کافه تلخ

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

ستاره طارق چیست


ستاره طارق چیست؟


آیا ستاره طارق یکی از پنج صیحه یا ندای ذکر شده در آخر الزمان است؟
ظهور ستاره طارق بر چه دلالت دارد و چه تاثیراتی دارد؟
آیا طارق پیش از این نیز ظاهر شده؟
هنگام طلوع ستاره طارق چکار باید کرد؟
آیا می توان تاریخ ظهور طارق را با توجه به پیشرفتهای علمی و فضایی پیشگویی نمود؟

همانطور که در مقالات قبل ذکر شد، در سال ظهور و یا سال قبل از آن پنج صیحه یا ندا شنیده می شود . یکی از این صیحه ها که در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است صیحه جبرئیل امین است که به نام قائم آل محمد ندا می دهد و یک ندا از شیطان که در روز جمعه بعد از زوال خورشید است . سه صیحه یا ندای دیگر مربوط به سه واقعه یا به عبارت بهتر بلای طبیعی است که در دو تا از آنها در مشرق و دیگری در مغرب روی می دهد. در مقالات مربوط به آتشی از مشرق و آتشی از مغرب این دو صیحه شرح داده شد. بر اساس روایات واقعه دیگری غیر از آنچه ذکر شد در نزدیکی ظهور در مشرق زمین اتفاق می افتد.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان است.

در روایات اسلامی نیز چندین بار از این دنباله دار سخن رفته و پیامبر اسلامی صلی الله علیه و اله و سلم نیز مفصل در باره آن در حدیثی طولانی و مفصل توصیاتی را نموده اند که نشان می دهد موضوع از اهمیتی خاص برخوردار است .

عن نعيم بن حماد في كتابه الفتن رقم638 جاء فيها قال ” ص ” إذا كانت صيحة في رمضان فإنه يكون معمعة في شوال قلنا وما الصيحة يا رسول الله قال هدة في النصف من رمضان ليلة جمعة فتكون هدة توقظ النائم وتقعد القائم وتخرج العواتق من خدورهن في ليلة جمعة في سنة كثيرة الزلازل فإذا صليتم الفجر من يوم الجمعة فادخلوا بيوتكم وأغلقوا أبوابكم وسدوا آذانكم فإذا أحسستم بالصيحة فخروا لله سجدا وقولوا سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس فإنه من فعل ذلك نجا ومن لم يفعل ذلك هلك.

از نعیم بن حماد در کتاب “الفتن ” آمده است :

پیامبر (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: هر گاه در ماه رمضان صدای صیحه بلند شد پس در شوال جنگ آغاز می گردد. گفتیم: ای رسول خدا، صدای بلند چیست؟ فرمود: صدای شدید فرو افتادن چیزی است در ماه رمضان، در شب جمعه ای ، در سالی پر از زلزله ها که خوابیده را بیدار می کند، ایستاده را می نشاند و دختران جوان را از سراپرده هایشان بیرون می آورد. بنا بر این، هرگاه نماز صبح روز جمعه را خواندید، داخل خانه­ هایتان شوید، درها و روزنه ها را ببندید، خود را بپوشانید و گوشهایتان را بگیرید. هر گاه آن بانگ بلند را احساس کردید، برای خدا به سجده در افتید و بگویید:«سُبحان القدّوس، سُبحان القدّوس، ربّنا القدّوس». زیرا هر کس چنین کند، نجات می یابد و هر کس چنین نکند، نابود می شود. الفتن، ص ۱۳۶، جزء ۳، ح ۶۱۹ . ( توضیح اینکه این روایت از ابن مسعود هم نقل شده است)

در روایتی دیگر از امام باقر (علیه السلام) آمده :

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی ‏آور در مشرق طلوع می‏کند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏ السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود. ( الفتن، ص 148، جزء ۳، ح 607)




در روایتی دیگر آمده است :

از علائم نزدیکی ظهور :… طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی

ابو امامه نیز نقل کرده است:

رسول خدا (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: … هر گاه شب نیمۀ رمضان شب جمعه باشد، از آسمان صدایی خواهد بود که بر اثر آن٬ هفتاد هزار نفر بیهوش٬ هفتاد هزار نفر گنگ و هفتاد هزار دوشیزه پرده هاشان شکافته می شود! گفتند: ای رسول خدا، پس چه کسی سالم می ماند؟ فرمود: کسی که در خانه اش بماند و به سجده پناه بَرَد و بلند تکبیر بگوید(عقد الدرر٬ ص ۴۰ـ۱۳۹ ٬ ب ۴ ٬ ف ۳.).

گفتنی است ، حادثۀ یادشده ، در روز جمعه نیمۀ رمضان سال پیش از ظهور، تقریباً هنگام طلوع خورشید یا کمی پس از آن ، به وقت عربستان سعودی،رخ می دهد. البتّه چنین به نظر می­رسد، اقدامات احتیاطی­ ای که پیامبر اسلام(صلی­ الله­ علیه­ وآله) به آنها اشاره فرموده است، بیشتر متوجّه مردم مشرق زمین، خصوصاً خاورمیانه، می­شود.

شیخ مفید- دانشمند شیعی – آورده است:

هر گاه ستاره ای سرخ را دیدی که آن را نمی شناسی و در مسیرحرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جایی به جایی دیگر می رود و مانند ستون است، در حالی که ستون نیست، پس بی گمان،چنین چیزی نشانۀ جنگ، بلاها، کشته شدن بزرگان، زیادی شرور و اندوه­ها و آشوب در میان مردم است(الاختصاص، ص (162

مام باقر (علیه­ السلام) فرمود:

پیش از این امر (ظهور قائم)، گرفتن ماه پنج روز مانده به پایان ماه رمضان و گرفتن خورشید در پانزدهمین روز آن رخ خواهد داد،و در این هنگام، محاسبه منجّمان بر هم می خورد (الغیبة، ص ۲۸۰، ب ۱۴، ح ۴۶. ).

پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم و اعلی)

همچنین، در خبری دیگر از کعب الأحبار، می خوانیم :

نابودی بنی عبّاس هنگام آشکارشدن ستاره ­ای در دل آسمان و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته­ شدنی است. همۀ اینها در ماه رمضان خواهد بود. سرخی میان پنجم تا بیستم رمضان است و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان در نیمه تا بیستم ماه می باشد و شکافته­شدن از بیستم تا بیست و چهارم خواهد بود. و ستاره­ای دیده می­شود که مانند ماه نورافشانی می کند و سپس چونان مار در هم می پیچد تا جایی که نزدیک است دو سر آن به هم برسند. و دو لرزش در شبِ پدیدآمدنِ دو فرورفتن خواهد بود، و ستاره ای که شهابی به وسیلۀ او پرتاب می شود و از آسمان فرو می افتد؛ با آن صدایی شدید است تا آنکه در مشرق می افتد و مردم از آن دچار بلایی سخت می شوند. (الفتن، ج ۱، ص۲۳۰، جزء ۳، ح ۶۴۳، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ هـ. ق. )

ابن مسعود می گوید:

در ماه صفر نشانه ای خواهد بود و ستاره ای دنباله دار آشکار می گردد .

الفتن ، ص 148 ،جزء 3، ذیل ح 609

از امام علی علیه­ السلام در بارۀ تفسیر ” طارق” (رونده در شب) پرسیده

شد، فرمود:

آن، زیباترین ستاره در آسمان است،

در حالی که مردم نمی شناسندش…(6). بحار الأنوار، ج ۵۵، ص۸۹ ، ب ۹، ح ۴.

باز هم در قرآن کریم می­خوانیم:

منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار را پدید آورد*

این دود که مردم را فرا می­گیرد، عذابی دردناک است*(7). قرآن کریم، سورۀ دخان، آیۀ ١1- ۱٠.

امام باقر (علیه­السلام) فرمود:

پیش از قیام قائم (علیه­السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان

آشکارمی شود و سرخی ­ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان بازداشته می شوند(10). الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷.

بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات اخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال 2012 اعلام کرده اند.

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است.

در قرآن کریم سوره ای به نام طارق وجود دارد که به همین دلیل نام مقاله را از نام این سوره گرفته ایم .در این سوره به طارق قسم یاد شده و آن را ستاره ثاقب لقب داده . در تفسیر این سوره آمده است که طارق همان ستاره دنباله داری است که در آخر الزمان به زمین نزدیک می شود و با زمین برخورد می کند. منظور از طارق ، رونده در شب یا کوبنده شب ، که در قرآن کریم به آن قسم یاد شده ستاره درخشانی است که نور آن بسیار با نفوذ و زیبا می باشد. ثاقب به معنای فرو رونده و نفوذ کننده است. ظهور این ستاره دلیلی بر نزدیک بودن آخر الزمان است و در انتهای سوره نیز به کافران هشدار داده شده . این سوره یکی از معجزات علمی قرآن است .قرنها طول کشید تا اینکه دانشمندان دریابند اولین نشانه های حیات بر روی زمین با سقوط شهاب سنگها ظاهر شد.دانشمندان معتقدند شهاب ها که از فضا می آیند با خود آب و دی اکسید کربن ، منو اکسید کربن و واحدهای آمونیاک و گازهای یونیزه را وارد جو زمین می کنند و در اثر تغییرات جوی بارندگی آغاز می گردد و زمین رویش آغاز می کند و این موضوع به وضوح درآیات 5 تا 7 در باره خلقت انسان و در آیات 11 و 12 به پیدایش حیات در روی زمین و بارش باران از آسمان و شکافته شدن زمین و رویش گیاهان اشاره می کند. در حالیکه تا چند دهه قبل دانشمندان از این راز بی اطلاع بودند. در آخرین آیه این سوره به نزدیکی عذاب کافران و بی اثر بودن کید آنان در مقابل آیات و نشانه های خداوند و مهلتی که به کافران داده شده تاکید می کند .

