کافه تلخ

۱۳۹۰ بهمن ۱۵, شنبه

برنامه ریزی عصبی ( NLP )

 مخفف Neuro Linguistic Programming  به معنای برنامه ریزی عصبی ، کلامی است .
NLP ، دانش تاثیر زبان شفاهی و غیر شفاهی (رفتار غیر کلامی ) بر دستگاه اعصاب است منظور از زبان غیر کلامی ، تغییرات فیزیکی و رفتار چون حرکت چشم، دست و پا و نظایر آن است.
مبتکران NLP، ریچارد باندلر و جان گریندر در اوایل دهه 1970 تحقیقات در این زمینه را در دانشگاه کالیفرنیا بطور مشترک آغاز کردند . آنان در بدو امر عوامل موفقیت استادان بزرگ را در تغییر رفتار دیگران مورد مطالعه و ارزیابی قرار دادند و به الگوهای قابل ملاحظه و گاها اعجاب آوری دست یافتند .
در واقع NLP ، فراگیری نحوه رفتار انسان های موفق است.
 این دو محقق رفتارهای افراد موفق را مطالعه کردند و دریافتند چگونه می توان با دیگران ارتباط موثر برقرار کرد و نتایج اعجاب آوری بدست آورد .
در واقع NLP ، فن مدل سازی است . هدف اصلی دوره های آموزشی  NLP:  فراگیری  شیوه هایی است که در آن الگو سازان NLP می آموزند تا فرد به کمک مدل سازی ، موفقیت عالی کسب کند . و مهمتر اینکه چگونه افراد بتوانند این مدل را در ضمیر ناخود آگاهی خود بکارند.
برای الگو سازی سه بخش کلیدی  وجود دارد:
1-     سامانه های ایجاد کننده باورها
2-     راهکارها
3-     فیزیولوژی
NLP یا برنامه ریزی عصبی – کلامی به صورت زیر توضیح داده می شود.
عصبی (Nuro): شناخت مغز ، سیستم اعصاب و اعمال آن ، چگونگی دریافت پیام و اطلاعات به کمک حواس پنجگانه و نحوه پردازش و تجزیه و تحلیل اطلاعات در مرکز عصبی مغز .
کلامی (Linguistic ) : چگونگی برقراری ارتباط کلامی و غیر کلامی ( زبان بدن ) با خود و دیگران یعنی در یافت از طریق زبان و ارتباط غیر کلامی ، چگونه فرمان های عصبی رمز گردانی می شوند.
برنامه ریزی (Programming) : برقراری الگوهای فکری و رفتاری و مدل سازی آنها در مغز یا ذهن به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر .

برنامه ریزی گام به گام در NLP
گام اول : تعیین موضوع : تعیین نوع رفتار ، فکر ، مهارت یا پدیده مورد نظر .
گام دوم : شناسائی فرد یاموضوع موفق : یافتن فرد یا پدیده موفق.
گام سوم : الگو برداری : شناسائی عوامل دقیق و نشانه های بارز رفتار و عملکردی که در فرد یا پدیده مورد نظر موفقیت ایجاد کرده است.
بطور مثال : موفقیت در سخنرانی توجه به نشانه هائی چون ، لحن صدای سخنران ، فن بیان ، استفاده از استعاره یا شعر در خلال سخنرانی یا نحوه رفتار غیر کلامی او.
گام چهارم : مدل سازی : جمع آوری اطلاعات و مهارت هاری مورد نظر برای تقلید .
گام پنجم : تمرین : تمرین و تکرار رفتار مورد نظر
مدل سازی و آموزش NLP  در وهله نخست در خود آگاهی صورت می گیرد و این ⅓  راه است اما جهت نیل به موفقیت حقیقی ، لازم است که به کمک تمرین و تکرار ، این رفتار و مدل تبدیل به مهارت گردد و در ناخود آگاهی تعبیه شود.
 بزرگترین محدودیتی که بر سر راه یادگیری مهارتهای عصبی – کلامی وجود دارد. این است که پس از یک هفته واضح ترین و حرفه ای ترین آموزشهای NLP فراموش می شوند پس فقط به تعریف و تمجید یک دوره نپردازید . ملاک موفقیت شما کسب مهارت لازم در فنون NLP و مدل سازی است که از طریق طی فر آیند صحیح آن و تمرین و تکرار بدست می آید.

عناصر شش گانه در تقلید خلاق
هم اکنون به شش عنصر مهم در تقلید خلاق و ویژگی های آن اشاره می شود .
1-     کلامی
2-   غیر کلامی
3- تنفس
4- شیوه تفکر
5- باورها و ارزشها
6- تجربه فرد
تکنیک همراهی و بعد تکنیک هدایت
تکنیک همراهی یعنی بارفتار ، کلام ،رفتار غیر کلامی (زبان بدن ) و افکار افراد یا نوع حرکت یک جریان همراهی نشان دهیم .
و تکنیک هدایت : یعنی بعد از ابراز همراهی ، فرد یا جریان را بوسیله انتقال پیام های تدریجی و مرحله به مرحله به سوی نتیجه مطلوب یا هدف تعیین شده هدایت نمائیم.

