا خواند.
همانطور که قبلا اشاره شد حروف تصویری در ابتدا به شکل حیوانات و یا اشیاء می بودند که طی زمان دستخوش تغییراتی گردید و به شکل حروف که در خط عبری کنونی است بکار گرفته شد.
هرچند که این تغییرات تدریجا طی قرون متمادی انجام گرفته است. ولی حالات بعضی از این حروف تا حدی حفظ شده اند. بدین ترتیب که اولین حرف از هر کلمه با توجه به معنای آن کلمه سمبلی برای آن حرف قرار داده شد. مثلا ב علامت که نشانگر یک خانه است و با ב مطابقت دارد باعث شد که برای حرف ب سمبلی بصورت ב در نظر گرفته شود.
حرف ו (واو) در زبان عبری به معنی میخ نیز می باشد با کمی دقت مشاهده میشود که بالای آن سر میخ و در پایین قسمت تنه را نشان میدهد. این حرف در ابتدا به شکل Y و سپس تغییر یافته و به شکل ו و امروز به شکل ו که به تنهایی نمایشگر تصویری از یک میخ بوده، تشکیل یافته. کلمه ג (گیمل) در زبان عبری به معنی شتر نیز می باشد. همانگونه که مشخص است قسمت بالای سر شتر و میانه آن گردن و تنه و قسمت انتهای پایین دو پای آن را نشان میدهد. شکل اولیه آن اینگونه 1 بوده و به تدریج به شکل ג درآمده.
باید توجه داشت که تمام حروف تدریجا طبق ضوابطی تغییرات زیادی را متحمل شده اند.
الفبای عبری و ارتباط آن با اعداد:
یکی دیگر از موارد استفاده از الفبای عبری ایجاد ارتباط با اعداد می باشد بویژه کبالیست ها با مطالعه کتاب زوهر توانسته اند به رازهای فیزیکی و رمز و رموز خلقت واقف شوند. زیرا آنان بر این باورند با یادگیری و درک علم اعداد میتوان به علم خودشناسی و خداشناسی پی برد.
ارتباط الفبای عبری با اعداد و آگاهی به ارزش عددی در دوران باستان بصورت یک علم با جنبه های مذهبی بکار گرفته شده بود. به مرور آوازه و شهرت علم اعداد از فرهنگ عرفانی یهودیت هم پا فراتر نهاد و اقوام دیگر هم این علم را در مراکز آموزش و فرهنگی خود بکار گرفتند. از جمله یونانی ها که پس از آگاهی براین علم همیشه برایشان یک خاصیت راز آمیزی در اعداد بعنوان سوال مطرح بود. فیثاغورث با فراگیری این علم از یهودیان، با عقیده استوار بها ارزش راز آمیز اعداد بر آن شد که یکی نظام کاملا نوین را بر بنیاد اصل حساب پایه گذاری نماید. همچنین توانست مقدمات یک فرهنگ عارفانه (تصوف) را به افلاطون میراث دهد. او توانست این اعتقاد اسرارآمیز اعداد را نیز که بطور مقدماتی یهودیان بویژه یهودیان ایام گالوت (پراکندگی) برای توجیه کلامی آیین یهودی بکار می بردند را به منتهای سادگی برساند. افلاطون این اعتقاد را که واقعیت ابدی و مستقل از زمان است را از عرفای یهودی آموخت که اساس قوانین حاکم بر سرنوشت عالم، فرضیه ای است ذاتی و متکی به قوانین الهی حاکم بر سرنوشت تمامی کائنات است. به همین دلیل نظریه تغییر ناپذیر و غیر متغیر را به تمام جهانیان قدیم انتشار دادو علم جدیدی بنیان نهاد که الهیات مسیحیت و تمدن اسلامی بر آن استقرار پیدا نمود.

قبل از آنکه به تشریح حروف عبری بپردازیم گفتن یک نکته راجع به احیاء زبان عبری ضروری است. احیاء زبان عبری و وسعت بخشیدن به آن و ایجاد لغات جدید را باید مرهون سه دلیل مهم دانست:

   1- مورد استفاده قرار گرفتن کتب قدیم چون تورات، تلمود و میشنا که تسلسل در استفاده این کتب بویژه در میان مذهبیون باعث جلوگیری از به فراموشی سپردن لغات قدیمی گردید.    2- ابداع کلماتی جدید با استفاده از ریشه های لغات قدیمی بویژه لغات عبری و آرامی.    3- معانی بخشیدن لغات جدید به لغات قدیمی که البته تا حدودی باعث ایجاد سردرگمی در درک مطلب برای نسل جدید خواهد بود. ضمنا استفاده از اصطلاحات بین المللی که بیشتر جنبه علمی یا فنی دارند را هم نباید از نظر دور نگاه داشت و آن از جهت پراکندگی یهودیان عالم در اقصی نقاط عالم بود.
نحوه استفاده از حروف عبری و پی بردن به ارزش عددی آن حروف، در مرحله اول تجزیه و تحلیل خود کلمه سپس تعبیر و تغییر آن، همچنین ارتباط و مقایسه با دیگر کلماتی که ارزش عددی آن با یکدیگر یکسان باشد. اینگونه تعبیر ظاهرا در بعضی موارد حدسیات و پیشگویی هم در بر داشته است. اگرچه این عمل جنبه مذهبی نداشته و صرفا فقط جنبه های ادبی و سرگرم کننده داشته است، با این وجود کبالیست ها بر این باورند آمدن حروف در کلمات هرگز تصادفی نبوده و هر حرف هم میتواند پیام آور بسیاری از نکات مهم و آموزنده و اسرار آمیزی در زندگی باشد. لذا مهمترین اهداف، ایجاد تفاسیر چدید و پیگیری معانی عرفانی تک تک حروف و خود کلمات می باشد.