آیا طارق یکی از پنج صیحه است؟

اگر در متن روایات دقت کنیم می بینیم که به چرخش این ستاره دنباله دار در فواصل معین زمانی اشاره شده و از جمله ، حوادث مقارن با آن ، طوفان و هلاک قوم نوح و سپس هلاک قوم ابراهیم (همانطور که می دانید قوم لوط در زمان حضرت ابراهیم می زیسته و حضرت لوط همان آیین ابراهیمی را در این قوم ترویج می نموده که با افزایش گناهان و اصرار بر آن این قوم در یک صیحه هلاک شده اند ) . و بار دیگر این دنباله دار در زمان حضرت موسی و نابودی قوم فرعون ظاهر شده و آخرین بار طبق این روایت در زمان شهادت حضرت یحیی بوده است. لذا می توان گفت که این ستاره در فواصل زمانی مختلف از نزدیکی زمین عبور و باعث پیدایش حوادثی در زمین می گردد. از جمله آن زلزله ، آتشفشان بارندگی های شدید و سیل که در نهایت منجر به مرگ عده زیادی از مردم خواهد شد و تاکید بر این است که آزمایشی برای مومنان و عذابی برای کافران است و در قرآن از آن با نام صیحه یاد شده و در روایات بالا نیز به آن صیحه اطلاق شده . لذا نتیجه می گیریم که طارق دنباله داری است که طلوع آن عذابی برای کافران و بشارتی برای منتظران و مومنان بوده و از آن به صیحه تعبیر شده است.


هنگام شنیدن صیحه چکار باید کرد؟

چنانکه از روایات استنباط می شود این صیحه با صیحه جبرئیل امین که در شب 23 ماه مبارک رمضان سال ظهور است فرق دارد و یک هفته قبل از آن می باشد و همان صدای عبور ستاره دنباله دار “طارق” است و یک هفته پس از آن صیحه جبرئیل از آسمان و به دنبال آن ندای شیطان از زمین خواهد بود.

این صیحه همراه با سقوط قسمتی از این ستاره دنباله دار در مشرق زمین می باشد . زمان سقوط قسمتی از این ستاره در وقت طلوع افتاب در روز جمعه نیمه ماه مبارک رمضان است بطوریکه خواب را بیدار و بیدار را به ترس و وحشت می افکند و زنان را از سراپرده بیرون می آورد و صدای آن به حدی بلند و شدید است که همه مردم آن را می شنوند.

در سقوط بخشی از این ستاره ، عده زیادی کشته می شوند و عده زیادی کر و گنگ و کور می گردند . در روایت وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، از ایشان سئوال می شود که در آن زمان ما را به چه امر می فرمایید؟ و حضرت پاسخ می دهند صدقه بدهید و بر شماست نماز و تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن در آن هنگام . سپس سوال می شود چه علامتی برای آن است که ( صیحه) وقت دیگری از سال نباشد ؟ و حضرت می فرمایند اگر نیمه ماه مبارک رمضان گذشت و این اتفاق نیفتاد در آن سال ایمن می باشید.

در روایت دیگری تاکید شده که این واقعه در شب جمعه در سالی که پر از زلزله و سرما هست اتفاق می افتد .

به هنگام طلوع این ستاره و سقوط بخشی از آن در شرق چکار باید کرد؟

در اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توصیه می فرمایند که برای ایمنی از این واقعه ، به منزل بروید و تمام درها و پنجره ها را محکم ببندید و لباس ضخیم بپوشید و یا خود را با پارچه یا پوشش ضخیمی بپوشانید و گوشهای خود را محکم بگیرید ( ببندید) و به تسبیح و نماز جماعت و سجده طولانی مشغول گردید.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا این نکات اشاره به وقوع جنگ و یا حمله با بمب اتمی ندارد؟

پاسخ این است که خیر زیرا اگر از سلاح اتمی استفاده گردد هیچ یک از امور فوق جان ما را حفظ نخواهد کرد.

سئوال دیگر اینکه آیا ممکن است این صیحه همان صوت جبرئیل علیه السلام باشد؟

در پاسخ باید گفت که خیر ، چگونه است که پیامبر اسلام در هنگامی که جبرئیل ما را به ندایی مهم فرا می خواند توصیه کند که گوش خود را بگیریم و در منزل پنهان شویم . در حالیکه گفته شده ندای جبرئیل امین را همه مردم روی زمین می شنوند ان شاء الله.

در این روایت همچنین آمده : زمانی که احساس کردید صیحه نزدیک می شود سجده کنید و بگویید ” سبحان القدوس ” و عبارت ” احساس کردید ” اهمیت زیادی در درک روایت دارد و نشان می دهد که ین صیحه تدریجی حس می شود و شنیده می شود و فورا شنیده نمی شود . به عبارت ، این صوت از مکانی دور شنیده شده و سپس بتدریج بلندتر شده و به ما نزدیک می شود و بطوریکه ما نزدیک شدن آن را حس می کنیم قبل از آنکه بر ما تاثیر بگذارد. و لذا برای همین گفته شده هنگامی که ” احساس کردید” . اگر صوت ناگهانی بود نیازی به انذار و هشدار نداشت. و لذا صوت جبرئیل امین نمی تواند باشد. هنگامی که جبرئیل علیه السلام ندا می دهد و منظور همان صیحه شب 23 ماه رمضان است ، همه کسانی که خداوند اراده نماید صدای او را در یک زمان خواهند شنید و صدای او تدریجی نخواهد بود.

لذا بدون شک این صوت صدای ستاره دنباله دار ” طارق” است و همانطور که گفته شده بخشی از آن در مشرق سقوط می کند و از نتایجی که به همراه دارد ، آبها را آلوده می سازد و عده زیادی از قحطی و گرسنگی خواهند مرد و صدای آن بسیار شدید است و تدریجی است و ناگهانی نخواهد بود البته برای کسانی که از آن آگاه باشند و در آن زمان بیدار بوده و به نماز صبح مشغول باشند. این صدا موجب ترس شدید در بین مردم خواهد شد و زمین را با امواج الکترو مغناطیسی شدید پر خواهد کرد. امواج صوتی حاصل از عبور این ستاره ما فوق درجه شنیداری انسان است همانند شکسته شدن دیوار صوتی در هنگام عبور هواپیماهای سریع السیر و سوپر سونیک (و یا سقوط بمب و یا موشک و یا صفیر خمپاره برای کسانی که تجربه جبهه را دارند ) .

و این امواج برای بدن ضرر دارد و از پوست و گوشت عبور می کند و لذا گفته شده که به داخلی ترین قسمت منزل بروید و گوش خود را بگیرید و با لباسی ضخیم خود رابپوشانید تا از امواج صوتی آن در امان بمانید . زیرا ممکن است پرده گوش پاره و در اثر شدت امواج دچار خونریزی مغزی گردد.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِِ . لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ. صدق الله العلی العظیم.

ببینید که چقدر پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام نسبت به شیعیانشان مهربان و رئوف بوده و به آنهاعنایت خاص داشته اند.

چرا باید در این حالت سجده کنیم؟

چرا در زمان وقوع زلزله و رعد و برق شدید و گرفتگی خورشید و ماه و یا ترس از وقایع طبیعی هولناک نماز آیات بر ما واجب می شود؟

علت نماز و سجده چیست؟ می فرمایند وقتی صدای صیحه را حس کردید سجده کرده و ذکر ” سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس” بگویید. می دانیم که بهترین و زیباترین حالات برای انسان در نزد پروردگار جهانیان سجده است اما سجده چه ارتباطی با عبور ستاره دنباله دار دارد؟


فواید ذکر “سبحان القدوس، سبحان القدوس ربنا القدوس”

در فواید ذکر اسماء الهی و در ذیل ذکر ” القدوس” آمده است که کسی که این ذکر را بگوید، در هنگام ادای این ذکر احساس می کند که اعضاء و جوارحش تمایلی به گناه نخواهد داشت و در می یابد که چشمانش از نگاه حرام کراهت دارد و گوشش از شنیدن آنچه مورد غضب خدا است روی می گرداند زیرا در این ذکر تاثیر آشکار بر جوارح و اعضای انسان دارد و هر کسی که می خواهد از بندگی شیطان و معصیت رها گردد این ذکر را ورد زبان خود سازد و بدین ترتیب خدا وسوسه شیطان را از او دور می گرداند و این ذکر مجرب است.

ذکر ” القدوس” 150 بار در هنگام زوال موجب نورانی شدن قلب و ایمن شدن از وسوسه های شیطان می گردد.

حالت سجده بهترین حالت برای برای جلوگیری از بیهوشی و مرگ در موقع خوف شدید می باشد و این امر اثبات شده است. در هنگام خوف شدید تغییراتی در جسم انسان صورت می گیرد مثل عرق کردن و لرزش بدن و تغییراتی نیز در باطن جسم صورت می گیرد که عبارت است از ترشح هورمونهای مختلف و از جمله آدرنالین که موجب بسته شدن رگهای خونی و جریان خون در بدن می شود و خصوصا در مناطق بالاتر بدن مثل سر و موجب می شود خون به مغز نرسد. میزان هورمون بستگی به میزان ترس و خوف دارد و در حالات ترس شدید مانع رسیدن خون به مغز بطور کلی شده که در نتیجه احساس سرگیجه و سپس بیهوشی و در نهایت سکته مغزی و اغماء و مرگ خواهد شد. اگر انسان در این وضعیت در حالت سجده باشد مغز پایین تر از سطح قلب قرار خواهد گرفت و همینطور سایر اعضای بدن در حالت ارتفاع کمتر از قلب قرار گرفته و خون با فشار بیشتر به همه اعضای بدن و از جمله مغز می رسد. و چون سر پایین تر از اعضای بدن قرار دارد خون با فشار به مغز می رسد و مانع از بسته شدن رگهای مغز در اثر تنگی عروق خواهد شد و در نهایت مانع از بیهوشی و اغماء و مرگ مغزی می گردد. و لذا تنها راه مصونیت در حالات ترس شدید سجده است و این نماز و سجده تنها از سنتهای اسلامی و از معجزات پیامبر عظیم الشأن اسلام است. ضمن اینکه یاد خدا و تمرکز بر ذکر موجب آرامش انسان می گردد ” الا بذکر الله تطمئن القلوب” و از ترشح هورمونهای اضافی در بدن جلوگیری می کند و جریان خون را به حالت عادی باز می گرداند. هنگام سجده همچنین بارهای الکترو مغناطیسی جمع شده در بدن دفع می گردد و همانطور که ذکر شد نزدیک شدن ستاره دنباله دار با شدت و سرعتی زیاد، امواج الکترومغناطیس زیادی را تولید می کند که حالت سجده به دفع این امواج به زمین و تخلیه جسم از آن کمک می کند. شدت این امواج به حدی است که همه دستگاههای الکتریکی و کامپیوتری را از کار می اندازد.