تفاهم و درک متقابل
در ارتباط موثر و موفق ، ایجاد تفاهم و درک متقابل بسیار مهم است . موضوع اولیه در درک متقابل ، توجه به هماهنگی رفتاری (تقلید ) و زبان بدن طرف مقابل است . بطور مثال من سال ها با مراجعین خود که گاها به زبان محلی صحبت می کردند ، همواره با زبان رسمی کشور صحبت می کردم . روزی که با راهکارهای موفقیت و تکنیک همراهی آشنا شدم ، متوجه اشتباه فاحش خود گشتم . زیرا متوجه شدم اغلب فردی که می خواست با لهجه محلی با من صحبت کند ، در شروع صحبت عذر خواهی می کرد و یا از من می پرسید ، شما اهل کجا هستید و من می توانم با همین لهجه صحبت کنم. در حالیکه من هم می توانستم با همان لهجه محلی با شخص صحبت کنم ، اما برداشتم این بود ، چنین کاری درست نیست و باید با همه با لهجه رسمی صحبت کرد.
در تکنیک همراهی متوجه می شوید چنین تفاوتی و بدین شکل ارتباط را تخریب می کند . وقتی رفتار و ظاهر هماهنگ شد ، مغز هم هماهنگی پیدا می کند ، تفکرات به هم نزدیک می شود ، تفاهم افزایش می یابد و درک طرفین افزون می گردد.
قابل توجه اینکه ، گاهی هماهنگی و تقلید رفتارباعث می شود شما تا حدودی به افکار و احساسات درونی و پنهان فرد مقابل پی ببرید.
افراد با کسانی که در جنبه های مختلف با آنها شباهت دارند احساس هم حسی و تفاهم می کنند.

توجه
کسانی که با شما تفاهم ندارند اگر دقت کنید وضعیت بدنی و رفتار غیر کلامی شان با شما کاملا متفاوت است. آنها از خود حرکات متفاوت نشان می دهند . بطور مثال ، سعی می کنند روبروی شما ننشینند ، و اگر در مقابل شما هستند به شما نگاه نکنند و چشم های خود را به نقطه دیگری معطوف نمایند و حالت نشستن یا دست و سر خود را متفاوت تکان دهند.
بلعکس کسانی که با شما تفاهم پیدا می کنند ، وضعیت بدنی و حتی کلامی شان با شما مشابه می شود.
مثلا در حین صحبت به شما نگاه می کنند ، در مقابل شما یا در کنارتان شبیه شما می نشینند ، کلام شان مشابه شما می شود و با تکان های سر گفته های شما را تصدیق می کنند.

آیین ارتباط صحیح و نفوذ:
1- درک متقابل
2- سازگار شدن و همدلی
3-  تیز هوشی ( شایستگی ناهشیار )
4-  ایجاد عادت مفید جدید
5- انعطاف پذیری 
6-  احترام
7-  همراهی و تقلید    :
الف – از آنچه شخص دوست دارد و می اندیشد صحبت کنید .
ب- با رفتار ظاهری فرد هماهنگ شوید .
پ – باورها و اعتقاد فرد را مورد توجه قرار دهید.
  
NLP اعتقاد دارد ما از چهار طریق یا سیستم تصویری عمده ، اطلاعات را دریافت و رمز پردازی می کنیم .
1-     دیداری ( بصری)
2- شنیداری (صوتی )
3- حسی ( لمس ، احساسی و جنبشی )
4 – شنیداری – منطقی   ( گفتگوی درون ).

چگونه الویت حسی را در افراد تشخیص دهیم؟
 ویژیگی افراد دیداری
1-  سرو بدنی راست
2- چشم ها کمی متوجه بالا
3- تنفس سطحی ولی از ناحیه بالای ریه ها
4- سرعت در کلام
5- سرعت در پردازش افکار
6- جلوی صندلی می نشینند .
7- منظم و مرتب هستند
8- چون به کمک تصاویر موضوعات را به یاد می آورند بنابر این اصوات مزاحم ، حواس آنها را پرت نمی کنند
9- استفاده از جملات بصری مثل من می بینم که خوب غذا می خوری
10- به ظاهر چیزها اهمیت می دهند.

ویژگی افراد شنیداری
1-     چشم ها به طرفین متمایل است
2-     تنفس از فاصله وسط سینه
3-     صدا زود حواس آنها را پرت می کند
4-     با آب و تاب حرف می زنند ولی صدایشان ضرب آهنگ دار نت دار است
5-     حرفهای دیگران را به راحتی تکرار می کنند
6-     از طریق تکرار حرف یا شنیدن مطلب می آموزند و از شنیدن حرفها لذت می برند
7-     موسیقی یا حرف زدن با تلقین را دوست دارند
8-     مطالب را مسلسل وار و گام بگام به خاطر می سپارند
9-     علاقمند به شنیدن باز خورد حرف های خود از جانب دیگران
10- استفاده از جملات شنیداری مثل « من شنیدم دیروز برای تو ...»
    
      ویژگی افراد حسی
1-  چشم ها به پائین و سمت راست
2- تنفس از انتهای ریه ها . بالا و پائین رفتن شکم آنها در تنفس تا حدی مشخص است
3- آهسته و عمیق حرف می زنند و با مکث و حو صله صحبت می کنند.
4- به پاداش های فیزیکی و لمس بسیار علاقمندند
5-  در جریان مکالمه دوست دارند نزدیک فرد مقابل باشند.
6-  بیشتر از طریق انجام یک عمل ، لذت می برند.
7-  از جملات حسی مثل  «احساس می کنم تو ... » استفاده می کنند. 