در کتاب مقدس تورات
سفر برشیت - پاراشای لخ لخا – فصل هفدهم اینگونه آمده:
1-
اورام نود نه ساله بود. خداوند به اورام ظاهر شده به او گفت: من قادر مطلق هستم در حضورم سجده کن و کامل شو.
2-
تا عهدم را بین خودم و تو قرار دهم و تو را بسیار کثیر کنم.
3-
اورام رو بر زمین نهاد و خداوند با او چنین سخن گفت.
4-
اینک عهدم با تو این است که به پدر قوم ها مبدل شوی.
5-
نامت دیگر اورام خوانده نشود، نظر به اینکه تو را پدر جمعیت قوم ها قرار داده ام، اسم تو اوراهام باشد.
6-
تو را بسیار زیاد و بارور خواهم کرد و تو را به قوم ها مبدل خواهم نمود و پادشاهانی از تو بوجود خواهد آمد.
15-
خداوند به اوراهام گفت: نام زنت را ساری نخوان چون نامش سارا است.
16-
او را برکت خواهم داد، از او هم به تو پسری خواهم داد. سارا را برکت خواهم کرد و به قوم ها مبدل خواهد گشت، پادشاهان قوم هایی از او خواهند بود.
سفر برشیت - پاراشای وییشلخ - فصل سی و پنجم این چنین آمده است:
9-
خداوند موقع بازگشت یعقوو از پدن آرام بار دیگر به او ظاهر شده او را برکت نمود.
10-
خداوند به او گفت نامت یعقوو است. دیگر بار نامت یعقوو خوانده نشود بلکه نامت ایسرائل خواهد بود، پس نامش را ایسرائل گذاشت.
خداوند به او گفت من قادر مطلق هستم، بارور و زیاد شو یک قوم و قبیله های زیادی از تو بوجود خواهد آمد و از وجود تو پادشاهانی بیرون خواهند آمد.
12-
آن سرزمین را که به اوراهام و ایسحاق بخشیدم، به تو میدهم و بعد از تو آن سرزمین را به نسلت خواهم بخشید.

الفبای عبری (آلف بت):
الفبای عبری متشکل از 22 حرف (اصلی) می باشد. به عقیده کبالست ها انی تعداد با בך (حروف بت و خاف بزرگ) که معادل همان 22 است و به معنای "به سوی تو" مطابقت دارد و آن نشانگر تورا می باشد و اینگونه تفسیر نموده اند که بنی ایسرائل به سوی تو دعاگو می باشد. به این 22 حرف 5 حرف که مختص به آخر کلمات است، افزوده میشود و نام מנצפך به معنای انبیا تو مشخص می باشد. (این 5 حرف چون در آخر کلمه استفاده میشود صوفید می نامند و به معنای بزرگ است) بنابراین حروف عبری مجموعا از 27 حرف تشکیل یافته که آن را با זך مشخص کرده اند و به معنای خالص و پاک می باشد. از خصوصیات مهم حروف عبری آن است که بصورت جدا از هم تشکیل کلمه خواهند داد و هر حرف هم دارای نام و هم ارزش عددی منحصر به خودش را دارد. اسامی حروف وقتی که نوشته شوند از دو حرف یا حداکثر از سه حرف تشکیل میشود، غیر از کلمه گیمل גימל که چهار حرفی می باشد.


ارزش عددی اسامی و معنای هر حرف در آلف بت عبری:


ردینف ارزش عددی معادل عبری تلفظ  
1 1 א آلف گاو وحشی – هزار
2 2 ב بِت منزل
3 3 ג گیمل شتر
4 4 ד دالت در 
5 5 ה هِه پنجره
6 6 ו واو میخ
7 7 ז زَعین شمشیر – دشنه
8 8 ח خِت دیوار
9 9 ט تِت مار
10 10 י یود دست
11 20 כ – ך خاف کف دست
12 30 ל لامِد گاو
13 40 מ – ם میم آب
14 50 נ – ן نون ماهی
15 60 ס صَدیک ستون
16 70 ע عَین چشم
17 80 פ – ף فِ ماه – دهان
18 90 צ – ץ سامِخ قلاب ماهی
19 100 ק قوف پشت سر
20 200 ר رِش سر
21 300 ש شین دندان
22 400 ת تا دار


از ترکیب حروف بالا میتوان سایر اعداد را بدست آورد. مثلا
תק: 400 + 100 = 500
תר: 400 + 200 = 600
תש: 400 + 300 = 700
תת: 400 + 400 = 800
תתק: 400 + 400 + 100 = 900
יא: 11
בכ: 20 + 2 = 22

با گذاشتن علامت کوچکی روی حروف א, ב, ג, ... اعداد چهار رقمی و به بالا حاصل خواهد شد.