در حالت عادی ، روزانه ما مقداری از این امواج الکترومغناطیس را از محیط دریافت می کنیم که بر سلولهای جسم تاثیر گذاشته و موجب سردرد و بیماریهای دیگر می گردد . تخلیه این امواج از بدن تنها با سجده بر روز زمین ممکن است و آنهم به طریق صحیح و تماس هفت نقطه بدن با زمین . و لذا گفته شده در هنگام صیحه که بیشترین امواج الکترو معناطیس وارد فضا می شود سجده کنید و این سجده باید تا زمان دور شدن این دنباله دار ادامه داشته باشد زیرا تنها راه مصون ماندن از امواج شدید الکترو مغناطیس و دوری از تاثیر منفی آن بر اندامها و جسم انسان است.

نکته دیگر حالت سجده انسان در وضعیت رو به قبله است که در این حالت مدارهای مغناطیسی زمین با جسم هماهنگ شده و احساس آرامش همراه با تنظیم جریان خون در بدن اتفاق می افتد و بر تنظیم ضربان قلب موثر است.

سپس گفته شده ذکر ” سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس” را تکرار کنید

تسبیح و ذکر غذای روح و مایه آرامش انسان در هنگام خوف شدید است . تسبیح غذا و دوای مومن است و تنها غذای جسم در هنگام سجده و نماز است کما اینکه گفته شده غذای فرشتگان در آسمانهاست.

تسبیح موجب تقویت جسم است کما اینکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلم به حضرت فاطمه علیها السلام هنگامی که از ضعف جسمی و خستگی در انجام امور منزل شکایت کردند ، خضرت فرمودند بهترین خدمتکار و کمک برای تو را معرفی کنم ؟ وقتی به رختخواب می روی 33 بار سبحان الله و 33 بار الحمد لله و 34 بار الله اکبر بگو .

علماء اتفاق نظر دارند بر اینکه تسبیح موجب تقویت جسم و تقویت قدرت تحمل جسم هنگام خوف و حوادث شدید می باشد. حتی در ماه مبارک رمضان نیز وقتی ضعف روزه بر جسم مستولی می شود، ذکر و یاد خدا و نماز و تلاوت قرآن نشاط خاصی به انسان می دهد.

در روایتی دیگر از پیامبر اسلام صلی الله علیه واله و سلم داریم که می فرمایند در سه سال قحطی و گرسنگی هنگام خروج دجال، طعام و غذای شما تسبیح و تقدیس است و این مومنان را کفایت می کند از غذا و آب و در آن روز تکبیر و تسبیح و تحمید بجای غذا خواهد بود.

اما اینکه تاکید شده بر اینکه نماز صبح را در مسجد جماعت بخوانند در این روز ، علت آن مصون ماندن از وسوسه های شیطان است زیرا در جماعت، انسان اعتماد به نفس بیشتری داشته و شیطان بر او مسلط نمی شود و در حالات ترس و خوف شدید شیطان بر انسان مسلط می گردد و لذا گفته شده نماز را به جماعت در مسجد برگزار کنید و همین اتحاد در جماعت، ایمان را در دلها محکم کرده و اعتماد به نفس داده و از شدت خوف و ترس انسان می کاهد. و درنهایت چنانچه عمر انسان به اخر رسیده باشد بهترین حالت لقاء پرورگار ، سجده است و در ادعیه امده است که خدایا مرگ ما را در نماز و سجده قرار بده و سجده برترین و زیباترین حالت عبودیت انسان و خضوع و خشوع او در درگاه حق است.

و لذا می بینیم که در روایت تاکید شده که اگر هر کسی این کارها را در موقع شنیدن صیحه انجام بدهد مصون می ماند و در غیر این صورت هلاک خواهد شد.

با توجه به اینکه نحوه مصون ماندن از ستاره “طارق ” تنها در روایات و احادیث اسلامی و شیعی آمده است ، احتمال زیادی دارد که این واقعه عظیم و صیحه شدید بسیاری از کافران را نابود گرداند و یا دچار عوارض بعدی گردند .

شاید این سئوال برای شما پیش بیاید که آیا ستاره طارق همان سیاره ایکس یا نیبیرو و یا آپوفیس است که دانشمندان فضا آن را رصد کرده و احتمال برخورد آن را با زمین داده اند؟ و اگر چنین است آیا با محاسبات می توان تاریخ ظهور را تعیین کرد و آیا می توان از برخورد آن به زمین جلوگیری کرد؟

اگر در سوره طارق دقت کنیم می بینیم که خداوند معلومات اندک انسان را با طرح سئوال ” و ما ادریک مالطارق” به چالش می کشد و به او می گوید ای انسان تو چه می دانی که طارق چیست؟

یعنی وقتی انسان به موضوعی علم ندارد چگونه می تواند با آن برخورد نماید و لذا انسان نمی تواند با طارق این آیه و نشان الهی مبارزه نماید . در آیات پایانی سوره به صراحت عجز انسان را در مقابله با طارق بیان می کند و می فرماید :

کافران می خواهند مکر کنند و ما هم مکر می کنیم و چند صباحی به آنان مهلت داده شده.

لذا نتیجه می گیریم که اراده خداوند بر این تعلق دارد که ستاره طارق تا زمان طلوع و ظهور آن همانند ظهور فرجه الشریف مخفی و راز باقی بماند و معلومات کافران هرگز به آن راه نیابد زیرا خداوند طارق و صیحه راعذابی برای کافران قرار داده است. ( والله اعلم واعلی)

همچنین تعیین تاریخ برای ظهور کاملا غلط و مردود است و زمان ظهور را کسی جز خدا نمی داند و فیلمهایی که اخیرا ساخته شده و به پایان دنیا در 2012 و تحدیدا 21 دسامبر اشاره می کند عاری از حقیقت است. در قسمت بعدی مقاله در باره این موضوع و احتمالات مطرح شده توسط غرب ، مطالبی را به آگاهی خوانندگان خواهیم رساند.

http://www.saramomeni.blogfa.com/post-206.aspx

آيا حيات پس از مرگ واقعيت دارد؟



آيا حيات پس از مرگ واقعيت دارد؟ علم مي گويد: بله

آيا حيات پس از مرگ وجود دارد؟
دين شناسان مي توانند ساعتها در اين مورد بحث كنند، اما دكتر جفري لانگ (Jeffrey Long) متخصص تومور چه اعتقادي دارد؟ وي معتقد است شواهد علمي صراحتا مي گويند پاسخ به سوال فوق بله است.

وي در كتاب «شاهدِ پس از مرگ» (Evidence of the Afterlife) كه اين هفته وارد بازار شد، نتيجه ي مناقشه برانگيز خود را در اين مورد ارائه كرده است.
كتابي كه حاصل پژوهشهاي ده ساله ي وي در موضوع تجربيات هنگام مرگ و بررسي تجربيات شخصي 1600 نفر در هنگام مرگ است. وي در گفت و گو با مجله ي تايم درباره ي ماهيت تجربه ي هنگام مرگ و درهم‌كنش مذهب و علم صحبت مي كند.

اين مصاحبه پرخواننده ترين صفحه ي امروز وب سايت تايم بود.

پرسش: از نظر علمي، تجربه ي هنگام مرگ چيست؟
پاسخ: تجربه ي هنگام مرگ داراي دو مولفه است. نخست اين كه فرد بايد به مرگ نزديك باشد. به اين معني كه شرايط جسمي اش به قدري وخيم باشد كه در صورت عدم بهبود، بميرد. معمولا فردي را كه بيهوش است، يا از نظر باليني مرده است و ضربان قلب و تنفسش متوقف شده است مي توان نزديك به مرگ در نظر گرفت. مولفه ي دوم اين است كه مرگ درست از بيخ گوش شخص عبور كند و وي در عين حال بتواند اين مساله را به وضوح تجربه كند و به خاطر بياورد.

پرسش: پاسخ شما به شكاكاني كه كه مي گويند بايد پايه و اساس زيست شناسانه يا فيزيولوژيكي براي چنين تجربه اي وجود داشته باشد چيست؟ چرا كه شما در كتاب خودتان مي گوييد چنين تجربه اي از نظر پزشكي غير قابل توضيح است.
پاسخ: جالب اين جا است كه بر خلاف كتاب من كه توضيحي در مورد اين تجربه ارائه نمي دهد، بيش از بيست توضيح جايگزين براي اين تجربه از سوي شكاكان ارائه شده است. دليل اين تعداد زياد كاملا مشخص است. چرا كه هيچ يك از اين توضيحات، حتي براي خود شكاكان، قابل فهم نيستند.

پرسش: شما مي گوييد، ميزان شك و ترديد درمورد تجربه ي هنگام مرگ نسبت به گذشته بسيار كاهش يافته است و آگاهي در اين مورد نيز افزايش داشته است. دليل اين اتفاق چيست؟
ظرف 35 سال گذشته صدها مقاله ي علمي درمورد تجربيات هنگام مرگ منتشر شده است. علاوه بر آن، رسانه ها توجه ويژه اي به اين پديده داشته اند. بخصوص وب سايتهاي اينترنتي صدها هزار صفحه را به اين موضوع اختصاص داده اند. همه ي اينها به افزايش آگاهي مردم در اين زمينه كمك كرده است.