ویژگی افراد شنیداری  - منطقی
1-                چشم ها متوجه پائین و چپ                                           
2-                علاقمندی زیاد به گفتگوی درون و خلوت با خود
3-                علاقمند به بهره گیری از جملات پیچیده                            
4-                استفاده از وتژه های انتزاعی و علاقمند به تفکر انتزاعی
5-                علاقمند به چیز های پر معنی و امور منطقی                     
6-                سایر سیستمهای تجسمی و کنش های ذهنی را نیز از خود بروز می دهند
7-                پرداختن به جزئیات یک موضوع
   

فرآیند مدلسازی
1-     رفتار ، مهارت یا پدیده مورد نظری را که احتیاج دارید تشخیص دهید.
2-     مدل مناسبی برای رفتار ، مهارت یا پدیده مورد نظر پیدا کنید . مثلا فردی که در آن زمینه موفق است .
3-     خصوصیات دلخواه خود را در آن فرد یا پدیده مطالعه نمائید . مثلا از طریق جستجو ،فیلم برداری ، صدابرداری ، تهیه منابع و...
4-     توالی حرکات یا رخدادهائی که منجر به آن مهارت ، رفتار یا پدیده می شود را یادداشت کنید.
5-     در ذهن ، خود را از بیرون چنان بنگرید که همچون آن مدل شده اید و همچون او رفتار می کنید (به کمک تصویر سازی ذهنی )
6-     سعی کنید با الگوی خود یکی شوید . از داخل چشم الگو برخود بنگرید و تمامی احساساتی را که در هنگام بکار بستن مهارت مورد نظر به شما دست می دهد، تجربه نمائید .
7-     یکبار مدل را مجددا مرور ذهنی نمائید . نیازی به تجزیه و تحلیل نیست فقط کافیست فعالیت فیزیکی مدل فوق را تقلید کنید.
8-     تمرین را ادامه دهید تا نتیجه حاصل شود البته می توانید تصحیح هائی هم انجام دهید.
9-     به استهلاک نتیجه توجه کنید . وقتی که احساس کنید دیگر بیش از این هر چه تلاش می کنید نتیجه نمی گیرید. در این زمان خلاقیت ذاتی خود را بکار اندازید . راه جدیدی پیدا کنید و آنچه را هم که بی نتیجه است . کنار بگذارید.
10- عدم موفقیت در یک زمینه را منفی تلقی نکنید و با امید و انعطاف پذیری هدف خود را دنبال کنید.
11- فقط به یادگیری و دانستن اکتفا نکنید بلکه سعی کنید مهارت های لازم را به کمک تمرین بدست آورید.
12- اگر می خواهید از رفتار خاصی الگو برداری کنید. لازم نیست به همان ارزش هایی معتقد باشید که الگوی شما به آن باور دارد . شما کافیست به پیروی از آن ارزش ها تظاهر نمائید . مهم کسب مهارت در یک زمینه خاص است.
شما می توانید حتی در صورت نیاز از راهکار یک فرد در زمینه ایجاد انگیزه یا اعتماد به نفس هم در خود مدل سازی نمائید.


Chakra


چاکرا
چاکرا چیست؟
چاکرا در زبان سانسکریت به معنای چرخ است. چاكراها بصورت گرداب‌هايي هستند كه انرژي از طريق آنها به بدن وارد و از آن خارج مي‌شود. وقتي كه رشد يافته باشند، به صورت يك چرخ مي‌گردند. در بيشتر مباحث مربوط به چاكراها از هفت چاكراي اصلي صحبت مي‌شود ولي ما عملاً صدها چاكرا فرعی داريم كه در سراسر بدنمان جاي گرفته‌اند. هر نقطة طب سوزني و acupressure يك گرداب انرژي و بنابراين يك چاكرا است. انرژيي كه اين گرداب‌ها را به كار مي‌اندازد از چند منبع مي‌آيد كه يكي از آنها كنداليني يا انرژي تكاملي ما و ديگري نيروي روحاني نهفته در وجود ما مي‌باشد. اين انرژي‌ها از درون بدن مي‌آيند و از چاكراها تراوش مي‌كنند. هر چاکرا مربوط به جنبه های خاصی از رفتار و رشد انسانی است. چاکراهای پایینی با عواطف و نیازهای اصلی بدن مربوطند و دارای فرکانس پایینتری هستند و طبیعت خشن تری دارند. انرژی چاکراهای بالایی با فرکانس بالا و مربوط به اهداف و قوای معنوی و ذهنی متعالی است . مسدود شدن جریان انرژی در چاکراها میتواند در جسم، ذهن و روح عدم تعادل ایجاد کند. چاکراها تحت هرتاثیر خارجی واکنش نشان میدهند، گشوده وباز یا جمع وابسته میشوند. در شفابخشی که با پاکسازی چاکراها و تعادل بخشیدن به آنها صورت می گیرد و در روشهای مراقبه، پاکسازی انرژیهای پایین و هدایت آنها به سمت بالایی ست. به تعبیری دیگر در بدن هرموجود زنده مناطقی برای دریافت انرژی الهی وجود دارد که به این مناطق چاکرا می گویند. و این گردابهای انرژی با یک خط انرژی به نام ساشومنا که از مرکز نخاع می گذرد اتصال دارد.