א' = 1000
ב' = 2000
ג' = 3000
י' = 10000
تبصره: حروفی که در زبان عبری وجود ندارد طبق قرارداد، حروف و شماره عددی آنها بدین صورت می باشد:
حروف عبری
ט'
ג'
ד'
ז'
ג' یا (ע')
צ'
ג'' یا (צ'')
ת''
حروف فارسی
ظ
ج
ذ
ژ
غ
ض
چ
ث
ارزش عددی
9
3
4
7
3 یا (70)
90
3 یا (90)
400

ضمنا علایم دیگری بعنوان صداها وجود دارند که نقش بسیار مهمی را به هنگام ترکیب شدن با الفبای عبری در جهت بیان صدا و معنای آن ایفا می کنند. ناگفته نماند علایم صداها فاقد ارزش عددی هستند اما هر کدامشان (از دید کبالیستی) دارای نام و خصوصیاتی (انرژی) می باشند.
اسامی علایم، صداها و انرژی هر کدامشان عبارتند از:
 
علامت
صدا
نام
انرژی (سفیروت)
1-     
ָ
Kamatz
آ
קָמַץ
نور، تاج و پادشاهی
2-     
ַ
Patach
اَ
פַתָח
حکمت گشایش
3-     
ֵ
Tsere
اِ
צֵירֶה
فهم و بینش
4-     
ֶ
Segal
اِ
סֶגֵל
احسان و عشق
5-     
ְ
Shva
اِ
שֻׁוָא
قضاوت و قدرت
6-     
ִ
Chirik
ای
חִירק
ابدیت و امید
7-     
Iׁ
Cholam
اُ
חוֹלָם
شکوفایی و زیبایی
8-     
Iּ
Shuruk
او
שוּרֻק
پایه و اساس
9-     
ֻ
Kubbutz
او
קֻבוּץ
عظمت و سرسپردگی

تفسیر ارزش عددی حروف و تعبیرات آن:
تفسیر ارزش عددی حروف بر چند مبنا قرار داشته که نسبتا متفاوت هستند. لذا سعی شده مختصر اشاره ای داشته باشیم به اساس تفاسیر و همچنین پیگیری معانی آن در ابعاد مختلف.
گاهی ممکن است لازم باشد برای برقراری تساوی بین اعداد، تغییراتی انجام دهیم مثلا می توان از تعداد صفرها یا همگی آن صرف نظر نمود. این عمل صرفا برای شبیه سازی و ایجاد ارتباط بین کلمات و هماهنگی در معنای آن می باشد. با مثال هایی که در این نوشتار گنجانیده شده، یقینا این مبحث روشن تر خواهد شد.
شبات و ارزش عددی:
هفتمین روز هفته شبات بعنوان روز عید شادمانی در نزد یهودیان بسیار مقدس می باشد. یکی از احکام دهگانه (چهارمین فرمان) که در کوه سینا بر حضرت موسی از طرف خداوند نازل گردید، نگهداری شبات است). برای تقدیس این روز بزرگ مراسمی ویژه همراه با آیین مذهبی انجام میشود. با پوشیدن لباس های تمیز، صرف غذاهای خوب، غور در علوم الهی، استراحت نمودن و انجام نیایش در کنیساها بیش از سه هزار و سیصد سال قبل یهودیان نسل به نسل این میراث را حفظ و اجرا نموده اند. یهودیان هر جمعه قبل از غروب آفتاب با روشن نمودن دو شمع و دعا خواندن به استقبال شبات می روند. سپس با نیایشی دیگر و نوشیدن جرعه یائین (شراب) براخای هموتصی (دعای شکرانه) را با نانی مخصوص به نام خلا بر سر سفره برگزار می کنند. ضمن آنکه با تشکر و نیایش از خداوند، این اجازه را می خواهند تا از نعمات دیگر مانند ماهی، سوپ، گوشت و دیگر خوراکی ها تناول نمایند.
حال اگر ارزش عددی اسامی ذکر شده را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد حاصل جمع همگی کلمه ها یکسان و برابر است با عدد 7 که توضیح آن اینگونه بیان شده است:
کلمه נר در عبری به معنای نور شمع می باشد، ارزش عددی آن برابر است 250=50+200 از صفر آن صرفنظر می کنیم حاصل جمع دو رقم 25 برابر است 7=5+2 ناگفته نماند منظور از روشن نمودن شمع، آوردن نور الهی در شبات است.
کلمه יין (یایین) به معنای شراب، ارزش عددی این کلمه برابر است با 70=10+10+50 از صفر آن صرفنظر می کنیم حاصل جمع عدد 7 خواهد بود. منظور از استفاده از شراب آن است که می خواهند شعف و شادی فراهم کنند که جنبه روحانی داشته باشد تا بتوانند وارد دنیای الهی شوند.
کلمه חלה (خلا) به معنای نان ویژه شبات می باشد. ارزش عددی خلا معادل 43=5+30+8 می باشد و حاصل جمع دو رقم آن برابر است با 7=4+3، برای خلا اینگونه تعبیر شده است، به منظور داشتن برکات آسمانی در شبات همچنین در مقایسه با "مان" از آن بهره می جویند.
کلمه דג (داگ) به معنای سوپ ارزش عددی آن معادل 340=40+200+100 از صفرهای آن صرفنظر می کنیم حاصل جمع دو رقم باقی مانده برابر 7 خواهد بود.
בשר (باسار) در عبری به معنای گوشت می باشد، ارزش عددی آن برابر 502=300+200+2 است که صفر آن را حذف نموده، حاصل جمع دو رقم باقی مانده برابر است با عدد 7.
ناگفته نماند در دوران گذشته در ضیافت ها و مجالس اعیان و اشراف مرسوم بوده جهت پذیرایی از مدعوین از بهترین خوراکی ها (ماهی، سوپ و گوشت) استفاده میشود. لذا بدین منظور داشتن بهترین ها در ضیافت شبات امری است واجب.
جهت برقراری ارتباط می توان حاصل یک عدد چند رقمی را با هم جمع نمود تا حاصلش به یک عدد دو رقمی تبدیل شود. ضمن آنکه می توان با تغییراتی در همان عدد (دو برابر کردن، به توان رسانیدن و یا انجام چهار عمل اصلی) در صورتی که حاصل دو عدد یکسان گردد می توان ارتباط های بیشتری را پیدا نمود. با توضیحات ذیل این امر بیشتر محسوس است.
گل شوشنا و نگرشی به ارزش عددی آن:
قرن هاست که گل رز با آن رنگ سرخ و زیبایی باشکوهش، مظهر عشق و دوستی شناخته شده. در نواحی سرزمین مقدس از همین خانواده (رز) گلی پرورش یافته با نام شوشنا שושנה که داری 13 گلبرگ می باشد. حال ارزش عددی آن را بدست آوریم حاصل برابر است با 661=300+6+300+50+5 که اگر یکایک اعداد را با هم جمع کنیم و آنرا به یک عدد دو رقمی تبدیل کنیم حاصلی خواهیم داشت با 13=6+6+1 که با تعداد گلبرگ های آن برابر است و از سوی دیگر واژه اهوا אהוה در عبری به معنای عشق است وهمانند گل شوشنا دارای ارزش عددی 13 می باشد. مشاهده می شود که چه ارتباط زیبایی را می توان بین این دو کلمه احساس نمود. حال اگر ارزش عددی دو کلمه اهوا را یا دو عدد 13 را با هم جمع کنیم حاصل آن عدد 26 معادل کلمه (ی – ه – واو – ه) به معنای نام اعظم خداوند می باشد و اینگونه تعبیر شده که هرگاه دو نفر با عشق با هم یکی شوند نهایتا به تکامل الهی خواهند رسید.
در کتاب زوهر گل شوشنا تشبیه شده است به قوم بنی ایسرائل که همانند غنچه ای گل با رایحه ای از عشق و احسان در حال شکوفایی باشد.