پرسش: شما در كتاب خود اشاره مي كنيد كه برخي از منتقدان مي گويند همه ي كساني كه تجربه ي هنگام مرگ داشته اند، جزييات اين تجربه را قبلا از ديگران شنيده اند وبه نوعي تحت تاثير محيط بوده اند.
شما در تحقيقات خود چگونه با اين مساله مقابله كرديد؟

پاسخ: ما داستانهايي كه درمورد تجربه ي هنگام مرگ دريافت مي كنيم، عينا به وب سايت خودمان مي فرستيم. با توجه به اين كه ماهانه 300 هزار صفحه توسط 40 هزار بازديد كننده از سراسر دنيا خوانده مي شود، و تا كنون هيچ كسي موفق نشده است داستانهاي تكراري را شناسايي كند، نشان دهنده ي با اصالت بودن داستانها است. در ضمن، شفافيت كار ما و تعداد بالاي بازديدكنندگان وب سايت، خود بيانگر كيفيت بالاي كار است.

پرسش: شما مي گوييد اين پژوهش تاثيرات شخصي زيادي هم بر روي شما گذاشته است. چگونه؟
پاسخ: من يك پزشك هستم كه با سرطان مبارزه مي كنم. علي رغم همه ي تلاشهايمان، همه ي بيماران علاج پيدا نمي كنند. اعتقاد من به زندگي زيباي پس از مرگ، به من كمك مي كند تا بتوانم با نيروي بيشتري به جنگ اين هيولاي وحشتناك بروم. نيرويي كه قبلا نداشتم. اين اعتقاد به من كمك مي كند كه بتوانم پزشك بهتري براي بيمارانم باشم.

پرسش: شما مي گوييد ما مي توانيم با بررسي تجربيات هنگام مرگ درمورد حيات پس از مرگ نتيجه گيري كنيم. اما واقعا فكر نمي كنيد اين كار مثل مقايسه ي سيب و پرتقال است؟
پاسخ: از نظر علمي مصاحبه با افرادي كه كاملا مرده اند، امكان پذير نيست. با توجه به اين محدوديت، ما بايد ببينيم بهترين كار ممكن چيست. اگر مغز كسي هيچگونه عملكردي نداشته باشد، مانند زماني كه شما دچار سكته ي قلبي مي شويد، به نظر من اين فرد نزديكترين مدل به آن چه است كه دنبالش هستيم. يعني مطالعه و بررسي اين مساله كه آيا تجربه ي هوشيارانه در جايي خارج از مغز امكان پذير است يا خير.

پرسش: شما در كتابتان به اين نكته اشاره كرده ايد كه تحقيقات شما مي تواند دست مذهب را بازتر كند. اما آيا مساله ي حيات پس از مرگ يك مساله ي علمي است يا مذهبي؟
پاسخ: من فكر مي كنم ما هم اكنون تركيب جالبي از اين دو داريم. اين پژوهش مستقيما به ما يادآور مي شود كه مذهب در طول هزاره هاي گذشته چه چيزهايي به ما گفته است. مذهب مشخصا به ما گفته است كه حيات پس از مرگ وجود دارد و كل جهان داراي هدف مشخصي است. در واقع پژوهش علمي ما مهر تاييدي براي همه ي چيزهايي است كه مذهب سالها است به ما گفته است. اين كتاب گام بزرگي در نزديك كردن علم و مذهب به يكديگر است.

پرسش: آيا جنبه اي از تجربيات بشري وجود دارد كه به نظر شما علم نمي تواند حتي نزديكش بشود؟
پاسخ: قطعا همين طور است. آنچه كه واقعا پس از مرگ اتفاق مي افتد يكي از اين مسائل است. توجه كنيد كه همه ي آنچه در اين مورد مي دانيم، همواره نيازمند مقداري ايمان نيز هست. در عين حال، وقتي شما به شواهد علمي زندگي پس از مرگ نگاه مي كنيد، مقدار ايمان مورد نياز براي باور داشتن به حيات پس از مرگ به طرز قابل توجهي كاهش مي يابد.

منبع : سايت ترديد

منبع اصلي : http://www.time.com/time/health/article/0,8599,1955636,00.html

معمای ديوار مار سرخ





نشريه: Current World Archeology





تاريخ: مارس 2008
Legion1992 ترجمه

ديواري طويل تر از مجموع دو ديوار مشهور هادريان1 و آنتونين2 و بيش از هزار سال کهن تر از ديوار چين آنچنانکه ما امروز مي دانيم. همچنين اين ديوار از موادي به مراتب مستحکم تر از همتاي چيني اش بنا شده است. اين عظيم ترين بنايي است که در حد فاصل چين و اروپاي مرکزي واقع شده و شايد طولاني ترين سازه اي باشد که در دوران باستان با خشت کوره اي ساخته شده است – و همچنان افراد اندکي از وجود آن آگاهند! اين ديوار با نام ” ديوار بزرگ گرگان ” يا ” مار سرخ ” شناخته شده است. يک تيم بين المللي از باستان شناسان مشغول کار بر روي اين ديوار مار گونه اند و آنچه پيش رو داريد گزارشي است از يافته هاي ايشان:

ديوار ” مار سرخ ” که نامش را وام دار رنگ سرخ خشت هايش است با طول تقريبي 195 کيلومتر در شمال ايران واقع شده است. يک خندق با عمق 5 متر آب را در طول بخش بزرگي از اين ديوار منتقل مي نموده است. شيب ملايم و پيوسته آن که براي حصول اطمينان از به جريان در آمدن آب در مسير حرکت ديوار طراحي شده است، نشان از توان بالا در مساحي زمين در نزد سازندگان اين اثر دارد. بيش از 30 موضع دژهاي نظامي در سرتاسر اين سازه ی عظيم به چشم مي خورند. فضاي هر يک از اين دژها 3 برابر بيش تر از آن چيزي است که در ديوار هادريان ساخته شده است. گرچه هنوز اين دژها در قياس با بارو هايي که در نواحي ساحلي درياي خزر ساخته شده اند بسيار کوچکند چرا که برخي از بارو هاي ساحلي گاهي تا 10 برابر بزرگ تر از دژهاي ديوار بزرگ اند. ديوار ” مار سرخ ” از بسياري جهات بي همتا بوده و رفته رفته معماهاي خود را نمايان مي سازد.

چه کساني، در چه زماني و براي چه هدفي اين مانع دفاعي را با اين مقياس شگفت انگيز و درايتي اين چنين بنا نموده اند؟ حتي طول واقعي آن بر ما معلوم نسيت: انتهاي غربي آن توسط پيش روي آب درياي خزر شسته شده، در حاليکه در طرف مقابل، انتهاي شرقي آن نيز به اراضي کوهستاني و کاوش نشده کوه هاي البرز ختم مي شود.

يک تيم ايراني تحت سرپرستي جبرئيل نوکنده از سال 1999 مشغول کاوش بر روي اين ديوار عظيم بوده اند. در سال 2005 اين تلاش با هدف کشف راز هاي نهفته و پاسخ به سوالات “چه کسي، چه زماني و چرا” به پروژه مشترکي مابين ايران و بريتانيا انجاميد.

هيچ منبع نوشتاري اي به اين ديوار اشاره ننموده، هيچ سنگ نبشته و يا مسکوکاتي در اطراف آن يافت نشده است. در پاسخ به پرسش ” چه زماني “، به جاي اتکا به گمانه زني بر اساس مستندات تاريخي، ما نياز به انجام آزمايشهاي مستقل علمي براي تعيين تاريخ صحيح ساخت ديوار داشتيم.



تاريخ گذاري معما

پس ديوار بزرگ گرگان چه زماني بنا شده است؟ برخي مي پندارند که اين ديوار در زمان تسلط اسکندر، شاه مقدوني که در سال 330 ق. م. به اين ناحيه رسيد برپا شده است، اما وي هفت سال پس از آن درگذشت – در حقيقت اين ديوار را با نام ” حصار اسکندر ” نيز مي شناسند. ديگران نيز طرح مي کنند که اين ديوار در قرن ششم پس از ميلاد و توسط خسرو پرويز اول (531-579 ميلادي) ساخته شده است. همچنين بر اساس مطالعات و کاوشهاي محمد يوسف کياني که در سالهاي دهه 70 ميلادي صورت پذيرفت – و آراء برخي ديگر از محققان – قرون اول و دوم قبل از ميلاد مسيح بعنوان تاريخ ساخت اين ديوار مطرح مي گردد. چه کسي درست مي گويد؟



خوشبختانه مهندسين سازنده ديوار، آنرا بگونه اي برجسته مناسب تکنيک هاي مدرن تاريخ گذاري ساخته اند. با توجه به اين که اين ديوار در سراسر زمين هاي رسي و استپ هاي بدون درخت کشيده شده، امکان دسترسي به چوب و سنگ جهت مصارف ساخت و ساز ميسر نبوده است. از طرفي خاک رس بهترين ماده اوليه براي تهيه ده ها و يا شايد صد ها ميليون خشت پخته شده به شمار مي رفته است که به وفور در آن ناحيه يافت مي شده. هر يک از خشت ها به شکل مستطيل و با ابعاد استاندارد شده 37 سانتيمتر در نواحي غربي و 40 سانتيمتر در قسمت شرقي ديوار، با ضخامتي بين 8 الي 11 سانتيمتر ساخته مي شدند. اين خشت هاي بزرگ مشخصا در مقياس صنعتي توليد شده اند. کاوشها، زنجيره اي از کوره هاي آجر پزي را در طول مسير ديوار نمايان ساخت. در برخي نواحي کوره هايي يافت شد که با فاصله 40 متر نسبت به يکديگر واقع شده اند و در ديگر موارد اين فواصل به 100 متر مي رسيده است. در مجموع بصورت تقريبي مي توان گفت که چند هزار کوره آجر پزي به منظور ساختن عظيم ترين حصار طولي خاور نزديک در عهد باستان احداث گرديده است.