                                 

دو سیستم عمومی فیزیولوژی  در بدن شناخته شده است ،گردش خون و سیستم عصبی  توسط رگهای خونی در تمام بدن حتی زیر پوست ها جریان دارند و وظیفه شان سوخت و ساز  بدن و رساندن مواد غذائی و اکسیژن به سلول و اندامها و دفع گازکربنیک  و مواد زائدند . مرکز آن در  قلب است و به وسیله دو سیستم متفاوت سرخرگ و سیاهرگ وظیفه شان را انجام می دهند .سیستم عصبی نیز در همه جای بدن  منشعب شده اند . وظیفه شان تبادل پیامها و اطلاعات و هماهنگی کلیه اعمال عالی وجود ماست. مرکز آن در مغز قرار دارد و به وسیله طناب نخاعی در امتداد ستون فقرات و اعصاب دوگانه سمپاتیک و پاراسمپاتیک وظیفه اش را اعمال می نماید. این دو سیستم عمده به کمک کالبد شکافی پزشکی بخوبی شناخته شده اند .
نهانگرایان ، روشن بینان علوم باطنی و استادان باستانی یوگا،طب سوزنی ، چی کونگ ، آیوررودا و برخی علوم کهن دیگر پرده از راز درونی سیستم دیگری بنام سیستم انرژی ها گشوده اند .
این دانش های کهن و بسیار دقیق معتقدند که یک سیستم انرژیک در بدن انسان وجود دارد که امروزه در غرب تحت عنوان rieki  شهرت یافته است .rie به معنای انرژی جهانی و ki هم جزئی از آن انرژی می باشد . که در چین به آن چی(chi) ،در مسیحیت ، ایت (iyht) یا روح القدس ،جادوگران قبایل بدوی بدان مانا(mana) و یوگی ها بدان پرانا (prana) و پژوهشگران روسی نام آن را انرژی پلاسمای حیاتی (bioplasmic energy) گفته اند. بسیاری از مواقع خود ما نیز  وجود چنین انرژی هایی  را احساس می کنیم در انجیل مرقسس a160 می خوانیم . دستان خود را بر بیماران نهید ، آنان شفا خواهند یافت .
آزمایشات و تحقیقات بسیاری وجود چنین انرژی هائی را در بدن ثابت می کند خصوصا گسترش کاربرد طب سوزنی که دقیقا بر اساس یافته های گردش چنین انرژی هائی در بدن است این امر را اثبات نموده است . محقق بزرگ ژاپنی یوکوهاما موفق به ساخت دستگاهی شده است که جریان چنین انرژی را در بدن انجام می دهد . وقتی شخصی با تمرینات مدیتیشن ، یوگا و تمرکز یا نیایش های روحانی انرژی درونی خود را فعال می کند دستگاه حساس فوق آن را ثبت می نماید.
همچنین، یوگا ، بعنوان یک دانش کهن ولی بسیار دقیق و اعجاب انگیز بطرزی ظریف و روشن پرده از راز انرژی برداشته است .
یوگا اگر چه دارای آموزش های گسترده ومتنوع است اما در این خصوص در شاخه ای به نام کندالینی یوگا بطور خاص به این شگفتی می پردازد.جالب است بدانیم مسیر این انرژی نیز دو قطبی است ، کانال های انرژی که نادی نامیده می شوند در تمام بدن انشعاب یافته اند و بصورت کانال های مثبت و منفی به نام های آیدا و پینگالا و یک جریان سومی نیز به نام سوشو منا که از بینشان می گذرد ، به انتقال این انرژی ها می پردازد.
وظیفه این سیستم حفظ انرژی حیاتی در وجود ماست و مرکز آن در پائین ترین قسمت ستون فقرات قرار دارد. و به موازات ستون فقرات بالا می آید و تا انتهای سر دارای هفت میدان و مرکز است . این میدان های انرژی ، چاکرا (charka) نامیده می شود چاکراها مراکزی هستند که انرژی ها در آن جا مرکزیت می یابند و فعال کردن آنها خصوصیات متفاوتی را ظاهر می سازد. تمرینات و تکنیک هائی که می تواند این مراکز را فعال سازند متعدد و ویژه هستند و نیاز به کسب مهارت طی چند ماه تا چند سال است. توانائی و قدرت های حاصل از فعال شدن انرژی چاکراها ، کرامت یا سیدهی (sidhi)  نامیده می شود و به معنای قدرت های روحی است در پوستر و جدول فوق خصوصیات مراکز چاکراها بطور خلاصه فهرست شده است.

                                  
چاکرای اول : مولادهارا          Mooladhara
منطقه: بین معقد و دستگاه تناسلی (نشیمنگاه)
مانترا: لام (lam)
رنگ : قرمز تند
عطر: درخت سدر – درخت میخک
نت:دو
صدا:C
موسیقی :UH
وظیفه : جوهره فیزیکی
غدد مرتبط : فوق کلیوی که آدرنالین تولید می کند
عضو وابسته: استخوان ها ،دندان ها، ناخن ، پا ،روده،مقعد، پروستات
شکل : نیلوفر چهار پر
تاثیرات: سبکی – سخنوری- روحیه شاد- لذت طلبی – نیروی جنسی – نغمه سرائی – نادانی و دید مادی
جهت حرکت : به سمت پایین
مسیر ماساژ : زن (عکس عقربه ساعت ) مرد (جهت عقربه ساعت )
هفت بدن : مادی Phisycal Body
 عوارض احتمالی اولیه: توجه به مسائل مادی و خواهش های نفسانی
 حرکات یوگا :Asanas
نشست صحیح (Staff Posture) – پروانه (boundangle) – پل (bridge)  - خرچنگ (crab) – نیم فشار پا (half wind relieving)  - فشار پای کامل (fullwind reliving ) – ملخ (locust) – جنین (child) – نیم هلال ماه (half warior)
 تنفس :Pranayama
دم آهنگری (بهاستریکا)
مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص :
آگچاری مودرا ( خیره به نوک بینی ) – مولاباندا ( فل عجان یا دهانه رحم)


