کافه تلخ

ذهن، محمد جعفر مصفا


سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۶ ه‍.ش.

تاریخچه مکتب طریقت اویسی شاه مقصودی



استاد كنوني عرفان

بنیاد مکتب طریقت اویسی شاه‌­مقصودی با وساطت چهل و یک استاد عالی‌قدر و عرفای شامخین به حضرت اویس قرنی و از طریق ایشان به مولای متّقیان حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت خاتم الانبیاء محمّد مصطفی(ص) ﻣﻲپیوندد.
حضرت اویس قرنی در زمان حضرت نبیّ اکرم، در یمن و ظاهراً در فاصله­‌ای دور از آن حضرت می­‌زیسته است، امّا مشخصّاً او بر مبنای حقیقت تعالیم اسلام که باطناً از حضرت محمّد(ص) دریافت نموده، زندگی کرده است، بطوری که حضرت محمّد(ص) در وصفش چنین فرمودﻩاند: « بوی رحمان را از جانب یمن می­‌شنوم.»

حضرت رسول اکرم(ص) در آخرین روزهای حیات ظاهری، خرقۀ مبارک شان را که نمودار ارشاد و تعلیم می­باشد به حضرت علیّ بن ابی­طالب(ع) و عمر بن الخطّاب سپرده و فرمودند:
«بعد از من اویس نامی را خواهید دید، این امانت را به ایشان داده و از او بخواهید که امّت مرا دعا کند.» هُجویری در کشف­‌المحجوب1، فریدالدّین عطّار نیشابوری در تذکره­‌الاولیا2، و شیخ محمّدباقر قادری نمینی در اقطاب اویسی3 نقل کرده‌­اند که اوّلین کسی که به دریافت خرقه از حضرت رسول اکرم(ص) نائل شد، اویس قرنی بوده است.

مولوی در دفتر چهارم مثنوی4 چنین سروده است:

که محمّد گفت بـر دست صبـا*****از یمـن می­آیـدم بـوی خــدا
بوی رامین می­رسد از جان ویس*****بوی یزدان می­رسـد هم از اویس
از اویس و از قرن بـوی عجـب*****مر نبی را مست کرد و پر طرب
چون اویس از خویش فانی گشته بود*****آن زمینـی آسمانـی گشتـه بود


بدین ترتیب پیامبر مکّرم اسلام(ص) طریقۀ تعلیم باطنی را که درواقع تنها طریق دریافت حقیقی اصول حیات است، تأیید ﻣﻲفرمایند. یعنی این حضرت اویس است که جوهره و اصل اسلام را از راه باطن از معلّم زمان خود دریافت نموده است.

موضوع سیر خرقه از زمان حضرت رسول اکرم(ص) و بنیان مکتب عرفان اسلامی تا این زمان معرّف دو اصل مهم و اساسی است: اوّلاً شناخت معلّم باید از طریق باطن محقّق شود، و ثانیاً تحقّق این شناخت باید ظاهراً هم تائید گردد، هم‌چنان‌که اتصّال باطنی حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت اویس قرنی به حضرت پیامبر(ص) نیز به همین طریق تحقّق یافته است.از آن هنگام به بعد، سیر خرقه و اصل دریافت حقیقت به شیوۀ فوق، که نمایانگر عالیترین درجۀ عرضۀ شخصیّت انسانی و نمودار والاترین ارزش و افتخار برای دریافت کنندۀ آن می­باشد، بدون وقفه تا عصر حاضر ادامه پیدا کرده است. این امر مهم، بیانگر مقامی بی‌­نظیر در مکتب عرفان اسلامی است. مقام استادی، که پیر یا قطب نامیده ﻣﻲشود، در واقع مظهر و اصل و قوام طریق معرفت است.

حضرت پیر معظّم، مولانا صلاح‌­الدّین علی نادرشاه عنقا، در تاریخ ١٣ شهریورماه سال ١٣٤٩ هجری خورشیدی، برابر با چهارم سپتامبر ١٩٧٠ میلادی، رسماً بعنوان چهل و دوّمین قطب طریقت اویسی شاه­‌مقصودی خرقۀ مقدّس حضرت اویس قرنی را از دست پدر عظیم الشّأنشان، حضرت شاه­‌مقصود صادق عنقا، درپوشیدند و بدینسان بجانشینی حضرتشان برگزیده شدند.

حضرت شاه­مقصود در کتاب حماسۀ حیات فرموده اند:

خـرقـۀ فـقـر اویـسـی بـا مـاست*****یعنی این فقر که با ماست غناست


از آنجا که پدر، پدربزرگ و جدّ حضرت پیر معظّم نیز از اقطاب طریقت اویسی ﻣﻲباشند طبیعتاً تعلیم حضرتشان از اوان کودکی تحت نظر حضرت میرقطبﺍلدّین محمّد عنقا، پدربزرگ، و حضرت شاه­‌مقصود، پدرشان، آغاز گردیده است.