آيا اين کوره ها نشاني بدست مي دهند که دلالت بر تاريخ دقيق ساخت اين بنا کند؟ چنانچه آنان از چوب بعنوان سوخت کوره ها بهره مي بردند پس مي بايست باقي مانده ذغال چوب درون آنها يافت شود که البته بهترين وسيله براي تعيين عمر با روش راديوکربن به حساب مي آيد. بغير از اين روش، يک کوره نمونه خوبي براي انجام روش تعيين عمر به کمک نور (3OSL Dating) نيز به شمار مي رود. هر گاه رسوبات در معرض نور خورشيد و يا در مواجهه با آتش قرار گيرند، ميزان تابناکي شان (Luminescence) به حالت اوليه باز گشته و به اصطلاع ساعت درخشندگي شان صفر مي شود. اين خصيصه تعيين عمر کوره ها را ممکن مي سازد و به ما مي گويد که آخرين بار که کوره به کار گرفته شده است به چه زماني باز مي گردد.

با اين احتمالاتي که در سر داشتيم، در سپتامبر سال 2005 مبادرت به سفر به نواحي شرقي ديوار در کوهپايه البرز نموديم، جايي که يکي از کوره ها طي مساحي هاي قبلي يافته شده بود. کوره مورد نظر ما به ظاهر مناسب مي رسيد: فاصله آن تا ديوار بين 20 – 30 متر بود و همچنين بر روي سراشيبي اي واقع شده بود که آثار هيچ يک از دوران را بر خود نداشته و زاويه شيب آن تا حدي بود که در طي حفاري ها حتي رد پا نيز در آن محل کشف نگرديد؛ بدينگونه ما مي توانستيم اطمينان يابيم که کوره صرفا براي پخت خشتهاي مصرفي در ديوار مورد استفاده قرار مي گرفته و همچنين در دوران پس از آن متروک بوده و ديگر بکار گرفته نشده است. خيلي زود ما دريافتيم که اين کوره بسيار به کوره ديگري که در فاصله 60 کيلومتر غرب اين مکان در دهه 70 ميلادي يافته شده بود و از آنهم براي ساختن خشتهاي ديوار استفاده مي شده، شباهت زيادي دارد. کوره مورد نظر ما مانند اغلب ديگر کوره ها براي جاي دادن 10 رديف خشت بصورت عرضي و 17-18 رديف خشت بصورت طولي طراحي شده بود. همه کوره ها گويي مشابه سازي هايي از يک پروتوتايپِ4 (پيش طرح) اوليه بودند که خود شاهد قدرتمندي است براي اثبات اين ادعا که “سازندگان ديوار” پي ريز اين طراحي استاندارد شده بوده اند.

رسوبات شسته شده که از سراشيبي فرو ريخته بود کوره ی ما را در وضعيتي عالي نگاه داشته بود. هر يازده طاقديس آن در دامنه تپه بنحوي سالم مانده بود که ارتفاع دو متري آنها و سازه سنگين تر روي آن همگي پس از حفاري بيرون آمدند. دو طاقديس فروريخته، اين امکان را ميسر نمود تا بتوانيم وسيله سونداژ5 را بنحوي وارد کوره کنيم که به بقاياي معماري آن آسيبي نرساند. در نهايت ما به لايه ذغال و، بلافاصله به کف سرخ شده از آتش کوره رسيديم. هدف ما ميسر گشته بود. در ماه ژانويه 2005 دکتر ژان لوک شوينينگر و دکتر مرتضي فتاحي، بترتيب از دانشگاههاي آکسفورد و تهران، به محل عازم شدند تا نمونه هاي OSL را استخراج نمايند. آنان همچنين از خود ديوار بزرگ و ديوار کوچکتري که در غرب آن واقع است (ديوار تميشه6) و کوره نزديک آن که بتازگي حفاري و بيرون کشيده شده بود نيز نمونه برداري کردند.

ما بلادرنگ منتظر دريافت نتيجه شديم.

نمونه هاي OSL و راديوکربن نشان دادند که قطعا هر دو ديوار در قرن پنجم و يا نهايتا در قرن ششم ميلادي بنا شده اند.



تاتارهاي سفيد7

با نتيجه بدست آمده از آزمايش تعيين عمر، اينک پي بردن به دليل ساخت ديوار امري آسان شده بود. اين ديوار در مرزهاي شماليِ يکي از قدرتمندترين امپراطوري هاي دنياي کهن، يعني ساسانيان، بنا گشته بود. ساسانيان با مرکزيت ايران کنوني، همچنين با سرزمينهاي عراق امروزي هم مرز بوده و تا کوه هاي قفقاز در شمال غرب و آسياي ميانه و شبهه جزيره هند در شمال شرق و شرق کشيده شده بود. پادشاهي پارس بارها به شرق امپراطوري روم و يا بيزانتين يورش برده در حاليکه همواره از اقدامات دشمنانش در جبهه شمالي واهمه داشت. کوههاي قفقاز و ديوارهاي ساخته شده در حاشيه ساحلي درياي خزر احتمالا براي جلوگيري از حمله تاتارها به نواحي جنوبي بکار مي رفته اند. مابقي ديوار که به سمت شرق کشيده شده است نيز احتمالا براي مقابله با قبايل تاتارهاي سفيد بوده است. نويسندگان باستان، به ويژه پروکوپيوس8، توصيفات مصوري را پيرامون نبردهاي پارس ها با قبايل شمالي بدست مي دهند. ما مي دانيم زمانيکه که فيروز شاه ساساني (459-484 ميلادي) عليه تاتارهاي سفيد اردو مي زد، به دفعات در گرگان قديم مستقر مي شد (در کنار شهر امروزي گنبد کاووس، جايي که ما بعنوان يکي از سايت هاي تحقيقاتي برگزيده بوديم که در ضلع جنوبي ديوار واقع است). در نهايت او جانش را بر سر تاختن به سرزمين هاي متعلق به تاتارهاي سفيد نهاد. اين مي توانست دليل موجهي براي فيروز و يا ديگر پادشاهان قبل يا بعد از او باشد که زمين هاي حاصلخيز و غني گرگان را به کمک يک حصار دفاعي در برابر تهديدات شمالي محافظت کنند.



کشف ساختمانهاي عظيم

پرسش مهم کماکان بي پاسخ مانده است: آيا اين ديواري دفاعي بوده که قرن ها از آن استفاده مي شده و يا اينکه اين فقط يک جاه طلبي زود گذر مهندسي بوده که پروژه اي چنين عظيم را به اجرا گذارده است؟ در سال 2006 دژ 4 با مساحت 14 جريب براي انجام نقشه برداري به روش مغناطيس سنجي 9 انتخاب گرديد. چيزي که باعث شگفتي مان شد اين بود که تجهيزات حساس راجر آينسلي10 ما را از وجود سه ساختمان با طول 228 متر آگاه نمود. از مطالعه پلات ها اطلاعات دقيق تري را بدست آورديم که وجود اطاق هاي مجزايي را به ما نشان مي داد. قواعدِ طرح بندي و نقشه ساختمانها، خوابگاه سربازان يا کارگران را بعنوان کاربريِ اصلي اين بناها مطرح مي نمود. بنابراين ما کار حفاري را آغاز کرديم.

جايي که مساحي با مغناطيس سنج به ما انشعابي از يک اطاق را نشان مي داد، به يک ديوار بزرگ خشت گل به قطر 20/1 و ارتفاع 30/3 متر برخورد کرديم. بدعتا، اين ساختمانها مي بايست مرتفع تر از آنچه ما پيش رو داشتيم ساخته شده باشند، آنچنانکه خرابه هاي بازمانده از اين آثار برآمدگي هاي مشخصي را به جاي گذارده اند. تصاوير ماهواره اي نشان مي دهند که دژ 4 تنها دژ در اطراف ديوار نبوده بلکه يکي از چندين دژي است که براي اسکان سربازان و کارگران بکار مي رفته است. تعداد سفالينه ها و استخوان حيوانات که از حفاري هاي ما در دو حفره متعلق به دژ 4 بدست آمد به علاوه ي قطعات فلزي و شيشه اي کشف شده در محل، با قدرت استدلال مي نمود که فضاي داخلي اين دژها روزگاري سرشار از هياهو و شور زندگي بوده است. همچنين انجام تست هاي راديوکربن به ما نشان داد که باقي مانده اين دژها تا اواسط قرن هفتم نيز مورد استفاده قرار مي گرفته است. اما هنوز براي پي بردن به اين مهم که آيا ديوار پس از اين تاريخ متروک شده است يا نه کمي زود بود. شايد بدليل حمله لشگر امپراطوري بيزانتين از غرب و يا يورش اعراب در جنوب از سال 636 ميلادي، همه سربازان پادشاهي پارس از ناحيه شمال فراخوانده شده و ديوار به همراه دژهاي عظيمش متروک شده باشند. اما شواهدي آرام بيرون مي آيند که بر استفاده از ديوار به مدت يک تا دو قرن بعنوان حصار دفاعي دلالت مي کنند.