ستاره ماغن داوید


 
מגן דוד
 
یکی دیگر از باورهای مهم بنی ایسرائل، ماغن(ماگن) داوید است. سمبل پادشاهی داوید و خاندان او، علامتی ویژه به شکل ستاره ای شش پر که همانند هفت شاخه منورا در فرهنگ و تاریخ یهود از جایگاه ویژه ای برخوردار است. از شواهد و بررسی های انجام شده، سابقه و قدمت ماغن داوید مقارن است با آغاز پادشاهی داوید در اورشلیم در یک هزار سال قبل از میلاد. ضمن آنکه علمای یهود بر این باورند که اساس شکل گیری این نشان مربوط است به دوران ابراهام.
واژه ماغن داوید در فرهنگ یهود تفاسیر و تعابیر گوناگونی را در برداشته است. مهمترین معنای آن "ستاره داوید" و یا ستاره شش پر می باشد که بعنوان سپر و حافظ داوید بیان شده و آن تشکیل شده از دو مثلث متساوی الضلاع که به طور وارونه در جهت عکس همدیگر بر روی هم منطبق شده اند. هر مثلث و حتی ستاره شش پر حاصله، هر یک دارای فلسفه ی عمیق و اسرارآمیزی است. ناگفته نماند این نشان به نوعی همیشه نمودار اصالت و هویت بخشیدن و حتی باعث احیاء قوم بنی ایسرائل در همه ادوار تاریخ بوده، همچنین بعنوان نشانی مقدس مورد احترام یهودیان بوده است. نشان ماغن داوید پس از پراکندگی یهودیان در اقصی نقاط عالم به شکل های گوناگونی بویژه در انجام مراسم مذهبی با تزئین بر روی چهارگوشه پوشش صیصیت و استفاده آن هنگام انجام خواندن تفیلای شحریت، در انجام مراسم ازدواج در زیر خوپا و براخای میلا، همچنین روی عصای الیاهو هناوی، بر سردر کنیساها، مزوزا، خانه ها و دیگر اماکن عمومی یهودیان، همچنین بعنوان علامتی برای استفاده کنندگان مواد غذایی کاشر و مشخصه ذبح کاشر خودنمایی نموده است. حتی بر روی سنگ مزار آرامگاه یهودیان، نقش ماغن داوید نوعی تزئین در وجه تمایز درگذشتگان یهودی با غیریهودی می باشد و بسیاری موارد دیگر.
با شروع جنگ جهانی دوم با تشکیل حزب نازی و شکل گیری هولوکاست، یهودیان اروپا مجبور شدند ستاره شش پر زرد رنگی را بعنوان علامت شناسایی بر سینه خود روی لباسشان بدوزند. همچنین محل سکانا و داد و ستد خود را با این علامت مشخص نمایند. حتی در اردوگاه های کار اجباری و هنگام راهی شدن به اطاق های گاز تا آخرین لحظه می بایست این علامت را به همراه داشته باشند.
در سال 1897 هنگام برگزاری اولین کنگره بال و اعلام موجودیت حرکت صیون، تئودور هرتصل بنیان گذار آن ، ماغن داوید را بعنوان، نشان رسمی این جنبش برگزید و بنابر وصیتش پس از تاسیس و استقلال دولت ایسرائل، این نشان در پرچم ایسرائل گذاشته شد.
کبالیست ها بر این باورند، ماغن داوید همانند هفت شاخه منورا مرتبط با دنیای هفتگانه و نمودار اصول تکامل بشر و هر جایگاه یا گوشه از این منتظم شش ضلعی با نام سفیروت دارای نام، انرژی و خصوصیات خاص، همچنین نمایانگر تجلی نور الهی است. شش جایگاه ماغن داوید نمایشگر شش جهات و آن مشخصه تسلط قدرت الهی بر سرتاسر عالم هستی است. به عبارتی اکناف جهات آن مشتمل است بر شمال، جنوب، شرق و غرب، نیز عالم بالا (دنیایی روحانی) و عالم پائین (دنیای سفلی) می باشد. در واقع اشاره ای است به یک ایده آگاهی جهانی برای خودشناسی و خداشناسی، و برای تسریع در ارتباط یافتن خالق با مخلوق بطور مستقیم و آن میسر نخواهدشد مگر آنکه شخص از طریق نیت ها و مدیتاسیون کبالیستی بتواند با آگاهی جهانی تماس ایجاد نماید و به این ترتیب خود را به مرحله بالاتری از آگاهی عالی برساند. همانطور که ذکر شده جایگاه ها یا سفیروت هر کدام مظهر یک انرژی الهی با نام و منسوبات خاص خویش مشابه قید شده در چراغدان (منورا) که از تطابق و یکپارچگی شش سفیروت دو مثلث و رعایت نمودن اصول آن، سفیروت هفتم که همانا پادشاهی است و آن رسیدن بشر به حد کمال است، حاصل خواهد شد.
مثلثی که راس آن به طرف بالا می باشد، منسوب به عالم بالا (علیا)، یادنیای روحانی است، جایگاه سمت راست، ابراهام آوینو نام گرفته و آن مظهر دوستی و مهمان نوازی است. واژه عبری یا سفیروت آن חסד (حِسد) است، انرژی آن ایجاد عشق و احسان، روز آن یکشنبه و سیاره حاکم و تاثیرگذار آن خورشید است.
دومین جایگاه پایین سمت چپ اسحق آوینو نام دارد، منسوبات آن کنترل نفس اماره، واژه عبری آن גבירה (گورا) میباشد. انرژی آن قدرت و توانایی، روز آن دوشنبه و سیاره حاکم بر آن "ماه" می باشد.
سومین جایگاه وسط در راس مثلث بالایی یعکوب آوینو نام گرفته، منسوبات آن شکوه و جلال و زیبائی. واژه عبری آن תפיארת (تفیرت) می باشد. انرژی حاصله آن زیبایی است. روز آن سه شنبه و سیاره حاکم بر آن مارس می باشد.
مثلثی که راس آن به طرف پائین می باشد، منسوب به عالم پائین (سفلی) است و متشکل از سه جایگاه، چهارمین جایگاه سمت راست مشه ربنو نام گرفته است و مظهر آن ابدیت است. واژه عبری یا سفیروت آن נצה (نِصح) و انرژی آن امید، فروتنی و پیروزی است. روز آن چهارشنبه، سیاره تاثیرگذار بر آن مرکوری می باشد.
پنجمین جایگاه سمت چپ پائین اهرون نام گرفته است. کهن گادول مظهر کمال و ایثارگری. واژه عبری آن היד (هود) و انرژی حاصله آن صداقت، سرسپردگی، پاکی و بی آلایشی است. روز آن پنجشنبه و سیاره حاکم بر آن ژوپیتر است.
ششمین جایگاه وسط در راس مثلث پائینی یوسف هصدیق نام دارد و مظهر پایه و اساس است. واژه عبری آن יסוד (یسود) می باشد. انرژی آن حقیقت و صداقت؛ جمعه روز آن و سیاره حاکم بر آن ونوس می باشد.