                                  
 چاکرای دوم : سواد هیستانا Swadisthana
منطقه : انتهای ستون فقرات 1 تا 12 اینچ زیر استخوان خاجی
مانترا: Vam وم
رنگ: نارنجی
عطر : روغن Ylang – ylang  جوب صندل
نت : ر
صدا : D
 موسیقی : ooo
وظیفه : تولید مثل جنسی
غدد مرتبط : پروستات ،گنادها
عضو وابسته  : کلیه ها ،مثانه ها ، اسپرم ها ،مایعات بدن ، اعضای تکثیر شونده
شکل : نیلوفر شش پر
تاثیرات : گفتار شیرین ، رهائی از خشم و پرخاشگری ،زدودن جهل،علاقه به خواب و سستی ،تحریک جنسی ،خاطرات
جهت حرکت : جلو
مسیر ماساژ: زن (جهت عقربه ساعت ) مرد (عکس عقربه ساعت )
هفت بدن : عاطفی (اثیری ) emotional etheric
 عوارض احتمالی اولیه : تحریک و تزلزل امور جنسی و احساسی – بروز عقده های گذشته و سرکوب نیاز ها تردید و دودلی
حرکات یوگا : Asanas  حرکت قایق
مارکبری (cobra) – ایق به روی سینه (boat) – کشش پشت نشسته (seated forward bend)  - کشش کامل خوابیده پروانه (supinebund angle) – حالت سگ (dog) – گربه (cat) –حرکت سگ (puppy dog)- خم به جلو نشسته پاهای باز (seated angle)- خرس تعادلی (balancing bear) – قورباغه (frog)
تنفس: Pranayama
اودیانا
 مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص :
آشوینی مودرا – در زنان ساها جولی (انقباض عضلات داخلی واژن و در مردان (واجرولی مودرا (انقباض و بالا کشیدن دستگاه تناسلی و شکم به بالا )

                                  
چاکرای سوم : مانی پورا     Manipora
منطقه : در پشت و امتداد ستون فقرات مقابل ناف ، پشت شکم
مانترا : RAM   رم
رنگ: زرد – طلائی
عطر : اسطو خودوس bergamot
نت: می
صدا: E
موسیقی : OH
وظیفه : ساختار وجودی
غدد مرتبط : پانکراس
عضو وابسته : شکم، معده ، کبد ، طحال ، دستگاه گوارش ، صفرا ، سیستم عصبی خودکار
شکل : نیلوفر ده پر
تائیرات : خلق کردن ، رهائی از بیماری ، غلبه بر تنش کشف گنجها، شهامت و جسارت
جهت حرکت : جلو
مسیر ماساژ : زن (عکس عقربه ساعت ) مرد ( جهت عقربه ساعت )
هفت بدن : ستاره ای astral
عوارض احتمالی اولیه : ناباوری به جریانات طبیعی ، احساس تسط ، عدم امنیت
حرکت یوگا : Asanas
کمانی (bow) – کشش پشت نشسته (seated forward bend ) – قایق از پشت (upward boat)  - خط کش از پشت (inclined plane ) – قهرمانی 1 (warrior I) – قهرمانی 2 (warior II) – نیم چرخ (half circle )  
 تنفس : Pranayama
تنفس شکمی – تنفس درخشش جمجه ( کاپالا بهاتی ) – تنفس سگ – تنفس سگ و گربه – اودیانا
مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص :
یوگانیدرا – فشار و ماساژ همزمان انگشت دست راست به روی ناف و دست چپ به پشت مقابل ناف .


                                  
چاکرای چهارم : آناهات       Anahata
 منطقه : در پشت و بین دو کتف مابل جناغ سینه بالاتر از قلب
مانترا : yam  یم
رنگ : سبز ، صورتی
عطر : روغن گل سرخ
نت: فا
صدا : F
موسیقی: AH
وظیفه : عشق خالص
 غدد مرتبط : تیموس
عضو وابسته : قلب ،قفسه سینه ، پوست ، گردش خون ، حفره شکم
شکل : نیلوفر دوازده پر
 تاثیرات : راه دل – صلح – عشق خالص – هنر ، ادبیات – خوانندگی ، شفا بخشی – موسیقی – بر آوردن آآرزوها
جهت حرکت : جلو
مسیر ماساژ: زن (جهت عقربه ساعت ) مرد ( عکس عقربه ساعت )
هفت بدن : ذهنی mind
عوارض احتمالی اولیه : در جستجوی پاداش ، تا حدی احساس دوروئی ، عدم پذیرش راحت عشق دیگران
حرکات یوگا : Asanas
ماهی (fish) – یوگا مودرای ایستاده (standing yoga modra )  - کاپوت (pigeon ) – شتر (camel ) – انبساط سینه ایستاده (standing back bend) – مثلث 90 درجه با حالت سلام و چرخ (prayer twist )
تنفس : Pranayama
تنفس سینه ای – تنفس زنبوری
مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص:
فشار دست و ماساژ بین دو کتف در پشت آناهات – اجاپاجا پا