يک پادگان نظامي قدرتمند

چه تعداد سرباز وظيفه نگهباني از استادانه ترين حصار نظامي پادشاهي پارس را عهده دار بوده اند؟ چنانچه بپذيريم که تراکم سربازان در اين دژها مشابه با تراکم سربازان در ديوار هادريان بوده است پس مي توان استنتاج نمود که پادگان گرگان حدود 30000 سرباز را در خود جاي داده بوده است. با مدل سازي هايي که بر اساس تعداد و اندازه اطاق هاي خوابگاهي در ديوار گرگان صورت گرفت، گمانه تعدادي مابين 15000 الي 36000 سرباز مستقر در محل را مطرح مي نمود. حتي کمترين گمانه ها نيز لشگري مستحکم و قدرتمند را پيشنهاد مي کنند، و نکته مهم اينست که سايت مورد نظر ما شامل 200 کيلومتر از مرزهاي آسيب پذير بوده که بخش بسيار کوچکي است از هزاران کيلومتر مرزِ يکي از بزرگترين امپراطوري هاي تاريخ کهن.

چه تعداد سرباز در نواحي ساحلي مستقر شده بودند؟ در سال 2007 ما اقدام به انجام مساحي ژئوفيزيکي11 نموديم که منتج به يافتن سه خندق آزمايشي در” قلعه خرابه” و يک دژ مستطيلي شکل با مساحتي برابر با نيم کيلومتر مربع که تقريبا در فاصله 5/1 کيلومتري ديوار مار سرخ واقع شده بود گرديد.آزمايشات بر روي سفالينه هاي يافت شده در قلعه خرابه که توسط سِت پريستمن12 صورت پذيرفت، عمر کاربري اين دژ را کوتاه و احتمالا به دوران آغازين تاريخ ديوار گرگان مربوط مي دانست. به نظر مي رسيد چند خانه خشت گلي که در امتداد يکديگر بوده اند، مسير مرکزي را تشکليل مي داده اند. ما يکي از آنها را حفاري کرديم؛ آناليز مواد بدست آمده از داخل اين خانه ها نشان مي داد که ساکنان آنها از رژيم غدايي سرشاري برخوردار بوده اند شامل ماهي که به احتمال زياد از آبهاي درياي خزر تامين مي گشته که در فاصله 45 کيلومتري غرب محل مورد نظر واقع است. اما هنوز ما نمي دانستيم که آيا اين شکم پرستان قديمي سرباز بوده اند يا شهروند! طرح قاعده مند مستطيلي شکل پدافندها و چينه کشي هاي قائم الزاويه و مرتبِ فضاي داخلي نشان مي داد که اين سازه نيز بدست همان سازندگانِ ديوار بزرگ احداث شده است. آيا اين يک طرح شکست خورده از سازه اي شهري بود؟ آيا اين يک اردوي موقت نظامي بود که در زمان جنگ نيروهاي کمکي را در خود جاي مي داده است؟ ويا اينکه ترک يکباره اين مکان در راستاي تخليه نواحي ساحلي از سربازان و انتقالِ شان به دژهاي ديوار بوده است؟

تحقيقات ژئوفيزيک نشان مي داد که دژ 16 داراي کوره آجري پزي بوده پس نتيجتا اين دژ قسمتي از طراحي نخستين نبوده است. آيا اين امکان وجود دارد که برخي و يا همه دژها در مرحله ديگري به ساختار ديوار افزوده شده اند – و اينکه سربازان بدعتا در اماکني همچون قلعه خرابه مستقر مي شده اند؟



ديوار و اراضي اطراف آن

ديوار در مکاني خالي از سکنه بنا نگرديده است. تراکم ساکنين در نواحي حاصلخيز ساحلي شرح مي دهد که چرا ديوار بنا گرديده و چگونه سربازانِِ پادگانهايش تغذيه مي شده اند. پروژه به ساخت ديوار منتهي نگشته بلکه شامل ساخت و ساز شهري و عمراني در اراضي گسترده ي اطراف آن نيز بوده است. مقياس اين عمليات براي رسيدن به درکي صحيح از اقدامات امپراطوري کهن پارس بسيار مناسب است چراکه مجموع اين سازه ها خواه نظامي و يا شهري، مساحت بسيار وسيعي را تحت پوشش قرار مي دهند. بدليل مساحت زياد اراضي اي که مي بايست تحت پوشش اقدامات عمراني ساسانيان قرار گرفته باشد، پروژه تحقيق بر روي ديوار گرگان در سه مقياس متفاوت پيگيري شد. در سطح منطقه اي ما از تصاوير ماهواره اي براي تهيه نقشه از ديوار و سازه هاي پشتيباني آن استفاده نموديم؛ پس از آن با کمک مساحي ژئوفيزيکي براي شناختن مواضع پنهان و يا زير زميني، نقشه هاي مربوط به سازه هاي مستقلي مانند دژها، پايگاهها و کوره ها بدست آمدند؛ و در نهايت جزييات بدست آمده براي انجام عمليات حفاري مورد نظر قرار گرفت.

در دل اين برنامه، اراضي اطراف ديوار نيز با بهره گيري از توانمندي ماهواره ها به نقشه درآمد. بوضوح قابل درک است که ساختن ديوار 195 کيلومتري مار سرخ به تعداد زيادي نيروي کار نياز داشته است. اما آنچه که تا قبل از کشف سدي بزرگ توسط آقايان نوکنده، عمراني و همکارانشان نمي دانستيم اين نکته بود که پروژه گرگان به مراتب نيروي کار حجيم تري را بکار گرفته است. اين امر بدليل انجام پروژه عظيم مهندسي اي بود که در اراضي اطراف ديوار صورت مي پذيرفت تا آب را در يکجا جمع آوري نموده به خندقي که به موازات بخش شمالي ديوار حفر شده بود انتقال دهند.

به نظر مي رسد که اجرا کردن پروژه مديريت منابع آب قسمتي از پروژه اصلي ساخت ديوار بوده که بصورت يکپارچه و به موازات آن انجام پذيرفته است. در ناحيه اي چنين نيمه بياباني، آب مورد نياز براي توليد خشتهاي کوره اي و مصرف ساکنين دژ ها به راحتي در دسترس نبوده است. بنابراين آب را از طريق حداقل پنج کانال حفر شده به محلِ احداث ديوار منتقل و سپس روانه خندقي که در ضلع شمالي ديوار و به موازات آن حفر شده بود مي نمودند. گرچه بر اساس شواهد خندق را بمنظور مقاصد دفاعي حفر کرده بودند اما از خاک رس برداشت شده از آن نيز براي توليد خشت کوره اي بهره مي بردند. شواهد ميداني نشان مي دهد که آب را پشت سد بزرگ خاکي اي (شبيه به سد گرکز) انباشت مي کرده اند. گرچه، کاوشهايي که در سال 2007 صورت پذيرفت نشان مي داد که بغير از منابع ياد شده، آب را از رودخانه اي که در جنوب شرقي رودخانه گرگان جاري بوده و به کمک يک کانال عظيم که در دشتهاي حدفاصل رودخانه تا محل احداث ديوار حفر شده بود به سد خاکي منتقل مي کردند. آب را سپس از بالاي سد خاکي که در اصل يک مجراي آب به شمار مي رفته به سمت کانالي که رو به شمال حفر گرديده بود روانه و بدين ترتيب به خندق اصلي ديوار مي رساندند. بعلاوه، آب از کانال مزبور به کانال ثانوي اي که به قسمتهاي جنوبي ديوار منتهي مي شده منتقل مي گرديد که احتمالا براي مصارف کوره هاي آجر پزي که در سرتاسر ديوار به چشم مي خورند بکار مي رفته است. اما هنوز نحوه جمع آوري آب در ديگر کانالها بر ما معلوم نيست ولي به نظر مي رسد که آبِ آندسته از کانالها عمدتا از خود رودخانه گرگان و احتمالا به همان شيوه مرسومي که در دشتهاي آبرفتي آب را با نهرهايي از رودخانه اصلي انشعاب مي گرفتند، استحصال مي شده است.

ساسانيان بواسطه تامين آب در اراضي اطراف ديوار نه تنها چشم اندازهاي جديدي را در ناحيه بوجود آوردند بلکه با ساخت ديوار، چُنان چاقويي تيز، برشي در ميان آنچه از پيشينيان پارت تبار و اقوام اوليه ساساني باقي مانده بود ايجاد نمودند. ساخت ديوار باعث گرديد تا آثار باقي مانده از اقدامات عمراني چند نسل قبل مانند کانالي که در روزهای کهن آب را براي مصرف به سايت بزرگ “تخمک” انتقال مي داد، به دو قسمت تقسيم شوند. همچنين به نظر مي رسد که ديوار کانال قديمي ديگري را نيز از ميان برده و زندگي مردمي که از آب آن براي امرار معاش بهره مي بردند را با تغيير روبرو ساخته، گرچه هنوز شواهدي دال بر همزماني احداث ديوار و متروک شدن آن زمين ها در دست نيست. مساحي هاي ما بر روي اراضي اطراف ديوار و مطالعات ست پريستمن بر روي باقيمانده سفالينه ها دلايلي را بدست مي دهند که حاکي از باير و بلااستفاده بودن اراضي شمالي ديوار ” مار سرخ ” در هنگام احداث آنست گرچه اين مناطق در چند قرن قبل از آن جمعيت زيادي را در خود جاي داده بوده است. البته اين نظريه ايست که در آينده نياز به آزموده شدن دارد.

زير دريا، در جستجوي ديوار

بي شک ديوار مار سرخ طولاني ترين و استادانه ترين حصار دفاعي پادشاهي پارس کهن به شمار مي آيد، اما اين ديوار چندين همتاي کوچک تر نيز دارد. دالان زميني مابين کوههاي قفقاز و سواحل غربي درياي خزر با سلسله اي از ديوارها مسدود شده است. معروف ترين آنها ديوار دِربِن13 در داغستان امروزي واقع در روسيه است. همچنين ديوار تَميشه با فاصله اي نزديک تر به مار سرخ و تاريخ ساختي تقريبا همزمان با آن قرار گرفته است که از گوشه جنوب شرقي درياي خزر به سمت کوههاي البرز کشيده شده است.