هفتمین جایگاه از انطباق دو مثلث علیا و سفلی در کانون ماغن داوید شکل خواهد گرفت. نام آن داوید، مظهر پادشاهی است. واژه عبری آن מלכות (ملخوت) و انرژی حاصله آن فروتنی، ایمان و ایجاد تعادل می باشد. روز آن شبات و سیاره حاکم بر آن ساترن است و نشانگر حد تکامل برای بشر و یا به عبارتی یکی شدن و یا ملحق شدن به ذات الهی است.
لازم به توضیح است که نفوذ و تاثیرات کیهانی به عبارتی هفت سیاره های حاکم همراه با دوازده علامت های منطقه البروج، مستقیما با این هفت سفیرا مربوط و متصل می باشند. ضمنا به غیر از ماه و خورشید که هر کدام تنها بر یک ماه و علامت آن در طول سال تسلط و نفوذ دارند، پنج سیاره دیگر هر کدام بر دو ماه و دیگر علائم آن مسلط هستند.
واژه صیون ציון از دیگر معنایی است که برای ماغن داوید در نظر گرفته شده است. در فرهنگ لغات صیون نام کوهی است در جنوب اورشلیم و نام دژی که بعدها مقر فرماندهی داوید شد و به نام شهر داوید تغییر نام پیدا کرد. اما از دید عرفانی این کلمه צ نمادیست از کلمه צדיק به معنی صادق و پاک، مرتبط با دنیای روحانی و معنوی (دنیای علیلا) و نیز יון (یَوَند) به معنی یونان، مرتبط با دنیای غیر روحانی و فرهنگ مادیگرایی، سیاهی و عالم خاکی (دنیای نفیلا) که در مورد آن این چنین تعبیر نموده اند:
  صیون نیرویی یا انرژی است که باعث استقرار و پایداری تورا در جهان خواهد شد. به عبارت دیگر این سمبول، مظهر صداقت و سربلندی (پادشاهی) بنی ایسرائل و نشانگر افکار، کردار و پندار مقدسی الهی (تورا) می باشد و به تعبیری دیگر صیون روشنی بخش نور تورا (آگاهی) در جهل و سیاهی است و به عنوان جایگاهی مقدس می تواند כבוד הקדוש ברוך הוא (جلال و حرمت) یا شخینای خداوند را متجلی نماید. با استناد بر تفیلا قبل از عبارت מודים אנחנו לך این چنین بیان شده است: ואתה, ברחמיך הרבים, תחפץ בנו ותרצנו. ותחזינה עינינו בשובך לציון ברחמים امیدواریم تو با رحمت های بی کرانت از ما رضایت کامل داشته باشی و چشمان ما شاهد بازگشت تجلی مقدس تو در صیون باشد.
علمای یهود بر این باورن که تا مادامی که این جایگاه در یروشالیم مستقر نگردد، هرگز شخینای خداوند بر عالم متمرکز نمیشود. درنتیجه بشریت قادر نخواهد بود از رحم و شفقت خداوند بهره مند شود نیز به مرز تکامل نایل گردد.
ضمنا واژه صیونت یا צנור (سنیور) به کسی اطلاق میشود که بتواند امکانات ظهور و استقرار صیون را در سرزمین مقدس فراهم آورد. اوراهام، ایسحاق، یعقوب، مشه و جانشین وی یهوشوع در زمره شخصیت هایی بودند که موفق شدند زمینه استقرار صیون را در سرزمین مقدس فراهم آورند. دیری نپایید با تاسیس پادشاهی داوید و خاندانش در اورشلیم و با برپایی بیت همیقداش (معبد سلیمان)، جایگاه صیون شکل گرفت و به مدت 400 سال بشریت در صلح و سلامت کامل بسر برد.
ضمن آنکه این باور وجود دارد که این نیرو باعث حیات و بقا و منشا تمامی برکات نشات گرفته از صیون می باشد و زمانی در دسترس قرار خواهد گرفت که با انجام مراسم تفیلا و میصووت (دعا و نیایش و انجام اعمال نیک) بتوانند در این امر شتاب بیشتری بخشند.
قرن هاست بعضی از اقوام کهن مانند هندوها، ماغن داوید را با نام مهره سلیمان میشناسند و در علوم عرفانی خود از آن بهره می جویند. همچنین در مطالعات عمیق خود راجع به مباحث آن موفق شده اند کتبی را منتشر کنند.
همچنین این سمبول به شکل اهرام ثلاثه، مظهر تمدن مصر باستان بکار گرفته شده بود و امروز با گذشت هزاران سال، راز آن در پرده ای از ابهام مخفی مانده است.
כבוד הקדוש ברוך הוא

۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه

آشنایی گذرا با « آنتوان لاوی »






نام کامل وی « آنتوان شزاندر لاوی » (Anton Szandor Lavey) می‌باشد . وی در یازدهم آوریل سال 1930 میلادی در شیکاگو آمریکا متولد و به همراه خانواده‌اش به سانفرانسیکو عزیمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساکن می‌شود .
وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار بوده که در سن 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل و حضور در خانه به عنوان خدمه و دلقک به یک سیرک می‌پیوندد .


لاوی در سال 1950 میلادی در دایره جنایی پلیس آمریکا به عنوان عکاس جنایی مشغول به کار می‌شود (5) که تاثیرات عمده‌ای را نیز می‌پذیرد .
آنتوان در سال 1952 با « کارول لنسیگ » ازدواج می‌کند اما بنابر دلایلی اعم از عدم التزام به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شیفتگی به زن دیگری به نام « داین هگارتی » از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعی را با وی آغاز می‌کند . لاوی یک فرزند نامشروع از هگارتی که هرگز با وی ازدواج نکرد را به دست می‌آورد.
وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همین سال‌ها روابط جدی و پردامنه را با برخی عناصر سازمان (CIA) همچون « مایکل آکینو » (6) برقرار می‌کند .