                                  
چاکرای پنجم: ویشودهی  wishuddhi
 منطقه : پائین و پشت مهره گردن ، بین گودی گلو و حنجره
مانترا : hum  هام
رنگ : آبی کمرنگ
عطر : مریم گلی ، اوکالیپتوس
نت : سل
صدا : G
موسیقی : EYE
وظیفه : بیان ، بودن
غدد مرتبط : تیروئید
عضو وابسته : گردن ، گلو ، فک ، گوش ، صدا ، نای ، ریه ، مری ، بازوها
شکل : نیلوفر شانزده پر
تاثیرات : خروج کالبد اختری ، رازجوی ، تله پاتی – رفع سموم بدن ، غلبه بر گرسنگی و تشنگی
جهت حرکت : جلو
مسیر ماساژ :  زن (جهت عقربه ساعت ) مرد ( عکس عقربه ساعت) 
هفت بدن : روحانی Sprit
عوارض احتمالی اولیه : قضاوت از روی ترس و عدم پذیرش ، پر گوئی ولی احساس می کند منظورش را نتوانسته بیان کند .
حرکات یوگا : Asanas
ماهی (fish)- نیم ایستادن روی شانه (half sholder stand ) – گاو آهن (plow)- انبساط سینه ایستاده (standing back bend )   - شتر (camel)
 تنفس : Pranayama  تنفس شانه ای
تنفسشانه ای – تنفس روحی (اوجائی) – تنفس سگ و گربه
 مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص :
کچاری مودرا (قفل زبان و کشیدن زبان به سقف دهان ) – جالانداباندا (قفل چانه )

                                  
چاکرای ششم : آجنا       Ajna
منطقه : بین دو ابروان ، بالاتر به پهنای یک  بند انگشت بالای پل بینی و جلوی سر
مانترا: (کشام )OM اُم
رنگ: نیلی،بنفش
عطر:نعناع،یاسمن
نت:لا
صدا:A
موسیقی:AYE
وظیفه:دانش هستی
غدد مرتبط:هیپوفیز صنوبری
عضو وابسته:صورت، چشم، گوش، بینی
شکل:نیلوفر دو پر(96 پر)
تاثیرات:روشن بینی –  درک عالی و حس خروج روح از بدن – چشم خدا
جهت حرکت : جلو
مسیر ماساژ : زن (جهت عقربه ساعت) مرد( عکس عقربه ساعت )
هفت بدن : کیهانی Cosmic
عوارض احتمالی اولیه: تردید در مسائل روحی و تغییر ، گرایش به استدلال و اثبات عقلی و علمی امور ، گرایش به پذیرش مشاهدات سطحی
حرکات یوگا:Asanas
جنین (Child) – سرزانو (seated head to knee) – مثلث کناری (pyramid/runners stretch) – سرزانو با زاویه باز (side seated angle )
تنفس : Pranayama
تنفس درخشش جمجمه (کاپالابهاتی )  - تنس با یک بینی (سوخ پراک ) – تنفس زنبوری (بهراماری) – تنفس منقار کلاغ (کاکی)
مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص:
تراتاگا ( خیره شدن به شعله شمع و خیره شدن به چشم سوم) – ماساژ بالا و بین دو ابروان مورچاپرانایام – یونی مودرا – شامبا هاوی مودرا – مدیتیشن و مراقبه

                                   
چاکرای هفتم : ساهاسارا   sahasara
منطقه : بروسط سرومغز تاج سرقرار دارد
مانترا : om ام
رنگ : بنفش و سفید
عطر :olibanum  نیلوفر
نت: سی
صدا:B
موسیقی : EEE
احساس سرخوردگی ، عدم غلبه برترس و اضطراب
وظیفه : وجود مطلق و خداگونه گی
غدد مرتبط : صنوبری (کاجی شکل ) و مخاطی
عضو وابسته : مغز ،مخچه
شکل : نیلوفر هزار پر
تاثیرات : خالصترین حالت بودن ، آرامش مطلق ، اتحاد کامل و
جهت حرکت : بالا  
مسیر ماساژ : زن ( عکس عقربه ساعت ) مرد ( جهت عقربه ساعت  )
هفت بدن : نیرو انائی Nirvana
عوارض احتمالی اولیه : ناتوانی در درک نیرو و اتحاد کیهانی .
حرکات یوگا Asanas
یوگا مودرا نشسته دست بالا (seated yoga mudra) –ایستادن روی سر (head stand ) – حالت کوه ایستاده (mountain) – نیم ایستادن روی سر (half head stand)
تنفس : Pranayama
درخشش جمجمه (کابالا بهاتی)
مودرا، باندها و تمرینات مخصوص :
مدیتیشن و مراقبه 


برداشت از متافیزیک

۱۳۹۰ بهمن ۱۴, جمعه

خاطره عاشقانه مرتضی خان ني داوود از قمرالملوک وزیری


خاطره عاشقانه مرتضی خان ني داوود از قمرالملوک وزیری

درورد بر ياران دور و نزديکخاطره عاشقانه مرتضی خان ني داوود از قمرالملوک وزیری
بارها براي عروسي و ميهماني بزرگان به باغ عشرت‌آباد دعوت شده بودم. براي عروسي، مولودي و... اما هرگز حال آن شب را نداشتم. پائيز غم‌انگيزي بود و من به
جواني و عشق فکر مي‌کردم. از مجلسي که قدر ساز را نمي‌شناختند خوشم نمي‌آمد اما چاره چه بود، بايد گذران زندگي مي‌کرديم. چنان ساز را در بغل مي‌فشردم که گوئي زانوي غم بغل کرده‌ام. نمي‌دانستم چرا آن کسي که قرار است در اندروني بخواند، صدايش در نمي‌آيد. در همين حال و انتظار بودم که دختر نوجوانی از اندروني بيرون آمد... حتي در اين سن و سال هم رسم نبود که دختران و زنان اينطور بي پروا درجمع مردان ظاهر شوند. آمد کنار من ايستاد. نمي دانستم براي چه کاري نزد ما آمده است و کدام پيغام را دارد .