حضرت پیر، مولانا صلاح‌­الدّین علی نادرشاه عنقا، استاد کنونی و چهل و دومیّن معلّم مکتب طریقت اویسی نیز همانند اساتید عالی‌قدر خود، اصول حقیقی و جاویدان عرفان اسلامی و تصوّف را به زبان علمی روز تبیین و تعلیم ﻣﻲفرمایند و تعالیم این مکتب تحت نظارت مستقیم حضرتشان در خانقاههای سراسر جهان، عرضه کنندۀ راه حصول انسان به نعمت آرامش و جاودانگی و آشنائی او با ارزشهای حقیقی خود از طریق آموزش و پرورش فردی است. آثار قلمی حضرت پیر معظّم در حال حاضر بیش از پنجاه مجموعه ﻣﻲباشد که به نظم و نثر عرضه شده و به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه و منتشر گردیده­‌اند.


1 Hujwiri , Kashf al-Mahjub, (Tehran, Tahoori Publication, 1979)
2 Attar, Sheikh Farid al-din, Tazkeret al-Ulia, (Tehran, Amir Kabir Publication, 1964)
3 Baghiri Namini, Sheikh Mohammaad Ghadeer, Aghtab Oveyssi, (Tehran, Amin Pubication. 1973)
4 Jalaledin Rumi, Massnavi, (Persian edition, 1925, Sepehr Publication) p. 716, line 1826


تاریخچه و سلسلۀ اقطاب مکتب

حضرت محمّد(ص)
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع(

١- حضرت اویس قرنی
٢- حضرت سلمان فارسی
٣- حضرت حبیب ابن سلیم راعی
٤- حضرت سلطان ابراهیم ادهم
٥- حضرت ابوعلی شقیق بلخی
٦- حضرت شیخ ابوتراب نخشبی
٧- حضرت شیخ ابی­‌عمرو اصطخری
٨- حضرت ابوجعفر حذّاء
٩- حضرت شیخ کبیر ابو عبدالله محمّد ابن خفیف شیرازی
١٠- حضرت شیخ حسین اکّار
١١- حضرت شیخ مرشد ابواسحق شهریار کازرونی
١٢- حضرت خطیب ابوالفتح ابوالقاسم ابن عبدالکریم
١٣- حضرت علی ابن حسن بصری
١٤- حضرت سراجﺍلدّین ابوالفتح محمود ابن محمودی صابونی بیضاوی
١٥- حضرت شیخ ابو عبدالله روزبهان بقلی شیرازی
١٦- حضرت شیخ نجمﺍلدّین طامّهﺍلکبری خیوقی
١٧- حضرت شیخ علی لالا غزنوی
١٨- حضرت شیخ احمد ذاکر جوزقانی
١٩- حضرت نورالدّین عبدالرّحمان اسفراینی
٢٠- حضرت شیخ علاءالدّوله سمنانی
٢١- حضرت شیخ محمود مزدقانی
٢٢- حضرت امیر سیّد علی همدانی
٢٣- حضرت شیخ احمد ختلانی
٢٤- حضرت سیّد محمّد عبدالله قطیفی الحصاوی نوربخش
٢٥- حضرت شاه قاسم فیض­‌بخش
٢٦- حضرت حاج حسین ابرقوئی جان‌بخش
٢٧- حضرت درویش ملک ­علی جوینی
٢٨- حضرت درویش علی سدیری
٢٩- حضرت درویش کمال سدیری
٣٠- حضرت درویش محمّد مذهّب کارندهی (معروف به پیر پالاندوز)
٣١- حضرت میر محمّد مؤمن سدیری سبزواری
٣٢- حضرت میر محمّد تقی شاهی مشهدی
٣٣- حضرت میر مظفّرعلی
٣٤- حضرت میر محمّدعلی
٣٥- حضرت سیّد شمسﺍلدّین محمّد
٣٦- حضرت حاج عبدالوهّاب نائینی
٣٧- حضرت حاج محمّد حسن کوزه­کنانی
٣٨- حضرت آقا عبدالقادر جهرمی
٣٩- حضرت جلالﺍلدّین علی میرابوالفضل عنقا
٤٠- حضرت میرقطبﺍلدّین محمّد عنقا
٤١- حضرت شاه­‌مقصود صادق عنقا
٤٢- حضرت صلاحﺍلدّین علی نادرشاه عنقا