این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی آمریکا در تاریخ 30 آوریل 1966 در حال که برای جمعی از اعضای حلقه‌های سری « دایره اسرار‌آمیز » با سری تراشیده سخن می‌گفت ، مدعی بنیان‌گذاری « ‌کلیسای شیطان » شد .


نامبرده کتابی را تحت عنوان « انجیل شیطان » و کتاب دیگری نیز با نام « آئین ‌پرستش شیطانی » به چاپ رساند . روز مرگ لاوی با نام « هالووین » در آمریکا شناخته می‌شود .



شیطان پرستان دارای سمبل ها و نشانه هایی هستند که حتما همه ما بعضی از آنها را بروی تیشرت ها، زیورآلات و بدلیجات، کمربند، دستبند، بازوبند، کلاه و ... دیده ایم، بد نیست تا معانی برخی از این علائم را بدانیم.

خوب از حالا به بعد سنبل ها و علائم خاص رو باهم دوره میکنیم

پنتاگـــرام (ستاره پنج ضلعی)

ستاره پنج پر یا پنتاگرام یکی از مهمترین، قدرتمندترین و ماندگارترین سمبل ها در تاریخ بشر است. این علامت در فرهنگ و تمدن باستان مایان های امریکای لاتین، هند، چین، مصرو یونان از مهمترین و پرمعناترین علامتها بوده است. ابتدایی ترین شکل پنتاگرام بر روی دیوارهای غارهای عصر حجر کنده کاری شده بوده و در نقاشی های مردم بابل به عنوان الگوی ترسیم سیاره ونوس به چشم می خورد. رازهایی مابین سیر استفاده از این علامت، طراحی های قدیمی از مدار حرکت سیاره ونوس و رب النوع معروف بیشتر وجود دارد که گاهی باعث این تفکر غلط می‌شود که پنتاگرام سمبل ایشتر است. در کتب آسمانی مخصوصا کتابهای یهودیان بسیار زیاد به پنتاگرامها اشاره شده است.

پنتاگــرام در شیطان پرستـی


پنتاگرام شیطانی نمادی پیچیده است که از ترکیب ستاره پنج پر با سر بز به وجود آمده است و این نوع استفاده درعین این که جدیدترین مورد استفاده از پنتاگرام است به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده از پنتاگرام نیز به شمار می آید. پنتاگرام شیطانی همیشه وارونه است با یک رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا. استفاده از پنتاگرام به عنوان یک نشان و علامت شیطانی به نیمه دوم قرن بیستم برمی گردد. جایی که شیطان پرستی مدرن توسط Anton Lavey موسس و بنیانگذار کلیسای شیطان پایه گذاری شد. این علامت نشانی از جادوی سیاه است که حاکی از پیروزی ماده و آرزوهای فردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است.



البته پنتاگرام متشابه و قابل قیاس با صلیب برعکس نیست. صلیب برعکس نماد جنبش Anti Christ و نشانی از طغیان، سرکشی در برابر فرهنگ مسیحی است.
همچنین پنتاگرام نباید با هگزاگرام اشتباه شود. هگزاگرام، ستاره شش پر است که به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می شود و نمونه آن ستاره داوود می باشد. این ستاره با اعتقادات یهودیان پیوند دارد.شیطان پرستی، شکل ظاهری شیطان تشکیل شده است از سر بز، بالا تنه انسان، پای جن و با دم کوتاه. در شیطان پرستی مدرن، شاهد اتخاذ کردن روش های فردی و توجه بیشتر به شخص هستیم. توجه بیشتر به ضمیر و خود بجای توجه به خدا و عالم بالا، تمایلات جنسی آزاد که شیطان پرستی آن را تمجید می کند. علامتی که به رایج ترین صورت با عقاید شیطانی SabbaticGoat یا بز طلسم ستاره پنج سر Mendes است.


استفاده از بز به خرافات قرون وسطی برمی گردد. آنان همواره در توصیف ساحره ها، آنان را همراه با بزها می دانستند. آنان اغلب بز را نماینده شیطان می دانستند. بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سرکوبی جنسی در نظر گرفته می شود. نماد باستانی پنتاگرام در شیطان پرستی مدرن نمادی است از آزادی در برابر مسائل جنسی.


هگزاگرام (ستاره شش پر)


هگزاگرام به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می‌‌‌شود و نمونه آن ستاره داوود می‌‌‌باشد. که با اعتقادات یهودیان پیوند دارد.این نماد تشکیل شده است از سر بز، بالا تنه انسان، پای جن و با دم کوتاه.
این دو مثلث وقتی به صورت معناداری روی هم قرار می‌‌‌‌گیرد، معنای عشق ـ البته از نوع جنسی آن ـ را بیان می‌‌‌کند و این همان ستارة داوود است که امروزه در وسط پرچم اسرائیل دیده می‌‌‌شود.