چشم به دهانش دوختم و پرسيدم: چه کار داري دختر خانم؟

گفت: مي‌خواهم بخوانم !
گفتم: اينجا يا اندروني؟
گفت: همينجا !
نمي‌دانستم چه بگويم. دور بر را نگاه کردم، هيچکس اعتراضي نداشت. به در ورودي اندروني نگاه کردم. چند زني که سرشان را بيرون آورده بودند، گفتند : بزنيد، مي‌خواهد بخواند !

گفتم: کدام تصنيف را مي‌خواني؟

بلافاصله گفت: تصنيف نمي‌خوانم، آواز مي‌خوانم!

به بقيه ساز زنها نگاه کردم که زير لب پوزخند مي‌زدند. رسم ادب در ميهماني‌ها،  آن هم ميهماني بزرگان، رضايت ميهمان بود.

پرسيدم: اول من بزنم و يا اول شما مي‌خوانيد؟

گفت: ساز شما براي کدام دستگاه کوک است؟

پنجه‌اي به تار کشيدم و پاسخ دادم: همايون.

گفت: شما اول بزنيد!

با ترديد، رنگ و درآمد کوتاهي گرفتم. دلم مي‌خواست زودتر بدانم اين مدعي چقدرتواناست. بعد از مضراب آخر درآمد، هنوز سرم را به علامت شروع بلند نکرده بودم که از چپ غزلي از حافظ را شروع کرد. تار و ميهماني را فراموش کردم، چپ را با تحرير مقطع اما ريز و بهم پيوسته شروع کرده بود. تا حالا چنين سبکي را نشنيده بودم. صدايش زنگ مخصوصي داشت. باور کنيد پاهايم سست شده بود. تازه بعد از آنکه بيت اول غزل را تمام کرد، متوجه شدم از رديف عقب افتاده‌ام:

معاشران گره از زلف يار باز کنيد / شبي خوش است بدين قصه‌اش دراز کنيد

ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است / چو يار ناز نمايد شما نياز کنيد

بقيه ساز زنها هم، مثل من، گيج و مبهوت شده بودند. جا براي هيچ سئوالي و حرفي نبود. تار را روي زانوهايم جابجا کردم و آنرا محکم در بغل فشردم. هر گوشه‌اي راکه مايه مي‌گرفتم مي‌خواند.

خنده‌هاي مستانه مردان قطع شده بود. يکي يکي از زير درختان بيرون آمده بودند.از اندروني هيچ پچ و پچي به گوش نمي‌رسيد، نفس همه بند آمده بود. هيچ پاسخي
نداشتم که شايسته‌اش باشد.

گفتم: اگر تا صبح هم بخواني مي‌زنم! و در دلم اضافه کردم: تا پايان عمر برايت
مي‌زنم!

آنشب باز هم خواند، هم آواز هم تصنيف. وقتي خواست به اندروني باز گردد گفتم:مي‌تواني بيايي خانه من تا رديف‌ها را کامل کني؟

گفت: بايد بپرسم.

وقتي صندلي‌ها را جمع ‌و ‌جور مي‌کردند و ما آماده رفتن بوديم، با شتاب آمد وگفت: آدرس خانه را برايم بنويسيد.

و تکه کاغذي را با يک قلم مقابلم گذاشت، اسمش قمر بود.

بعد از آنکه از قمر جدا شدم، تمام شب را به ياد او بودم ديگر دلم نمي آمد براي کسي تار بزنم. در خانه‌ام که انتهاي خيابان فردوسي بود، چند اتاق را به کلاس
موسيقي اختصاص داده بودم و تعدادي شاگرد داشتم اما ديگر هيچ صدايي برايم دلنشين نبود و با علاقه سر کلاس نمي‌رفتم. دو ماه به همين روال گذشت. بعدازظهر يکي ازروزها، توي حياط قاليچه انداخته بودم و در سينه‌کش آفتاب با ساز ور ميرفتم که يک مرتبه در حياط باز شد. ديدم قمر مقابلم ايستاده است، بند دلم پاره شد. هنوزدنبال کلمات مي گشتم که گفت: آمده ام موسيقي ياد بگيرم.

از همان روز شروع کرديم، خيلي با استعداد بود، هنوز من نگفته تحويلم مي داد و وقتي رديفهاي موسيقي را ياد گرفت، صدايش دلنشين تر شد... و کنسرت پشت کنسرت است که در گراند هتل لاله زار، آوازه قمر را تا به عرش مي گسترد...

اولين کنسرت قمر با همراهي ابراهيم خان منصوري و مصطفي نوريايي (ويولن)،شکرالله قهرماني و مرتضي ني‌داوود (تار)، حسين خان اسماعيل زاده (کمانچه) و
ضياء مختاري (پيانو)، پسر عموي استاد علي تجويدي برگزار شده است.