درياي خزر برگترين درياچه در جهان است، بنابراين آب آن از رودخانه هايي که به آن ميريزند تامين مي شود. به همين دليل سطح آب اين دريا نسبت به آبهاي آزاد از نوسانات بيشتري برخوردار است. در سال 2006 ما گودال آزمايشي اي را در يکي از کوره هاي آجرپزي عهد ساسانيان که نزديک به مار سرخ نيز قرارداشت حفر کرديم. با وجوديکه اين کوره امروز در 7 کيلومتري ساحل دريا واقع است اما برخورد با پوششي از صدف دريايي در آن نقطه تعجب برانگيز بود. آزمايش راديوکربن نشان مي داد که اين کوره طي قرون 14 و 15 ميلادي زير آبِ بالا آمده درياي خزر غرق شده است. نکته در اينست که سطح آب درياي خزر در زماني که ديوار احداث مي شده، چند متر از آنچه امروز مي بينيم پايين تر بوده است. امروزه ديوار دِربِن به نواحي اي منتهي مي شود که توسط آب درياي خزر شسته شده است، و بنا به گزارشي از جهانگرد بريتانيايي قرن نوزدهم، چارلز ادوارد ييت14، اتفاق مشابهي نيز براي ديوار مار سرخ رخ داده است. در اين ميان تنها ديواري که توسط باستانشناسانِِ غواص کشف گرديد، ديوار تَميشه است. اين ديوار در سال 2007 و طي غواصي هايي که توسط يک تيم از باستانشناسان ايراني از جمله حسين توفيقيان در آبهاي تيره ي خليج گرگان صورت پذيرفت، کشف گرديد و متعاقب آن يک تيم مشترک از باستانشناسان ايراني و بريتانيايي راه نيمه پيموده آنان را کاملتر نمودند. به رغم عمق کمِ دو متري آب دريا، ميدان ديد در اين آب يکدست سبز رنگ به سختي به يک پا مي رسيد. غواصاني مانند جوليان يانسن فن رنسبورگ15 فقط به حس لامسه ي دستهاي خود اتکا کردند. اما در نهايت پاره اي اطلاعات بدست آمده از صيادان محلي، عکسهاي ماهواره اي و مساحي عمق آب دريا به ما امکان داد تا نقطه دقيقي را بعنوان هدف کاوش خود تعيين نماييم. در برخي مناطق بستر درياي خزر پوشيده از قطعات خشت هاي کوره اي عهد ساساني بود به قسمي که برخي از اين قطعات هرگز بسترِ سختِ دريا را لمس نکرده بلکه بر روي يکديگر انباشته شده بودند. نقشه اي که از مناطق تجمع خشتها تهيه شد نشان مي داد که اين قطعات همگي در يک خط قرار ندارند و اين امر دلالت بر وجود آثار ديگري مي کرد که همراه با ديوار به زير آب رفته اند. تحقيقات آتي نشان خواهد داد که درياي خزر چه آثار ديگري را نيز بلعيده است: شايد يک دژ ساساني و يا شايد يک لنگرگاه؟

ابرقدرتي باستاني

پروژه حاضر نگاه مرسوم ما به مناطق اروپايي – مرکزي17 را به چالش مي کشد. در دوراني که امپراطوري روم کبير در حال فروپاشي است و يا دولت بيزانتين زير فشارهاي خارجي کمر خم کرده است، پادشاهي پارس ساساني نيروي عظيم انساني اي را فراخوانده تا براي سرزمين هايش چنان حصار بزرگي بکشد که هيچگاه نمونه اي قابل قياس با آن در غرب ساخته نشده است. به ظاهر پارسيان از قدرتي برابر يا شايد قوي تر از دشمنان رومي خود در زمينه هاي نيروي نظامي، توانمنديهاي سازماني، مهندسي عمران و مديريت منابع آب برخوردار بوده اند.

باستانشناسيِ امروز، شروع به ترسيمِ تصويرِ جديدي از يک ابرقدرتِ باستاني در روزهاي اوجش کرده است.

با تشكز از دوستم كه زحمت كشيدند و اين مطلب جذاب را براي وبلاگ خودشان ارسال كردند.

فايل ورد هم براي پرينت گرفتن در پايين مطلب موجود است.

دانلود فايل : red snake



1. Hadrian Wall
2. Antonine Wall
3. optically stimulated luminescence (or OSL)
4. Prototype
5. Sondage
6. Tammisheh Wall
7. The White Huns
8. Procopius
9. magnetometer survey
10. Roger Ainslie
11. Geophysical survey
12. Seth Priestman
13. Derben Wall
14. Charles Edward Yate
15. Julian Jansen Van Rensburg

پدیده ی شگفت انگیز حلقه های کشتزار




در شب دوازدهم آگوست ۱۹۷۲ میلادی،برایس باند و آرتور شاتل وود در ناحیه وارمینستر از منطقه ویلتشایر در جنوب انگلستان،متوجه صداهایی شدند که از مزرعه گندم می آمد.
آنان در نور درخشان مهتاب مشاهده کردند که با فشرده شدن ساقه های گندم و خوابیدن آنها بر روی زمین،در جهت عقربه های ساعت،طرحی شگفت انگیز بر گستره کشتزار پدید آمد.


تشکیلات موسوم به حلقه های کشتزار اغلب در مزارع غلات پدید می آیند و طی فرآیندی که به پیدایش آنها می انجامد،گیاهان به نحوی اسرار آمیز بر روی زمین می خوابند.بدین صورت الگو هایی پدید می آید که یکباره و بی آنکه در روشنایی روز پیش از آن،کسی آنها را دیده باشد،توجه مردم را به خود جلب می کنند.

به سه بعدی بودن تصویر دقت کنید
مشهور ترین تصویر قدیمی مستندی که وقوع پدیده حلقه های کشتزار را نشان می دهد،یک گراور یا حکاکی چوبی،متعلق به سال ۱۶۷۸ میلادی در انگلستان است.در این اثر،موجودی شیطانی به تصویر در آمده است که با داسی بلند،مشغول دروی مزرعه غلات در قالب الگویی عجیب و خاص است.







این تصویر عینا در اهرام مصر باستان وجود دارد !!!!!!!
به وضوح شما خورشیدی را که از پشت اهرام مصر طلوع کرده می بینید !!!




۲۰۰۱ میلادی – انگلستان
شواهد موجود نشان می دهند که وقوع این پدیده،از اوایل قرن بیستم به بعد،سال به سال افزایش یافته است،به طوری که در دهه ۱۹۶۰ به رویدادی آشنا تبدیل شده و از دهه ۱۹۷۰ به بعد توجه اذهان عمومی را به خود جلب نموده است.از سال ۱۹۷۲به بعد(یعنی سال مشاهده عینی صحنه وقوع توسط باند و شاتل وود) تاکنون در حدود ده هزار گزارش از پیدایش مستند حلقه های کشتزار با اشکال گوناگون،در نقاط مختلف جهان ارائه شده است. قطر بعضی از این حلقه ها به یک کیلو متر می رسد و برخی دیگر از آنها مساحتی بالغ بر ۱۹ هزار متر مربع را می پوشانند


.در این تصویر، صورت یک موجود نقش بسته است !!!!



۲۰۰۱ – انگلستان
نکته جالب و شگفت انگیز دیگری که در این باره وجود دارد،مسئله تحول و تکامل تدریجی این طرحها می باشد.
امروزه شاهد پدیدار شدن نگاره های هندسی بغرنجی هستیم که از روابط ریاضی پیچیده ای پیروی می کنند و جالب آن که در برخی موارد،این نگاره ها،نمایانگر نقوش و طرح های مقدس اقوام و ملل مختلفی از سراسر جهان هستند.


این تصویر، هم اینک در ناسا در حال آنالیز و رمز گشایی است !!!!!!!!!
یک تیم ۴۰۰ نفره بر روی آن کار می کنند.
کاملا یک کتیبه یا منشور در آن مشاهده می شود !!!!!!
در دهه ۱۹۸۰ میلادی،دکتر ترنس میندن،رییس اتحادیه پژوهشی گردبادها و توفانها در بریتانیا،عامل پیدایش بسیاری از حلقه های کشتزار را – حداقل در نمونه هایی که اشکالی ساده دارند – جریانهای دورانی هوا و از جمله گردبادهای کوچک و بزرگ دانست.منتقدان نیز چنین عنوان کردند که اگر دکتر میندن،یکبار هم که شده به مشاهده مستقیم اثرات عبور گردباد می پرداخت،هرگز چنین نظریه ای را ارائه نمی داد!
نخست آنکه گردباد ها،الگوی جابجایی منظمی ندارند و هیچ گاه روی خط مستقیم یا مسیر های دایره ای کامل حرکت نمی کنند.همچنین گردبادهای کوچک،هرگز گیاهان را روی زمین نمی خوابانند.در کنار آنها،گردبادهای سهمگین و عظیمی همچون تورنادو و هاریکن قرار دارند که مخرب ترین نیروهای حاصل از جابجایی هوا در کره زمین هستند.این بادها در مسیر خود همانند یک جاروی برقی غول پیکر،همه چیز را از دامها و انسانها گرفته تا درختان و ساختمانها،از روی زمین بلند می کنند.
بنابراین اگر پیدایش حلقه های کشتزار، حاصل عملکرد نیروهای جوی بود،در این صورت،ساقه ها از زمین کنده می شدند و اگر ساقه ای متصل به زمین باقی می ماند،برگها و دانه های آن جدا می شد و در محل بندهای ساقه،شکستگی روی می داد.نتیجه آنکه وزش باد،آن هم از نوع دورانی آن،بر جا ماندن مزرعه ای آشفته و ژولیده را در پی خواهد داشت ،نه پیدایش طرحهای هندسی زیبا،دقیق و منظم.