عدد 666 و FFF



عدد 666 و FFF ششمین حرف انگلیسی که متناظر عدد666 است. از نمادهای شیطان‌پرستی است. 666 علامت انسان، نشانه جانور (هیولا) این عدد به گفتة مکاشفة یوحنا که یک یهودی تازه مسیحی بود، عدد شیطان معرفی شده است. در مکاشفات نوشته شده: "جانور عجیب دیگری دیدم که از زمین بیرون آمد. این جانور دو شاخ داشت مانند شاخ‌های بره و صدای وحشتناکش مثل صدای اژدها بود... بزرگ و کوچک، فقیر و غنی، برده و آزاد را وادار کرد تا علامت مخصوص را روی دست راست یا پیشانی خود بگذارند. و هیچ کس نمی‌توانست شغلی به دست آورد یا چیزی بخرد مگر اینکه علامت مخصوص این جانور یعنی اسم یا عدد او را بر خود داشته باشد. این خود معمایی است و هرکس با هوش باشد می‌‌تواند عدد جانور را محاسبه کند. این عدد اسم یک انسان است که مقدار عددی آن به 666 می‌‌‌رسد. (انجیل. مکاشفات یوحنا/11-18: 13)


در بار کد ها دو هط موازی علامت 6 حساب می آید و در تمام بار کد ها 666 رو مشاهده میکنید

بافومت(Baphomet)


کی دیگر از این نمادها که در عرفان کابالا( عرفان یهودی) نیز جایگاهی دارد، بز یا قوچی به نام بافومت است که هم با جانور شاخ ‌دار یوحنا همانندی دارد و هم در اسطوره‌های مصری خدای هوش و دانایی معرفی شده و آفرینش انسان به وسیلة چرخ سفالگری را به او نسبت می‌‌‌دهند. و دو ماه سیاه و سفید در طرفین او نشانة ترکیب روشنایی و تاریکی است. سر بافومت معمولاً در میان ستارة پنج پر (پنتاگرام) طراحی می‌‌شود.
استفاده از بز به خرافات قرون وسطی برمی گردد. آنان همواره در توصیف ساحره‌ها، آنان را همراه با بزها می‌‌دانستند. آنان اغلب بز را نماینده شیطان می‌‌دانستند. بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سرکوبی جنسی در نظر گرفته می‌‌شود.

Ankh


سمبل باروری و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت این جمع زنان ومردان می باشد.



wastika or Sun Wheel (صلیب شکسته یا چرخ خورشید)


یک علامت مذهبی باستانی است که سالها قبل از قدرت گرفتن هیتلر به کار میرفت. این علامت در کتیبه های بودایی و مقبره های سلتی و یونانی استفاده شده است. در آیین پرستش خورشید، این علامت به نظر می رسد نشانه مسیر حرکت خورشید در آسمان باشد.


All Seeing Eye (چشمی که به همه جا می نگرد)


آنها معتقدند که این چشم لوسیفر (شیطان) است و کسی که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارایی ها حکومت می‌کند. این علامت در پیشگویی ها به کار میرود. جادوها ، نفرین ها ، کنترل های روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت کار می‌کنند. این علامت روشنفکران است . به پول رایج ایالات متحده نگاهی بیندازید .این علامت اساس نظم نوین جهانی است.



عکس طرح پشت یک دلاری و چشم






Upside Down Cross صلیب وارونه


نشانه استهزاء و رد کردن مسیح می‌باشد. گردنبندهای آن توسط شیطان پرستان زیادی به کار می‌رود. این علامت را می‌توان همراه خواننده های راک و روی آلبوم های آنها دید.






Goat Head (سر بز)

بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خدای باروی مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی). این یکی از راههای شیطان پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می‌شود که مسیح مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد.





Anarchy (هرج و مرج)

این علامت به معنای از بین بردن تمام قوانین می‌باشد. به عبارت دیگر " هرچه تخریب کننده است تو انجام بده " یعنی همان قانون شیطان پرستی، این علامت توسط پانک ها، هوی متالها و راک ها به کار می‌رود.






Justice Anti (ضدعدالت)

تبر رو به بالا علامت عدالت روم قدیم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت یا شورش و طغیان می باشد. فمنیست ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر سالاری باستانی استفاده می نمایند.




ابلیسک(obelisk)






دست شیطان (یا کرنوتی در ایتالیایی)
مشهودترین نماد شیطان‌گرایی ستون چهار ضلعی بلندی است به نام ابلیسک، که سمبلی از "رع" خدای خورشید در مصر بوده است. بزرگ‌ترین ابلیسک دنیا در واشنگتن ساخته شده که ارتفاع آن به 555 متر می‌‌رسد این ابلیسک در نزدیکی کنگره و خانه اصلی فراماسونری است و رئیس جمهور‌های آمریکا سوگند خود را در پای آن یاد می‌‌کنند.
به معنی حکومت شیطان است. این علامت جهانی از سوی سیاستمداران، افراد مشهور و گروه‌های «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به کار می‌رود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است.
دست شیطان برای بوش و کلینتون بسیار آشنا است. گواه این موضوع عکس‌های زیر است.









چشم شیطان (Aye of satan)
این نماد نیز به معنای چشم « شیطان و نظارت و اقتدار » است و کمتر شناخته شده است .
مشخصه های ظاهری گذشته از اعتقادات، اعمال و سنبل ها، شیطان پرستان ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از جمع تشخیص داد.

بطور مثال مدل موهای‌شان عجیب و غریب است اکثرا ابروهای شان را می‌تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، 
پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتک های شیطانی و سنبل ها خال کوبی می کنند،
لباسهای‌شان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز می باشد، چکمه های چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است می پوشند.