يک شب در گراند هتل تهران کنسرت مي‌داد. تصنيفي را مي‌خواند که آهنگش را من ساخته بودم و بعدها در هر محفل سر زبانها بود. تصنيف را بهار سروده بود و من رويش آهنگ گذاشته بودم، حتماً شما شنيده‌ايد: مرغ سحر را مي‌گويم.

آنشب در کنسرت گراند هتل وقتي اين تصنيف را مي‌خواند، آه از نهاد مردم بلند شده بود. در اوج تحرير آوازي که در پايان تصنيف مي خواند، ناگهان فرياد کشيد "جانم، مرتضي خان!" و اين نهايت سپاس و محبت او نسبت به کسي بود که آنچه را از موسيقي ايران مي‌دانست، برايش در طبق اخلاص گذاشته بود...

بله داستاني که در بالا خوانديد بخشي از گفتگوي يک خبرنگار است که سالها پيش با مرتضي ني‌داوود انجام داده است و در آن از عشق پنهان وي به قمر سخن رفته است!
ني‌داوود تصنيفي دارد به نام آتش جاويدان که آن را بهترين ساخته خودش - حتي بهتر از مرغ سحر- مي‌داند، که البته با دانستن مطلب بالا علت آن روشن است! اين
تصنيف بسيار زيبا تاکنون بارها توسط خوانندگان گوناگون اجرا شده است، ولي يک بار هم در برنامه گلهاي رنگارنگ اجرا شده است

قمرالملوک وزيري پس از شيدا و عارف در موسيقي نوين ايران رخ نمود، ولي بي‌ترديد نقشي دشوارتر و دليرانه‌تر از آن دو ايفا کرده است؛ زيرا اگر مردي که به موسيقي مي‌پرداخت گرفتار طعن و لعن مي‌شد، ولي مجازات زن موسيقي‌پرداز "سنگسار شدن" بود! زن برده در پرده بود، پرده‌اي به ضخامت قرن‌ها. قمر به هنگام نخستين کنسرت خود که در آن بي‌حجاب ظاهر شده بود، سر و کارش به نظميه افتاد. اين ماجرا اگر چه براي او خوشايند نبود، ولي بهرحال سر و صدايي کرد که در نهايت به سود موسيقي و جامعه زنان بود. قمر خود درباره نخستين کنسرتش مي گويد:

...آن روزها، هر کس بدون چادر بود به کلانتري جلب مي شد. رژيم مملکت تغيير کرده و پس از يک بحران بزرگ دوره آرامش فرا رسيده بود. مردم هم کم کم به موسيقي علاقه نشان مي‌دادند. به من پيشنهاد شد که بي چادر در نمايش موزيکال گراند هتل حاضر شوم و اين يک تهور و جسارت بزرگي لازم داشت. يک زن ضعيف بدون داشتن پشتيبان، ميبايست برخلاف معتقدات مردم عرض اندام کند و بي‌حجاب در صحنه ظاهرشود. تصميم گرفتم با وجود مخالفتها اين کار را بکنم و پيه کشته شدن را هم به تن خود بمالم! شب نمايش فرا رسيد و بدون حجاب ظاهر شدم و هيچ حادثه‌اي هم رخ نداد، و حتي مورد استقبال هم واقع شدم و اين موضوع به من قوت قلبي بخشيد و از آن به بعد گاه و بيگاه بي‌حجاب در نمايشها شرکت ميجستم و حدس مي‌زنم از همان موقع فکر برداشتن حجاب در شرف تکوين بود...


او نخستين زني بود که بعد از قره‌العين بدون حجاب در جمع مردان ظاهر شد. او را شايد بتوان اولين فمينيست ايراني ناميد. او مي‌گفت:

مر مرا هيچ گنه نيست به جز آن که زنم / زين گناه است که تا زنده‌ام اندرکفنم

قمر نخستين کنسرت خود را در سال ١٣٠٣ برگزار کرد. روز بعد کلانتري از او تعهد گرفت که بي‌حجاب کنسرت ندهد! قمر عوايد کنسرت را به امور خيريه اختصاص داد. او در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عوايد آن را صرف آرامگاه فردوسي نمود. در همدان در سال ۱۳۱٠ کنسرت داد و ترانه‌هايي از عارف خواند. وقتي نيرالدوله چند گلدان نقره به او هديه کرد، آن را به عارف پيشکش نمود. با اين که عارف مورد غضب بود. در سال ١٣٠٨ به نفع شير خورشيد سرخ کنسرت داد و عوايد آن به بچه‌هاي يتيم اختصاص داده شد. به گفته دکتر خرمي ٤٢٦ صفحه و به گفته دکتر سپنتا ٢٠٠ صفحه از
قمر ضبط شده است...

گشايش راديو ايران در سال ۱۳۱۹ صداي قمر را به عموم مردم رساند. عارف قزويني وايرج‌ميرزا و تيمورتاش وزير دربار، شيفته او شده بودند. با اين‌ همه، قمر از
گردآوري زر و سيم پرهيز مي‌کرد و درآمدهاي بزرگ و هداياي گران را به فقرا ومحتاجان مي‌داد.

قمرالملوک وزيري در تاريخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در شميران، در فقر و تنگدستي مطلق به سکته مغزي درگذشت. وي در گورستان ظهيرالدوله بين امامزاده قاسم و تجريش شميران به خاک سپرده شده است. روحش شاد