روایتی دیگر



حضرت میرقطب­الدّین محمّد عنقا

حضرت میرقطب‌­الدّین محمّد عنقا چهلمین استاد مکتب طریقت اویسی می­باشند.
حضرت میرقطب­الدّین روز بیستم اردیبهشت سال 1266 هجری شمسی مطابق دهم ماه می 1887 میلادی درتهران بدنیا آمدند و از زمان کودکی تحت مراقبت و تعلیم سی ونهمین استاد مکتب، حضرت جلاﻝالدّین علی میرابوالفضل عنقا قرار گرفتند.  بعد از اتمام دبیرستان، تحصیلات خود را در علوم عالی ادامه دادند و تبحّر ایشان در ریاضی، هنر خوشنویسی، ادبیّات و فنّ نویسندگی قابل توجه است.
حضرت میرقطب­‌الدّین محمّد عنقا، از ابتدای جوانی علاقۀ زیادی به پرورش نیروی خلاّقۀ انسانی و تسلّط به علوم داشتند.  ایشان چگونگی جستجوی‌شان را درکتاب از جنین تا جنان چنین توصیف می­‌نمایند: «... هر جا صاحب مسندی یافتم با حسن نیّت به صحبتش شتافتم، به گفتارشان با دقّت رسیدم، اما از نظراتشان به مقصود نهائی نرسیدم. همین‌قدر فهمیدم که اعمال و عقاید اهل ظاهر بر ظن و تقلید مبتنی است.»
در ادامۀ تحقیقات خود وقتی به عرفان می­رسند آن را اینگونه توصیف
می­‌فرمایند: 
«طریق تصوّف و عرفان را به مقصود نهائی و نهانی خود نزدیک‌تر دیده و آن را بر سایر طرق برگزیده و دریافتم که مذهب ایشان از سایر مذاهب جداست، عاشقان‌را مذهب و ملّت خداست، دم را غنیمت می­‌شمارند و جز حق را عدم. پیوسته در اسقاط اضافاتند و وارسته از آفات و مافات...»
فرزند روحانی و جسمانی ایشان حضرت شاه­‌مقصود صادق عنقا، پیر اویسی، می­‌فرمایند: 
 «لو لا سیّدنا محمّد بن ابوالفضل عنقا ماظهرت حقیقت الفقر و المعرفت فی زماننا.» 
اگر مولانا میرقطب­‌الدّین محمّد عنقا نبود، حقیقت فقر و معرفت در زمان ما شناخته نمی­‌شد.
حضرت میرقطب‌الدّین محمّد عنقا روز سی و یکم شهریورماه سال 1341 هجری شمسی برابر با 22 سپتامبر 1962 میلادی رحلت نمودند و آرامگاه حضرتشان درکنار آرامگاه پدرشان حضرت جلال­الدّین علی میرابوالفضل عنقا در ابن بابویه شهر ری، در تهران قرار دارد.
حضرت میرقطب­الدّین نوشته­‌های گوناگونی در نظم و نثر دارند که از آنها می­توان به این آثار اشاره کرد: ارشادنامه،  از جنین تا جنان، اصول ادیان، تجلّیات، مراقبه وشهود. 

حضرت جلال الدّین علی میرابوالفضل عنقا

حضرت جلال الدّین علی میرابوالفضل عنقا سی و نهمین استاد مکتب طریقت اویسی می­‌باشند. ایشان درسال 1266 هجری قمری (1849 میلادی) در قزوین بدنیا آمدند و تا نوزده سالگی در آنجا به کسب معارف اسلامی و تحصیل سایر علوم متداول زمان پرداختند و مقارن سال 1284 قمری (1867 میلادی) به تهران آمدند. در اینجا به خدمت استاد عارف کامل و مکمل، حضرت آقا عبدالقادر جهرمی شتافته و تحصیل‌شان را زیر نظر هدایات و تعالیم ایشان تا مرحلۀ استادی به پایان رساندند.
حضرت جلال الدّین علی با همّت دائم و خدمت مداوم، پشتکار، نظم و اطاعت به تکمیل کمالات نفس پرداختند به گونه ای که علاوه بر طریقت اویسی از استادان طریقت های دیگر نیز اجازه ارشاد و تعلیم را دریافت نمودند و قطب زمان خویش گشتند.
مشایخ بزرگواری که ادراک فیض حضورشان را نموده اند:
- آقا عبدالقادر جهرمی در طریقت اویسی
- آقا محمد جاسبی جانشین حاج محمد جعفر کبوتر آهنگی مجذوب‌علیشاه در سلسله معروفی
- ظهیر الاسلام میر عین الدین حسین دزفولی در سلسله نعمت اللهی و ذهبی
- آقا سید حسین قریشی در طریقه ذهبی
حضرت جلال الدین علی میر ابوالفضل عنقادر سال 1333 هجری قمری مطابق با 1293 هجری شمسی (1915 میلادی) در تهران رحلت فرمودند و آرامگاه ایشان در ابن بابویه شهر ری تهران قرار دارد.
آثار ارزشمند مختلفی از ایشان درباره حقایق تصوّف و علم الاسرار و همچنین فلسفه و علوم مختلفه به صورت شعر و نثر بجا مانده است. تعدادی از آثار حضرت جلال­الدّین علی میرابوالفضل عنقا عبارتند از:
ـ آداب فقر در سلوک
ـ احادیث قدسی
ـ اشارات الحسینیّه
ـ انوار قلوب سالکین
ـ حقایق المناقب
ـ غنچۀ باز در شرح گلشن راز