به وضوح ۶سیاره در این تصاویر دیده می شود و چرخش آنها به دور خورشید خود


۲۰۰۱ – انگلستان
عده ای دیگر،بر این اعتقادند که پیدایش این حلقه ها،منشاء برون زمینی دارد و آنها را با اشیاء پرنده ناشناس،موجودات فضایی ناشناخته و نیروهای غیر خاکی مرتبط می دانند.
نکته قابل ذکر دیگر،نحوه خمیده شدن ساقه ها و ارتباط آن با ساختمان آنهاست.
ساقه گیاهان علفی،بندها یا گره هایی دارند که از وظایف آنها،ایجاد استحکام در گیاه است.این بندها،مجهز به روزنه هایی برای ایجاد امکان خروج بخار آب هستند. تجمع آب در محل بندها و فشار آن،موجب راست ایستادن ساقه و در نتیجه،موجب سر پا ماندن گیاه می شود. در صورتی که دما افزایش یابد،آب به بخار تبدیل می شود و منافذ موجود در بندها،راه را برای خروج بخار می گشایند.این ساز و کار،راهی برای تنظیم دما و خنک نگه داشتن گیاه است،که البته به از دست رفتن عامل استحکام و خمیده شدن ساقه گیاه می انجامد.


به وضوح ۶سیاره در این تصاویر دیده می شود و چرخش آنها به دور خورشید خود


۲۰۰۱ – انگلستان
عده ای دیگر،بر این اعتقادند که پیدایش این حلقه ها،منشاء برون زمینی دارد و آنها را با اشیاء پرنده ناشناس،موجودات فضایی ناشناخته و نیروهای غیر خاکی مرتبط می دانند.
نکته قابل ذکر دیگر،نحوه خمیده شدن ساقه ها و ارتباط آن با ساختمان آنهاست.
ساقه گیاهان علفی،بندها یا گره هایی دارند که از وظایف آنها،ایجاد استحکام در گیاه است.این بندها،مجهز به روزنه هایی برای ایجاد امکان خروج بخار آب هستند. تجمع آب در محل بندها و فشار آن،موجب راست ایستادن ساقه و در نتیجه،موجب سر پا ماندن گیاه می شود. در صورتی که دما افزایش یابد،آب به بخار تبدیل می شود و منافذ موجود در بندها،راه را برای خروج بخار می گشایند.این ساز و کار،راهی برای تنظیم دما و خنک نگه داشتن گیاه است،که البته به از دست رفتن عامل استحکام و خمیده شدن ساقه گیاه می انجامد.

این تصویر عینا بر روی پلاک همسر توت ان خامون فرعون مصر نقش بسته بود و موجب تعجب دانشمندان گردیده است !!!!!


۲۰۰۲ – آلمان

بررسی های میکروسکوپی نشان داده است که به هنگام پیدایش حلقه های کشتزار،دقیقا همین عامل است که به خوابیدن رستنی ها بر روی زمین می انجامد.در واقع،چنین به نظر می رسد که نوعی عامل خارجی باعث می شود در ناحیه بند ها،دما افزایش یابد.
نکته شگفت انگیز دیگر اینکه اثر این عامل خارجی،انتخابی است،یعنی بندهایی که تحت تاثیر قرار می گیرند و جهت و میزان خمیدگی آنها،بسته به طرحی که پیاده می شوند،در بخش های مختلف،تغییر می کند. مثلا ممکن است در یک سمت الگو،نخستین بند های بالاتر از سطح زمین، آب از دست بدهند و در سمت دیگر،دومین بندها. به این ترتیب،به راحتی می توان آثار تقلبی را از نمونه های اصلی تشخیص داد.خم کردن ساقه ها با دست یا هر وسیله مکانیکی دیگری، علاوه بر ایجاد آسیب در گیاه،منجر به بروز خمیدگیهایی می شود که عمدتا در میان فواصل بندها و نه در خود آنها به وجود می آیند.

پس از روئیت این تصویر که به وضوح تصویر یک موجود فضایی و دقیقا مطابق با تصویر موجود فضایی رزول می باشد، ستادی متشکل از فرماندهان عالی رتبه نظامی اروپا و امریکا و همچنین دانشمندان با گرایش های مختلف در نوراد امریکا ایجاد شد


۲۰۰۳ – آلمان
ساز و کار فوق نشان می دهد که احتمالا تابش امواجی نظیر مایکروویو که به صورت منفرد بر برخی از بندها اثر می کند،عامل پیدایش الگوی خمیدگی هاست.با توجه به پیچیدگی هندسی طرحها، چنین می نماید که نوعی وسیله هدایت کننده اصلی(نظیر یک رایانه) فرمان های مقدماتی را به یک دستگاه عمل کننده نهایی(نظیر دستگاه مولد پرتو ها) می فرستد و این دستگاه دوم،اثر قابل مشاهده را بر بندهای ساقه اعمال می کند.
بررسی خاک مزارع در بخش داخلی طرح های مربوط به حلقه های کشتزار،توسط دانشمندی به نام کالین اندروز ، نشان داده است که میزان تشعشع الکترومغناطیسی آن،تا ٪ ۱۰۰ بیشتر از حد عادی است و گزارش های ارائه شده،مشخص کرده اند که در سالهای متعاقب این رویداد،منطقه تحت تاثیر،تا ٪ ۴۰ با افزایش محصول روبه رو شده است.


۲۰۰۵ – فرانسه
همچنین،اندازه گیری های مربوط به گسیل انرژی،آشکار ساخته اند که تا چندین روز پس از پیدایش حلقه ها،نوعی انرژی در محدوده فرکانس ۵ کیلو هرتز،از منطقه ساطع می شود که برخی از افراد حساس،آن را در قالب صدایی لرزان می شنوند.
بسیاری از کسانی که از این حلقه ها بازدید می کنند،دچار واکنش های جسمی خاصی می شوند که از آن جمله می توان به حالت تهوع،سردرد،گیجی،احساس قلقلک و دردهای گوناگون اشاره کرد.نظیر این نشانگان را می توان در ناخوشی های حاصل از تاثیر پرتو رادیو اکتیو نیز مشاهده کرد.
گفته می شود که ساعت ها،تلفن های همراه،دوربین های عکاسی و به ویژه دستگاههای الکترونیکی ای که برای بررسی وارد منطقه می شوند،دچار اختلال می شوند و نیز ادعا می شود که قطب نمای هواپیماها،در بالای این مناطق،به صورت دیوانه وار به چرخش در می آید.
اشخاصی که شاهد پیدایش حلقه های کشتزار بوده اند، متوجه تابش سرخ رنگی بر سطح زمین شده اند.خمیده شدن گیاهان در ۵ دقیقه اتفاق می افتد و در این مدت،هیچ کس،شخص یا وسیله ای را که بتوان این رویداد را به آن نسبت داد،ندیده است.
در برخی موارد،پیدایش اشکال پیچیده این حلقه ها با برخی حوادث عجیب همراه بوده است.مثلا دیده شده است که سگهای مجاور یک منطقه در فاصله ساعت ۲ تا ۴ بامداد پارس کرده اند و صبح روز بعد،پیدایش حلقه ای در آن منطقه گزارش شده است، و یا دیده اند که احشام، پس از ورود به محوطه حلقه ها بیمار شده اند.در دامنه تپه ها،متوجه وزش بادهای عجیب شده اند و همچنین مشاهده گوی های نارنجی نورانی،شنیدن صداهای خش خش مانند عجیب و ظهور مکرر اشیاء پرنده ناشناس،از دیگر وقایع پس از ظهور حلقه ها بوده اند.





















دواير گندم





دواير گندم:

اشکال پیچیده و منظم هندسی که در مقیاسهای بزرگ در مرازع صاف و یکدست گندم یا ذرت بوجود میایند. این اشکال بصورت دایره های کوچک که بطور چرخشی روی هم خم میشوند بوجود میایند که اگر از بالا و فاصله ی زیاد به انها بنگریم شکلهای بسیار عظیم و پیچیده و زیبای هندسی را میبینیم. این اشکال گاه انچنان پیچیده اند که کشیدن انها حتی بر روی کاغذ نیز با اشتباه همراه است.
حال انکه این اشکال طی مدت کمی از شب روی مزارع گندم انهم بدون اطلاع صاحبان مزارع بوجود میاید. دانشمندان عقیده دارند که موجودات فرازمینی با این کارشان سعی در اتتقال اطلاعات و دادن پیام به دانشمندان زمین هستند.
دواير گندم:

اشکال پیچیده و منظم هندسی که در مقیاسهای بزرگ در مرازع صاف و یکدست گندم یا ذرت بوجود میایند. این اشکال بصورت دایره های کوچک که بطور چرخشی روی هم خم میشوند بوجود میایند که اگر از بالا و فاصله ی زیاد به انها بنگریم شکلهای بسیار عظیم و پیچیده و زیبای هندسی را میبینیم. این اشکال گاه انچنان پیچیده اند که کشیدن انها حتی بر روی کاغذ نیز با اشتباه همراه است. حال انکه این اشکال طی مدت کمی از شب روی مزارع گندم انهم بدون اطلاع صاحبان مزارع بوجود میاید. دانشمندان عقیده دارند که موجودات فرازمینی با این کارشان سعی در اتتقال اطلاعات و دادن پیام به دانشمندان زمین هستند.
دواير گندم:

اشکال پیچیده و منظم هندسی که در مقیاسهای بزرگ در مرازع صاف و یکدست گندم یا ذرت بوجود میایند.
این اشکال بصورت دایره های کوچک که بطور چرخشی روی هم خم میشوند بوجود میایند که اگر از بالا و فاصله ی زیاد به انها بنگریم شکلهای بسیار عظیم و پیچیده و زیبای هندسی را میبینیم.
این اشکال گاه انچنان پیچیده اند که کشیدن انها حتی بر روی کاغذ نیز با اشتباه همراه است.
حال انکه این اشکال طی مدت کمی از شب روی مزارع گندم انهم بدون اطلاع صاحبان مزارع بوجود میاید.
دانشمندان عقیده دارند که موجودات فرازمینی با این کارشان سعی در اتتقال اطلاعات و دادن پیام به دانشمندان زمین هستند.